صفحه خبر لوگوبالا تابناک

خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟

در خیلی از کشور‌ها وقتی کسی خودرو می‌خرد، مهم‌ترین سؤالش این است که چقدر راحت است، چقدر مصرف می‌کند و چقدر هزینه نگهداری دارد؛ اما در ایران مدت‌هاست سؤال دیگری جای همه اینها را گرفته است: «فردا چند می‌ارزد؟»
کد خبر: ۱۳۹۰۱۶۱
| |
3067 بازدید
|
۹
به گزارش خبرنگار خودرو تابناک؛خودرو در اقتصاد ایران آرام‌آرام از یک وسیله مصرفی به یک دارایی سرمایه‌ای تبدیل شده؛ دارایی‌ای که باید در برابر تورم از پول صاحبش محافظت کند، نقدشونده باشد و اگر روزی نیاز شد، با کمترین دردسر به پول تبدیل شود. همین اتفاق باعث شده امروز یک پژو ۴۰۵ قدیمی، یک دنا، تارا، خودروی چینی یا حتی یک وارداتی چند میلیارد تومانی، فقط با معیار کیفیت و کارایی سنجیده نشود؛ پشت فرمان این خودروها، بخشی از سرمایه خانوار نشسته است. بازار خودرو در سال ۱۴۰۵ نیز همچنان با ترکیبی از رکود معاملاتی، نوسان قیمت و انتظارات تورمی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ شرایطی که نشان می‌دهد مسئله خودرو در ایران دیگر صرفاً یک مسئله حمل‌ونقل نیست، بلکه بخشی از معادله اقتصاد خانوار شده است.
خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟
اگر به چند دهه قبل برگردیم، تصویر خودرو در زندگی ایرانی‌ها کاملاً متفاوت بود. پیکان برای خیلی‌ها وسیله کار بود؛ با آن مسافرکشی می‌کردند، خانواده را جابه‌جا می‌کردند، به سفر می‌رفتند و گاهی تمام زندگی کاری‌شان به همان خودرو وابسته بود. پژو ۴۰۵ و پراید هم بعد‌ها همین نقش را در مقیاس بزرگ‌تری گرفتند. خودرو قرار بود مصرف شود، کیلومتر بخورد، استهلاک پیدا کند و در نهایت با یک خودروی دیگر جایگزین شود. کمتر کسی خودرو را با این ذهنیت می‌خرید که چند ماه دیگر قیمتش بالا می‌رود و می‌تواند از فروش آن سود کند. اما اقتصاد ایران به‌تدریج قواعد بازی را عوض کرد. تورم بالا رفت، قدرت خرید پول کاهش پیدا کرد، قیمت دارایی‌ها جهش کرد و خودرو نیز وارد همان بازی شد. حالا دیگر مالک خودرو فقط به این فکر نمی‌کند که ماشینش چطور حرکت می‌کند؛ به این فکر می‌کند که ارزش دارایی‌اش در ماه‌ها و سال‌های آینده چه خواهد شد.
 
این تغییر را اگر بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم خودرو در ایران تبدیل شد به یکی از ساده‌ترین راه‌های مردم برای فرار از کاهش ارزش پول. کسی که مقدار مشخصی پول نقد داشت، می‌دید نگه داشتن آن به معنای از دست دادن بخشی از قدرت خرید است. خرید ملک سرمایه بیشتری می‌خواست، بازار‌های مالی برای همه قابل فهم یا در دسترس نبودند و طلا و ارز نیز ریسک‌ها و محدودیت‌های خودشان را داشتند. خودرو، اما چیزی بود که هم می‌شد با سرمایه‌ای پایین‌تر از مسکن خرید، هم می‌شد از آن استفاده کرد و هم امید داشت که با تورم قیمتش بالا برود. همین ترکیب عجیب، خودرو را به یک دارایی دو منظوره تبدیل کرد؛ هم وسیله رفت‌وآمد و هم نوعی پس‌انداز متحرک.
 
در چنین شرایطی بود که یک رفتار کاملاً متفاوت در بازار شکل گرفت. خریدار دیگر فقط نمی‌پرسید «این خودرو خوب است؟» بلکه می‌پرسید «چقدر افت قیمت دارد؟»، «فروش آن راحت است؟»، «مدل جدید که بیاید قیمتش چه می‌شود؟»، «اگر واردات آزاد شود چه اتفاقی می‌افتد؟» و حتی «کدام رنگ بازار بهتری دارد؟» اینها سؤال‌هایی نیستند که یک مصرف‌کننده معمولی درباره یک وسیله نقلیه بپرسد؛ اینها سؤال‌های کسی است که دارد درباره یک دارایی تصمیم می‌گیرد. به همین دلیل است که در بازار ایران گاهی خودرویی با فناوری قدیمی و امکانات محدود، فقط به دلیل نقدشوندگی و شناخت بازار، جایگاه اقتصادی بهتری از خودرویی مدرن‌تر پیدا می‌کند که مشتری دست‌دوم محدودی دارد.
 
