صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
تابناک گزارش می‌دهد؛

برق ارزان‌ یا پاک؟ پشت‌پرده دخالت دولت‌ها در بازار برق!

سال‌هاست در سیاست‌گذاری انرژی دوگانه‌ای تکرار می‌شود؛ دوگانه‌ای که در ظاهر ساده و منطقی به نظر می‌رسد اما در عمل یکی از پیچیده‌ترین تصمیم‌های اقتصادی و توسعه‌ای کشورها را پنهان می‌کند: «برق ارزان یا پاک؟!».
کد خبر: ۱۳۸۰۵۶۰
| |
343 بازدید
|
۱

برق ارزان‌تر یا برق پاک‌تر؟

به گزارش سرویس انرژی تابناک، برق ارزان به معنای استفاده از سوخت‌های فسیلی، یارانه گسترده و پایین نگه‌داشتن تعرفه‌هاست؛ در مقابل برق پاک به توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، کاهش انتشار کربن و سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید تعبیر می‌شود. این روایت سال‌ها مبنای بحث‌های سیاسی و رسانه‌ای بوده اما بحران‌های انرژی سال‌های اخیر نشان داده‌اند مسئله نه به این سادگی است، نه این دو گزینه در مقابل یکدیگر قرار دارند.
 
برق برخلاف بسیاری از کالاها، اثر مستقیم و فوری بر زندگی روزمره دارد. افزایش قیمت برق به سرعت به افزایش هزینه تولید، رشد تورم، فشار معیشتی و نارضایتی اجتماعی تبدیل می‌شود.
امروز پرسش اصلی دیگر این نیست که «جامعه برق ارزان می‌خواهد یا برق پاک؟» پرسش واقعی این است: کدام مدل تولید و مصرف برق می‌تواند هم‌زمان سه هدف را تأمین کند: قیمت قابل‌تحمل، امنیت تأمین و پایداری بلندمدت؟
 
چرا برق ارزان همچنان جذاب‌ترین گزینه برای دولت‌هاست؟ اگر از منظر سیاسی نگاه کنیم، پاسخ روشن است. برق برخلاف بسیاری از کالاها، اثر مستقیم و فوری بر زندگی روزمره دارد. افزایش قیمت برق به سرعت به افزایش هزینه تولید، رشد تورم، فشار معیشتی و نارضایتی اجتماعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل تقریباً همه دولت‌ها حتی اقتصاد‌های آزاد، نوعی مداخله در بازار برق دارند. اما برق ارزان چگونه ایجاد می‌شود؟ در عمل سه مسیر وجود دارد: سوخت ارزان یا یارانه‌ای، تعرفه پایین‌تر از هزینه واقعی و  سرمایه‌گذاری کمتر در شبکه و زیرساخت.
 
در کوتاه‌مدت این مدل موفق به نظر می‌رسد. قبض‌ها پایین می‌مانند؛ تورم کنترل می‌شود و فشار اجتماعی کاهش پیدا می‌کند. اما سؤال مهم اینجاست: هزینه واقعی برق ارزان از کجا پرداخت می‌شود؟ پاسخ ساده نیست. گاهی این هزینه از بودجه دولت پرداخت می‌شود؛ گاهی از کاهش سرمایه‌گذاری؛ گاهی از استهلاک تجهیزات؛ گاهی از خاموشی و گاهی از آینده اقتصاد.
 
برق ارزان اگر مبتنی بر سرکوب قیمت باشد، در واقع نوعی انتقال هزینه از امروز به فرداست. مدافعان برق ارزان چند استدلال جدی دارند که نمی‌توان به سادگی از کنار آنها عبور کرد. ابتدا اینکه رشد اقتصادی بدون انرژی ارزان دشوار است. بسیاری از صنایع انرژی‌بر، از فولاد و سیمان تا پتروشیمی، روی مزیت انرژی ارزان ساخته شده‌اند. افزایش ناگهانی قیمت برق می‌تواند مزیت رقابتی آنها را کاهش دهد. در کشور‌های در حال توسعه نیز هزینه انرژی مستقیماً با رشد صنعتی مرتبط است.
 
