«۲۵ درجه؛ قرار همدلی»؛ پویشی برای بخش ناتراز دولت!

هر سال با نزدیک شدن به تابستان، یک روایت تکراری در فضای رسانهای ایران شکل میگیرد؛ مصرف برق افزایش یافته، شبکه در آستانه فشار قرار دارد و شهروندان باید برای عبور از روزهای گرم، مصرف خود را مدیریت کنند.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، تابستان سال ۱۴۰۵ این روایت در قالب پویشی با عنوان «۲۵ درجه؛ قرار همدلی» بازتولید شد؛ پویشی که وزارت نیرو و شرکت توانیر آن را به عنوان نماد مشارکت اجتماعی برای عبور از بحران ناترازی برق معرفی کردند. در ظاهر، موضوع چندان محل مناقشه نیست. تنظیم کولرهای گازی روی ۲۵ درجه، استفاده از دور کند کولرهای آبی و پرهیز از مصرف غیرضروری برق، توصیههایی است که تقریباً همه کارشناسان بهرهوری انرژی با آن موافقاند. اما آنچه «پویش ۲۵ درجه» را به موضوعی قابل تأمل تبدیل میکند، نه اصل صرفهجویی، بلکه جایگاهی است که این پویش در سیاست انرژی کشور پیدا کرده است. اگرچه در سال های پیش از این پویش، حتی درجه اعلام شده هم متفاوت بود و اعدادی کمتر از ۲۵ درجه هدف پمپاژ رسانه ها بود!
اما بررسی گزارشهای منتشر شده در رسانههای رسمی نشان میدهد دولت و وزارت نیرو، این پویش را نه صرفاً یک توصیه فنی، بلکه «بخشی از راهبرد مقابله با ناترازی برق» معرفی کردهاند. در اطلاعیههای توانیر، رشد مصرف برق، کاهش ذخایر نیروگاههای برقآبی و افزایش دما از دلایل اصلی راهاندازی این پویش عنوان شده است. از سوی دیگر، سخنگوی دولت نیز در یادداشتی رسمی از «پویش ۲۵ درجه» به عنوان یک تغییر فرهنگی در شیوه مصرف انرژی یاد کرده و آن را فراتر از یک توصیه فنی دانسته است.
اگرچه سخنگوی دولت تذکر داده که «پویش ۲۵ درجه فقط یک توصیه فنی نیست؛ بلکه یک دعوت به تغییر فرهنگی در شیوه مصرف انرژی است» اما باید این مساله بارها در جلسات و حشر و نشرهای عوامل دولتی و شرکتهای تابعه نقل مجالس شود که خانم سخنگو بداند «مهمترین عامل موفقیت در مواجهه با بحران انرژی، تغییر نگرش عمومی و مسئولیتپذیری شهروندانه است؛» نیست! حتی اگر تمام ارکان دولتی و رسانههای همسو و همراه را بسیج کنید باز هم یک جای کار میلنگد و بار کج به منزل نمیرسد!
گفتمان «مصرف آگاهانه» و «مصرف عادلانه» که دولت در حال نهادینه کردن آن برای شهروندان است ابتدا باید در دستور کار ادارات و سازمانهای دولتی پر مصرف باشد که با هزاران ترفند و شعبده قبضهای برق را در درون خود حل می کنند در حالی که بالاترین میزان مصرف برق و انرژی را همین سازمانها و ادارات دولتی دارند!
با اینکه دولت تلاش دارد با «تغییر ساعت کاری در تابستان، تعطیلی پنجشنبهها، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر در ادارهها، اصلاح تجهیزات سرمایشی و نیز نظارت بر الگوی مصرف دستگاههای اجرایی» به کاهش بار شبکه برقی کشور در دوره گرم سال برسد اما سیستم اطلاع رسانی دولتی که اکثریت رسانهای هستند به خوبی آگاهند که اکثر وزارتخانهها با راهاندازی کمپین و پویش و همایشهای تبلیغاتی یا سلسله نشستهای خبری مردم و رسانهها را مدتی به خود مشغول میکنند و نیک میدانند که این تدابیر راه به جایی نمیبرد و صرفا هزینه ای گزاف بر دوش دولت انداخته و چند صباحی زیر باد اسپیلتهای خنک، پیک پرمصرفی را تیک میزنند!

روایت رسمی؛ مردم ناجیان شبکه برق
اگر مجموعه گزارشهای منتشر شده در خبرگزاریهای رسمی، رسانههای وزارت نیرو و شرکتهای توزیع برق را مرور کنیم، یک گزاره ثابت بارها تکرار میشود: «عبور از ناترازی برق بدون همراهی مردم ممکن نیست.» در این روایت، شهروندان بازیگران اصلی حفظ پایداری شبکه هستند. مدیران صنعت برق تأکید میکنند که تنظیم دمای وسایل سرمایشی روی ۲۵ درجه میتواند مصرف برق را به شکل محسوسی کاهش دهد. حتی مدیرعامل شرکت توزیع برق تهران اعلام کرده که مشارکت شهروندان در این پویش میتواند تا ۲۰ درصد از مصرف برق سرمایشی پایتخت را کاهش دهد.
در اختتامیه این پویش نیز مدیران وزارت نیرو از آن به عنوان نماد «همافزایی دولت، بخش خصوصی و مردم» یاد کردند و یکی از اهداف آن را تغییر نگرش جامعه نسبت به برق از یک خدمت عمومی به یک کالای ارزشمند دانستند. در این چارچوب، شهروندان نه فقط مصرفکننده، بلکه بخشی از راهحل بحران معرفی میشوند. اما آیا واقعاً مسئله اصلی صنعت برق ایران رفتار مصرفکنندگان است؟
آنچه در روایت رسمی دیده نمیشود
تقریباً هیچیک از گزارشهای تبلیغی پیرامون پویش ۲۵ درجه به این سؤال پاسخ نمیدهند که چرا کشور اساساً به چنین پویشهایی نیاز پیدا کرده است. واقعیت این است که ناترازی برق ایران محصول رفتار چند ماه اخیر مردم نیست. این بحران حاصل سالها عقبماندگی سرمایهگذاری در صنعت برق، فرسودگی نیروگاهها، رشد سریع مصرف، ضعف توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و قیمتگذاری نامتوازن انرژی است. حتی در همان گزارشهایی که از پویش ۲۵ درجه حمایت میکنند، واژه «ناترازی» به کرات تکرار میشود. وزارت نیرو، توانیر و سخنگوی دولت بارها تأکید کردهاند که هدف این پویش کمک به عبور از ناترازی برق است.
اما نکته مهم اینجاست که ناترازی، خود یک معلول است؛ معلول سالها سیاستگذاری نادرست، کمبود سرمایهگذاری و عقب ماندن ظرفیت تولید از رشد تقاضا. به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند تمرکز بیش از حد بر کمپینهای صرفهجویی، خطر تبدیل شدن به نوعی «جابجایی مسئولیت» را در خود دارد؛ جایی که شهروندان به جای آنکه بخشی از راهحل باشند، به عنوان عامل اصلی بحران تصویر میشوند.
از خاموشی تا همدلی!
یکی از تناقضهای مهم پویش ۲۵ درجه در مفهوم «همدلی» نهفته است. همدلی زمانی معنا پیدا میکند که همه طرفها سهم خود را در حل مسئله بپذیرند اما سالهای اخیر شهروندان بارها با خاموشیهای برنامهریزیشده، محدودیت برق صنایع و اختلال در فعالیتهای اقتصادی مواجه شدهاند. به طور مثال سال ۱۴۰۴ گزارشهای زیادی درباره محدودیت شدید برق صنایع فولاد و سیمان منتشر شد؛ محدودیتهایی که با هدف آزادسازی برق برای مصرف خانگی اعمال شدند. در چنین شرایطی، بخشی از افکار عمومی این پرسش را مطرح میکند که آیا مطالبه صرفهجویی از مردم، بدون ارائه گزارش شفاف از سهم سیاستگذاران در شکلگیری بحران، میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند؟
مسئلهای فراتر از دمای کولر
یکی از نقاط ضعف اساسی پویش ۲۵ درجه، سادهسازی بیش از حد یک بحران پیچیده است. بحران برق ایران صرفاً ناشی از مصرف بالای کولرها نیست. عوامل متعددی در شکلگیری آن نقش دارند: فرسودگی شبکه انتقال، راندمان پایین بخشی از نیروگاهها، کاهش تولید برقآبی در سالهای خشک، رشد مصرف صنایع انرژیبر و ناکامی در توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر. با این حال در فضای تبلیغاتی پیرامون پویش، گاهی چنین القا میشود که گویا چند درجه افزایش دمای کولرها میتواند بحران را حل کند. این در حالی است که حتی اگر ادعای کاهش ۲۰ درصدی مصرف سرمایشی درست باشد، چنین صرفهجوییای تنها بخشی از شکاف موجود میان عرضه و تقاضا را پوشش میدهد.
عدالت فراموششده در سیاست صرفهجویی!
پویش ۲۵ درجه یک ضعف دیگر هم دارد؛ نادیده گرفتن تفاوتهای اقلیمی و اجتماعی. در بسیاری از شهرهای جنوبی ایران، دمای هوا در تابستان به بیش از ۴۵ یا حتی ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد. توصیه یکسان به همه شهروندان کشور برای تنظیم دمای کولر روی ۲۵ درجه، بدون توجه به شرایط اقلیمی، عملاً نوعی نسخه واحد برای واقعیتهای متفاوت است. از سوی دیگر، خانوارهای کمدرآمد معمولاً در ساختمانهایی با عایقبندی ضعیف زندگی میکنند و برای رسیدن به سطحی از آسایش، ناچار به مصرف انرژی بیشتری هستند. بنابراین هزینه اجتماعی صرفهجویی لزوماً به شکل برابر توزیع نمیشود.

پویش مفید است؛ اما نه به جای سیاستگذاری!
نقد پویش ۲۵ درجه به معنای مخالفت با مدیریت مصرف نیست. تقریباً هیچ نظام انرژی در جهان بدون مشارکت مصرفکنندگان قادر به حفظ پایداری شبکه نیست. اما تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد کمپینهای فرهنگی زمانی مؤثرند که مکمل اصلاحات ساختاری باشند، نه جایگزین آنها. اگر پویش ۲۵ درجه در کنار توسعه نیروگاهها، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش تلفات شبکه، اصلاح الگوی قیمتگذاری و نوسازی زیرساختها اجرا شود، میتواند بخشی از راهحل باشد.
اما اگر به پاسخ اصلی دولت در برابر بحران برق تبدیل شود، خطر آن وجود دارد که مسئله اصلی در پس شعارهای همدلانه پنهان بماند.
در نهایت، مسئله بر سر عدد ۲۵ نیست. پرسش اصلی این است که آیا دولت از شهروندان میخواهد در حل یک بحران مشارکت کنند یا میخواهد بخشی از بار مسئولیت بحرانی ساختاری را بر دوش آنها بگذارد؟ پاسخ به این پرسش، تعیین خواهد کرد که «قرار همدلی» یک حرکت اجتماعی موفق است یا صرفاً نامی تازه برای مدیریت یک بحران قدیمی.؟!
بابت تورم؟
بابت گران کردن دلار به اسم تک نرخی شدن که نشد؟
بابت گرانی اقلام ؟
بابت گران فروشی کردن، اما دیگران را مقصر جلوه دادن؟
بابت انحصار گرائی؟
بابت عوارض ؟
بابت حقوق؟
بابت مالیات ها؟
بابت فروش اموال که معلوم نشد کی خرید؟ پولش چی شد؟
و........




