علوم غریبه در قلب دانشگاههای اروپا؛ از سوربن تا اکستر
از هیتلر تا هریپاتر؛ چرا غربیها نمیتوانند از علوم غریبه دست بکشند؟
پیش از هر چیز باید دانست که «علوم غریبه» یا به تعبیر آکادمیک غربی آن Occult Sciences و Western Esotericism، اصطلاحی است برای مجموعهای از دانشها و سنتهای پنهانی که از دوران باستان تا امروز در فرهنگهای مختلف حضور داشتهاند.
کد خبر: ۱۳۷۷۱۰۵
| | 979 بازدید

به گزارش تابناک، این حوزه شامل طیف گستردهای است: کیمیاگری، نجوم قدیم (احکام نجوم)، طلسم و تعویذ، عرفان یهودی (کابالا)، سحر آیینی، فالگیری، هرمتیسیسم (مکتب هرمسی)، رازداریهای فراماسونری، و سنتهای باطنی در ادیان ابراهیمی.
نکته مهم اینکه رویکرد دانشگاهی به این حوزه، نه آموزش «جادو کردن»، بلکه مطالعه تاریخی، فرهنگی، فلسفی و جامعهشناختی این پدیدههاست؛ درست مثل اینکه یک مورخ، اساطیر یونان باستان را مطالعه میکند بیآنکه خود را معتقد به زئوس و آتنا بداند.
اولین بار از کجا شروع شد؟ سوربن، ۱۹۶۶
تاریخ رسمی ورود علوم غریبه به دانشگاههای اروپایی را باید به پاریس و سال ۱۹۶۶ برگرداند.
از سال ۱۹۶۶، مدرسه عالی مطالعات عملی (École Pratique des Hautes Études) وابسته به دانشگاه سوربن پاریس، کرسی اختصاصی «تاریخ جریانهای باطنی در اروپای مدرن و معاصر» را با برنامه دکتری مرتبط تأسیس کرد. این کرسی را فیلسوف و مورخ برجسته فرانسوی، آنتوان فِور (Antoine Faivre) بنیان گذاشت. فِور از اوایل دهه ۱۹۷۰ حوزه مطالعات باطنی را بهعنوان رشتهای مستقل با متدولوژی دقیق آکادمیک تعریف کرد.
پس از سوربن، نوبت هلند بود.
آمستردام؛ مرکز جهانی عرفانپژوهی از ۱۹۹۹
مرکز تاریخ فلسفه هرمسی و جریانهای مرتبط (HHP) دانشگاه آمستردام که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد، تنها مرکزی است که برنامه آموزشی کامل از مقطع کارشناسی تا دکتری را در حوزه تاریخ اسوتریسیسم ارائه میدهد.
برنامه کارشناسیارشد این دانشگاه بر مطالعه انتقادی و تحلیلی جنبشهای باطنی در فرهنگ غربی متمرکز است و در پسزمینه جریانهای گنوسی و هرمسی دوران باستان، تاریخ بهاصطلاح «علوم باطنی» شامل نجوم، کیمیاگری و جادو را بررسی میکند. برنامه همچنین کابالای یهودی و مسیحی، جریانهای تئوسوفی، و اشکال مختلف اکولتیسم در قرنهای نوزدهم و بیستم شامل جنبش نیوایج را پوشش میدهد.
از سال ۲۰۱۲ نیز دانشگاه خرونینخن (Groningen) هلند برنامه کارشناسیارشد «دانش پنهان: گنوسیسیسم، اسوتریسیسم و عرفان» را راهاندازی کرد.
اکستر ۲۰۲۴؛ جنجالیترین رشته دانشگاهی اروپا
اما آنچه در ماههای اخیر موج جهانی از بحث و واکنش بهراه انداخت، اقدام دانشگاه اکستر در انگلستان بود.
این دانشگاه در سپتامبر ۲۰۲۴ برنامه کارشناسیارشد یکساله خود در حوزه «جادو و علوم باطنی» را با هدف آشنایی دانشجویان با سنتهای غنیای که فرهنگ شرقی و غربی را شکل دادهاند، آغاز کرد.