استدلال دوم مبتنی بر تحقق عدالت اجتماعی است. برق یک کالای لوکس نیست. افزایش قیمت برق می‌تواند فشار بیشتری بر خانوار‌های کم‌درآمد وارد کند. به همین دلیل بسیاری معتقدند برق باید به‌عنوان یک خدمت عمومی باقی بماند.
 
اما استدلال سوم این است که برق پاک هنوز هزینه سیستم دارد. منتقدان گذار انرژی یک نکته فنی مهم را مطرح می‌کنند. اینکه حتی اگر تولید برق خورشیدی ارزان شده باشد، هزینه واقعی برق فقط قیمت نیروگاه نیست. البته در همین راستا باید توسعه شبکه انتقال، ذخیره‌سازی، پایداری سیستم، تجهیزات کنترل بار و نیروگاه پشتیبان را هم در نظر گرفت. به همین دلیل برخی کشور‌ها پس از توسعه سریع تجدیدپذیر‌ها با افزایش هزینه نهایی برق مواجه شدند. این استدلال‌ها واقعی هستند و نباید نادیده گرفته شوند. اما آیا نتیجه آن ادامه مدل برق ارزان سنتی است؟ نه الزاماً.
 
حالا این پرسش مطرح می‌شود که چرا در بلندمدت برق پاک انتخاب منطقی‌تری است؟ اگر تحلیل را از افق سیاسی کوتاه‌مدت خارج کنیم و به افق اقتصادی و راهبردی ببریم، تصویر تغییر می‌کند.
 
دلیل اول اینکه برق فسیلی ارزان نیست؛ فقط بخشی از هزینه آن دیده نمی‌شود اقتصاد برق فسیلی به شدت به بازار سوخت وابسته است. وقتی قیمت گاز یا نفت تغییر می‌کند، هزینه تولید برق نیز تغییر می‌کند. این وابستگی پیامدهایی مانند بی‌ثباتی اقتصادی، آسیب‌پذیری ژئوپلیتیکی و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری را در پی دارد.  به بیان ساده‌تر، برق ارزان فسیلی معمولاً فقط تا زمانی ارزان است که سوخت ارزان باقی بماند.
 
در اقتصاد جهانی دسترسی به برق پایدار مهم‌تر از دسترسی به سوخت خام می‌شود. کشوری که برق قابل اتکا نداشته باشد، در جذب سرمایه عقب می‌ماند.
دلیل دومی که مطرح می شود این است که «برق پاک هزینه اولیه بالاتر ولی هزینه عملیاتی پایین‌تر دارد»؛ نیروگاه خورشیدی بعد از ساخت، سوخت مصرف نمی‌کند. نیروگاه بادی به واردات سوخت وابسته نیست؛ بنابراین ساختار هزینه آنها متفاوت است. در این مدل سرمایه‌گذاری اولیه بالاتر است اما هزینه بهره‌برداری پایدارتر می‌شود. این ویژگی برای اقتصاد‌هایی که به دنبال ثبات بلندمدت هستند اهمیت زیادی دارد.
 
اما دلیل سومی که نباید از نظر دور داشت اینکه «اقتصاد جهانی به سمت برق‌محوری حرکت می‌کند»؛ امروز مصرف برق دیگر فقط مربوط به خانه و صنعت نیست. حمل‌ونقل، هوش مصنوعی، مراکز داده، سرمایش و خدمات همگی به برق وابسته شده‌اند. در چنین اقتصادی، دسترسی به برق پایدار مهم‌تر از دسترسی به سوخت خام می‌شود. کشوری که برق قابل اتکا نداشته باشد، در جذب سرمایه عقب می‌ماند.
 
از سوی دیگر دلیل چهارمی هم برای این مورد باید متوصر بود و آن‌هم اینکه «برق پاک امنیت انرژی را بازتعریف می‌کند». در گذشته امنیت انرژی  دسترسی به سوخت بود اما امروزه امنیت انرژی به معنای توان حفظ جریان برق تعریف می‌شود. تنوع منابع، تولید پراکنده و کاهش وابستگی به واردات سوخت، مزیت‌های جدیدی ایجاد کرده‌اند.
 