پراید نمونه افراطی همین ماجراست. خودرویی که از نظر مهندسی و فناوری نمی‌توان آن را با خودرو‌های مدرن امروزی مقایسه کرد، اما سال‌ها به دلیل قیمت، فراوانی قطعات، تعمیرپذیری و شناخت کامل بازار، یکی از نقدشونده‌ترین خودرو‌های کشور بود. پژو ۴۰۵ نیز سرنوشت مشابهی داشت. این خودرو از نظر طراحی و فناوری سال‌هاست محصول روز محسوب نمی‌شود، اما بازار آن را می‌شناسد؛ تعمیرکارش را می‌شناسد، قطعاتش را می‌شناسد و مهم‌تر از همه، خریدارش را می‌شناسد. همین شناخت عمومی خودش یک ارزش اقتصادی است. در بازار خودرو ایران، گاهی چیزی که خودرو را گران نگه می‌دارد نه فناوری، بلکه این واقعیت است که همه می‌دانند وقتی بخواهند آن را بفروشند، بالاخره کسی برای خریدش پیدا می‌شود.
 
اما با گران شدن خودرو‌های جدید، این پدیده ابعاد دیگری پیدا کرده است. وقتی یک خودروی داخلی یا مونتاژی چند میلیارد تومان قیمت دارد، خرید آن برای یک خانواده دیگر یک هزینه عادی نیست؛ بخش بزرگی از دارایی خانواده وارد یک کالای چهارچرخ می‌شود. در این وضعیت طبیعی است که مالک نسبت به افت قیمت حساس شود. یک خط و خش روی بدنه دیگر فقط یک خط و خش نیست؛ ممکن است به معنای از دست رفتن میلیون‌ها تومان از ارزش فروش خودرو باشد. چند هزار کیلومتر کارکرد بیشتر هم فقط عدد روی کیلومترشمار نیست؛ بخشی از ارزش دارایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خودرو به جای اینکه آزادانه استفاده شود، تبدیل به چیزی می‌شود که باید مدام از آن مراقبت کرد تا ارزشش حفظ شود.
 
همین‌جا یک تناقض عجیب شکل می‌گیرد؛ ما خودرویی می‌خریم که اساساً برای حرکت کردن ساخته شده، اما هرچه بیشتر به آن نگاه سرمایه‌ای داشته باشیم، کمتر دوست داریم از آن استفاده کنیم. کیلومتر بالا نرود، رنگ نشود، تصادف نکند، قطعه‌ای خراب نشود و حتی الامکان همان‌طور که تحویل گرفته‌ایم باقی بماند. در نتیجه وسیله‌ای که باید بخشی از زندگی روزمره باشد، در مواردی به یک دارایی پارک‌شده در پارکینگ تبدیل می‌شود. مالک هر روز قیمتش را چک می‌کند، اما ترجیح می‌دهد کمتر سوارش شود. این شاید یکی از عجیب‌ترین تناقض‌های بازار خودرو ایران باشد.
خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟
البته این رفتار را نمی‌توان صرفاً به طمع یا دلالی مردم نسبت داد. اگر فردی احساس کند ارزش پولش در حال کاهش است، طبیعی است که به دنبال حفظ دارایی خود باشد. مشکل بزرگ‌تر در ساختار اقتصادی شکل گرفته است؛ وقتی تورم مزمن وجود دارد و مردم نسبت به آینده ارزش پول اطمینان ندارند، دارایی‌های فیزیکی جذاب‌تر می‌شوند. خودرو هم یکی از در دسترس‌ترین این دارایی‌هاست؛ بنابراین اگر مردم ماشین می‌خرند تا ارزش پولشان را حفظ کنند، بخشی از پاسخ را باید در شرایط اقتصادی جست‌و‌جو کرد، نه فقط در رفتار خریدار.
 
بازار خودرو نیز با این رفتار، خودش وارد یک چرخه معیوب می‌شود. وقتی مردم تصور می‌کنند خودرو در آینده گران‌تر خواهد شد، خرید را جلو می‌اندازند. افزایش تقاضا در کنار محدودیت عرضه، قیمت را تحت فشار قرار می‌دهد. افزایش قیمت دوباره این تصور را تقویت می‌کند که خودرو دارایی مناسبی برای حفظ ارزش پول است و افراد بیشتری وارد بازار می‌شوند. نتیجه همان چرخه‌ای است که سال‌هاست شاهد آن هستیم: افزایش قیمت، ایجاد انتظار افزایش بیشتر، افزایش تقاضای سرمایه‌ای و دوباره افزایش قیمت. در چنین بازاری حتی وقتی معاملات کم می‌شود، قیمت لزوماً متناسب با کاهش تقاضا پایین نمی‌آید؛ چون فروشنده نیز خودش نگران جایگزین کردن دارایی فروخته‌شده است.
 
وضعیت بازار در سال ۱۴۰۵ نیز نمونه روشنی از همین تناقض است. گزارش‌های بازار از ترکیب رکود و نوسان قیمتی حکایت دارند؛ یعنی از یک طرف قدرت خرید مردم پایین آمده و بسیاری توان ورود به بازار را ندارند و از طرف دیگر، انتظارات تورمی و نوسانات اقتصادی همچنان روی قیمت‌ها فشار می‌آورد. حتی در برخی تحلیل‌های بازار، از وضعیتی صحبت شده که هم خریداران واقعی و هم بخشی از واسطه‌ها از بازار خارج شده‌اند؛ اولی به دلیل ناتوانی مالی و دومی به دلیل کاهش حاشیه سود. یعنی خودرو آن‌قدر گران شده که حتی کالایی که زمانی برای حفظ ارزش پول خریداری می‌شد، برای بسیاری از مردم دیگر قابل خرید نیست.
 
اینجا باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ اینکه خودرو در برابر تورم گران می‌شود، الزاماً به این معنا نیست که خودرو یک سرمایه‌گذاری خوب است. این دو مفهوم با هم فرق دارند. ممکن است قیمت اسمی یک خودرو بالا برود، اما اگر هزینه بیمه، تعمیر، استهلاک، لاستیک، سرویس و افت فنی آن را حساب کنیم، بازده واقعی آن چندان جذاب نباشد. خودرو برخلاف طلا یا ارز، با گذشت زمان مستهلک می‌شود. موتور کار می‌کند، گیربکس فرسوده می‌شود، لاستیک‌ها تمام می‌شوند، سیستم تعلیق نیاز به تعمیر پیدا می‌کند و بدنه نیز در معرض آسیب است؛ بنابراین اینکه خودرو در یک اقتصاد تورمی افزایش قیمت دارد، به خودی خود به معنای سرمایه‌گذاری ایده‌آل نیست.
 
با این حال، بازار ایران به یک ویژگی مهم خودرو پاداش می‌دهد: نقدشوندگی. یک خودروی شناخته‌شده را می‌توان نسبتاً سریع فروخت، در حالی که بعضی دارایی‌های دیگر ممکن است برای تبدیل شدن به پول نقد زمان بیشتری بخواهند. همین مسئله باعث شده «قابل فروش بودن» یکی از معیار‌های اصلی خرید خودرو باشد. مشتری ممکن است از یک مدل جدید و جذاب خوشش بیاید، اما اگر بداند بازار دست‌دوم آن ضعیف است، از خرید منصرف شود. برعکس، ممکن است خودرویی را انتخاب کند که از نظر فنی انتخاب اولش نیست، اما می‌داند هر وقت به پول نیاز داشته باشد، مشتری خودش را پیدا خواهد کرد.
خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟
همین موضوع درباره خودرو‌های چینی و وارداتی نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. یک کراس‌اوور چینی ممکن است امکانات بسیار بیشتری از یک خودروی داخلی داشته باشد، اما خریدار هنگام پرداخت چند میلیارد تومان فقط به صفحه نمایش، دوربین و سانروف نگاه نمی‌کند. او به آینده برند، خدمات پس از فروش، تأمین قطعات، وضعیت واردات و بازار دست‌دوم هم فکر می‌کند. اگر برند فردا دچار مشکل شود یا واردات آن متوقف شود، ارزش خودرو چه خواهد شد؟ اگر مدل جدید با قیمت پایین‌تر وارد شود، نسخه قبلی چقدر افت می‌کند؟ اینها همان سؤال‌هایی هستند که نشان می‌دهند خودرو تا چه اندازه از یک وسیله مصرفی فاصله گرفته و وارد محاسبات سرمایه‌ای شده است.
 
حتی در مورد خودرو‌های وارداتی نیز همین اتفاق رخ داده است. محدودیت عرضه باعث می‌شود برخی مدل‌ها به کالا‌های کمیاب تبدیل شوند و قیمت آنها بیش از ارزش مصرفی‌شان تحت تأثیر قرار بگیرد. در چنین شرایطی، خودرو دیگر صرفاً بر اساس کیفیت و فناوری قیمت‌گذاری نمی‌شود؛ کمیابی نیز به آن ارزش می‌دهد. این اتفاق البته می‌تواند خطرناک باشد، چون هر تغییری در سیاست واردات، نرخ ارز یا عرضه خودرو می‌تواند معادله قیمت را به‌هم بزند. خودرویی که امروز به دلیل کمیابی گران شده، اگر فردا به تعداد زیاد وارد شود، ممکن است بخش قابل توجهی از ارزش خود را از دست بدهد.
 
در نتیجه کسی که تمام دارایی خود را روی خودرو می‌گذارد، در واقع ریسک بزرگی پذیرفته است. اگر بازار برخلاف انتظار حرکت کند، امکان دارد نقدینگی فرد در یک دارایی پرریسک قفل شود. این مسئله برای خانواده‌ای که خودرو تنها بخش مهم دارایی‌اش است، خطر بیشتری دارد. خودرو می‌تواند ارزش پول را در برابر بخشی از تورم حفظ کند، اما تضمینی وجود ندارد که همیشه بهترین گزینه باشد. همان‌طور که در بازار‌های مالی گفته می‌شود نباید تمام سرمایه را روی یک دارایی گذاشت، در اقتصاد خانوار نیز تبدیل تمام پس‌انداز به خودرو تصمیمی بدون ریسک نیست.
 
از طرف دیگر، سرمایه‌ای شدن خودرو روی خود جامعه نیز اثر می‌گذارد. وقتی بخش قابل توجهی از پول مردم به جای فعالیت‌های مولد وارد خریدوفروش خودرو می‌شود، سرمایه‌ای که می‌توانست وارد کسب‌وکار، تولید یا سرمایه‌گذاری شود، در پارکینگ خانه‌ها می‌ماند. خودرو در حالت مصرفی برای اقتصاد مفید است؛ مردم را جابه‌جا می‌کند، برای کسب‌وکار استفاده می‌شود و بخشی از نیاز‌های روزمره را پاسخ می‌دهد. اما وقتی خودرو صرفاً برای افزایش قیمت خریداری شود و ماه‌ها یا سال‌ها بدون استفاده بماند، نقش اقتصادی آن تغییر می‌کند.
 
شاید به همین دلیل است که بازار خودرو ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌های اقتصادی وابسته است. قیمت خودرو فقط با قیمت فولاد، قطعه، دستمزد و نرخ ارز تعیین نمی‌شود؛ انتظارات مردم درباره آینده اقتصاد نیز روی آن اثر می‌گذارد. وقتی نگرانی از افزایش تورم و نرخ ارز بالا می‌رود، خودرو هم تحت فشار قرار می‌گیرد. وقتی چشم‌انداز سیاسی یا اقتصادی مثبت می‌شود، بازار ممکن است وارد فاز انتظار شود و بخشی از خریداران دست نگه دارند. به همین دلیل بازار خودرو حتی در شرایطی که معاملات کاهش پیدا کرده، می‌تواند همچنان نوسان قیمتی قابل توجهی داشته باشد.
خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟
اما شاید مهم‌ترین قربانی این وضعیت، همان مصرف‌کننده واقعی باشد. کسی که واقعاً خودرو لازم دارد، مجبور است با بازاری روبه‌رو شود که قیمت آن فقط بر اساس ارزش مصرفی خودرو تعیین نمی‌شود. او باید با انتظارات تورمی، قیمت ارز، محدودیت عرضه و رفتار سرمایه‌ای دیگران نیز کنار بیاید. خانواده‌ای که برای رفت‌وآمد روزمره به خودرو نیاز دارد، در نهایت باید همان پولی را بپردازد که ممکن است فرد دیگری صرفاً برای حفظ ارزش سرمایه خود پرداخت کند. اینجاست که خودرو از یک کالای مصرفی به یکی از عوامل فشار اقتصادی بر خانوار تبدیل می‌شود.
 
این وضعیت همچنین باعث شده مفهوم «خودروی خوب» در ایران تغییر کند. در یک بازار عادی، خودروی خوب یعنی خودرویی با کیفیت، ایمن، کم‌مصرف، راحت و بادوام. اما در بازار ایران گاهی خودروی خوب یعنی خودرویی که کمتر افت می‌کند، راحت‌تر فروخته می‌شود و بازار آن را قبول دارد. این تفاوت کوچک در ظاهر، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های سرمایه‌ای شدن خودرو است. حتی ممکن است فردی خودرویی را انتخاب کند که از نظر فنی گزینه محبوبش نیست، فقط به این دلیل که می‌داند هنگام فروش ضرر کمتری خواهد کرد.
 
در چنین شرایطی، خودرو دیگر فقط محصول کارخانه نیست؛ یک قرارداد نانوشته میان اقتصاد و مصرف‌کننده است. کارخانه خودرو را تولید می‌کند، دولت روی واردات و قیمت‌گذاری اثر می‌گذارد، نرخ ارز هزینه‌ها را تغییر می‌دهد، تورم ارزش پول را کاهش می‌دهد و در نهایت مردم خودرو را به عنوان راهی برای حفظ دارایی خود انتخاب می‌کنند. نتیجه این زنجیره چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران می‌بینیم؛ خودرو‌هایی که ارزش آنها گاهی بیشتر از ارزش واقعی استفاده‌شان رشد کرده است.
 
اما این چرخه قرار نیست برای همیشه ادامه داشته باشد. اگر بازار خودرو رقابتی‌تر شود، واردات منطقی و پایدار باشد، تولید داخلی مجبور به رقابت واقعی شود و مهم‌تر از همه، اقتصاد کلان به ثبات برسد، انگیزه سرمایه‌ای خرید خودرو نیز کاهش پیدا خواهد کرد. وقتی مردم مطمئن باشند پولشان در طول یک سال بخش بزرگی از قدرت خریدش را از دست نمی‌دهد، دیگر لازم نیست برای حفظ ارزش دارایی خود به سراغ پارکینگ و نمایشگاه خودرو بروند. آن زمان خودرو دوباره به چیزی تبدیل می‌شود که باید از آن استفاده کرد، نه چیزی که باید از آن مراقبت کرد تا گران‌تر بفروشیم.
 
شاید بهترین تصویر از وضعیت امروز همین باشد: ما خودرو‌هایی داریم که برای حرکت ساخته شده‌اند، اما بخش مهمی از آنها در پارکینگ‌ها ایستاده‌اند؛ چون مالک بیشتر از کیلومترشمار، قیمت بازار را نگاه می‌کند. این تناقض نتیجه علاقه مردم به خودرو نیست؛ نتیجه اقتصادی است که در آن حفظ ارزش پول به دغدغه‌ای جدی تبدیل شده است. کسی که خودرو می‌خرد و آن را در پارکینگ نگه می‌دارد، الزاماً دلال نیست؛ شاید فقط می‌خواهد چیزی داشته باشد که فردا ارزش امروز پولش را برایش حفظ کند.
خودرو دیگر وسیله نقلیه نیست؛ چرا ماشین در ایران تبدیل به سرمایه شده است؟
با این حال، این وضعیت برای هیچ اقتصادی سالم نیست. خودرو باید ابزار جابه‌جایی باشد، نه جایگزین طلا و ارز و مسکن. وقتی مردم مجبور می‌شوند برای حفظ ارزش دارایی‌شان ماشین بخرند، معنایش این نیست که خودرو بیش از حد ارزشمند شده؛ معنایش این است که پول ملی و اعتماد به آینده اقتصادی بیش از حد تحت فشار قرار گرفته است. اگر روزی ثبات اقتصادی به بازار برگردد، بخش زیادی از این رفتار نیز خودبه‌خود اصلاح خواهد شد.
 
آن روز شاید دوباره وقتی کسی برای خرید خودرو به نمایشگاه می‌رود، به جای اینکه بپرسد «سال بعد چقدر می‌ارزد؟» بپرسد «چقدر می‌ارزد که با این ماشین سفر کنم؟» آن روز مصرف سوخت، ایمنی، کیفیت سواری، دوام موتور، راحتی صندلی و هزینه نگهداری دوباره مهم‌ترین معیار‌های خرید خواهند شد. خودرو دوباره از یک دارایی مالی به یک وسیله زندگی تبدیل می‌شود.
 
اما تا آن زمان، واقعیت بازار ایران این است که خودرو برای میلیون‌ها نفر همزمان چند نقش دارد؛ وسیله رفت‌وآمد، ابزار کار، دارایی خانوار و سپری در برابر تورم. شاید عجیب باشد، اما وقتی یک جامعه خودرو را برای سرمایه می‌خرد، مشکل اصلی دیگر خودرو نیست. مشکل اقتصادی است که مردم را مجبور کرده برای حفظ ارزش پولشان، دارایی‌ای را بخرند که اساساً برای حرکت ساخته شده است.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۹
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
این همه داستان بافتی و حتی مردم رو به طمع متهم کردی ولی جرات نداشتی بگی دولتها بخاطر منفعت شخصی و جناحی با ایجاد انحصار و تعیین تعرفه های نجومی و فساد سیستماتیک باعث این وضع شدن. یه خورده دیگه مردم رو بیشتر مقصر جلوه میدادی تا همین لگن سازا یه فرغون قسطی بهت جایزه بدن
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
خودرو رو ولش کن...تو ایران هر چیزی که بوی پول بده کالای سرمایه ایه...حتی موبایل و لپ تاپم کالای سرمایه ایه! دیگه سرمایه گذاری خانوادگی لازمه تا بتونی موبایل بخری!!
کی میتونه 100 میلیون پول بابت موبایل متوسط بده؟؟؟ چند ماه حقوقه؟؟؟
خدایی با این دست فرمون قراره کجا بریم؟؟
چرا هر رئیس جمهوری که میاد فقط و فقط و فقط وضع بدتر میشه؟؟؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
چرا همواره دولت اصرار بر جهانی شدن قیمت‌ کالاها در ایران را دارد اما در مورد خودرو اینگونه نیست و قیمت آن را جهانی نمی‌کند و قیمت خودرو های خارجی در ایران حدود بیست برابر قیمت جهانی است آیا این ظلم به مردم نیست ؟!!!
بازنشسته
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
چون نظارتی روی فروش خودرو نیست چرا باید خودرو در دست بانددلال قرار گیرد و با قرعه کشی و .....فروخته شود دولت باید در های ورود خودرو را کاملا باز بگذارد اما قیمت بنزین را بالا ببرد تا دور دور زدن بی مورد از مد بیوفتد و صرفا خودرو در خدمت خانواده ها برای انجام کار استفاده شود
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
پیشنهاد:
در هر هفته یک روز توسط رسانه ها به عنوان روز کاهش قیمت مشخص بشه و در این روز هم دولت و هم ملت هر چیزی که دارند به طور مرحله ای قیمت رو پایین بیارن. یعنی همه یکجا و همزمان. همه قیمت ها باید شفاف مشخص بشه و عمومی اعلام بشه. اینجوری همه راضی به کاهش قیمت هستن و کسی ضرر نمیکنه. این کار نیازمند فرهنگ سازی و اعتماد بین مسئولین و مردمه. اعتماد وقتی ایجاد میشه که مردم مطمئن بشن مسئولین پاک دست و خداترس هستند. از طرف دیگه غیرت و تعصب مردم روی پول کشورشون باید تقویت بشه.
ناشناس
|
Germany
|
۰۸:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
فقط بحث خودرو نیست، در حال حاضر در ایران هر چیزی به جز پول نقد سرمایه محسوب میشه. در سایر کشورها شما وقتی ماشین صفر تحویل میگیری همون سال اول 25 درصد قیمتش میاد پایین، بعد از 4 تا 5 سال بسته به نوع ماشین 40 تا 70 درصد کاهش قیمت داره، ماشین های سواری سدان بعد از 5 سال میانگین 60 درصد افت قیمت پیدا میکنند. اینجا طرف ماشین صفر میخره، 5 سال بعد قیمتش چند برابر صفر 5 سال قبل همون ماشینه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
خوب بود تمرکز بر علت ها به جای داستان تعریف کردن های هدایت شده
majid
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
سلام
همان طور که نویسنده محترم اشاره کردند باید عرضه خودرو در کشور افزایش شود. در حال حاضر وضع خودرو سازان نامناسب است لذا واردات خودرو شرایط را برای کارکنان خودروساز سخت تر می کند به نظر من خودرو ساز به واردات گسترده و موقت خودرو وارد شود تا تقاضای بازار را بر طرف و کند و زیان انباشته خود را جبران نماید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
باز هم مقصر مردم هستند ؟
سال ۹۰ یک سمند خریدم ۱۴ میلیون حالا یک جفت لاستیک همان سمند ۲۲ میلیون ، حالا مردم مقصرند
آخرین اخبار
وب گردی