سلام جهان به عصر ناامنی انرژی/ تنگه هرمز تعیین کنندهتر از همیشه!

بازار جهانی نفت سالها با جنگ، تحریم، انقلاب و بحرانهای مالی مواجه بوده اما آنچه پس از اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز رخ داده، صرفاً یک شوک قیمتی دیگر نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر یک باور قدیمی در اقتصاد انرژی جهان است.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، باوری وجود داشت که میگفت «حتی در بحرانیترین شرایط نیز جریان نفت خلیج فارس در نهایت به بازارهای جهانی خواهد رسید.» اما گزارشهای نهادهای بینالمللی، بانکهای بزرگ سرمایهگذاری و مؤسسات انرژی از واقعیتی متفاوت حکایت دارند؛ واقعیتی که در آن امنیت عرضه نفت دیگر یک فرض قطعی نیست و همین مسئله باعث شده بازارها برای نخستین بار در سالهای اخیر «ترس از کمبود پایدار انرژی» را در قیمتها لحاظ کنند.
جهان با چه شوکی مواجه شده است؟
براساس ارزیابی گلدمن ساکس، تولید نفت کشورهای حوزه خلیج فارس در اوج بحران تا ۱۴.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته؛ رقمی که معادل بیش از نیمی از تولید منطقه پیش از آغاز تنشهاست.
اگرچه بخشی از این تولید در صورت عادی شدن شرایط قابل بازگشت خواهد بود، اما نکته مهم اینجاست که حتی خوشبینانهترین سناریوها نیز از بازگشت کامل عرضه در کوتاهمدت سخن نمیگویند. برآوردها نشان میدهد شش ماه پس از رفع محدودیتها نیز حدود ۱۲ درصد از ظرفیت از دست رفته همچنان به بازار بازنخواهد گشت.
این بدان معناست که بحران فعلی صرفاً یک اختلال مقطعی در حملونقل دریایی نیست؛ بلکه به تدریج به یک بحران ساختاری در سمت عرضه تبدیل میشود.
چرا این بار بازار نفت نگرانتر از گذشته است؟
در بحرانهای پیشین، معاملهگران اطمینان داشتند که عربستان، امارات یا ذخایر راهبردی کشورهای مصرفکننده میتوانند خلأ ایجادشده را جبران کنند؛ اما این بار شرایط متفاوت است. ظرفیت نفتکشهای آماده بارگیری در خلیج فارس به شدت کاهش یافته، بخشی از ذخایر شناور در حال مصرف است و حتی کشورهای بزرگ مصرفکننده نیز ناچار به برداشت از ذخایر استراتژیک خود شدهاند.
ژاپن که یکی از وابستهترین اقتصادهای جهان به نفت خاورمیانه محسوب میشود، ذخایر راهبردی خود را آزاد کرده و همزمان با کاهش شدید ذخایر تجاری روبهرو است. کره جنوبی مسیر واردات خود را تغییر داده و چین نیز به دنبال بازآرایی کامل سبد تأمین انرژی خود رفته است. به بیان دیگر، جهان دیگر برای مقابله با یک بحران طولانیمدت نفتی حاشیه امنیت گذشته را در اختیار ندارد.
اعترافی که بازار نفت را نگران کرد
مهمترین بخش گزارش گلدمن ساکس نه پیشبینی قیمت ۹۰ دلاری نفت، بلکه اشاره به مفهومی است که تحلیلگران آن را «حق بیمه ترس» مینامند. تا پیش از بحران، حدود ۳.۷ میلیون بشکه ظرفیت مازاد تولید در جهان وجود داشت که عمدتاً در کشورهای خلیج فارس متمرکز بود. اکنون بازار دیگر این ظرفیت را کاملاً قابل اتکا نمیداند. نتیجه آن است که سرمایهگذاران حتی بدون وقوع کمبود واقعی نفت نیز حاضرند بهای بیشتری برای خرید نفت پرداخت کنند؛ زیرا ریسک اختلال در عرضه را دائمیتر از گذشته ارزیابی میکنند.
به همین دلیل افزایش قیمت نفت دیگر صرفاً ناشی از کاهش عرضه نیست، بلکه حاصل تغییر انتظارات بلندمدت بازار نسبت به امنیت انرژی جهان است.
برنده بزرگ بحران؛ صادرکنندگان خارج از خلیج فارس
همزمان با افزایش ریسک در تنگه هرمز، کشورهایی مانند برزیل، روسیه و حتی آمریکا در حال تبدیل شدن به برندگان پنهان بحران هستند.
برزیل صادرات نفت خود به آسیا را به شکل بیسابقهای افزایش داده و چین و هند به مشتریان اصلی نفت این کشور تبدیل شدهاند. روسیه نیز با وجود تحریمها همچنان بخشی از کمبود بازار آسیا را جبران میکند. این تحولات نشان میدهد هر روزی که نااطمینانی در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، سهم سنتی کشورهای خلیج فارس از بازارهای آسیایی بیشتر در معرض تهدید قرار میگیرد.
آیا جهان برای یک بحران طولانی آماده است؟
شاید مهمترین هشدار این گزارش نه درباره نفت ۱۰۰ دلاری یا ۱۲۰ دلاری، بلکه درباره شکنندگی ذخایر راهبردی جهان باشد.
بر اساس برآوردهای مؤسسات بینالمللی، ذخایر تجاری و راهبردی نفت جهان در برخی مقاطع با سرعتی بین ۷ تا ۱۲ میلیون بشکه در روز در حال تخلیه بودهاند. در آمریکا نیز ذخایر راهبردی نفت به یکی از پایینترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند جهان وارد دورهای شده که در آن دیگر نمیتوان تنها با اتکا به ذخایر اضطراری یا ظرفیت مازاد تولید، بحرانهای ژئوپلیتیک را مدیریت کرد.
فراتر از یک بحران نفتی
آنچه امروز در تنگه هرمز رخ میدهد، صرفاً یک تنش منطقهای نیست. این بحران در حال بازتعریف مفاهیمی مانند امنیت انرژی، ذخایر راهبردی، مسیرهای تجاری و حتی روابط اقتصادی میان شرق و غرب است.
اگر در دهههای گذشته نفت تحت تأثیر سیاست قرار میگرفت، اکنون به نظر میرسد خود نفت در حال تغییر دادن سیاست جهانی است؛ تغییری که نخستین نشانه آن را میتوان در افزایش وابستگی آسیا به منابع جایگزین، بازگشت نگرانیهای تورمی در اقتصادهای بزرگ و شکلگیری یک «حق بیمه دائمی ریسک» در بازار انرژی مشاهده کرد.
به همین دلیل، حتی اگر فردا تنگه هرمز به طور کامل بازگشایی شود، بعید است بازار نفت به همان نقطهای بازگردد که پیش از بحران در آن قرار داشت؛ زیرا بزرگترین اثر این بحران نه بر روی نفتکشها، بلکه بر ذهنیت بازار جهانی انرژی گذاشته شده است.