دولت‌ها دیگر نمی‌توانند پشت دوگانه «ارزان یا پاک» پنهان شوند. برق ارزان بدون پایداری، در نهایت گران تمام می‌شود. برق پاک بدون اصلاح ساختار نیز می‌تواند غیرقابل‌پرداخت شود. انتخاب درست، انتخاب میان فناوری‌ها نیست؛ انتخاب میان مدل‌های حکمرانی انرژی است.
ایران؛ شاید در حساس‌ترین نقطه این دوگانه قرار دارد و نمونه جالبی از این مسئله است. از یک طرف منابع عظیم نفت و گاز دارد. از طرف دیگر، رشد مصرف، فشار شبکه و نیاز سرمایه‌گذاری نیز افزایش یافته است. در چنین شرایطی، حفظ مدل برق ارزان مبتنی بر سوخت می‌تواند پیامدهایی مانند افزایش مصرف غیرمولد، فرسودگی زیرساخت، محدود شدن صادرات انرژی و فشار بودجه‌ای را در پی داشته باشد. اما حرکت شتاب‌زده به سمت برق پاک نیز بدون اصلاح ساختار اقتصادی، ریسک سرمایه‌گذاری و ناکارآمدی ایجاد می‌کند؛ بنابراین مسئله ایران انتخاب میان دو گزینه نیست؛ بلکه طراحی مسیر گذار است.
 
واقعیت این است که دولت‌ها دیگر نمی‌توانند پشت دوگانه «ارزان یا پاک» پنهان شوند. برق ارزان بدون پایداری، در نهایت گران تمام می‌شود. برق پاک بدون اصلاح ساختار نیز می‌تواند غیرقابل‌پرداخت شود. انتخاب درست، انتخاب میان فناوری‌ها نیست؛ انتخاب میان مدل‌های حکمرانی انرژی است. اگر هدف رسیدن به برق قابل‌پرداخت و پایدار باشد، چند اقدام باید هم‌زمان اجرا شود که می‌توان «اصلاح تدریجی تعرفه همراه با حمایت هدفمند، قیمت‌گذاری پلکانی و حمایت از مصرف پایه، انتقال سرمایه‌گذاری از ظرفیت صرف به انعطاف سیستم، توسعه شبکه، ایجاد بازار واقعی برق، ذخیره‌سازی، توسعه تجدیدپذیر با مدل اقتصادی پایدار، تبدیل بهره‌وری انرژی به منبع تولید و بازتعریف امنیت انرژی را پیشنهاد کرد.
 
البته در همین راستا باید متذکر شد که هوشمندسازی‌ها هم باید هم‌وزن ساخت نیروگاه باشد و قیمت‌ها هم باید سیگنال سرمایه‌گذاری بدهند و مصرف‌کننده صنعتی امکان مدیریت هزینه داشته باشد. در نهایت اینکه هدف‌گذاری ظرفیت بدون مدل مالی پایدار به نتیجه نمی‌رسد.
 
ذکر این نکته نهایی هم خالی از دلیل نیست که «کم‌مصرف‌ترین برق، برقی است که اساساً مصرف نشود». شاید در نهایت مسئله این نباشد که برق ارزان‌تر می‌خواهیم یا برق پاک‌تر؛ مسئله این است که آیا می‌خواهیم امروز هزینه را بپردازیم یا آن را به آینده منتقل کنیم. شاید وقت آن است که بگوییم شاخص موفقیت دیگر فقط ظرفیت نصب‌شده نیست؛ بلکه پایداری شبکه، قابلیت اطمینان و شدت مصرف نیز به طور حتم معیارهای درستی خواهند بود.
 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۲
دولت ها نه تنها در برق نبایست دخالت کنند بلکه در فرهنگ وحریم زندگی و حتی انتخاب سیاسی شهروندانشان هم نبایست دخالت کنند.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار