اروپا هم بالاخره کوتاه آمد؛

نفت و گاز برنده جنگ با محیط‌زیست!/ قطب شمال قربانی می‌شود؟

اروپا دیگر برای ممنوعیت جهانی حفاری نفت و گاز در قطب شمال تلاش نمی‌کند، چون ملاحظات امنیت انرژی و رقابت بر سر منابع اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند؛ هر چند همچنان با این حفاری‌ها مخالف است. آیا زور امنیت انرژی بر ملاحظات محیط زیستی می‌چربد؟!
کد خبر: ۱۳۹۹۶۱۸
| |
5685 بازدید

اروپا هم کوتاه آمد/ نفت و گاز برنده جنگ با محیط‌زیست!

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، اروپا که سال‌ها خواستار ماندن نفت و گاز قطب شمال در زیر زمین بود، حالا در برابر واقعیت تلخ رقابت قدرت‌ها و بحران تأمین انرژی، بخشی از موضع پیشین خود را تعدیل می‌کند. چرخش اروپا نشانه پایان سیاست اقلیمی قاره سبز نیست اما نشان می‌دهد وقتی امنیت انرژی به مسئله‌ای راهبردی کشورها تبدیل شود، حتی سبزترین شعار‌ها نیز با آزمون منافع ملی روبه‌رو خواهند شد.

اتحادیه اروپا در حال بازنگری سیاست خود درباره قطب شمال است؛ منطقه‌ای که به‌دلیل منابع انرژی، مسیر‌های کشتیرانی و موقعیت نظامی، به یکی از میدان‌های اصلی رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. فایننشال‌تایمز در ۱۹ اکتبر گزارش داد که بروکسل قصد دارد تلاش برای دستیابی به توافقی چندجانبه و الزام‌آور جهت ممنوعیت حفاری جدید نفت و گاز در قطب شمال را کنار بگذارد.

بیشتر بخوانید:

بازار جهانی در مرز بحرانی!

موضع رسمی اتحادیه درباره مخالفت با توسعه سوخت‌های فسیلی در این منطقه همچنان پابرجا توصیف شده، بنابراین، موضوع عقب‌نشینی کامل از سیاست اقلیمی نیست؛ بلکه کنار گذاشتن تلاش برای تحمیل یک ممنوعیت حقوقی در سطح بین‌المللی است.

این تفاوت ظاهراً حقوقی، پیام سیاسی مهمی دارد. اتحادیه اروپا در سیاست قطب شمال سال ۲۰۲۱ بر حفاظت از محیط‌زیست، همکاری بین‌المللی و جلوگیری از توسعه تازه منابع نفت و گاز تأکید کرده بود. اکنون، با افزایش تنش‌ها و دشوارتر شدن توافق‌های چندجانبه، بروکسل ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده که حفظ موضع خود یک موضوع است و وادارکردن دیگر قدرت‌ها به تبعیت از آن، موضوعی دیگر.

طبق گزارش پارلمان اروپا، بازنگری سیاست قطب شمال قرار است امنیت و دفاع، رقابت ژئواکونومیک و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی را در کنار اولویت‌های محیط‌زیستی پررنگ‌تر کند. این تغییر، بیش از آن‌که اعلام پیروزی سوخت‌های فسیلی باشد، اعتراف به محدودیت قدرت دیپلماسی اقلیمی در جهانی است که رقابت بر سر انرژی و منابع شدت گرفته است.

قطب شمال؛ میدان تازه رقابت نفت و گازی

قطب شمال دیگر صرفاً موضوع پژوهش‌های اقلیمی و حفاظت از حیات‌وحش نیست. عقب‌نشینی یخ‌ها، دسترسی به مسیر‌های دریایی و اهمیت منابع طبیعی، این منطقه را به صحنه رقابت روسیه، آمریکا، چین و کشور‌های اروپایی تبدیل کرده است. روسیه در شمال خود حضور نظامی و زیرساختی گسترده‌ای دارد؛ چین نیز با وجود نداشتن قلمرو مستقل در قطب شمال، در پی افزایش نفوذ اقتصادی و راهبردی در این منطقه است. آمریکا هم امنیت گرینلند و حضور در شمال اقیانوس اطلس را بخشی از محاسبات دفاعی خود می‌داند.

بیشتر بخوانید:

پول‌های بادآورده نفت کجا هزینه می‌شود؟

در چنین فضایی، اروپا نمی‌تواند صرفاً با بیانیه‌های اقلیمی از منافع خود دفاع کند. گزارش فایننشال‌تایمز از تمرکز راهبرد جدید بر پایش ماهواره‌ای، نظارت بر فعالیت ناوگان سایه روسیه و بررسی ظرفیت‌های یخ‌شکن‌ها حکایت دارد. حفاظت از کابل‌های زیردریایی و زیرساخت‌های ارتباطی نیز اهمیت یافته است؛ زیرا هرگونه آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های قطب شمال داشته باشد.

مسئله فقط نفت و گاز نیست؛ مسیر‌های حمل‌ونقل و دسترسی به مواد معدنی حیاتی نیز در معادله قرار دارند. با کاهش یخ‌های دریایی، امکان فعالیت اقتصادی در برخی بخش‌های منطقه افزایش می‌یابد، اما این روند هم‌زمان خطرات زیست‌محیطی و تنش‌های ژئوپلیتیک را تشدید می‌کند. در نتیجه، هر تصمیم درباره حفاری یا کشتیرانی در قطب شمال، به‌طور فزاینده‌ای با ملاحظات نظامی، تجاری و امنیت ملی گره خورده است.

اروپا هم کوتاه آمد/ نفت و گاز برنده جنگ با محیط‌زیست!

بحران انرژی اروپا و امنیت عرضه 

تجربه اروپا پس از کاهش جریان گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ نشان داد که تنوع‌بخشی به منابع انرژی، صرفاً یک انتخاب اقتصادی نیست؛ موضوعی مرتبط با امنیت ملی و ثبات صنعتی است. اروپا برای جبران کاهش گاز خط لوله، واردات گاز طبیعی مایع‌شده یا LNG را افزایش داد و به تأمین‌کنندگان تازه‌ای، به‌ویژه آمریکا، روی آورد. اما وابستگی به بازار جهانی LNG نیز این قاره را از رقابت بر سر محموله‌ها و شوک‌های عرضه مصون نکرده است.

آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش بازار گاز سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ اعلام کرد واردات LNG اروپا در فصل گرمایش ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ به رکورد حدود ۱۰۴ میلیارد مترمکعب رسید؛ افزایشی نزدیک به ۲۰ درصد یا ۱۷ میلیارد مترمکعب نسبت به دوره مشابه. این رشد، کاهش واردات خط لوله و افت تولید گاز برخی منابع اروپایی را جبران کرد. با این حال، بحران خاورمیانه و اختلال در جریان LNG از تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که تأمین‌کنندگان و مسیر‌های حمل‌ونقل می‌توانند به نقاط آسیب‌پذیر زنجیره انرژی تبدیل شوند.

در این شرایط، برخی سیاست‌گذاران ممکن است توسعه منابع فسیلی نزدیک‌تر به اروپا را گزینه‌ای برای کاهش ریسک عرضه بدانند. نروژ نیز که یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گاز اروپا است، از توسعه منابع خود در دریای بارنتز دفاع کرده و استدلال می‌کند تولید بیشتر می‌تواند در بلندمدت به امنیت عرضه کمک کند. با این حال، گاز قطب شمال راه‌حل فوری نیست. زیرساخت‌سازی، اکتشاف، توسعه میدان و انتقال گاز به بازار زمان می‌برد و ممکن است سال‌ها طول بکشد. بنابراین، حتی اگر بروکسل در موضع دیپلماتیک خود انعطاف نشان دهد، این تغییر به معنای حل بحران انرژی زمستان پیش‌رو نخواهد بود.

اروپا هم کوتاه آمد/ نفت و گاز برنده جنگ با محیط‌زیست!

استخراج بیشتر یا کاهش وابستگی؟

مهم‌ترین چالش اروپا، انتخاب میان امنیت کوتاه‌مدت انرژی و اهداف بلندمدت اقلیمی نیست؛ بلکه این است که چگونه این دو را بدون افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی و زیست‌محیطی هم‌زمان دنبال کند. توسعه میدان‌های جدید نفت و گاز می‌تواند در آینده منابع عرضه را متنوع کند، اما پروژه‌های قطب شمال هزینه‌بر، دشوار و از نظر زیست‌محیطی پرریسک هستند. نشت نفت در آب‌های سرد و دورافتاده، دسترسی محدود برای عملیات امدادی و شکنندگی اکوسیستم‌ها پیامد‌هایی دارند که جبران آنها دشوار است.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری در منابع فسیلی جدید ممکن است در شرایط تغییر ساختار تقاضا، با خطر دارایی‌های بلااستفاده روبه‌رو شود. اتحادیه اروپا هدف کاهش ۹۰ درصدی انتشار گاز‌های گلخانه‌ای تا سال ۲۰۴۰ نسبت به سطح ۱۹۹۰ را دنبال می‌کند. برآوردی که فایننشال‌تایمز به پژوهش سازمان غیردولتی WWF ارجاع داده، حاکی است که محدودیت زیرساخت‌ها، حجم منابع قابل توسعه و مخاطرات امنیتی، بعید می‌سازد تولید گاز جدید قطب شمال پیش از سال ۲۰۴۰ به تأمین نیاز اروپا کمک مؤثری کند. این یعنی زمان ورود منابع جدید ممکن است با افق کاهش شدید انتشار کربن اروپا هم‌زمان شود.

بیشتر بخوانید:

پشت پرده سفارش کشتی‌های غول‌پیکر!

در مقابل، انرژی‌های تجدیدپذیر، شبکه‌های انتقال، ذخیره‌سازی برق و افزایش بهره‌وری می‌توانند وابستگی به سوخت وارداتی را کاهش دهند؛ البته این راهکار‌ها نیز به سرمایه‌گذاری، مواد اولیه، زیرساخت و مدیریت نوسان تولید نیاز دارند. داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد مصرف گاز اروپا در نیمه نخست ۲۰۲۶ حدود نیم درصد کاهش یافته که بخشی از آن به افزایش تولید برق تجدیدپذیر مربوط بوده است. این تجربه نشان می‌دهد کاهش وابستگی تنها با حفاری بیشتر حاصل نمی‌شود؛ مدیریت تقاضا و توسعه فناوری‌های پاک نیز بخشی از امنیت انرژی‌اند.

امنیت انرژی بدون زیرساخت غیرممکن است

چرخش اروپا در سیاست قطب شمال، پیامی فراتر از مرز‌های این قاره دارد: در دوران رقابت قدرت‌ها، سیاست انرژی بیش از گذشته تابع امنیت عرضه، مسیر‌های انتقال و تاب‌آوری زیرساخت‌ها خواهد بود. با این حال، کنار گذاشتن تلاش برای ممنوعیت جهانی حفاری، به‌خودی‌خود به معنای آغاز موجی از تولید نفت و گاز قطب شمال نیست. فاصله میان تغییر موضع دیپلماتیک و تولید واقعی می‌تواند طولانی باشد؛ به‌ویژه در منطقه‌ای که آب‌وهوا، هزینه توسعه و مخاطرات امنیتی، اجرای پروژه‌ها را دشوار می‌کنند.

اروپا هم کوتاه آمد/ نفت و گاز برنده جنگ با محیط‌زیست!

درس چرخش اروپا برای ایران

برای ایران نیز تجربه اروپا قابل توجه است. بر اساس گزارش وزارت نیرو، ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشور در مهر ۱۴۰۵ از ۶ هزار مگاوات عبور کرده و بیش از ۵۴۰۰ مگاوات آن خورشیدی بوده در عین حال، معاون برق و انرژی وزارت نیرو تأکید کرده که دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاوات تجدیدپذیر، بدون توسعه خطوط و پست‌های انتقال، ذخیره‌ساز‌ها و انعطاف‌پذیری شبکه ممکن نیست. این ارقام نشان می‌دهد حتی افزایش سریع ظرفیت تولید پاک، بدون شبکه‌ای که برق را دریافت، مدیریت و منتقل کند، برای امنیت انرژی کافی نیست.

بیشتر بخوانید:

بزرگ‌ترین موج LNG تاریخ در راه است!

همچنین برخورداری از ذخایر نفت و گاز نیز به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت عرضه یا درآمد پایدار نیست؛ مسیر‌های صادرات، زیرساخت، فناوری، بازار و امکان جذب سرمایه‌گذاری تعیین‌کننده‌اند.

درس اصلی چرخش اروپا این نیست که محیط‌‌زیست باید قربانی امنیت انرژی شود بلکه این است که سیاست اقلیمی بدون برنامه عملی برای امنیت عرضه، تنوع‌بخشی و زیرساخت‌های قابل اتکا در برابر بحران‌ها شکننده خواهد بود. اروپا اکنون می‌کوشد میان این اولویت‌ها توازن برقرار کند، اما اگر این توازن به توسعه بی‌محابای سوخت‌های فسیلی منجر شود، ممکن است هزینه بحران امروز را با تشدید بحران اقلیمی فردا بپردازد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط