چگونه جنگ ایران، امنیت انرژی جهانی و ژئوپلیتیک را بازتعریف میکند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، نشنال اینترست در مقالهای به بررسی تاثیرات جنگ ایران بر امنیت انرژی پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
جنگ ایران در الگویی قرار میگیرد: ظهور انرژی به عنوان مسئله اصلی امنیت ملی برای اقتصاد جهانی. همهگیری کووید-۱۹ باعث اختلال و بازسازی عمده در انرژی شد، روندی که با جنگ اوکراین ادامه یافت و با درگیری ایران و انقلاب هوش مصنوعی (AI) عمیقتر گردید. اگرچه ایدئولوژی، اتحادسازی چندجانبه و تغییرات اقلیمی همچنان از عوامل ژئوپلیتیک جهانی هستند، اما داشتن انرژی ایمن و مطمئن بر همه آنها برتری دارد.
عامل انرژی، یکی از ملاحظات اصلی در تغییر رویکرد دولت ترامپ به سمت سوختهای فسیلی، عمدتاً نفت و گاز، است. در این زمینه، ایالات متحده یک ابرقدرت است. رقبای آن، چین و روسیه، نیز برنامههای انرژی خاص خود را دارند، در حالی که سایر کشورها با بازی ژئواکونومیک جدیدی که حول امنیت انرژی ساخته شده است، دست و پنجه نرم میکنند. تلاش برای کاهش ریسک زنجیرههای تأمین انرژی و توسعه گزینههای بهتر آغاز شده است.
امنیت انرژی یک مسئله مهم سیاسی برای ترامپ ۱.۰ و دولت بایدن بود. با این حال، در دوره ترامپ ۲.۰ این موضوع با احساس فوریت بیشتری دنبال شده است. در راهبرد امنیت ملی آن که به طور آرام در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، یکی از نکات مورد تأکید، محوریت انرژی بود: «ما خواهان نیرومندترین، پربازدهترین و نوآورانهترین بخش انرژی در جهان هستیم - بخشی که نه تنها قادر به سوخترسانی به رشد اقتصادی آمریکا باشد، بلکه به خودی خود به یکی از صنایع صادراتی پیشرو آمریکا تبدیل شود.»
با تغییرات ناشی از جنگهای اوکراین و ایران، و همچنین تغییرات سیاست داخلی، ایالات متحده یک رهبر جهانی در صادرات نفت است. این کشور همچنین اولین صادرکننده بزرگ LNG است و در سال ۲۰۲۵، ۵۸ درصد از نیازهای گاز طبیعی مایع (LNG) اروپا را تأمین کرده است. آسیب به تأسیسات LNG راس لفان قطر، که یکی از رقبای اصلی صادرات LNG آمریکا محسوب میشود، سه تا پنج سال برای تعمیر زمان نیاز دارد.
یکی دیگر از عناصر سیاست انرژی آمریکا، تلاش برای کاهش وابستگی به چین در زمینه مواد معدنی حیاتی، از جمله عناصر خاکی کمیاب است که بسیاری از آنها برای انقلاب هوش مصنوعی کلیدی هستند.
در واقع، انقلاب هوش مصنوعی عامل دیگری است که سیاست آمریکا را به سمت ارتقای شبکه انرژی و سرمایهگذاری در شرکتهای معدنی سوق میدهد.
مورد آخر شامل قراردادی به ارزش ۱.۴ میلیارد دلار با شرکت معدنی و تولیدکننده آهنربا، Vulcan Elements است که در آن دفتر سرمایه استراتژیک وزارت دفاع، مبلغ ۶۲۰ میلیون دلار وام مستقیم ارائه میکند. آهنرباها که چین در تولید آنها تسلط دارد، برای تبدیل انرژی جنبشی به انرژی الکتریکی استفاده میشوند.
ایالات متحده ممکن است به طور رسمی سیاست انرژی نداشته باشد، اما تغییرات در سیستم انرژی جهانی را میخواند، ریسکهای ژئوپلیتیکی مرتبط با آن تغییرات را ارزیابی میکند، و با کاهش مقررات و ارائه حمایت مالی به شرکتهای معدنی مختلف، بر اساس آنها عمل میکند. این تفکر استراتژیک، در اقدامات آمریکا در قبال ونزوئلا و ایران نقش دارد.
استراتژی امنیت انرژی چین
چین بر انرژی به عنوان یک دغدغه اصلی امنیت ملی تأکید دارد. هدف آن برای تبدیل شدن به یک قدرت هژمون جهانی به این امر وابسته است. در حالی که چین مجبور شده است ریسک تأمینکنندگان نفت مشکلدار مانند ایران و ونزوئلا را کاهش دهد، واردات نفت و گاز روسیه را افزایش داده است، و شرکتهای نفتی چین به طور تهاجمی در اکتشاف و بهرهبرداری نفت و گاز در مناطقی مانند آنگولا، آرژانتین و گویان فعالیت میکنند.
به همان اندازه مهم، توسعه انرژیهای جایگزین، شامل انرژی باد و خورشید، کنترل ارتفاعات فرماندهی در استخراج و پالایش مواد معدنی حیاتی، و ساخت باتریهای بزرگتر است.
چین در مورد محدود کردن دورهای صادرات عناصر خاکی کمیاب خود به ایالات متحده، ژاپن و اروپا به عنوان یادآوری تسلط خود در این زمینه، که به شدت برای کاربردهای فناوری پیشرفته، مصرفی و نظامی و همچنین در بخش انرژی تجدیدپذیر و باتریها مورد نیاز است، تردید چندانی ندارد.
اقتصاد دولتی چین، که در ابتکار کمربند و جاده (BRI) تجسم یافته است، یک رویکرد تهاجمی برای کمک به سایر کشورها در توسعه منابع انرژی است که در نهایت میتواند توسط چین مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
این امر در سرمایهگذاری جهانی انرژی چین قابل مشاهده است: از سال ۲۰۱۵، مؤسسات بخش رسمی آن به طور متوسط سالانه بیش از ۵۵ میلیارد دلار به پروژههای مرتبط با انرژی در بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه متعهد شدهاند.
در نهایت، موضع چین در مورد ادعای خود در دریای جنوبی چین، که دارای ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی است، تهاجمیتر شده است. فیلیپین و ویتنام در خط مقدم این موضوع قرار دارند و هر دو برای ایجاد توازن، همکاری نظامی نزدیکتری با ایالات متحده ایجاد کردهاند.
نفت و گاز روسیه همچنان یک ابزار ژئوپلیتیکی
روسیه دارای برخی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان است و آنها را به چین و هند و دیگر کشورها عرضه میکند. این کشور همچنان به اروپا صادرات دارد و علیرغم تحریمها و حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی خود، تخمین زده میشود که ۶ درصد از نیازهای LNG اتحادیه اروپا را تأمین میکند.
بدون شک کرملین به روزی چشم دوخته است که خطوط لوله به سمت اروپا دوباره باز شوند؛ و در اروپا افرادی هستند که از این امر استقبال میکنند: حزب راستافراطی AfD آلمان در حال مبارزه انتخاباتی برای ازسرگیری واردات نفت و گاز روسیه به عنوان راهی برای کاهش هزینههای بالای انرژی و اختلالات عرضه ناشی از جنگ ایران است. حزب AfD در نظرسنجیهای ملی آلمان پیشتاز است.
تأثیر جنگ ایران بر انرژی سایر نقاط جهان
جنگ ایران، جایگاه ایالات متحده را در تولید نفت و گاز طبیعی تقویت کرده است. این روند همچنین سایر تولیدکنندگان نفت در نیمکره غربی مانند آرژانتین، برزیل، کانادا، گویان، سورینام و ونزوئلا را ارتقا داده است. در واقع، نیمکره غربی اکنون بیشتر از خاورمیانه نفت تولید میکند.
چشمانداز در حال تغییر انرژی حتی رقبای سنتی آمریکای جنوبی، آرژانتین و شیلی را به فکر افزایش همکاری انرژی خود انداخته است. اخیراً، این امر شامل ساخت خط لولهای است که منطقه اصلی هیدروکربنی آرژانتین، Vaca Muerta، را به بنادر شیلی متصل میکند و از آنجا میتواند به بازارهای آسیا صادر شود. همچنین برنامههایی برای افزایش صادرات گاز و نفت آرژانتین به برزیل در دست اجراست.
اروپا با دوران جدیدی از آسیبپذیری انرژی مواجه است
در حالی که ترکیب کووید-۱۹، جنگ اوکراین و جنگ ایران عموماً به نفع نیمکره غربی بوده، به اروپا آسیب رسانده است. به نظر میرسد که ضربهها در جبهه انرژی پشت سر هم آمدهاند، علیرغم تلاش مستمر برای پیشبرد منابع انرژی تجدیدپذیر. مشکلات اصلی برای امنیت انرژی اروپا همچنان آسیبپذیری مداوم در برابر زنجیرههای تأمین تسلیحاتی (روسیه و خلیج فارس) و بازارهای ناپایدار نفت و گاز است.
یک تغییر عمده برای اروپا این است که از روسیه فاصله گرفته و به سمت سایر تولیدکنندگان نفت و گاز تنوع بخشیده و روابط انرژی جدیدی، به ویژه در نیمکره غربی، ایجاد کرده است. در سال ۲۰۲۴، پالایشگران اروپایی ۶۶ درصد از کل صادرات نفت خام گویان را خریداری کردند که نسبت به ۶۲ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش داشت.
سورینام نیز جایگاه مهمی دارد: شرکتهای توتالانرژی فرانسه و آپا آمریکا ۱۰.۳ میلیارد دلار برای بهرهبرداری از این کشور سرمایهگذاری میکنند و انتظار میرود اروپا خریدار طبیعی برای نفت خام سبکتر سورینام باشد. با ظهور مشارکتهای جدید، احتمالاً تعامل بیشتر اروپا با نفت و گاز آفریقا افزایش خواهد یافت.
آسیا پس از یک شوک دیگر، تنوعبخشی انرژی را تسریع میکند
کشورهای آسیایی یک بار دیگر غافلگیر شده و در برابر یک شوک انرژی دیگر آسیبپذیر یافتند. از جمله کشورهایی که بیشترین وابستگی را به نفت خاورمیانه دارند، میتوان به هند (۴۵ درصد از نیاز نفتی)، پاکستان (۷۸ درصد) و کره جنوبی (۵۷ درصد) اشاره کرد. بسیاری از این کشورها در حال تسریع توسعه زنجیرههای تأمین جدید و سرمایهگذاری در گزینههای جایگزین هستند.
ژاپن احتمالاً در زمینه امنیت انرژی فعالترین اقدام را انجام میدهد. اگرچه ۷۷ درصد از نفت خام ژاپن از خاورمیانه تأمین میشود، در سالهای اخیر وابستگی خود به LNG خاورمیانه که از تنگه هرمز عبور میکند را به ۶ درصد از نیاز انرژی خود کاهش داده است.
تأمینکنندگان نفت و گاز را متنوع کرده، نیروگاههای برق هستهای و زغالسنگ را حفظ کرده، و ظرفیت پالایش داخلی را نگه داشته است. عامل نفت، ژاپن را به یک بازیگر فعالتر در امور دریایی آسیا، به ویژه در دریای جنوبی چین، تبدیل کرده است.
کشورهای خاورمیانه به دنبال جایگزینهایی برای تنگه هرمز
در خاورمیانه، جنگ نیز باعث تغییرات عمدهای شده است. کاهش ریسک از زیرساختهای قدیمی نفت و گاز اکنون با فوریت بیشتری دنبال میشود. در حالی که بسیاری از کشورها در حال کاهش وابستگی به نفت و گاز و تنوعبخشی به بخشهای اقتصادی دیگر بودند، اکنون به دنبال کاهش اتکای خود به تنگه هرمز به عنوان مسیری به بازارهای جهانی هستند.
عربستان سعودی و امارات در حال کار بر روی دور زدن خلیج فارس از طریق توسعه بیشتر خطوط لولهای هستند که به دریای سرخ یا اقیانوس هند ختم میشوند. عربستان و ترکیه توافقنامههایی برای توسعه یک خط راهآهن امضا کردند که در طول زمان میتواند تا عمان گسترش یابد و به عنوان مسیری برای دور زدن تنگه هرمز عمل کند.
همچنین تلاشهایی برای تأمین زنجیرههایی که از اسرائیل اجتناب میکنند، وجود دارد که بسیاری آن را بیثباتکننده میدانند، مانند ایران. در واقع، درگیری بین اسرائیل و حزبالله در لبنان، سؤالاتی را در مورد ریسک سیاسی در میادین گازی شرق مدیترانه (که در آبهای قبرس، لبنان، اسرائیل و مصر امتداد دارد) ایجاد میکند.
یکی دیگر از تحولات مرتبط با امنیت ملی، که توسط انرژی تعریف میشود، خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ماه مه است. این اقدام برای فراهم کردن اختیار عمل بیشتر به امارات برای همکاری در مسائل امنیتی با آمریکا و اسرائیل، پمپاژ نفت بیشتر، و مقابله با منافع ملی در حال تغییر در قبال عربستان سعودی انجام شد.
یک عنصر ژئواکونومیک مهم دیگر نیز وجود دارد. همانطور که بیندی پاتل، تحلیلگر ارشد در GlobalData، اشاره میکند: «این خروج بیسابقه، اهرم تثبیتکننده جمعی اوپک را تضعیف کرد و بار اصلی هزینه مدیریت تولید نفت جهانی را مستقیماً بر دوش عربستان سعودی منتقل نمود.»
آفریقا از تغییر سرمایهگذاری جهانی انرژی بهرهمند میشود
آفریقا نیز از چشمانداز در حال تغییر انرژی مصون نمانده است. جنگ ایران به عنوان یادآوری ظریف برای بسیاری از آفریقا است که نمیتوانند پیوند بین وابستگی انرژی و آسیبپذیری اقتصادی را نادیده بگیرند، که منجر به تورم بالاتر، کسری تجاری بزرگتر و ناآرامیهای اجتماعی شده است.
در عین حال، این جنگ آفریقا را برای پروژههای نفت و گاز جذابتر کرده است. بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰، انتظار میرود حدود ۱۷۶ پروژه نفت و گاز در سراسر این قاره آغاز شود که نشاندهنده سرمایهگذاری حدود ۲۸۴ میلیارد دلاری است.
نقش آفریقا به عنوان تأمینکننده انرژی همچنین با اکتشافات نفت در آبهای عمیق در نامیبیا و تانزانیا و همچنین تلاشها برای تسریع ساخت خطوط لوله، تقویت شده است. در حالی که کشورهای آفریقایی مجموعهای از عوامل ریسک ژئوپلیتیکی خاص خود را دارند، اما در نزدیکی ایران و اسرائیل قرار ندارند و مانند روسیه تحت تحریم نیستند.
هوش مصنوعی و آینده امنیت انرژی جهانی
تأکید بر این نکته مهم است که انتقال انرژی جهانی هنوز در حال انجام است، اما دههها تا تحقق آن فاصله دارد. در این میان، جایگزینها جایگزین نفت و گاز نمیشوند، بلکه به ایجاد یک مخزن انرژی بزرگتر کمک میکنند که بیشتر آن بر تولید برق متمرکز است.