این برنامه بینرشتهای، که متخصصانی از سراسر دانشگاه را گرد هم آورده، در مؤسسه مطالعات عربی و اسلامی (IAIS) اکستر مستقر است؛ یکی از کوچکترین و متنوعترین بخشهای این دانشگاه با جامعه دکتریای از بیش از ۳۰ کشور جهان.
این جایگاه تضمین میکند که میراث عربی-اسلامی در مرکز مطالعه جادو و علوم باطنی قرار گیرد و نقش آن در شکلدادن به «غرب» احیا شود.
در کلاسهای اکستر چه میگذرد؟ (سرفصلهای رسمی)
ماژول اصلی این برنامه با نام «اسوتریسیسم و سنت جادویی» (ARAM۲۵۱) توسط گروهی از اساتید تدریس میشود و موضوعاتی، چون جادو در یونان و روم، متون باطنی در یهودیت، مسیحیت و اسلام، تاریخ جادوگری، جادو در ادبیات و فولکلور، فریب و توهم، و تاریخ علم و پزشکی را پوشش میدهد.
ماژولهای انتخابی جالبتوجهتر هستند:
دانشجویان میتوانند از میان درسهایی، چون «اژدها در ادبیات و هنر غربی»، «افسانه شاه آرتور»، «فلسفه روانگردانها»، «اندیشه اسلامی»، «نظریه باستانشناسی»، «نگارش زنان در قرون وسطا» و «جنسیت، جامعه و فرهنگ در اروپای اوایل دوران مدرن» انتخاب کنند.
برای پایاننامه نیز دانشجویان میتوانند از منابع آرشیوی دانشگاه شامل مآخذ آیینها و مناسک، باورهای محلی، جادوگری و فولکلور منطقه وستکانتری، و منابع باستانی و عربی استفاده کنند.
هدف واقعی چیست؟ بازخوانی تاریخ غرب
این سؤال که «چرا یک دانشگاه معتبر اروپایی باید چنین رشتهای داشته باشد؟» پاسخی جدی دارد.
مدیر برنامه، پروفسور امیلی سلو میگوید: «[مطالعه جادو]قدرت دارد مردم را به هیجان آورد و به تفکر و مناظره وادارد، که همین هدف علوم انسانی است.» او توضیح میدهد که این دوره «به مردم اجازه میدهد این پیشفرض را که غرب جایگاه عقلگرایی و علم است و بقیه جهان جایگاه جادو و خرافه، بازبینی کنند.»
استقرار این برنامه در مؤسسه مطالعات عربی و اسلامی، نشانهای از اعتراف به «بدهی عمیق فرهنگ و علم غربی به جهان عربی-اسلامی» است؛ تاریخی که در ساخت تصویر کاذب «غرب بهعنوان منحصراً عقلانی» محو شده.
پروفسور سجاد رضوی، عضو مرکز جادو و اسوتریسیسم اکستر، میگوید: «در واقع این رشته درباره نقش جادو در جامعه است؛ بهاصطلاح هنرهای پنهان، شیوههایی که مردم دنیا را میبینند و تلاش میکنند آن را دستکاری کنند، مطالعه تاریخی اینکه جادو، علوم باطنی و اسوتریک چطور در جهان وجود داشته، در فرهنگهای مختلف غربی و شرقی و اسلامی.»
مدرنیته و جادو؛ تناقض یا همزیستی؟
شاید جالبترین سؤال این باشد: چطور میشود همزمان ادعای علم مدرن کرد و هم «علوم غریبه» تدریس نمود؟
پاسخ محققان این است که این تناقض واقعی نیست. مطالعه آکادمیک جدیتر علوم غریبه غربی، ابتدا در اوایل قرن بیستم توسط مورخان دنیای باستان و رنسانس اروپایی آغاز شد؛ کسانی که دریافتند با وجود نادیده گرفتن آن در پژوهشهای قبلی، تأثیر مکاتب فکری پیش از مسیحیت و غیرعقلانی بر جامعه و فرهنگ اروپایی، شایسته توجه علمی جدی است.
بهبیان دیگر، مطالعه اینکه چرا میلیونها انسان در طول تاریخ به جادو باور داشتهاند، خود یک کار علمی کاملاً معتبر است؛ درست مثل جامعهشناسی دین یا روانشناسی اجتماعی.
آشکارترین ردپای علوم غریبه در سیاست غربی؛ از هیتلر تا هیمله
اما اگر بخواهیم از تأثیر ملموس و تاریخی علوم غریبه بر سیاست و فرهنگ غربی بگوییم، شاید هیچ نمونهای از نازیسم گویاتر نباشد.
جامعه تولِه (Thule Society)، یک گروه باطنی با برنامه سیاسی بود که توسط رودولف فون سبوتندورف رهبری میشد. این گروه پس از بازگشت او به اروپا، نوعی تئوسوفی که بر برتری نژادی آریاییها تأکید داشت را در پیش گرفت و «حزب کارگران آلمان» را بنیان گذاشت؛ همان حزبی که هیتلر بعداً آن را به حزب ناسیونالسوسیالیست (نازی) تبدیل کرد.
اعضای کلیدی جامعه تولِه شامل چهرههای برجستهای بودند که بعدها از رهبران اصلی نازی شدند؛ از جمله رودولف هِس، آلفرد رُزنبرگ و دیتریش اِکارت. این افراد به پل ارتباطی میان اندیشههای عرفانی این جامعه و ایدئولوژی نازیسم تبدیل شدند.
هاینریش هیملر، رئیس SS، بهویژه شیفته علوم باطنی بود و در راستای نهادینهکردن ایدههایی که ریشه در جامعه تولِه داشتند تلاش کرد. جذابیت هیملر به عرفان او را به تأسیس «آنِناِربه» واداشت؛ یک سازمان پژوهشی نازی که به کشف ریشههای آریایی تمدنهای باستانی و بررسی پدیدههای باطنی اختصاص داشت.
متفکرانی، چون تئودور آدورنو و اومبرتو اِکو استدلال کردهاند که پیوند اساسیای میان اسوتریسیسم و جنبشهای سیاسی قرن بیستم نظیر نازیسم و فاشیسم وجود داشته است.
اما یک نکته مهم اینکه، پژوهشگران مستقل تأکید دارند که این تأثیر پیچیده و قابل مناقشه است. جامعه تولِه در واقع یک سازمان سیاسی متعهد به رادیکالیسم راستگرایانه بود، نه یک فرقه باطنی؛ و در حالی که رهبر گروه علاقهمند به عرفان بود، سایر اعضا نسبت به این علاقهمندیها بیتفاوت بودند؛ بنابراین ادعاهای مبالغهآمیز درباره «کنترل مستقیم جادو بر نازیسم» از نظر علمی موردبحث است.
چرا غرب به این پرسش بازگشت؟
دانشگاههای اروپایی با راهاندازی این رشتهها، در واقع به یک سؤال جدی پاسخ میدهند: چرا انسان در همه دورانها و فرهنگها به «امر پنهان» کشیده شده؟
پروفسور مارکو پازی، مدیر مرکز تاریخ فلسفه هرمسی آمستردام، پژوهش خود را بر رابطه میان اسوتریسیسم مدرن و سیاست، و رابطه آن با هنر متمرکز کرده است.
پاسخ آکادمیک این است که علوم غریبه در همه اعصار آینهای بوده است که جامعه در آن، ترسها، آرزوها و قدرتهای پنهانش را میبیند؛ از کیمیاگران قرون وسطا که در پی طلا بودند، تا سیاستمداران قرن بیستم که در پی توجیه ایدئولوژی خود میگشتند، تا میلیونها نفر امروزی که در عصر هوش مصنوعی همچنان طالعبینی میخوانند.
این رشتههای دانشگاهی میگویند: برای درک فرهنگ انسانی، نمیتوان این بخش از واقعیت را نادیده گرفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


