به وقت مرگ رئیسجمهور آمریکا
کاخ سفید در ساعت صفر؛ اگر رئیسجمهور آمریکا بمیرد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ساعت دو و نیم بامداد سوم اوت ۱۹۲۳ بود که کالوین کولیج، معاون رئیسجمهور وقت آمریکا، در مزرعهای دورافتاده در ورمانت، در نور یک چراغ نفتی و با دستان پدرش، سوگند یاد کرد تا سیامین رئیسجمهور کشورش شود. چهل سال بعد، در کابین هواپیمای ریاستجمهوری، زنی با لباسی هنوز آغشته به خون همسرش، شاهد سوگند رئیسجمهور بعدی آمریکا بود. این دو صحنه، تنها گوشهای از تاریخ پرتلاطم انتقال قدرت در آمریکاست.
به گزارش تابناک، آمریکا در طول تاریخ خود، بارها ناگزیر از پذیرفتن مرگ رئیسجمهورش در همان کرسی قدرت بوده است. از زمان تأسیس جمهوری آمریکا تاکنون، هشت رئیسجمهور در حال خدمت درگذشتهاند؛ چهار نفر بر اثر بیماری و چهار نفر دیگر در نتیجهی ترور. این تجربهی تاریخی، بهمرور زمان چارچوبی قانونی و روشن برای انتقال قدرت شکل داد که امروز زیر پوشش بیستوپنجمین اصلاحیهی قانون اساسی آمریکا قرار دارد.
سابقهی تاریخی: از ویلیام هنری هریسون تا جان اف. کندی
نخستینبار در سال ۱۸۴۱ بود که ویلیام هنری هریسون، تنها یک ماه پس از آغاز ریاستجمهوریاش، بر اثر بیماری درگذشت. در آن زمان، قانون اساسی آمریکا بهروشنی مشخص نکرده بود که معاون رئیسجمهور در چنین شرایطی باید عنوان «رئیسجمهور» را بگیرد یا صرفاً بهعنوان «قائممقام» اختیارات او را اعمال کند. معاون هریسون، جان تایلر، بهطور یکجانبه تصمیم گرفت که خود را رئیسجمهور کامل بداند، وارد کاخ سفید شود و سوگند ریاستجمهوری یاد کند. این اقدام که بعدها به «سنت تایلر» شهرت یافت، برای ۱۲۶ سال بعدی، بدون آنکه در قانون اساسی رسماً گنجانده شده باشد، الگوی عملی انتقال قدرت در آمریکا باقی ماند.
از آن پس، هفت رئیسجمهور دیگر نیز در دوران خدمت درگذشتند: زکری تیلور (۱۸۵۰، بیماری)، آبراهام لینکلن (۱۸۶۵، ترور)، جیمز گارفیلد (۱۸۸۱، ترور)، ویلیام مککینلی (۱۹۰۱، ترور)، وارن هاردینگ (۱۹۲۳، بیماری)، فرانکلین روزولت (۱۹۴۵، سکتهی مغزی در دوران چهارمین دورهی ریاستجمهوریاش) و سرانجام جان اف. کندی در سال ۱۹۶۳، که ترور او در دالاس، ایالت تگزاس، نقطهی عطفی در تاریخ قانون اساسی آمریکا به شمار میرود.
لحظهی انتقال قدرت، آنطور که کمتر روایت شده
پشت این چارچوب قانونی خشک، صحنههای واقعی انتقال قدرت در تاریخ آمریکا گاه غیرمنتظره و دراماتیک بودهاند. شاید عجیبترین نمونه، سوگند ریاستجمهوری کالوین کولیج در سال ۱۹۲۳ باشد. کولیج، که در آن زمان معاون رئیسجمهور بود، هنگام مرگ ناگهانی وارن هاردینگ در مزرعهی خانوادگیاش در ورمانت، دور از برق و تلفن، بهسر میبرد. پدر او که بهطور اتفاقی سردفتر اسناد رسمی محلی بود، در ساعت دو و نیم بامداد، در نور یک چراغ نفتی و با دستگذاشتن پسرش بر انجیل خانوادگی، سوگند ریاستجمهوری را از او گرفت؛ تنها موردی در تاریخ آمریکا که یک پدر، پسر خود را بهعنوان رئیسجمهور سوگند داده است.
نمونهی دیگر، صحنهی عجیب تری از سال ۱۹۶۳ است. تنها دو ساعت پس از ترور جان اف. کندی در دالاس، معاون او، لیندون جانسون، در کابین هواپیمای ایرفورسوان سوگند یاد کرد. جانسون اصرار داشت که ژاکلین کندی، همسر تازهبیوهی رئیسجمهور، در کنار او در این مراسم حضور داشته باشد تا مشروعیت انتقال قدرت برای هواداران کندی محسوستر شود. ژاکلین که پیشنهاد تعویض لباسش را رد کرده بود، با همان کتودامن صورتی آغشته به خون همسرش در این مراسم حاضر شد؛ او بعدها گفته بود میخواهد «مردم ببینند چه بر سرش آوردهاند». عکس معروف این لحظه -با جانسون در میان همسرش و ژاکلین کندی- به یکی از نمادینترین تصاویر تاریخ سیاسی آمریکا بدل شد.


بیستوپنجمین اصلاحیه: پایان یک ابهام تاریخی
ابهام قانونی دربارهی ماهیت دقیق جانشینی ریاستجمهوری، که از زمان جان تایلر باقی مانده بود، پس از ترور کندی سرانجام به تصویب یک اصلاحیهی رسمی انجامید. بیستوپنجمین اصلاحیهی قانون اساسی آمریکا در ژوئیهی ۱۹۶۵ توسط کنگره تصویب و در فوریهی ۱۹۶۷ توسط ایالتها تنفیذ شد. این اصلاحیه بهروشنی تصریح میکند که در صورت مرگ، استعفا یا برکناری رئیسجمهور، معاون او بلافاصله و بهطور کامل عنوان و اختیارات ریاستجمهوری را برعهده میگیرد؛ نه صرفاً بهعنوان قائممقام موقت. این اصلاحیه همچنین برای نخستینبار، فرایندی مشخص برای پر کردن جای خالی معاونت ریاستجمهوری در صورت خالی شدن این سمت، تعیین کرد.
از زمان تأسیس جمهوری آمریکا تاکنون، هشت رئیسجمهور در حال خدمت درگذشتهاند؛ چهار نفر بر اثر بیماری و چهار نفر دیگر در نتیجهی ترور.
بر این اساس، در سناریوی فرضی درگذشت دونالد ترامپ در دوران دوم ریاستجمهوریاش، معاون او، جی. دی. ونس، بیدرنگ و بدون نیاز به هیچ رأیگیری یا انتخابات جدیدی، سوگند ریاستجمهوری یاد خواهد کرد و اختیارات کامل این سمت را برعهده خواهد گرفت.
مراسم تشییعجنازهی رسمی دولتی
مرگ یک رئیسجمهور در حال خدمت، به برگزاری یک تشییعجنازهی رسمی دولتی (State Funeral) میانجامد؛ آیینی که تشریفات کلی آن از پیش در دستورالعملهای وزارت دفاع و کنگرهی آمریکا تعیین شده، اما جزئیات آن معمولاً با مشورت خانوادهی رئیسجمهور تنظیم میشود. برای نمونه، ژاکلین کندی پس از ترور همسرش در سال ۱۹۶۳، شخصاً و بهطور فعال در طراحی جزئیات مراسم تشییعجنازهی او مشارکت داشت؛ از جمله در الهامگیری از مراسم تدفین آبراهام لینکلن برای برخی جنبههای نمادین آن.
حمایت مالی از خانوادهی رئیسجمهور فقید
پس از پایان دوران ریاستجمهوری -خواه با پایان طبیعی دوره، خواه با مرگ رئیسجمهور- قانون رؤسایجمهور پیشین (Former Presidents Act)، مصوب سال ۱۹۵۸، چارچوب حمایت مالی فدرال را تعیین میکند. این قانون که با هدف «حفظ کرامت جایگاه ریاستجمهوری» تصویب شد، پیش از خود هیچگونه مستمری یا حمایت مالی رسمی برای رؤسایجمهور بازنشسته در نظر نگرفته بود؛ وضعیتی که حتی هری ترومن را نیز پس از ترک کاخ سفید با دشواری مالی روبهرو کرده بود.
طبق این قانون، همسر رئیسجمهور متوفی مستحق یک مستمری سالانهی ثابت به مبلغ ۲۰ هزار دلار خواهد بود؛ رقمی که از سال ۱۹۵۸ تاکنون بدون تغییر باقی مانده، هرچند طرحهایی برای افزایش آن تا ۱۰۰ یا حتی ۲۰۰ هزار دلار در سال (از جمله در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹) بارها در کنگرهی آمریکا مطرح شده، بدون آنکه تاکنون به تصویب نهایی برسد. این مستمری مشروط به آن است که ذینفع از سایر مزایای بازنشستگی فدرال صرفنظر کند و در صورت ازدواج مجدد نیز قطع میشود. علاوه بر این مستمری، همسر متوفی از حق حفاظت مادامالعمر سرویس مخفی (که میتواند آن را رد کند) و امتیازات محدودی، چون معافیت پستی نیز برخوردار خواهد بود.
جایگاه ملانیا ترامپ: نگاهی مستند
فراتر از گمانهزنی دربارهی آیندهی احتمالی همسر رئیسجمهور، جایگاه کنونی ملانیا ترامپ خود واجد نکاتی مستند و کمتر شنیدهشده است. او در سال ۱۹۷۰ در اسلوونی به دنیا آمد و در سال ۲۰۰۶، ده سال پس از مهاجرت به آمریکا، رسماً از طریق روند طبیعی تابعیت این کشور را به دست آورد. ملانیا تاکنون تنها بانوی اول تاریخ آمریکا است که شهروند تابعیتگرفته -و نه شهروند مادرزاد- این کشور بوده است؛ ویژگیای که او بارها در سخنرانیهای خود، از جمله در یک مراسم رسمی اعطای تابعیت در آرشیو ملی آمریکا، به آن اشاره کرده و مسیر دریافت شهروندی را «دشوار و طاقتفرسا» توصیف کرده است.


نکتهی قابلتوجه دیگر این است که ملانیا، برخلاف تصور رایج در برخی گزارشهای گمانهزنانه، پیشتر و در اکتبر ۲۰۲۴، نخستین کتاب خاطرات خود را با عنوان سادهی «Melania» منتشر کرده است؛ کتابی ۲۵۶ صفحهای که بلافاصله در صدر فهرست پرفروشترینهای نیویورکتایمز قرار گرفت. در این کتاب، او برای نخستینبار بهطور مفصل از دوران کودکیاش در اسلوونی کمونیستی، مسیر ورودش به دنیای مدلینگ در اروپا و نیویورک، و آشناییاش با دونالد ترامپ در سال ۱۹۹۸ نوشته است.
بهطور خلاصه، ساختار قانون اساسی آمریکا با تکیه بر بیستوپنجمین اصلاحیه، تضمین میکند که مرگ یک رئیسجمهور در حال خدمت، هرچند رویدادی بحرانی و پرتنش، هیچگاه به خلأ قدرت یا بیثباتی سیاسی رسمی نمیانجامد؛ فرایندی که ریشه در تجربهی عملی جان تایلر در سال ۱۸۴۱ دارد و اکنون بهطور کامل در چارچوب حقوقی مدون کشور نهادینه شده است. آنچه از دل این تاریخ برمیآید، نهتنها یک ساختار حقوقی، بلکه مجموعهای از لحظات گاه تکاندهنده است؛ از یک پدر که پسرش را در نور چراغ نفتی سوگند میدهد، تا زنی که با لباسی آغشته به خون همسرش، شاهد آغاز فصلی تازه در تاریخ کشورش میشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
ناشناس
| ۱۲:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
ناشناس
| ۱۴:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
