خیابانهای ارومیه در تسخیر ارابههای مرگ
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، صدای ترمزهای ممتد، جیغ لاستیکها و پس از آن صدای مهیب برخورد آهن با آهن؛ این موسیقی متن بسیاری از شبها و روزها در بلوارهای عریض ارومیه است و شهری که قرار بود با باغشهرهایش آرامش را هدیه دهد، اکنون در آمارهای پلیس راهور و پزشکی قانونی، رتبههای نگرانکنندهای در زمینه تلفات انسانی و خسارات مالی ناشی از تصادفات رانندگی کسب کرده است.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که نوع تصادفات در این شهر از حالت «مالی ساده» به سمت «جرحی و فوتی شدید» تغییر ماهیت داده است و سرعتهای سرسامآور در بلوارهای اصلی مانند والفرجر، امام علی (ع) و باهنر، صحنههایی را رقم میزند که پیش از این تنها در جادههای بینشهری و بزرگراههای بدون محدودیت سرعت دیده میشد.
اما سوال اساسی اینجاست که چرا ارومیه به این نقطه رسیده است؟ آیا مشکل از مهندسی معابر است یا رانندگانی که خیابان را با پیست مسابقه اشتباه گرفتهاند؟ آمارها حکایت از آن دارند که سالانه هزاران نفر در این شهر راهی بیمارستانها شده و دهها خانواده داغدار عزیزانشان میشوند، در حالی که اقدامات پیشگیرانه همچنان در لایههای بروکراسی اداری متوقف مانده است.
در این گزارش تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف این بحران، از تقصیرات نهادهای اجرایی تا کوتاهیهای فرهنگی شهروندان و آمارهای تکاندهنده سال اخیر خواهیم پرداخت تا مشخص شود چرا «مرگ» در خیابانهای ارومیه اینقدر ارزان شده است.
ارقام تکاندهنده؛ وقتی مرگ در خانه رانندگان ارومیه را میزند
بر اساس آمارهای غیررسمی و تحلیل دادههای پزشکی قانونی آذربایجانغربی در سال ۱۴۰۳، تصادفات درونشهری در ارومیه با رشدی نگرانکننده همراه بوده است و برآوردها نشان میدهد که سالانه بیش از ۴۵۰ نفر در کل استان جان خود را در سوانح رانندگی از دست میدهند که سهم قابلتوجهی از این آمار مربوط به شهر ارومیه و کمربندیهای اطراف آن است.
تعداد مجروحان نیز رقمی خیرهکننده است؛ سالانه بالغ بر ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر در سطح استان در اثر تصادفات راهی مراکز درمانی میشوند که بخش بزرگی از بار این مصدومیتها بر دوش بیمارستانهای ارومیه سنگینی میکند و بسیاری از این افراد دچار معلولیتهای دائم شده و هزینههای گزافی را بر بدنه اقتصادی خانواده و دولت تحمیل میکنند.
نکته حائز اهمیت در سال ۱۴۰۴، افزایش شدت تصادفات در ساعات پایانی شب است و در حالی که تعداد ترددها در شب کمتر است، اما به دلیل نبود نظارتهای جدی و سرعت بالا، میزان فوتیها در این بازه زمانی با کل ساعات روز برابری میکند و این نشاندهنده آن است که خیابانهای شهر به فضایی ناامن برای عابران پیاده و رانندگان قانونمدار تبدیل شده است.
پلیس راهور بارها اعلام کرده است که بیشترین علت فوت در تصادفات ارومیه، «ضربه به سر» به دلیل سرعت غیرمجاز و عدم استفاده از کمربند ایمنی است و این آمارها نه تنها یک عدد، بلکه روایتگر فروپاشی خانوادههایی است که در یک لحظه غفلت یا نبود ایمنی جادهای، هستی خود را از دست دادهاند.
قصور مسئولان؛ گرههای کوری که باز نمیشوند
یکی از اصلیترین دلایل تداوم این وضعیت، ضعف شدید در زیرساختهای هوشمند کنترل ترافیک توسط شهرداری و نهادهای مربوطه است و در حالی که شهرهای همتراز ارومیه به سیستمهای ثبت تخلف مکانیزه و دوربینهای کنترل سرعت لحظهای مجهز شدهاند، ارومیه هنوز درگیر کمبود دوربینهای پایش تصویری در نقاط حادثهخیز است.
اصلاح هندسی معابر و حذف نقاط حادثهخیز از دیگر وعدههایی است که هر سال در بودجههای شهری تکرار میشود، اما در عمل، بسیاری از تقاطعها و دوربرگردانهای غیرایمن همچنان قربانی میگیرند و نبود پلهای عابر پیاده مکانیزه و کافی در بلوارهای پرتردد باعث شده تا عابران پیاده میان خودروهای پرسرعت سرگردان بمانند و آمار فوتیهای عابر به شکل عجیبی بالا برود.
از سوی دیگر، روشنایی ضعیف در برخی معابر اصلی و فرعی، دید رانندگان را در شب به شدت کاهش میدهد و مسئولان شرکت توزیع برق و شهرداری اغلب در تعیین متولی این موضوع دچار اختلافنظر هستند و در این میان، تاریکی شب به عاملی برای تصادفات زنجیرهای و برخورد با موانع تبدیل شده است.
انتقاد جدی دیگر به پلیس راهور و شهرداری، عدم قاطعیت در برخورد با «دور دورهای شبانه» و مسابقات خیابانی در مناطقی نظیر گلشهر و بلوار جاده بند است و این تجمعات که با سرعتهای بسیار بالا همراه است، امنیت روانی و جانی شهروندان را به مخاطره انداخته، اما اقدامات بازدارنده تاکنون نتوانسته است این معضل را به طور ریشهای حل کند.
فرهنگ رانندگی؛ جایی که احترام به قانون «ضعف» تلقی میشود
نمیتوان تمام تقصیرها را به گردن جاده و مسئولان انداخت؛ بخشی از فاجعه در نحوه نگاه رانندگان ارومیه به مقوله رانندگی نهفته است و در فرهنگ ترافیکی این شهر، متاسفانه رعایت فاصله طولی یا حرکت بین خطوط توسط برخی رانندگان به عنوان نشانهای از ناشیگری یا ضعف تلقی میشود و رانندگی تهاجمی نوعی «مهارت» به شمار میرود.
استفاده از تلفن همراه حین رانندگی، عدم رعایت حق تقدم در میادین و دوربرگردانها و از همه مهمتر، اصرار بر سرعت بالا در خیابانهای کمعرض، از جمله رفتارهای پرخطر شهروندان است و بسیاری از رانندگان جوان با تغییر در سیستم فنی خودرو و تقویت موتور، خیابان را به محلی برای تخلیه هیجانات خود تبدیل کردهاند که نتیجهای جز پشیمانی ندارد.
عابران پیاده نیز در این چرخه بینظمی بیتقصیر نیستند و عبور از عرض بلوارهای اصلی درست در چند متری پل عابر پیاده یا پریدن از روی نردههای وسط خیابان، نمونههایی از بیتوجهی به ایمنی شخصی است و این تداخل ناهنجار میان خودرو و عابر، ارومیه را به شهری با استانداردهای پایین ایمنی ترافیک تبدیل کرده است.
آموزشهای شهروندی و کارزارهای فرهنگی در ارومیه بسیار ضعیف و محدود به چند بنر در سطح شهر است و تا زمانی که رانندگی به عنوان یک مسئولیت اجتماعی پذیرفته نشود و مجازاتهای اجتماعی و قانونی سنگین برای متخلفان در نظر گرفته نشود، نمیتوان انتظار داشت که رفتار رانندگان تنها با خواهش و تمنا تغییر کند.