بازخوانی تاریخ؛ از میز مثلثی ژنو تا حل مشکل همجواری با بنی اسرائیل با یک پرانتز!
به گزارش تابناک ، ظرافتها و حساسیتهای میدان دیپلماسی، کمتر از میدان جنگ نیست، اگر در جنگ، فقط نظامیان دو طرف در مقابل هم قرار دارند، در میدان دیپلماسی، میلیون ها ناظر و هموطن و شهروند شاهد کوچکترین تعاملات و سخنان و حتی نوع لباس پوشیدن و آداب معمولی نمایندگان کشورشان هستند.

گاهی سرنوشت یک مذاکره یا یک حضور بینالمللی به چیزی به سادگی جای نشستن گره میخورد و گاهی میشود فقط با یک چیدمان ساده در مبلمان دیپلماتیک، پیامی را به جهان مخابره کرد و ابررسانهها را بصورت رایگان، برای انتقال پیام مورد نظر استخدام کرد!
این گزارش بازخوانی تاریخ، دو صحنه و دو ابتکار را کنار هم میگذارد : میز مثلثیشکل ژنو در شهریور ۱۳۶۷ و ترتیب الفبایی صندلیها در مجامع بینالمللی در سالهای اول جنگ.
در هر دو، هیئت ایران با مسئلهای روبهرو بود که به فاصله و مجاورت مربوط میشد: فاصله از نمایندگان بغداد و مجاورت با نمایندگان رژیم اسرائیل. دو دشمن بزرگ جمهوری اسلامی ایران در دهه شصت، که حالا یکی از آن دو، عراق، تبدیل به دوستی صمیمی در روابط خارجی ایران شده است.
خصلت ایرانی، هوشمندی در میانه بحران، پیدا کردن میانبر و اتحاد در سختیها است، خصلتی که یکی از دلایل تاب آوری این ملت باستانی در فراز و فرودهای تاریخی است.
اما دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه توانست مشکل همجواری با بنی اسرائیل در مجامع بینالمللی را حل کند؟
چیدمان صندلی هیئتهای نمایندگی در مجامع بینالمللی طبق پروتکل بر پایه حروف الفبا انجام میشود. پس از انقلاب، نام رسمی «Islamic Republic of Iran» با حروف IS آغاز میشد و در فهرست الفبایی درست پیش از Israel مینشست.

نتیجه این بود که هیئت ایران بارها و پیاپی در کنار نمایندگان رژیم اسرائیل قرار میگرفت. همجواری کراهت آمیز که مخاطرات امنیتی هم برای تیم دیپلماسی ایرانی هم ایجاد میکرد.
در سال ۱۳۶۱، رضا امراللهی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، پیشنهاد داد نام کشور در مجامع بینالمللی بهجای «Islamic Republic of Iran» به صورت «Iran (Islamic Republic Of)» نوشته شود.
با این شکل، ایران زیر حرف I و در کنار Iraq و Ireland مینشست و از مجاورت الفبایی با رژیم اسرائیل بیرون میآمد.
بنا بر همین روایت، پیشنهاد بلافاصله مورد موافقت مسئولان عالی کشور قرار گرفت و از آن پس هیئتهای ایرانی دیگر کنار نمایندگان رژیم اسرائیل ننشستند و یک مشکل بزرگ با یک میانبر کوچک و یک پرانتز ناقابل! حل شد.

شش سال بعد مشکل دیگری ایجاد شد،بعد از هشت سال جنگ خونین، دفاعی مقدس و مقتدانه، اما پر هزینه و سخت، اینک، جنگ به مرحله مذاکره رسیده بود. اولین دور گفتوگوهای جمهوری اسلامی ایران و عراق صدام پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۶۷ در ژنو برگزار شد.
خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سازمان ملل، با پنج دستیارش قرار بود میانجی ایران و عراق باشد،
برای افکار عمومی ایرانیان که سیصد هزار شهید برای این جنگ داده بودند، بسیار سخت بود که صحنه روبوسی و دست دادن وزیر خارجه شأن با وزیر خارجه صدام، طارق عزیز را از قاب رسانه و تلویزیون تماشا کنند و این حساسیت و ظرافت به چشم وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران یعنی دکتر علی اکبر ولایتی آمد و با ابتکاری جالب این حساسیت را مدیریت کرد.
هیئت ایران به ریاست علیاکبر ولایتی از نشستن روبهروی فرستادگان بغداد در قالب یک میز دوجانبه سنتی خودداری کرد و پیشنهاد کرد میزهای مذاکره به شکل مثلثی، که میانجی را در رأس قرار میداد، قرار گیرد.
فضا بقدری سنگین بود که هیئتها بدون سلامواحوالپرسی کار را شروع کردند و تصویر همان شد که ایران میخواست: جلو رفتن کار با اقتدار بدون نرمش اضافه!
از اعضای هیئت ایران این نامها ذکر شده است: حسن روحانی، حسن حبیبی، ولایتی، محمدجواد ظریف، سیروس ناصری، عباس ملکی، علی شمساردکانی و جمشید ممتاز. هیئت ایران ترکیبی از روحانی، دیپلمات و نظامی بود، اما عراقیها یکدست بودند و وقتی از جا برمیخاستند دیده میشد که کلت کمری همراه دارند!
در هر دو صحنه، هندسه نشستن به ابزار دیپلماتیک تبدیل شد: یک بار با تغییر چند حرف در نام کشور، بار دیگر با تغییر شکل میز. اولی در سالهای میانی جنگ به مسئله حضور در مجامع چندجانبه پاسخ داد و دومی در پایان جنگ به مسئله شیوه مذاکره با طرف مقابل و این یعنی دیپلماسی عمومی و رسانه ای ایرانی.
