تک نگاری کریستین امان‌پور؛ چهار دهه پشت دوربین،

جدایی امانپور و CNN پس از ۴۳ سال/ کهنه خبرنگار ایرانی- آمریکایی چه خواهد کرد؟

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵، کریستین امان‌پور بیانیه‌ای کوتاه منتشر کرد؛ بیانیه‌ای که برای یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تلویزیون جهان، به طرز عجیبی مختصر بود. او نوشت پس از ماه‌ها فکر کردن و چند شب بی‌خوابی، تصمیم گرفته است از CNN، «شریک ۴۳ ساله» خود، جدا شود.
کد خبر: ۱۳۹۹۷۵۴
| |
4733 بازدید
|
۷
امان پور

به گزارش تابناک، برنامه هفتگی‌ امانپور تا ماه مه ۲۰۲۷ روی آنتن می‌ماند و ژوئن را دوره گذار اعلام کرده است. اما دلیل رفتن را نگفت؛ نه از اختلافی سخن گفت و نه مستقیماً به تغییرات مدیریتی شبکه اشاره کرد. بیانیه نیز با همان جمله‌ای تمام شد که در طول سال‌ها به یکی از امضا‌های حرفه‌ای او تبدیل شده است: «حقیقت‌گو باش، نه بی‌طرف.»

همین سکوت درباره علت جدایی، خودش به بخشی از خبر تبدیل شد. خروج امان‌پور در شرایطی اتفاق می‌افتد که ساختار مالکیت و مدیریت رسانه‌های بزرگ آمریکایی نیز در حال تغییر است؛ از جمله تکمیل خرید وارنر برادرز دیسکاوری توسط اسکای‌دنس و قرار گرفتن CNN و CBS News زیر یک سقف. در همین دوره، قانون‌گذاران آمریکایی دیوید الیسون را به تنظیم پوشش خبری CBS به نفع دونالد ترامپ متهم کرده‌اند.

همین سکوت درباره علت جدایی، خودش به بخشی از خبر تبدیل شد. خروج امان‌پور در شرایطی اتفاق می‌افتد که ساختار مالکیت و مدیریت رسانه‌های بزرگ آمریکایی نیز در حال تغییر است

 امان‌پور نیز در ماه مه نسبت به مدیریت اسکای‌دنس بر CBS News ابراز «نگرانی» کرده بود. از این منظر، طبیعی است که بعضی‌ها خداحافظی او را نوعی اعتراض خاموش بخوانند.

چهار دهه حضور در CNN، خود داستانی جداگانه است. شبکه‌ای که امان‌پور در آن به شهرت رسید، در این مدت چندین بار صاحب و ساختار مدیریتی خود را عوض کرد؛ از ترنر به تایم‌وارنر، سپس AOL، AT&T، دیسکاوری و حالا اسکای‌دنس. امان‌پور در تمام این سال‌ها، در حالی که برند شخصی‌اش بر نمایش «استقلال» و حقیقت‌گویی استوار بود، زیر سقف شرکت‌هایی کار کرد که مالکیتشان دائماً تغییر می‌کرد. 

او خود نیز سال‌ها پیش بخشی از این مسئله را گشوده بود. امان‌پور در سال ۲۰۰۳ گفته بود تلویزیون، و شاید تا حدی شبکه خودش، از دولت جورج دبلیو بوش و «سربازان» فاکس‌نیوز ترسیده بود و همین ترس فضایی برای خودسانسوری ایجاد کرده بود.

اما همین اعتراف نیز جای پرسش دارد: او این حرف را ماه‌ها پس از حمله به عراق مطرح کرد؛ زمانی که جنگ آغاز شده بود و پرسش نکردن درباره سلاح‌های کشتار جمعی بسیار آسان‌تر از ایستادن در برابر فضای تبلیغاتی پیش از جنگ بود؛ بنابراین حتی در یکی از مهم‌ترین انتقاد‌های امان‌پور به رسانه‌های آمریکایی، فاصله زمانی میان وقوع رویداد و بیان انتقاد را نمی‌توان نادیده گرفت.

امان‌پور بعد از CNN چه خواهد کرد. پاسخ دقیق، فعلاً وجود ندارد. خود بیانیه او نیز عمداً راه را باز گذاشته است و گزارش‌ها تأکید کرده‌اند که برنامه بعدی‌اش اعلام نشده است؛ بنابراین هرچه درباره آینده حرفه‌ای او گفته شود، در این مرحله تحلیل و احتمال است، نه خبر قطعی.

یکی از محتمل‌ترین مسیرها، رفتن به سمت فعالیت مستقل است. مجریانی که از شبکه‌های بزرگ جدا شده‌اند، بار‌ها چنین مسیری را طی کرده‌اند. امان‌پور برای این کار سرمایه مهمی در اختیار دارد: یک برند جهانی شناخته‌شده و شبکه‌ای گسترده از ارتباط با رؤسای جمهور، نخست‌وزیران و دیگر چهره‌های قدرتمند. پادکست مشترک او با همسر پیشینش، جیمز روبین، نیز نشان داده است که با قالب صوتی بیگانه نیست.

مسیر دوم می‌تواند مستندسازی و نویسندگی باشد. امان‌پور پیش از آنکه به یکی از مشهورترین مجریان تلویزیونی تبدیل شود، گزارشگر و مستندساز بود. نخستین جایزه دوپونت CNN در سال ۱۹۸۵ برای مجموعه «ایران: به نام خدا» به دست آمد؛ مجموعه‌ای که امان‌پور در تولید آن نقش داشت. چهار دهه یادداشت، تجربه و مواجهه مستقیم با جنگ‌ها و بحران‌های جهان نیز بالقوه می‌تواند ماده خام دست‌کم دو یا سه کتاب باشد.

مسیر سوم، پررنگ‌تر شدن نقش‌های حمایتی و عمومی اوست. امان‌پور سفیر حسن‌نیت یونسکو برای آزادی مطبوعات است و ممکن است پس از خروج از یک شبکه بزرگ، چنین نقشی را از حاشیه به مرکز فعالیت حرفه‌ای خود منتقل کند.

اما پرسش مهم‌تر شاید چیز دیگری باشد: وقتی پشت سر امان‌پور دیگر لوگوی CNN قرار نگیرد، آن «دسترسی» به قدرت که طی این سال‌ها یکی از پایه‌های اصلی کارش بوده، چه اندازه باقی می‌ماند؟ امان‌پور خودش روزنامه‌نگاری مبتنی بر دسترسی را خطرناک می‌داند، اما واقعیت این است که رئیس‌جمهور‌ها و وزیران معمولاً به کسی پاسخ می‌دهند که پشت سرش نام یک شبکه جهانی قرار دارد، نه صرفاً به مصاحبه‌گری که آمادگی و دقت حرفه‌ای دارد. خروج از CNN بنابراین فقط جدا شدن از یک محل کار نیست؛ آزمونی برای سنجش میزان استقلال واقعی برند امان‌پور نیز خواهد بود.

 امان‌پور خودش روزنامه‌نگاری مبتنی بر دسترسی را خطرناک می‌داند، اما واقعیت این است که رئیس‌جمهور‌ها معمولاً به کسی پاسخ می‌دهند که پشت سرش نام یک شبکه جهانی قرار دارد، نه صرفاً به مصاحبه‌گرکه آمادگی و دقت حرفه‌ای دارد

 درباره ایرانی بودن خود امان‌پور نیز باید با دقت حرف زد. هویت او از ابتدا دوپاره بوده است. او در غرب لندن به دنیا آمد؛ پدرش ایرانی و شیعه و مادرش بریتانیایی و کاتولیک بود. پدرش که مدیر ایران‌ایر بود، خانواده را کمی پس از تولد او به تهران برد و کریستین تا ۱۱ سالگی در ایران بزرگ شد. سپس برای تحصیل به یک مدرسه شبانه‌روزی کاتولیک در انگلستان رفت. انقلاب ایران نیز تأثیر مستقیمی بر زندگی خانواده گذاشت و پدرش دارایی‌های خود را از دست داد.

خود امان‌پور بعد‌ها گفته بود مسیرش به روزنامه‌نگاری «۱۰۰ درصد» از تجربه انقلاب عبور کرده است. حتی نام خانوادگی‌اش، امان‌پور، ریشه فارسی دارد، هرچند نام کوچک او چنین ریشه‌ای ندارد.

ترفندهای رسانه ای کهنه خبرنگار ایرانی- آمریکایی 

اما اگر بخواهیم امان‌پور را جدی‌تر بشناسیم، باید از تبارش عبور کنیم و سراغ روش کارش برویم. بخش مهمی از این روش را خودش توضیح داده و بخش دیگری حاصل تحلیل رفتار رسانه‌ای اوست. او بار‌ها گفته است که تنها راه مصاحبه با قدرتمندان، «تحقیق کامل، کامل، کامل و کامل» است. گاهی برای آماده شدن، کف اتاقش را با بریده‌های روزنامه و اسناد می‌پوشاند و مصاحبه را از قبل طراحی می‌کند. این وسواس در تحقیق، یکی از دلایل قدرت او در مواجهه با سیاستمداران بوده است.

روش دیگرش، گرم کردن فضا و سپس وارد کردن ضربه است. ابتدا محیطی انسانی و نسبتاً دوستانه ایجاد می‌کند تا مقاومت مصاحبه‌شونده پایین بیاید و سپس در لحظه مناسب سؤال اخلاقی یا سیاسی سخت را مطرح می‌کند. سکوت نیز یکی از ابزار‌های مهم اوست. به باور امان‌پور، طبیعت از خلأ بیزار است و آدم‌ها معمولاً برای پر کردن سکوت، بیشتر از آنچه قصد داشته‌اند حرف می‌زنند.

او همچنین میان دو وضعیت گفت‌و‌گو تفاوت می‌گذارد: یک حالت غیررسمی که در آن «اِم» و «آه» و مکث‌های معمول گفت‌و‌گو وجود دارد و یک حالت دوربین که در آن تردید کمتری نشان می‌دهد. در سال ۱۹۹۴، وقتی از بیل کلینتون درباره دلیل دودلی او در قبال بوسنی پرسید، رئیس‌جمهور آمریکا عصبانی شد، اما امان‌پور آرام ماند. اوریانا فالاچی نیز از الگو‌های اعلام‌شده او بوده است.

امانپور معمولاً اجازه نمی‌دهد مصاحبه‌شونده با تغییر موضوع از سؤال اصلی فرار کند و با عباراتی کوتاه مانند «اما سؤال من این است...» مسیر گفت‌و‌گو را به نقطه مورد نظر برمی‌گرداند. در مواجهه با مقام‌های قدرتمند نیز به جای نشان دادن خشم یا هیجان، فشار را با لحن خونسرد، تکرار سؤال و پیگیری تناقض‌ها وارد می‌کند. گاهی پیش از طرح پرسش حساس، زمینه‌ای کوتاه و ظاهراً بی‌طرفانه می‌سازد و سپس سؤال اصلی را مطرح می‌کند؛ روشی که فرصت بی‌اعتنا شدن به اصل پرسش را از مصاحبه‌شونده می‌گیرد.

در واقع، امضای حرفه‌ای امان‌پور را می‌توان در چهار چیز خلاصه کرد: سؤال کوتاه، لحن آرام، پیگیری بی‌وقفه و استفاده از تناقض‌های خود مصاحبه‌شونده علیه روایت او.

این روش‌ها واقعی‌اند و بخشی از مهارت حرفه‌ای امان‌پور را توضیح می‌دهند. اما اگر قرار باشد او را نه با شعار، بلکه با کارنامه‌اش بسنجیم، باید دفتر حساب دیگری را نیز باز کرد؛ دفتری که در آن مواردی دیده می‌شود که الزاماً با تصویر «حقیقت‌گویی، نه بی‌طرفی» کاملاً همخوان نیست.