این موضوع نیز پیامدهای ژئوپلیتیکی دارد، زیرا به تغییرات اقلیمی، حقوق آب، حقوق دریاها و اکتشافات فضایی گسترش مییابد. خلاصه اینکه در یک سیستم انرژی جهانی در حال تغییر، با امنیت انرژی به عنوان یک ملاحظه اصلی برای سیاستگذاران، همه منابع انرژی مهم هستند. انقلاب هوش مصنوعی تنها بر اهمیت این عامل میافزاید.
انقلاب هوش مصنوعی در حال تغییر سیستم انرژی جهانی است. تقاضای عظیم انرژی آن، از ساخت مراکز داده تا فشار بیشتر بر تقاضا برای مواد معدنی حیاتی، تولید برق قابل اعتماد و سیستمهای حمل و نقل، به صورت آبشاری گسترش مییابد.
یکی از نمونههای تلاقی ژئواکونومیک انرژی و ژئوپلیتیک، برنامههای دولت ترامپ برای انتقال ۴۰ درصد از ظرفیت تولید نیمهرسانای تایوان به ایالات متحده تا سال ۲۰۲۹ است. این امر مستلزم افزایش تولید انرژی خواهد بود، زیرا صنعت نیمهرسانا در زمره صنایع پرتقاضاترین صنایع از نظر انرژی محسوب میشود.
ریسکهای ژئوپلیتیک آینده میتوانند بحران بعدی انرژی جهانی را رقم بزنند
جنگ ایران در انتهای زنجیرهای از تحولات عمدهای رخ میدهد که ژئواکونومی جهانی را شکل میدهند. کووید-۱۹، جنگ اوکراین و جنگ ایران، پلههایی به سوی رویدادهای بزرگتری هستند که در گوشه و کنار کمین کردهاند.
رویداد دیگری در راه است، که ممکن است به شکل تلاش ونزوئلا برای تصاحب گویان؛ ازسرگیری خصومتها بین آمریکا و ایران؛ جنگ دیگری در جایی دیگر در خاورمیانه؛ یک حمله سایبری سیستماتیک بزرگ به شبکه انرژی آمریکا؛ درگیری در آفریقا که در شاخ آفریقا پیامدهایی برای عبور از دریای سرخ دارد؛ یا شیوع ابولا به مناطق نفتخیز آفریقا باشد.
اختلال همچنین میتواند ناشی از تصاحب گرینلند توسط آمریکا باشد - آیا اروپا همچنان مایل به خرید بیشتر نفت و گاز خود از ایالات متحده خواهد بود؟ و سپس اختلالی که میتواند از تلاش چین برای تصاحب تایوان سرازیر شود، وجود دارد.
در آن صورت، انرژی نقش بزرگی ایفا میکند و اهمیت استراتژیک تنگه مالاکا را به عنوان یک نقطه گلوگاهی برای جریان نفت چین از خاورمیانه افزایش میدهد. چنین تحولی، به نوعی، ژاپن، سنگاپور، مالزی، اندونزی و احتمالاً هند را نیز درگیر خواهد کرد.
سرگرمی تازه شروع شده است، زیرا کشورها با تجزیه جهانیشدن، تعریف جدیدی از امنیت ملی که توسط نیازهای انرژی هدایت میشود، و تمایل بیشتر به استفاده از ابزارهای نظامی برای دستیابی به اهداف خود، دست و پنجه نرم میکنند.
داشتن انرژی ایمن و پایدار، حائل سیاسی برای دولتها در جهانی که به سبک هابز [توصیفگر دولتی که در آن زندگی «تنها، فقیرانه، ناخوشایند، وحشیانه و کوتاه» است]شده است، فراهم میکند.
در بررسی مسیر انرژی جهانی و سیستم ژئواکونومیک، سخنان بنجامین فرانکلین حائز اهمیت بسیار است: «با شکست در آمادهسازی، در حال آمادهسازی برای شکست هستید.»



