جنگ، نقشه صنعت خودرو و انرژی را تغییر میدهد/ خودروهای برقی بازار را تصرف میکنند؟!

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، جنگ در خاورمیانه و شوک نفتی ناشی از آن فقط قیمت بنزین و نفتکشها را بالا نبرده؛ یک صنعت بزرگ را نیز وارد مرحله تازهای کرده؛ خودروهای برقی که تا همین چند سال پیش با سیاستهای اقلیمی و کاهش انتشار کربن شناخته میشدند، حالا یک مزیت اقتصادی و حتی ژئوپلیتیکی پیدا کردهاند.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند فروش خودروهای برقی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۲۳ میلیون دستگاه برسد و نزدیک ۲۸ درصد فروش خودروهای جدید جهان را تشکیل دهد. در همین حال افزایش قیمت نفت، رشد صادرات خودروهای چینی، رقابت بر سر باتری و مواد معدنی و نگرانی اروپا از وابستگی به زنجیره تأمین چین، خودرو برقی را از یک موضوع صرفاً خودرویی به بخشی از معادله امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است.
گرانی نفت و شورش سوخت فسیلی علیه خودش!
بحرانهای انرژی معمولاً یک اثر فوری دارند؛ قیمت سوخت بالا میرود و مصرفکننده دنبال راهی برای کاهش هزینه میگردد اما این بار اثر ماجرا میتواند عمیقتر باشد. قیمت نفت برنت در پی تشدید بحران خاورمیانه از ۱۰۸ دلار عبور کرده و اگر اختلال در جریان نفت خلیج فارس طولانی شود، سرعت حرکت بازار خودرو به سمت برقیشدن میتواند بیشتر شود و هرچه نفت گرانتر شود، بخشی از جذابیت اقتصادی موتور احتراقی کاهش مییابد.
بیشتر بخوانید:
جنگ، بازار جهانی انرژی را بههم گره زد
برق ایران واقعاً چه تغییری کرده؟!
البته نمیتوان هر افزایش قیمت نفت را مستقیم به افزایش فروش خودرو برقی نسبت داد. نرخ بهره، قیمت خودرو، درآمد خانوار، یارانه سوخت، مشوقهای دولتی و دسترسی به شارژ نیز تعیینکنندهاند اما در محاسبه «هزینه کل مالکیت»، افزایش مداوم قیمت بنزین ورق را به سود خودروهای کممصرف و برقی برمیگرداند.
طبق برآورد موسسه مکنزی، خودروهای تمامبرقی از نظر هزینه کل مالکیت در چین به برابری با خودروهای بنزینی و دیزلی رسیدهاند و این نقطه برای اروپا میتواند تا سال ۲۰۳۰ و برای آمریکا تا سال ۲۰۳۳ محقق شود؛ بنابراین جنگ شاید مهمترین دلیل برقیشدن خودروها نباشد، اما میتواند سرعت اقتصادی این گذار را افزایش دهد.
مسیرهای متفاوت چین، اروپا و آمریکا در بازار خودرو!
اعداد جهانی تصویری از یک بازار رو به رشد ارائه میکنند اما پشت این رشد، سه مدل کاملاً متفاوت شکل گرفته است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید فروش خودروهای برقی جهان در سال ۲۰۲۵ با رشد ۲۰ درصدی از ۲۰ میلیون دستگاه عبور کرد و یکچهارم خودروهای جدید فروختهشده در جهان برقی بود. برای سال ۲۰۲۶ نیز فروش حدود ۲۳ میلیون دستگاه و سهم ۲۸ درصدی پیشبینی شده بود اما این رشد همه جا یکسان نیست.
