قطبی سازی، این بار "در سایه" اقلیت ناسازگار
بیژن همدرسی*

در شرایطی که کشور در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود قرار دارد و با تهاجمهایی سنگین و تحمیلی آمریکا و اسرائیل روبهروست، حفظ انسجام ملی و صیانت از جبهه واحد داخلی، فراتر از یک توصیه اخلاقی، بلکه به یک ضرورت حیاتی و راهبردی تبدیل شده است.
واکاوی صحنه سیاسی کشور در دوران پس از نبردهای اخیر نشان میدهد که الگوهای سنتی رقابت سیاسی، یعنی الگوی دوگانه اصلاحطلب و اصولگرا، کارکرد پیشین خود را از دست داده و جای خود را به آرایش جدیدی دادهاند که محور اصلی آن، تقابل میان [عقلانیتِ معطوف به بقای ملی] با [رادیکالیسمِ هزینهساز] است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، شاهد شکلگیری یک ائتلاف نانوشته اما هوشمندانه میان ارکان اصلی حاکمیت هستیم. همگرایی بیسابقه میان رؤسای قوای [مجریه و مقننه] و بازگشت چهرههای باسابقه امنیتی و سیاسی به چرخه تصمیمگیری، نشان از درکی عمیق در لایههای بالای نظام دارد؛ درکی که میگوید در زمانه جنگ و بحرانهای وجودی، مدیریت کشور نیازمند «تدبیرِ واقعگرایانه» است، نه شعارهای مهیج اما بیسرانجام. انتصاب و استقرار رهبر عظیم الشان جدید در این دوران حساس نیز پیامی روشن از ثبات و تداوم رویکردی است که پیوند مستحکم با تجربیات میدانی و عملیاتی دوران دفاع و مقاومت دارد.
نگرانکنندهترین پدیده
با این حال، نگرانکنندهترین پدیده در این میان، پافشاری برخی جریانها بر دمیدن در آتش دوقطبیسازیهای کاذب است. جریانی که هرچند در ساختار اجرایی و تصمیمگیر حاکمیت به حاشیه رفته، اما با در اختیار داشتن تریبونهای بلند در فضای مجازی و بویژه رسانههای رسمی، همچنان بر طبل تفرقه و متهمسازی طیفهای دیگر میکوبد.
در منطق جنگ، هر حرکتی که باعث شکاف در بدنه جامعه شود، ناخواسته جادهصافکنِ نقشههای دشمن برای فروپاشی از درون است. دوقطبی کردن جامعه بر سر مسائلی همچون رویکردهای مذاکراتی، اولویتهای جنگ یا سبک زندگی، آن هم در حالی که دشمنانِ بیرونی تمامیت ارزی و هویت ملی ما را هدف گرفتهاند، با هیچ منطق و عقل سلیمی سازگار نیست.این گروه بی آنکه بخواهند و توجه کنند درحال ایجاد یک رهبری در سایه هستند همانطور که خود را دولت در سایه قلمداد می کنند و از ابراز آن ابائی ندارند .
ضرورت عبور
بی شک برای عبور از این پیچ خطرناک، ضروری است که [قوانین زمان جنگ و عقلانیت حاکمیتی] بر فضای رسانهای و مجازی حاکم شود. همانطور که در میدان نظامی، انضباط حرف اول را میزند، در میدان سیاست و رسانه نیز نباید اجازه داد صداهای ناهماهنگ و تفرقهافکن، تمرکز دستگاههای مسئول را بر هم بزند.
محدودسازی ساختاریِ جریانهایی که حیات خود را در ایجاد اختلاف و انگزنی میبینند، نه یک اقدام حذفی، بلکه یک حرکت تدافعی برای حفاظت از «امنیت روانی جامعه» است.
بر همه آحاد ملت بویژه بر گروه های خاص باید این نکته تأکید گردد که قدرت واقعی یک کشور در مواجهه با تهاجم خارجی، تنها در موشکها و رادارهایش نهفته نیست؛ بلکه در [قدرتِ اجماع ملی و وحدت کلمه] است. ائتلاف کنونی میان نخبگان عقلگرای کشور و حمایت قاطع از تیمهای تصمیمگیر، فرصتی طلایی برای مهار تندرویها و هدایت کشتی ایران از میان طوفانهای سهمگین پیشروست. امروز، پیروی از منطقِ منافع ملی و پرهیز از دوقطبیسازی، والاترین شکلِ میهندوستی و وفاداری به آرمانهای کشور است. تنها با تکیه بر این خرد جمعی است که میتوان به جای واکنشهای هیجانی، کنشهای هوشمندانه داشت و دشمن را در محاسباتش برای شکستن اراده ملت ایران، ناکام گذاشت.
*نویسنده و مستندساز
*نویسنده و مستندساز
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



