دبیر: رهبر شهید انقلاب خودش اهل زورخانه و کشتی بود/ حضرت آقا گفت موقع کشتیهایت استرس دارم + فیلم

علیرضا دبیر درباره علاقه رهبر شهید انقلاب به ورزش گفت: آقا کشتی را خیلی بلد بود و علاقه شخصیاش بود. یادم است که سال ۷۷ برای مسابقات جهانی پیش ایشان رفته بودیم، آقا گفت آقای دبیر شما که کشتی میگیری من استرس دارم و یک جاهایی را نگاه نمیکنم.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی در ایام مراسمهای وداع با رهبر شهید انقلاب در یک مصاحبه تلویزیونی به خاطرهگویی از ایشان پرداخت.
دبیر با اشاره به اینکه رهبری همیشه در مورد ورزش و کشتی مفصل صحبت میکردند، گفت: یک بار سال ۷۶ یک جلسهای ۲ ساعته خدمت ایشان بودیم و آقا توضیح میدادند که کدام باشگاه و زورخانه میرفتند. من زورخانه را کامل بلدم و میفهمم و ایشان با حرکت دست زورخانه را هم بلد بود. آقا خودش زورخانهای بود، جوانی به زورخانه میرفته، توجیه بود که مرشد و میاندار چه کار کند. چون سید هم هست و در زورخانه سید اولا است و از او اجازه میگیرند، آقا با حرکات دست بلد بود چه کار کند. میاندار و مرشد با رهبر تنظیم بودند.
وی ادامه داد: یادم است آقای قاسمیان، گفت آقا چرا این کار را کرد که گفتم توضیح میدهم. گفتم این حرکت دست آقا یعنی این و آن یکی یعنی این. گفت آقا اینها را از کجا بلد است؟
رئیس فدراسیون کشتی یادآور شد: آقا کشتی را خیلی بلد بود و علاقه شخصیاش بود. یادم است که سال ۷۷ برای مسابقات جهانی پیش ایشان رفته بودیم، آقا گفت آقای دبیر شما که کشتی میگیری من استرس دارم و یک جاهایی را نگاه نمیکنم و نوههایم میگویند چند چند شده است. یک جای دیگری خدمت ایشان بودم که آقا گفت آقای دبیر موقعی که خودت کشتی میگرفتی تسبیح دستمان بود و برای تو ذکر میگفتیم و حالا برای بچههایت ذکر میگویم.
دبیر که سابقه قهرمانی در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی را در کارنامه خود دارد به خاطره دیگری اشاره کرد و گفت: نکته مهمی که برای خود من خیلی درس بزرگی بود، آقا میگفت شما بردید، چه شد؟ نتیجه آن مدال و قهرمانی نیست، نتیجه آن کار فرهنگی بود که شما باید برداشت میکردید. سال ۷۹ خدا کمک کرد و قهرمان المپیک شدم و آن موقع خدمت آقا رفتیم. من کشتیگیر تیم پاس هم بودم که آقای قالیباف هم فرمانده ناجا بود؛ میگفتند باید پا به کوبید و من هیچکدام اینها را گوش ندادم و همینطور راحت خدمت آقا رفتیم. تیکه کلام من هم پیش آقا این بود که آقا نوکرتیم و تا آخر هم همین بود، هنوز هم هستیم و انشاالله آن دنیا هم نوکرش باشیم. آنجا آقا بغلم کرد و آن زمان وقتی کشتی را میبردم، دستانم را برای شکر بالا میبردم و آقا گفت آقای دبیر این قهرمانی یک طرف، آن بخشی که دستانت را برای شکر بالا میبری، یک طرف. چهار هزار طلبه عین من این همه روی مردم اثر ندارند که این کار شما دارد. دید فرهنگی و مذهبی آقا را ببینید که چه بود.