نخست، ماجرای محمد خاتمی است. امان‌پور در ژانویه ۱۹۹۸ با مصاحبه با خاتمی در CNN به شهرت جهانی بیشتری رسید؛ مصاحبه‌ای که از آن به عنوان نخستین حضور زنده یک رئیس‌جمهور ایران مقابل دوربین آمریکایی یاد شده است.

اما یک نشریه محافظه‌کار آمریکایی بعد‌ها نوشت پرسش آغازین او درباره گروگان‌گیری، که در آن انقلاب‌های فرانسه، روسیه و آمریکا نیز دارای «زیاده‌روی» توصیف شده بودند، برای خوشایند مصاحبه‌شونده بیش از اندازه نرم بوده است. مقایسه این لحن با مصاحبه‌های سخت‌تر امان‌پور در سال‌های بعد، این سؤال را ایجاد می‌کند که شعار «نه بی‌طرف» در همه مقاطع به یک شکل اجرا شده است یا نه.

امانپور معمولاً اجازه نمی‌دهد مصاحبه‌شونده با تغییر موضوع از سؤال اصلی فرار کند و با عباراتی کوتاه مانند «اما سؤال من این است...» مسیر گفت‌و‌گو را به نقطه مورد نظر برمی‌گرداند

 نکته جالب اینکه مصاحبه او با سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران سی سال بعد، به دلیل قبول نکردن روسری از سوی امانپور در هنگام مصاحبه  لغو شد!

دوم، مصاحبه با محمود احمدی‌نژاد در سال ۲۰۱۰ است؛ مصاحبه‌ای که از نظر آمادگی آماری نمونه‌ای از نقاط قوت امان‌پور محسوب می‌شود.  امان‌پور با آمادگی و استناد وارد مصاحبه شد و فشار وارد کرد، اما احمدی‌نژاد نیز توانست پیام خود را به مخاطبانش منتقل کند. در مصاحبه‌های سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ نیز بر اساس روایت برخی منابع، امان‌پور در مقاطعی نتوانسته بود کنترل مصاحبه را به اندازه سال‌های بعد در دست بگیرد.

جدایی امانپور و CNN پس از ۴۳ سال/ کهنه خبرنگار ایرانی- آمریکایی چه خواهد کرد؟

تام شیلز، منتقد باسابقه تلویزیون واشنگتن‌پست، در سال ۲۰۱۰ و همزمان با انتخاب امان‌پور به عنوان مجری برنامه This Week شبکه ABC، یکی از صریح‌ترین انتقاد‌ها را مطرح کرد. محور نقد او این بود که امان‌پور اساساً خبرنگار جنگ و امور بین‌الملل است، نه روزنامه‌نگاری مسلط بر سیاست داخلی آمریکا و فضای واشنگتن. از نگاه شیلز، تجربه پوشش جنگ‌های بوسنی، عراق و خاورمیانه الزاماً به معنای توانایی اداره یک برنامه سیاسی آمریکایی نیست. او به حضور محدود امان‌پور در پوشش انتخابات، مناظره‌های ریاست‌جمهوری و سیاست داخلی آمریکا نیز اشاره داشت.

این نقد بعد‌ها تا حدی رنگ واقعیت گرفت. امان‌پور در This Week نتوانست جایگاه برنامه را حفظ کند و در سال ۲۰۱۱ از آن کنار رفت. هاوارد کورتز نیز نوشت این اتفاق انتقاد‌های اولیه درباره نامتناسب بودن او با نقش «مفسر سیاسی» را تقویت کرده است.

