صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در مقاله‌ای بررسی شد

افسانه استثنایی بودن خلیج فارس و حمایت آمریکا به پایان رسید/ «برای ترامپ، اعراب به اندازه یک بشکه نفت هم ارزش ندارند»

جنگ ایران کشور‌های عربی خلیج فارس را به آسیب‌های جانبی جنگی تبدیل کرده است که امیدوار بودند اتحادهایشان با آمریکا آنها را دور نگه دارد.
کد خبر: ۱۳۷۱۶۸۱
| |
9604 بازدید
|

افسانه استثنایی بودن خلیج فارس و حمایت آمریکا به پایان رسید/ «برای ترامپ، اعراب به اندازه یک بشکه نفت هم ارزش ندارند»

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «هند الانصاری» در مقاله‌ای در «میدل ایست‌ای» به بررسی جنگ اخیر و حضور نیرو‌های آمریکایی در کشور‌های عربی خلیج فارس پرداخته است.

او از تجربه زندگی خود در قطر در این روایت بهره می‌برد. ترجمه این مقاله در ادامه آمده است.

در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، حضور نیرو‌های آمریکایی در فضا‌های عمومی قطر چگونه ریتم عادی زندگی را بر هم می‌زد. در حالی که کشور همواره متنوع بوده و مردم رفت‌وآمد کرده و در پس‌زمینه محو می‌شدند، سربازان آمریکایی هرگز کاملاً نتوانستند اینگونه باشند.

دیده شدن آنها غیرقابل چشم‌پوشی بود. آنها در مراکز خرید و سوپرمارکت‌ها مشاهده می‌شدند، با پیراهن‌های چروکیده‌شان که درون شلوار‌های جین‌شان که درست زیر شکمشان قرار داشت، فرو کرده بودند. خالکوبی‌های بزرگ روی آستین‌ها را، و کلاه‌هایی که پایین کشیده شده بودند و عینک‌های آفتابی اوکلی روی آنها قرار داشت.

در آن زمان، واقعاً نمی‌فهمیدم چه می‌بینم. یادم نیست کی برای اولین بار در مورد پایگاه‌های آمریکایی یا وظیفه آنها یاد گرفتم. اما حتی در کودکی، حضور این سربازان احساس متفاوتی داشت، تقریباً تئاتری. آنها با آسودگی‌ای که مرز با احساس استحقاق داشت، در فضا‌های عمومی حرکت می‌کردند.

سال‌ها طول کشید تا بفهمم آنچه مشاهده می‌کردم اتفاقی نبود، بلکه بخشی از یک نظام اعتقادی گسترده‌تر در مورد حفاظت و ثبات در خلیج فارس بود.

پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، استثنایی بودن خلیج فارس به طور گسترده به عنوان جدایی پنداشته شده این منطقه از بلایای جنگ و شکاف‌های داخلی تجربه شده توسط کشور‌های همسایه درک می‌شد. 

این نه تنها به استواری نظام‌های سیاسی و اجتماعی داخلی خلیج فارس، بلکه - شاید مهم‌تر از آن - به اتحاد‌های استراتژیک، سرمایه‌گذاری‌ها و ترتیبات امنیتی آنها با قدرت‌های غربی، به ویژه ایالات متحده نسبت داده می‌شد. 

علیرغم غیرقابل پیش‌بینی بودن محیط ژئوپلیتیک خود، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس همواره به امنیت و ثبات خود افتخار کرده‌اند و از این تصویر به عنوان بخشی از برند جهانی خود، به ویژه در غرب، بهره برده‌اند.

حضور پایگاه‌های آمریکایی در سراسر خلیج فارس هم حس حفاظت تضمین‌شده را تقویت می‌کرد و هم این انتظار را ایجاد می‌نمود که رقبا قبل از آغاز یک تهاجم دوباره فکر کنند.

امروزه، این مفاهیم به طور بنیادین و نامحدود به چالش کشیده شده‌اند، زیرا کشور‌های خلیج فارس خود را در حالی می‌بینند که به آسیب جانبی جنگی تبدیل شده‌اند که امیدوار بودند اتحادهایشان آن را دور نگه دارد.

سکوت آشکار

این واقعیت تلخ - که هیچ سیاستمدار آمریکایی یا غربی برای نجات نمی‌آید - برای بسیاری در خلیج فارس جام تلخی است. همین سیاستمداران زمانی در جریان بازدید‌های خود از منطقه، مهمان‌نوازی بی‌نظیری را تجربه کرده بودند و کشور‌های شورای همکاری سال‌ها برای لابی کردن نزد تأثیرگذارترین چهره‌های واشنگتن هزینه کرده بودند.

سکوت آشکار غربی در حالی رخ می‌دهد که کشور‌های شورای همکاری همچنان بیشترین هزینه‌ها را برای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌پردازند. با این حال، برای کسانی که همواره نسبت به، به اصطلاح، اتحاد‌ها تردید داشته‌اند، این لحظه یک حقیقت مرکزی را تأیید می‌کند: نزدیکی به قدرت هرگز تضمین‌کننده حفاظت نبوده است.

یکی از چشمگیرترین نمونه‌های این پویایی، رویکرد کشور‌های شورای همکاری به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، یک سیاستمدار صریحاً معامله‌گر و تجاری، است. او در جریان سفرش به منطقه در سال گذشته، استقبال فوق‌العاده‌ای دریافت کرد. رسانه‌های آمریکایی به سرعت تفکر استراتژیک پشت این مراسم‌های مجلل را تأیید کردند، که نشان می‌داد رهبران خلیج فارس تا چه حد مایل به جلب نظر دولت ترامپ بودند.

اما محدودیت‌های این رابطه به دقت تنظیم‌شده از ۲۸ فوریه، زمانی که آمریکا و اسرائیل حمله خود به ایران را آغاز کردند و کشور‌های شورای همکاری و ساکنان آنها را به سنگر‌های جنگی کشاندند که هرگز برای آن ثبت‌نام نکرده بودند، غیرقابل چشم‌پوشی شد.

دولت‌های خلیج فارس نارضایتی خود را از عدم ارائه هشدار به موقع واشنگتن پیش از جنگ ابراز کرده‌اند - هشداری که می‌توانست به آنها امکان دهد اقدامات دفاعی را همراه با شرکای آمریکایی خود آماده کنند.

با تشدید جنگ، پرسنل و کارکنان دیپلماتیک آمریکایی شروع به تخلیه کردند و کشور‌های خلیج فارس را در معرض سیل موشک‌ها و پهپاد‌های ایران قرار دادند. زمانی که بیشتر از همیشه به ثمرات مشارکتشان نیاز بود، کشور‌های شورای همکاری با متحدان آمریکایی شایسته حمایت رفتار نشدند. در عوض، آنها به فضا‌های مصرف‌شدنی در یک تئاتر جنگی تبدیل شدند.

این وضعیت ماهیت نامتقارن این اتحاد را آشکار کرده است، جایی که یک طرف از مشارکت برای تقویت جاه‌طلبی‌ها و سلطه منطقه‌ای خود استفاده می‌کند، در حالی که طرف دیگر بهایی نجومی می‌پردازد.

منطق غیرانسانی‌ساز

از آنجایی که دولت‌های شورای همکاری در حال بازنگری در اقدامات امنیتی خود برای روز پس از جنگ هستند، تعداد فزاینده‌ای از چهره‌های عمومی در خلیج فارس در محکوم کردن منطق غیرانسانی‌سازی که زیربنای محاسبات آمریکایی-اسرائیلی است، صریح‌تر شده‌اند.

نایف بن نهار، یک دانشگاهی قطری، ناامیدی را در پستی انتقادی در پلتفرم ایکس (توییتر سابق) بیان کرد و اشاره کرد که ترامپ کشور‌های خلیج فارس را برای «رو‌به‌رو شدن با سرنوشت خود به تنهایی» در برابر موشک‌های ایران رها کرده است. به گفته او، در چشم ترامپ، جوامع خلیج فارس «به سختی ارزش یک بشکه نفت خام را دارند».

این نقد کمتر یک افشاگری است و بیشتر بازتابی از یک مسئله ساختاری عمیق‌تر در منطقه است.

حاشیه‌رانی جوامع خلیج فارس در شبکه‌های سیاست‌گذاری، نهاد‌های عمومی و گفتمان دانشگاهی، منطقه را به یک چشم‌انداز جغرافیایی استراتژیک تقلیل داده است، نه یک فضای اجتماعی که محل زندگی جوامع متنوع است. در این زمینه، تجربیات زیسته مردم صاف و مسطح می‌شوند و تحت الشعاع دغدغه منابع طبیعی، پترودلار‌ها و موقعیت‌یابی استراتژیک قرار می‌گیرند.

سیاست‌گذاران شورای همکاری مدتهاست که این مسئله را تأیید کرده‌اند و به شدت در ابتکارات قدرت نرم - عمدتاً در غرب، اما همچنین در سطح جهانی - سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا خود را با شرایط خودشان دوباره معرفی کنند، به این امید که به کلیشه‌های غیر عقلانی درباره ثروت نفتی، زندگی در بیابان و تروریسم که توسط هالیوود تداوم یافته، به چالش بکشند.

این پروژه‌ها با انسانی‌سازی جوامع خلیج فارس، هدف خود را نشان دادن پویایی فرهنگی‌ای که زندگی میلیون‌ها نفر را در سراسر منطقه شکل می‌دهد، قرار داده‌اند. اما امروز، ما محدودیت‌های چنین استراتژی‌هایی را می‌بینیم.

در حالی که مقیاس رنج انسانی در خلیج فارس با ایران قابل مقایسه نیست، غم جمعی منطقه همچنان مهم است -، اما این غم هیچ اقدام همبستگی ملموسی را بر نخواهد انگیخت. به احتمال زیاد هرگز پرچم یک کشور شورای همکاری را در تظاهرات ضد جنگ نخواهیم دید، و نه هیچ درخواستی برای حفاظت از آنها در کنگره آمریکا خواهیم شنید.

در عوض، این کشور‌ها به موضوعاتی برای تفسیر و نقد سیاسی تقلیل یافته‌اند.

نقطه عطف

گروه‌های چپ‌گرای مختلف در رسانه‌های اجتماعی هنگام تماشای تصاویر موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی که با آنچه آنها «دولت‌های تابعه» آمریکا می‌نامند، برخورد می‌کردند، شادی ابراز کردند. 

برخی حتی هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های نفت و گاز را نه به عنوان یک تراژدی، بلکه به عنوان یادآوری این موضوع قلمداد کردند که رهبران خلیج فارس می‌توانستند از منابع طبیعی خود برای توقف نسل‌کشی اسرائیل در غزه استفاده کنند.

در جناح راست، نقد مسیر دیگری را در پیش گرفت. این صدا‌ها با تکرار لفاظی‌های جنگ‌طلبانه لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، موضع صرفاً دفاعی شورای همکاری را محکوم کردند و خواستار یک مشارکت تهاجمی فعال شدند که خلیج فارس تمایلی به ارائه آن ندارد.

در نهایت، رویداد‌های پس از ۲۸ فوریه نشان داده‌اند که استثنایی بودن خلیج فارس همواره یک توهم شکننده بود. برای سال‌ها، منطقه روی این ایده شرط بسته بود که اگر به اندازه کافی در پایتخت‌های غربی سرمایه‌گذاری کند و پل‌های قدرت نرم کافی بسازد، به عنوان یک متحد ضروری دیده خواهد شد. اما با فرود آمدن موشک‌ها، حس حفاظت تضمین‌شده فرو ریخت.

حقیقت تلخ این است در حالی که جهان همیشه حاضر به پذیرش مهمان‌نوازی خلیج فارس و نفت آن بود، هرگز واقعاً حس انسانیت خود را به مردم ساکن در آنجا تعمیم نداد.

این لحظه باید یک نقطه عطف باشد - یک هشدار جدی که امنیت واقعی را نمی‌توان از طریق لابی گری یا نزدیکی به قدرت آمریکا خرید. در آینده، شورای همکاری باید به درون خود، و به سوی منطقه، بنگرد تا نوع دیگری از ثبات را پیدا کند؛ ثباتی که به چشم‌اندازی استراتژیک برای دیگران بودن متکی نباشد.

افسانه محافظت از بیرون به پایان رسیده است. وظیفه واقعی اکنون ساختن آینده‌ای است که در آن جوامع ما دیگر به عنوان پس‌زمینه‌های مصرف‌شدنی برای جنگ دیگران مورد رفتار قرار نگیرند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۹
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
خود اعراب دارن میگن ما به اندازه یک بشکه نفت برای آمریکا نمیرزیم ، یعنی جنگ رمضان هر کوری رو بینا کرد، مگر بعضی ها که خودشون کور بودن رو دوست دارن
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
ی بشکه نفت نیست ۴۰۰۰ ملیارد دلار سرمایه گذاریه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
آیا آمریکا به اندازه یه بشکه نفت از اعراب حوضه خلیج فارس در جنگ خود آغاز کرده ، دفاع کرد؟ حتی به خاطر ۴۰۰۰ میلیارد دلاری سرمایه گذاری؟ یا موجب ویرانی اونها شد؟
بنده خدا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۳:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
چرا موقعیت آمریکا را نمی خواهیم درست درک کنیم؟ آمریکا یک قدرت است، شاید قویترین کشور دنیا، این درست، اما آمریکا یک قدرت تهدید شده است به شدت تهدید شده! به این علت است که شخصی مانند ترامپ روی کار آمده و بقیه سیاستمداران جناح جمهوریخواه پشت سر او موضع می گیرند. به این دلیل است که مدام تهدید می کند. دوست و دشمن هم نمی شناسد. از همه انتظار دارد با او راه بیایند و نقشه هایش را که گاه پیچیده است را تایید کنند. وگرنه هژمونیش را و شاید حتی انسجام ملیش را از دست بدهد. حتی با ما هم به همین شکل کار می کند. انتظارش نوعی همراهیست، حتی اگر در قالب جنگ باشد. دشمن اصلیش چین و حتی هند است.
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۴:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
لطفاً به جای استفاده از تاریخ های میلادی از تاریخ شمسی استفاده کنید نگذارید ریشه های غربی از طریق رسانه وارد کشورمون بشه از طرفی مخاطب ۲۸ فوریه رو از کجا بدونه چه زمانی هست ؟ یا به جای سال ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ می تونید از تاریخ کشور خودمون استفاده کنید
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
یا حداقل معادل شمسی آنها را هم قید کنید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
این دقیقا همان چیزی است که ایران چهل و هشت سال التماس اعراب را می کرد که بیایید کنار یکدیگر باشیم اما این اعراب بودند که زیر سایه دلار های نفتی ، خودشان را لوس می کردند و برای ایران شاخ و شانه می کشیدند ، تحقیر شدن توسط غربی ها دقیقا همان چیزی بود که باعث انقلاب پنجاه و هفت شد و ایرانیان آن را بسیار زودتر دیدند و درک کردند در حالیکه اعراب هرگز حاضر نبودند این تحقیر ها را باور کنند .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
باشه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
به نظرم زود نتیجه‌گیری کردید. جنگ هنوز تمام نشده و برای نتیجه‌گیری زود است.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
تازه دردشون اومده!!!!!!!وقتی برای ترامپ فرش قرمز پهن و با جقارت فراوان با هدایای گرانبهای طلا و هواپیمای لوکس هدیه میدادند فکر امروز را نمیکردند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
و پرسش این است که با وجود حملات مشروع ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس چرا آنها عمدتاً دست به واکنش نزدند . از قدرت برتر ایران که بگذریم ، این کشورها بخصوص بعد از جنایت در غزه دوست نداشتند در جنگی حاضر شوند که اجباراً نامشان را در شراکت نظامی با اسرائیل قرار می داد . تا زمانی که جهت گیری ایران در شعار و عمل ، ضد صهیونیستی باشد این معادله برقرار است .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰
عالی
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