تشدید حلقه امنیتی پوتین؛ کرملین در سایه ترس از سوءقصد و کودتا
به گزارش تابناک، روز چهارم مه ۲۰۲۶، رسانه مستقل روسی «ایمپورتنت استوریز» (Important Stories)، همراه با شبکه سیانان (CNN) و روزنامه فایننشال تایمز (Financial Times)، متن کامل سندی را منتشر کردند که به گفته آنها توسط سرویس اطلاعاتی یک کشور عضو اتحادیه اروپا تهیه شده است؛ کشوری که هویتش فاش نشده، هرچند منابع تأیید کردهاند که اوکراین نیست. ایمپورتنت استوریز این سند را از منبعی نزدیک به همان سرویس اطلاعاتی دریافت کرده بود؛ منبعی که به گفته این رسانه، سمتی رسمی در دولت یک کشور اروپایی دارد و در صورت جعلی بودن سند، شغل و اعتبار خود را به خطر میاندازد. روال آنین، ناشر ایمپورتنت استوریز، در ستونی که همراه گزارش منتشر کرد، آن را یکی از مهمترین اخبار اخیر درباره روسیه توصیف کرد.
بنا بر این سند، نگرانی کرملین و شخص پوتین از نشت اطلاعات حساس و همزمان از خطر یک توطئه یا کودتا، از اوایل مارس ۲۰۲۶ آغاز شده است. ریشه این تحول را باید در ترور «فانیل سرواروف»، رئیس اداره آموزش عملیاتی ستاد کل ارتش روسیه، جستوجو کرد که در ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ با بمبگذاری خودرو در پارکینگی نزدیک منزلش در مسکو کشته شد. سه روز بعد، در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ و یک روز پس از حمله دومی در همان نزدیکی، پوتین جلسهای پرتنش با مقامات ارشد امنیتی برگزار کرد. در این جلسه، به گفته سند، «والری گراسیموف»، رئیس ستاد کل ارتش روسیه، رئیس سرویس امنیت فدرال (افاسبی/FSB)، «الکساندر بورتنیکوف»، را بهخاطر ناکامی در جلوگیری از ترور افسران ارشد بر خاک روسیه مورد انتقاد قرار داد. نتیجه این نشست، تصمیم پوتین به گسترش دایره محافظت سرویس حفاظت فدرال (افاساو/FSO) به ده فرمانده ارشد دیگر بود.
از جمله تدابیر تازهای که در این سند شرح داده شده میتوان به نصب سامانههای نظارتی در منازل برخی از کارکنان نزدیک به پوتین، ممنوعیت استفاده آشپزها، محافظان و عکاسان همراه او از حملونقل عمومی و جابهجایی آنان تنها با خودروهای افاساو، الزام به دو مرحله بازرسی -از جمله بازرسی بدنی کامل توسط مأموران افاساو- برای بازدیدکنندگان از دستگاه ریاستجمهوری، و محدود شدن کارکنان نزدیک به پوتین به استفاده از تلفنهای فاقد اتصال اینترنتی اشاره کرد. گزارش میافزاید که پوتین و خانوادهاش دیگر به اقامتگاههای همیشگی خود در حومه مسکو و اقامتگاه تابستانی و خلوت «والدای» سفر نمیکنند و حضور او در اماکن نظامی نیز امسال به صفر رسیده است. سند همچنین مدعی است که پوتین از آغاز تهاجم سراسری روسیه به اوکراین، بخش قابلتوجهی از وقت خود -گاه تا چند هفته پیاپی- را در پناهگاههای زیرزمینی نوسازیشده میگذراند، در حالی که رسانههای نزدیک به کرملین با پخش تصاویر از پیش ضبطشده، تصویری از رفتوآمد آزادانه او ارائه میدهند.
نگرانی دیگری که در این سند مطرح شده، احتمال سوءقصد به جان پوتین با استفاده از پهپاد از سوی بخشی از نخبگان سیاسی خود روسیه است، نه صرفاً از جانب اوکراین. گزارش در این زمینه نام «سرگئی شویگو»، وزیر دفاع پیشین و دبیر کنونی شورای امنیت روسیه، را بهعنوان چهرهای مرتبط با خطر احتمالی کودتا مطرح میکند؛ هرچند بدون ارائه مدرک مشخصی برای این ادعا. اعتبار بخشهایی از این سند در میان ناظران محل بحث است؛ «آندری پرتسف»، تحلیلگر سیاسی رسانه «مدوزا» (Meduza)، هشدار داده که پرمخاطرهترین ادعاهای گزارش -بهویژه ارتباط شویگو با کودتا- بر پایه شواهدی بسیار سست استوار است. در مقابل، ایمپورتنت استوریز اعلام کرد که چند بخش از گزارش را بهطور مستقل تأیید کرده است؛ از جمله این ادعا که قطعیهای گسترده اینترنت در مسکو را سرویس حفاظت فدرال، نه سرویس امنیت فدرال، انجام میدهد، و نیز ترس واقعی پوتین از یک توطئه یا کودتا.
میراثی از خون و بمب
ریشههای نهادی که امروز جان پوتین را حفاظت میکند، به سال ۱۸۸۱ و ترور تزار الکساندر دوم بازمیگردد. پس از آن بمب مرگبار، پسرش، تزار الکساندر سوم، بیدرنگ خود را در میان محافظانی احاطه کرد و بدینسان، عملاً نخستین واحد حفاظتی از رهبر روسیه را بنیان نهاد؛ نهادی که پس از فراز و نشیبهای بسیار در دوران شوروی و پساشوروی، امروز در قامت سرویس حفاظت فدرال، یا افاساو، تجسم یافته است.
حلقهای از فولاد و انضباط
در قلب این سرویس، واحدی ویژه فعالیت میکند که گارد ریاستجمهوری را تشکیل میدهد؛ گروهی از افراد نخبه و با دقت برگزیده که به «تفنگداران» شهرت دارند. همگی آنها در فنون دفاع نزدیک آموزش دیدهاند و هیچیک از سن سیوپنج سال فراتر نمیروند. این محافظان همواره مسلحاند، احتمالاً به تپانچههای «اسآر-۱ وکتور» ساخت روسیه که گلولههای ضدزره در خشاب دارند، و گفته میشود برخی از آنان کیفهای زرهپوش ویژهای نیز حمل میکنند که در لحظه حمله، نقش سپری محافظ را ایفا میکند.
آموزش این محافظان به مراتب فراتر از تمرینهای نظامی معمول است. آنان دورهای را از سر میگذرانند که به «روانشناسی عملیاتی» شهرت دارد؛ آزمونی طاقتفرسا که در آن استقامت جسمی، توان تحمل سرمای شدید، و خودداری از عرقکردن در گرمای کشنده، تا مرز نهایی توان انسانی محک زده میشود. در فوریه ۲۰۲۳، این ساختار مردانه گامی تازه برداشت و نخستین دوره آموزشی محافظان زن نیز در دانشگاه نیروهای ویژه روسیه در چچن افتتاح شد.
هر سفر، یک عملیات نظامی
جابهجایی پوتین، چه در داخل و چه در خارج از روسیه، بهمثابه یک عملیات نظامی تمامعیار طراحی میشود. ماهها پیش از هر بازدید، تیمهای پیشرو مقصد را زیر نظر میگیرند؛ در سفرهای داخلی، چیدمان خیابانها را با دقت بررسی و مسیرهای پیادهروی را نقشهبرداری میکنند و حتی واکنش احتمالی مردم به حضور او را ارزیابی میکنند. سفرهای خارجی، اما چالشی به مراتب بزرگتر بهشمار میروند و از دستورالعملهایی دقیق و از پیش تدوینشده پیروی میکنند.
پوتین با خودرویی از نوع «آروس»، محصول روسیه و مجهز به زره و تجهیزات ویژه، رفتوآمد میکند؛ لیموزینی که با موتوری هشتسیلندر و ۴.۴ لیتری، ساخت مؤسسه مرکزی تحقیقات علمی خودرو و موتورهای خودرویی (نامی/NAMI)، به حرکت درمیآید. این خودرو را کاروانی از وسایل نقلیه بسیار زرهپوش همراهی میکند که توسط نیروهای ویژه نظامی، مسلح به کلاشینکف و راکتاندازهای ضدتانک، و به گفته برخی گزارشها حتی موشکهای قابلحمل ضدهوایی، هدایت میشوند؛ کاروانی که بیشتر به یک ارتش کوچک شباهت دارد تا کاروان یک رئیسجمهور.
هرجا که پوتین اقامت گزیند، دستگاههای پارازیت برای جلوگیری از انفجار از راه دور بمبها نصب میشوند، و تکنسینها بهطور پنهانی تلفنهای همراه و دستگاههای هوشمند اطراف را زیر نظارت الکترونیکی قرار میدهند. در فضای عمومی نیز، او همواره در حلقهای فشرده از محافظان افاساو قرار دارد، در حالی که برخی دیگر بهطور ناشناس در میان جمعیت پنهاناند و تکتیراندازانی روی پشتبامها، زمین زیر پا را برای شناسایی قاتلان احتمالی زیر نظر دارند.
رهبری در هراس از سلامتی
نگرانیهای پوتین درباره سلامتی خود، از دیرباز مرز وسواس را درنوردیده است. در مارس ۲۰۲۰، هنگام بازدید از بخش بیماران کووید-۱۹ در یکی از بیمارستانهای مسکو، او بهجای بسندهکردن به یک ماسک ساده، خود را با لباسی کامل ضدآلودگی و ماسکی تنفسی تمامصورت پوشاند. این وسواس، اما فراتر از بیماریهای واگیر میرود؛ به گفته ژیل براگار، بنیانگذار «باشگاه سرآشپزهای سرآشپزها» -گروهی نخبه از سرآشپزهایی که برای قدرتمندترین چهرههای جهان میپزند- پوتین همچنان، در رسمی یادآور دوران قرون وسطا، فردی را مأمور میکند تا هر وعده غذا و نوشیدنی او را پیش از خودش بچشد، تا از مسمومنبودن آن اطمینان حاصل شود.
حتی درباره هویت جسمانی او نیز گمانهزنیهایی وجود دارد؛ شایعاتی مبنی بر استفاده از «بدل ریاستجمهوری» که پوتین در گزارشی از بیبیسی در سال ۲۰۲۰ آن را رد کرد، اما هرگز بهطور کامل خاموش نشد. تناقضی جالب توجه در پرونده سلامت او اینجاست که با وجود این وسواس همیشگی، در سال ۲۰۲۲ و در پی تهاجم روسیه به اوکراین، فدراسیون بینالمللی جودو، بهعنوان بخشی از موج گستردهتر تحریمهای نمادین علیه روسیه، عنوانهای افتخاری او -از جمله سفیر جهانی جودو و کمربند مشکی افتخاری- را که از سال ۲۰۰۸ در اختیار داشت، لغو کرد؛ اقدامی که پوتین، ورزشکار مشتاق این رشته، همچنان به آن پایبند مانده است.
دشمن، آنسوی دیوارهای کرملین
آنچه امنیت پوتین را از یک چتر معمول ریاستجمهوری متمایز میکند، جهتگیری آن بهسوی درون است، نه صرفاً برون. ناظران بر این باورند که عادت او به برگزاری جلسات مجازی و از راه دور با کارکنان امنیتیاش، و اصرارش بر نشستن در دو سر یک میز بسیار طویل یا در فاصلهای دور در تالارهای وسیع -حتی هنگام دیدار با نزدیکترین مشاوران یا سران کشورها- نشانهای است از بیاعتمادی عمیقی که او، بهویژه از زمان ماجرای واگنر، حتی نسبت به حلقه درونی خود پرورانده است.
تاریخ به او یادآوری میکند که تهدید همیشه از بیرون نمیآید. در ژوئن ۲۰۲۳، پوتین با لحنی خشمگین از شورش مسلحانه مزدوران گروه واگنر با عنوان «خنجری از پشت» یاد کرد. اندکی پس از رژه ناکام یوگنی پریگوژین -که اکنون دیگر در قید حیات نیست- بهسوی مسکو، او جستوجویی گسترده برای شناسایی خائنان احتمالی در ارتش روسیه آغاز کرد. برخی گزارشها حتی حاکی از آناند که او در سراسر روسیه در حال شکلدادن به ارتشهای خصوصی مرموزی است تا خود را از سربازان انتقامجوی واگنر مصون نگاه دارد. چشم او همچنین بر سرویس امنیت فدرال، جانشین کا. گ. ب پیشین، دوخته مانده تا هرگونه نشانهای از رفتار مخالفجویانه را شناسایی کند؛ و حتی سرویس امنیت ریاستجمهوری -نهادی که خود مسئول جان اوست، بهریاست الکسی روبژنوی- در چشم برخی ناظران، میتواند روزی به منبع چالشی برای اقتدارش بدل شود.
نزدیکترین لحظه خطر
در میان تمام تدابیر و پیشبینیها، یک لحظه در تاریخ بهیاد مانده که نشان داد هیچ سپری کامل نیست: در سال ۲۰۱۳، در جریان بازدید پوتین از نمایشگاه صنعتی هانوفر، و در حضور آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان، یک فعال زن با بدن برهنه ناگهان بهسوی او هجوم برد؛ تنها واکنش سریع یکی از محافظانش بود که او را از خطری احتمالی در امان نگاه داشت. این رخداد، هرچند بیخطر، تا امروز بهعنوان نزدیکترین لحظهای یاد میشود که کسی توانسته فاصله محافظتی اطراف رئیسجمهور روسیه را درنوردد.
دژی که همچنان تنگتر میشود
این پیشینه طولانی از پارانویا و احتیاط، اکنون در سایه گزارشهای تازهتر معنایی نو یافته است. بنا بر سندی که در ماه مه ۲۰۲۶ منتشر شد، کرملین از اوایل مارس امسال، در واکنش به ترور یکی از فرماندهان ارشد ارتش و بیم فزاینده از یک کودتای درونی، حلقه امنیتی پوتین را تا بیسابقهترین حد خود تنگتر کرده است؛ از قطع دسترسی کارکنان نزدیک به او به اینترنت، تا توقف کامل سفرهایش به اقامتگاههای همیشگی. آنچه در طول دهههای گذشته بهآرامی شکل گرفته، اکنون بهنظر میرسد در حال تبدیلشدن به بالاترین سطح انزوای امنیتیای است که یک رهبر روسی تاکنون گرد خود کشیده است.