تبدیل خودروی برقی به صنعت ملی در چین
در چین بحث بر سر این است که چه شرکتی، چه فناوری و چه قیمتی سهم بیشتری از بازار را در اختیار میگیرد. خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۵۵ درصد فروش خودروهای چین را تشکیل دادند و IEA انتظار دارد این سهم در سال ۲۰۲۶ به نزدیک ۶۰ درصد برسد. همزمان، صادرات خودرو چین به سرعت افزایش یافته است. موسسه مکنزی میگوید صادرات خودروی چینی در هشت ماه نخست ۲۰۲۶ از کل صادرات سال ۲۰۲۵ فراتر رفته و تقریباً نیمی از صادرات در گروه خودروهای انرژی نو قرار داشته و این یعنی چین فقط مصرفکننده نفت را تغییر نمیدهد؛ در حال تبدیل شدن به صادرکننده فناوری جایگزین نفت نیز هست.
تبدیل خودروی برقی به مسئله امنیت انرژی در اروپا
اروپا مسیر دیگری دارد. وابستگی این قاره به واردات انرژی باعث شده قیمت سوخت، سیاست اقلیمی و امنیت انرژی بیش از گذشته به یکدیگر گره بخورند. فروش خودروهای برقی اروپا در سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۰ درصد رشد کرد و نیمه نخست ۲۰۲۶ نیز فروش در اروپا حدود ۳۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل بود. اوت ۲۰۲۶ نیز رشد خودروهای برقی و برقیسازیشده توانست بخشی از افت فروش خودروهای بنزینی و دیزلی را جبران کند اما اروپا همزمان با یک مشکل جدید روبهروست: خودروی برقی بدون باتری وجود ندارد و باتری بدون زنجیره تأمین امن معنا ندارد.
باتری جای نفت را میگیرد؟
اروپا سالها تلاش کرده وابستگی خود به نفت و گاز وارداتی را کاهش دهد اما با برقیشدن حملونقل، متوجه شده که امنیت انرژی فقط به نفت و گاز محدود نمیشود. باتری خودروهای برقی به لیتیوم، نیکل، گرافیت، مس و سایر مواد معدنی نیاز دارد و بخش مهمی از زنجیره تولید باتری در اختیار چین قرار دارد.
رویترز چندی پیش هشدار داده که اروپا برای آینده خودروهای برقی به یک صنعت باتری مستقلتر نیاز دارد زیرا وابستگی شدید به تولیدکنندگان چینی میتواند یک آسیبپذیری راهبردی جدید ایجاد کند بنابراین نقشه وابستگی انرژی در حال تغییر است: دیروز نفتکش حامل نفت برای اقتصاد اروپا حیاتی بود؛ فردا زنجیره تأمین باتری، مواد معدنی و فناوری شارژ میتواند همان اهمیت را پیدا کند. این تحول، خودرو برقی را مستقیماً وارد بازی ژئوپلیتیک کرده است.
چین در یکسوی این معادله ایستاده و اروپا و آمریکا تلاش میکنند وابستگی خود را کاهش دهند. اتحادیه اروپا حتی در حال بررسی محدودیتهایی برای رشد خودروهای چینی در بازار خود است و تعرفههایی نیز بر خودروهای برقی ساخت چین اعمال کرده است. پس جنگ نفتی دیگر فقط رقابت بر سر بشکههای نفت نیست؛ رقابت برای مالکیت فناوری پس از نفت نیز در جریان است.
از عقب نشینی آمریکا تا پیشاهنگی چین!
آمریکا در این معادله مسیر متفاوتی را طی کرده است. موسسه مکنزی فروش خودروهای برقی سواری در آمریکا در پنج ماه نخست ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۳ درصد کاهش یافته است؛ همزمان که فروش اروپا حدود ۳۰ درصد افزایش داشته است. این شکاف اهمیت زیادی دارد.
در شرایطی که اروپا با افزایش قیمت انرژی انگیزه بیشتری برای کاهش مصرف سوخت پیدا میکند و چین با خودروهای ارزانتر و زنجیره تولید داخلی بازار را تسخیر میکند، آمریکا با تغییر سیاستهای حمایتی مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. در نتیجه، بحران انرژی الزاماً یک برنده واحد ندارد. ممکن است قیمت نفت بالا برود، اما نتیجه آن در واشنگتن کاهش فروش EV باشد و در اروپا افزایش آن. این یعنی سیاست داخلی کشورها هنوز میتواند اثر شوک نفتی را خنثی یا تشدید کند.
از سوی دیگر، خودروسازان چینی از همین شکاف استفاده میکنند. رشد صادرات چین باعث شده رقابت خودروهای برقی از بازار داخلی این کشور به اروپا، آسیا و سایر بازارها کشیده شود. حتی رقابت فناوری نیز شدت گرفته است. برای نمونه، Geely اخیراً فناوری شارژی معرفی کرده که طبق اعلام این شرکت میتواند باتری را از ۱۰ به ۷۰ درصد در ۴.۵ دقیقه شارژ کند؛ بنابراین رقابت امروز فقط «برد خودرو» نیست؛ سرعت شارژ، قیمت باتری، نرمافزار و دسترسی به مواد اولیه هم به سلاح صنعتی تبدیل شدهاند.
خودرو برقی نفت را حذف میکند!
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل خودروهای برقی این است که تصور کنیم با برقیشدن خودرو، مسئله انرژی تمام میشود. واقعیت برعکس است. مصرف نفت کاهش پیدا میکند، اما مصرف برق افزایش مییابد و تقاضا برای مواد معدنی حیاتی بالا میرود. IEA برآورد کرده خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۲ میلیون بشکه در روز از مصرف نفت را جابهجا کردهاند. اگر این روند ادامه پیدا کند، اثر آن در بازار نفت در بلندمدت قابل توجه خواهد بود اما سمت دیگر معادله، شبکه برق است.
افزایش میلیونها خودروی برقی به معنای افزایش بار شبکه است؛ البته این افزایش الزاماً به معنی بحران نیست. اگر شارژ خودروها به ساعات کمباری منتقل شود، خودروها میتوانند بخشی از بار مصرفی را به زمانهایی منتقل کنند که برق ارزانتر و فراوانتر است. موسسه مکنزی نیز بر اهمیت مدیریت زمان شارژ برای جلوگیری از فشار بر شبکه تأکید کرده است. پس خودرو برقی میتواند هم مصرفکننده برق باشد و هم در آینده، با فناوری شارژ هوشمند و اتصال دوطرفه، بخشی از ابزار مدیریت شبکه شود.
ایران سرگردان بین بحران بنزین تا ناترازی برق!
اینجا داستان برای ایران جذابتر میشود. ایران از یک طرف با مصرف بالای بنزین، رشد تقاضای سوخت و هزینه سنگین تأمین فرآوردههای نفتی روبهروست و از طرف دیگر با ناترازی برق دستوپنجه نرم میکند؛ بنابراین برقیسازی حملونقل در ایران میتواند یک فرصت باشد، اما فقط در صورتی که همزمان ظرفیت برق و زیرساخت شارژ توسعه پیدا کند. واردات چند هزار خودروی برقی، بهتنهایی «برقیسازی حملونقل» نیست. برای تغییر واقعی بازار باید زنجیرهای از اتفاقات کنار هم قرار بگیرد.
از خودروی ارزانتر تا شبکه شارژ گستردهتر، برق قابل اتکا، تعرفه منطقی، خدمات پس از فروش، باتری و بازیافت تا تولید یا مونتاژ رقابتی چرخه ای است که باید رعایت شود و هر کدام که با مشکل مواجه شود ممکن است کل سیستم با مشکلات اساسی روبرو شود که در غیر این صورت، خودرو برقی تبدیل به محصولی گران برای گروه کوچکی از مصرفکنندگان خواهد شد.
البته در ایران همچنان مشکل مهمتر، ناترازی برق است. اگر میلیونها خودرو وارد شبکه شوند، اما ظرفیت تولید و انتقال برق همزمان رشد نکند، بخشی از مسئله انرژی فقط جابهجا میشود؛ مصرف بنزین پایین میآید، اما فشار روی شبکه برق بالا میرود. از این منظر، تجربه جهانی یک هشدار مهم برای ایران دارد؛ خودروی برقی سیاست خودرو نیست؛ سیاست انرژی است. کشوری که میخواهد بنزین را با برق جایگزین کند، باید ابتدا مطمئن شود برق کافی، پایدار و اقتصادی در اختیار دارد.
یک میلیون خودروی برقی در ایران چه معنایی دارد؟
برای درک بهتر موضوع، باید از شعار فاصله گرفت و به مقیاس نگاه کرد. هر خودروی برقی بسته به مدل، مسافت پیمودهشده و شرایط رانندگی مصرف متفاوتی دارد. اگر بهصورت تقریبی مصرف سالانه یک خودرو را در محدوده چند مگاواتساعت در نظر بگیریم، ورود یک میلیون خودروی برقی میتواند چند تراواتساعت تقاضای جدید سالانه ایجاد کند. این عدد در مقیاس کل شبکه برق ایران لزوماً غیرقابل مدیریت نیست اما زمان و مکان شارژ اهمیت تعیینکننده دارد.
اگر میلیونها خودرو همزمان در ساعات اوج مصرف به شارژ متصل شوند، فشار قابل توجهی به شبکه وارد خواهد شد. اگر همان خودروها در ساعات کمباری، بهخصوص با تعرفههای تشویقی و مدیریت هوشمند شارژ شوند، بخش مهمی از این فشار قابل کنترل خواهد بود. مسئله اینجا فقط «چند خودرو برقی» نیست بلکه مساله این است که این خودروها چه زمانی و با چه زیرساختی شارژ میشوند؟ این دقیقاً نقطهای است که سیاست خودرو و سیاست برق به هم میرسند.
نفت ۱۰۸ دلاری و جنگ برای اقتصاد پس از نفت!
صنعت خودرو دیگر از بازار انرژی جدا نیست. نفت گران، هزینه خودروهای بنزینی را بالا میبرد؛ خودرو برقی تقاضای بیشتری پیدا میکند؛ تقاضای بیشتر برای EV، نیاز به باتری و مواد معدنی را افزایش میدهد؛ وابستگی به مواد معدنی و باتری، رقابت چین و غرب را تشدید میکند و رشد خودروهای برقی نیز شبکه برق را به بازیگر اصلی بازار خودرو تبدیل میکند. این یک زنجیره ساده نیست؛ یک بازآرایی قدرت در صنعت انرژی و حملونقل است.

چین تلاش میکند از جایگاه بزرگترین تولیدکننده خودرو برقی و باتری، سهم بیشتری از بازار جهانی بگیرد. اروپا میخواهد بدون تکرار تجربه وابستگی به انرژی روسیه، وابستگی جدیدی به فناوری و باتری چین پیدا نکند. آمریکا مسیر متفاوتی را آزموده و در حال بازتنظیم سیاست EV خود است.
البته ایران مزیت بزرگی دارد آنهم با دارا بودن انرژی فراوان و یک شبکه گسترده صنعتی که البته کشور را با دو مسئله همزمان مصرف بالای بنزین و ناترازی برق مواجه میکند. اگر سیاستگذاری درست انجام شود، خودرو برقی میتواند بخشی از مصرف نفت و بنزین را به برق منتقل کند و هزینه انرژی حملونقل را کاهش دهد. اگر بدون توسعه شبکه و زیرساخت اجرا شود، فقط شکل ناترازی تغییر میکند.
جهان به سمت اقتصادی حرکت میکند که در آن نفت همچنان مهم است اما دیگر تنها ستون انرژی حملونقل نیست. برق، باتری، مواد معدنی و نرمافزار در حال پیوستن به همان معادلهای هستند که سالها در اختیار نفت بود.
جنگ شاید این تغییر را آغاز نکرده باشد اما قیمت نفت بالای ۱۰۸ دلار یک پیام روشن دارد؛ هرچه نفت پرریسکتر و گرانتر شود، سرمایهگذاری روی گزینههای جایگزین ارزش بیشتری پیدا میکند و در این بازی تازه، خودروی برقی یکی از میدانهای اصلی رقابت بر سر اقتصاد پس از نفت است.
نه ایران با مرزهای بسته که آینه بقل اون خودرو هم در بازارش پیدا نمیشه ! میگید نه یه سر به بازار قطعات خودرو بزنید !