کورتز خود نیز رویکردی دوگانه داشت. او ضمن تأکید بر استعداد و سابقه کم‌نظیر امان‌پور در خبرنگاری بین‌المللی، معتقد بود تخصص او با ماهیت This Week همخوانی کامل نداشت. بعد‌ها با اشاره به افت رتبه برنامه تا جایگاه سوم، این انتخاب را عملاً اشتباه ارزیابی کرد؛ به‌ویژه آنکه ABC سرانجام جورج استفانوپولوس را به برنامه بازگرداند؛ بنابراین نقد کورتز بیشتر حرفه‌ای و ساختاری بود تا سیاسی: امان‌پور در میدان جنگ و بحران بین‌المللی خبرنگاری برجسته بود، اما این ویژگی الزاماً او را به بهترین گزینه برای اداره یک برنامه سیاسی داخلی تبدیل نمی‌کرد.

دان آبرامز، روزنامه‌نگار و مجری رسانه‌ای آمریکایی، از منتقدان تندتر امان‌پور بوده است. آبرامز دقیقاً به همان جمله مشهور او حمله می‌کند: «کار ما این است که حقیقت‌گو باشیم، نه بی‌طرف.» از دید آبرامز، مشکل در همین تفکیک نهفته است؛ امان‌پور گاهی مرز میان گزارشگری و کنشگری یا موضع‌گیری سیاسی را بیش از اندازه نزدیک می‌کند. او مشخصاً به واکنش‌های امان‌پور درباره برنامه تلویزیونی ترامپ در CNN و مواضعش درباره ترامپ اشاره کرده و استدلال کرده است که چنین مواضعی با ادعای «خبرنگار مستقل» بودن تنش ایجاد می‌کند.

امان‌پور گاهی مرز میان گزارشگری و کنشگری یا موضع‌گیری سیاسی را بیش از اندازه نزدیک می‌کند. 

برخی نویسندگان محافظه‌کار، امان‌پور را دارای نوعی «نگاه لیبرال استاندارد» به جهان دانسته‌اند. در ارزیابی‌های جدیدتر نیز او را در دسته چپ ملایم، قرار داده است.

همین ویژگی‌هاست که توضیح می‌دهد چرا امان‌پور در چهار دهه گذشته توانسته است با برخی از قدرتمندترین افراد جهان روبه‌رو شود و همچنان به عنوان یک چهره برجسته خبرنگاری بین‌المللی باقی بماند. اما همین ویژگی‌ها نیز زمانی که با انتخاب سوژه، نوع قاب‌بندی، موضع اخلاقی یا فضای سیاسی حاکم ترکیب می‌شوند، می‌توانند منشأ انتقاد شوند. قدرت مصاحبه او به خودی خود ثابت نمی‌کند که تمام قضاوت‌هایش درست بوده است.

 کریستین امان‌پوریکی از معدود چهره‌های واقعاً جهانی تلویزیون است که تبار ایرانی دارد و فعالیت حرفه‌ای‌اش با چهار دهه از پرتنش‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران و جهان گره خورده است. تجربه انقلاب ایران، جنگ بوسنی، عراق، خاورمیانه، رؤسای جمهور آمریکا، رهبران ایران و بحران‌های متعدد بین‌المللی، از او خبرنگاری ساخته که در حافظه تلویزیون جهانی جای مشخصی دارد، آیا این سکانس پایانی نقش آفرینی این کهنه خبرنگار است؟

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۷
یاشار از سلماس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
برمیگرده و به ادامه خدمت در کیهان میپردازه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۵:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
به‌به! چه شود؛ زوج شریعتمداری و امانپور در روزنامه کیهان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
یکی از فاسدترین، منافق ترین و صحنه سازترین خبرنگاران بود که براحتی صحنه های خبری رو تغییر میداد حتی با پاشیدن پول و تحریف وارونه وقایع
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
خبرنگار ۱۰۰۰چهره و خائن
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
طلاخ گرفته
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
اکثر ایرانیان در خارج از کشور که موفق هستند ریشه اصلی موفقیتشان به ایران مربوط است نه به کشور بعدی شان .
ناشناس
|
Canada
|
۱۵:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۹
من هنوز متوجه نشدم اگر ایرانی است چرا اسمش کریستین هست ؟ ضمنا نمیدانم ایشان زن هستند یا مرد چون کریستینی که ما میشناسیم کریستسن رونالدو و فکر کنم مرد باشد !
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان