تریگون؛ مردی که مرگش را در خودکارش حمل می‌کرد؛

بازخوانی تاریخ؛ «اعتراف‌نامه‌ را با خودکار خودم می‌نویسم!»؛ آخرین جمله یک ابرجاسوس!

۲۱ ژوئن ۱۹۷۷ در مسکو، بلندترین روز سال بود. آفتاب ساعت ۱۰:۱۸ شب غروب کرد و سرهنگ کاگ‌ب، ایگور پرتروخین، هنوز در حیاط بزرگ ساختمانی کنار رود مسکو منتظر بود. مردی که منتظرش بود فکر می‌کرد پرتروخین از همکاران کاگ‌ب است و می‌خواهد او را به‌عنوان خبرچین آزاد جذب کند. نام او الکساندر دمیتریویچ اوگورودنیک بود. 
کد خبر: ۱۳۹۹۷۴۳
| |
3231 بازدید
|
۱
بازخوانی تاریخ

به گزارش تابناک، اوگورودنیک ۱۱ نوامبر ۱۹۳۹ در سواستوپل به دنیا آمد و ۲۲ ژوئن ۱۹۷۷ در مسکو، در ۳۷ سالگی، با سیانور جان داد.

او دیپلمات میان‌رتبه‌ای در وزارت خارجه شوروی بود. مأموریت او در آمریکای لاتین بود و به اطلاعات مربوط به نیات شوروی در آن منطقه دسترسی داشت. سیا می‌گوید او از زندگی در آمریکای لاتین لذت می‌برد!  و نظام شوروی را سرکوبگر می‌دانست. 

درباره نحوه جذب او روایت‌ها یکسان نیستند. یک روایت می‌گوید مقام‌های اطلاعاتی کلمبیا اول با او تماس گرفتند و سیا بعد ارزش او را دید. روایت دیگری از زنی اسپانیایی‌تبار به نام پیلار سوارس بارکالا نام می‌برد که در جذب او به سیا کمک کرد. بعضی او را «معشوقه کلمبیایی» می‌نامند. به گفته ویکی‌پدیا از رابطه نامشروع آن دو در بوگوتا فرزندی به دنیا آمد.

او دیپلمات میان‌رتبه‌ای در وزارت خارجه شوروی بود. مأموریت او در آمریکای لاتین بود ؛او از زندگی در آمریکای لاتین لذت می‌برد!  و نظام شوروی را سرکوبگر می‌دانست. 

سیا اعلام کرده اوگورودنیک را در ۱۹۷۳ در آمریکای جنوبی استخدام کرد و نام رمز «تریگون» را به او داد. او اسناد را از سفارت بیرون می‌برد و به خانه امنی می‌رساند تا افسران سیا از آنها عکس بگیرند. 

 
آموزش پیش از بازگشت

پیش از احضارش به مسکو، افسران سیا فنون عملیاتی را به او آموختند، از جمله نوشتن با جوهر نامرئی، استفاده از دفترچه رمز یک‌بارمصرف و روش‌های «صندوق مرده» (dead drop). او در اکتبر ۱۹۷۴ به مسکو برگشت. شرط او برای ادامه همکاری این بود که دولت آمریکا دوست‌دختر باردارش را اسکان دهد. پیش از ترک آمریکای جنوبی هم وسیله‌ای برای خودکشی در صورت دستگیری خواست و پس از بحث‌های سطح‌بالا در لنگلی، سیا با اکراه خودکاری با کپسول سیانور به او داد. 

بازخوانی تاریخ,؛ «اعتراف‌نامه‌را با خودکار خودم می‌نویسم!»؛ آخرین جمله یک ابر جاسوس!

روایت دیگری  می‌گوید او خودکار اول را دور انداخت و خودکار دومی خواست. طبق همین روایت، مارتا پترسون خودکار دوم را از طریق صندوق مرده به او رساند.

 مسکو؛ شهری با نقشه‌های جعلی

در مسکو، اوگورودنیک به بخش امور جهانی وزارت خارجه رفت و به تلگراف‌های محرمانه ورودی و خروجی سفارتخانه‌های شوروی دسترسی یافت. گزارش‌های او به رئیس‌جمهور و مقام‌های ارشد آمریکا می‌رسید. مایکل سلرز، افسر سابق سیا، در کتابی که بر پایه منابع روسی و کاگ‌ب نوشته، می‌گوید او مواضع‌ مذاکراتی شوروی در مذاکرات سالت ۲ را هم به آمریکا می‌داد. 

ارتباط با او دشوار بود. نقشه‌های شهر مسکو عمداً نادرست ساخته می‌شد و دیدار حضوری بسیار خطرناک بود. به همین دلیل از ایستگاه‌های علامت، پیام رادیویی، وسایل پنهان‌سازی، صندوق مرده و تحویل از طریق خودرو استفاده می‌کردند. سیا گاهی برای پنهان‌کردن فیلم و پول در لاشه موش مرده هم جا باز می‌کرد. لاشه را از پنجره خودرو در محل قرار می‌انداختند و برای دور نگه‌داشتن گربه‌ها از سس تند استفاده می‌کردند.

کارگزار او در مسکو مارتا (مارتی) پترسون بود، از نخستین زنان افسر پرونده سیا در پشت پرده آهنین. کاگ‌ب توان زنان را در عملیات اطلاعاتی دست‌کم می‌گرفت و نزدیک ۱۸ ماه او را زیر نظر نگرفت. این دو نزدیک به دو سال با هم کار کردند ولی هرگز یکدیگر را ندیدند. 

 خیانتی از درون سیا

کارل کوچر، شهروند تابعیت‌گرفته آمریکا که مترجم و پیمانکار سیا بود و پنهانی برای سرویس اطلاعات چکسلواکی هم کار می‌کرد، به اطلاعاتی درباره نخستین تماس‌های تریگون با سیا دسترسی اتفاقی داشت و آن را به چک‌ها داد. چک‌ها به کاگ‌ب خبر دادند. زمان دقیق این انتقال معلوم نیست. در اوایل ۱۹۷۷ افسران پرونده کاهش محسوس کیفیت عکس‌های او را دیدند و گمان کردند کاگ‌ب او را شناسایی کرده است.

سلرز می‌نویسد کاگ‌ب یک سال پیش از دستگیری عملیات پیچیده‌ای را پیش برد. پرتروخین خود را مأمور استخدام او به‌عنوان مخبر معرفی کرد تا اعتمادش را جلب کند. در بازرسی مخفیانه آپارتمان او، چراغ‌قوه‌ای ساخت چین پیدا شد که در باتری‌اش جای پنهانی داشت.

 

 شب دستگیری

روایت سلرز از زاویه دید کاگ‌ب این چنین است: اوگورودنیک ساعت ۱۰:۳۰ شب با ولگای خود وارد حیاط شد و از پرتروخین خواست پوشه‌هایی را که به کنفرانس جوانان اقیانوس آرام مربوط بود تا بالا ببرد. کلید اول در قفل نچرخید و او گفت: «کسی اینجا بوده!» او رادیوی ژاپنی را روشن کرد و به آشپزخانه رفت تا قهوه و شراب بیاورد. پرتروخین نگران بود رادیو علامت خطر بفرستد، چون سفارت آمریکا حدود نیم‌کیلومتر آن‌طرف‌تر بود، و رادیو را خاموش کرد.

اوگورودنیک ساعت ۱۰:۳۰ شب با ولگای خود وارد حیاط شد  رادیوی ژاپنی را روشن کرد و به آشپزخانه رفت تا قهوه و شراب بیاورد. پرتروخین نگران بود رادیو علامت خطر بفرستد، چون سفارت آمریکا حدود نیم‌کیلومتر آن‌طرف‌تر بود، و رادیو را خاموش کرد.

ناگهان سرهنگ کوزمین با سه نفر وارد شد و حکم بازداشت را خواند. اوگورودنیک پرسید «میخائیل ایوانوویچ کجاست؟» و فهمید همه چیز نقشه بوده است. بازرسان لباس‌هایش را وجب‌به‌وجب گشتند. از زمان دستگیری فرانسیس گری پاورز، خلبان یو-۲، در ۱۹۶۲ که قرص سمی همراهش بود، کاگ‌ب فرض می‌کرد مظنونان ممکن است وسیله خودکشی داشته باشند. چیزی پیدا نشد. 

سپس چراغ‌قوه را پیش او آوردند. وقتی لایه کاغذی باتری را برداشتند و فیلم و نامه‌ای را بیرون کشیدند که با «دوست عزیز، از بسته ماه مه متشکرم» آغاز می‌شد، رنگ از صورتش پرید و پاهایش چنان لرزید که با دو دست آنها را نگه داشت. او تکه‌ای از پوست خشک دستش را کند و خونش آمد. وقتی چسب زخم خواست، پرتروخین با تکان سر رد کرد، چون ممکن بود چسب زخم محل پنهان‌کردن سم باشد. 

بازرسان بعدتر دفترچه رمز و کاربن را لای یک کتاب پیدا کردند. سیا بار‌ها یادآوری کرده بود این اوراق را بعد از خواندن نابود کند. او نابود نکرده بود. 

 لحظه خودکار

حدود ساعت ۲ بامداد، او برای نوشتن اعتراف‌نامه کاغذ و قلم خواست. با قلم بازرسان شروع به نوشتن نکرد و خودکار شخصی‌اش را خواست که بازرسان قبلاً دوبار وارسی کرده بودند و چیزی نیافته بودند. او نوشت: «به کمیته امنیت دولتی اتحاد شوروی. من، اوگورودنیک الکساندر دمیتریویچ، اعتراف می‌کنم...» و ناگهان ایستاد و خواست باتری چراغ‌قوه را برای بررسی مدرک ببیند. وقتی یک بازرس برای آوردنش رفت و دیگری لحظه‌ای حواسش پرت شد، خودکار را در دهان فشرد. 

بازخوانی تاریخ,؛ «اعتراف‌نامه‌را با خودکار خودم می‌نویسم!»؛ آخرین جمله یک ابر جاسوس!

اما روایت پایان کار بین دو سوی ماجرا فرق دارد. مارتا پترسون در خاطراتش بیوه جاسوس نوشته او با گاز زدن خودکار «فوراً» جان داد. اما گزارش مولودتسوف، یکی از بازرسان کاگ‌ب که سلرز آن را نقل می‌کند، چیز دیگری می‌گوید. بازرسان با خط‌کش فلزی دندان‌هایش را باز کردند. کف خونین از دهانش می‌آمد و دو آمبولانس رسید. پزشکان تشخیص دادند ادم ریوی دارد. در بیمارستان اسکلیفوسوفسکی لوله‌ای در ریه‌هایش گذاشتند و پزشکان سیانور پتاسیم را محتمل ندانستند. ساعت ۴ صبح، بدون آنکه به هوش بیاید، قلبش از کار ایستاد. دو پزشک هنگام کمک به او یا کالبدشکافی به‌طور موقت بیمار شدند. مولودتسوف خودش هم نوشته وقتی سیگار با دستی روشن کرد که کف خون روی آن بود، گلویش ناراحت و سرش گیج شد.

 واکنش آندروپوف و دام مارتا پترسون

ژنرال بویاروف، مسئول عملیات، آن شب را شکست می‌دانست. او و دیگر اعضای تیم ساعت ۹ صبح به دفتر آندروپوف، رئیس کاگ‌ب و رهبر بعدی اتحاد جماهیر شوروی، رفتند. بویاروف پیش از جلسه به رئیس خود گفت می‌شود از رمز‌ها و برنامه ارتباطی ضبط‌شده برای فریب یک افسر آمریکایی استفاده کرد. آندروپوف به او  تبریک گفت و گفت مأمور آمریکایی خنثی شده است. فقط شرط کرد همه چیز در بالاترین سطح قانونی انجام شود. 

اوگورودنیک برای صندوق مرده ۲۸ ژوئن سر قرار نیامد و قرار بعدی دو هفته بعد از طریق رادیو تنظیم شد. ۱۵ ژوئیه، مارتا پترسون به پل راه‌آهن کراسنولوژسکی نزدیک استادیوم لنین رفت و وسیله پنهان‌کردن را در دریچه باریکی در برج سنگی پل گذاشت. گروه تعقیب کاگ‌ب منتظر بود. او را به لوبیانکا بردند، چند ساعت بازجویی و با وسایل جاسوسی عکس‌برداری کردند.

اوگورودنیک برای صندوق مرده ۲۸ ژوئن سر قرار نیامد و قرار بعدی دو هفته بعد از طریق رادیو تنظیم شد.  گروه تعقیب کاگ‌ب منتظر بود

بعد او را عنصر نامطلوب (persona non grata) اعلام و فوراً به آمریکا بازگرداندند. او نمی‌دانست اوگورودنیک یک ماه پیش مرده است. نوشته‌اند او هنگام دستگیری با چنان قدرتی مقاومت کرد که یکی از مأموران را به بیمارستان فرستاد. شبکه‌های اجتماعی شاید در جزئیات این بخش اغراق کنند، چون این روایت از منبع رسمی نیست.

سیا می‌گوید اطلاعات تریگون به سیاستگذاران آمریکا بینش ارزشمندی درباره برنامه‌ها و نیات سیاست خارجی شوروی داد. سلرز هم می‌نویسد خودکشی اوگورودنیک در ذهن کاگ‌ب ماند و در ۱۹۸۵ هنگام دستگیری‌های بعدی تلاش کرد تکرار نشود. 

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مسعود
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
اصلا نفهمیدم چی خوندم
خیلی بی سر و ته بود
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان