اصابت موشک جنگ به سفره دلالها؛ زمان برهکشان فوتبالیست ایرانی با مدیر برنامه وطنی!

مهدی ملکی - دلالها بیکار ننشستند و اجازه ندادند سفرهشان کوچکتر شود. گرچه لقمههای خارجی از سفره پر کشید اما بشقابهای دورچین داخلی که همچنان موجود است.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، بعد از روزهای پرالتهاب بمباران و انفجار و موشک و صدای جنگنده و لیگ نیمهتمام، بالاخره رسیدیم به فصل جدید فوتبال باشگاهی کشورمان. لیگ برتر دوره بیستوششم با حال و هوای متفاوت و تغییری بزرگ از جمله افزایش تیمها از ۱۶ به ۱۸ تیم آغاز شد و حالا هفته نخست آن را هم پشت سرگذاشتهایم و در آستانه برگزاری دومین بازی تیمها هستیم. فوتبالی که با ادامه خانه بهدوشی سرخابیها همراه است و ورزشگاههایی که در چند دهه پیش جا ماندهاند و با کمترین و نازلترین امکانات، میزبان هواداران و جوانانی هستند که جز همین فوتبال نیمبند، پناه دیگری ندارند.
در چنین اوضاع و احوالی، قرار است فوتبال بیش از پیش جور بسیاری از کاستیها را بکشد و جاهای خالی زیادی را برای مردم پُر کند. خلاءهایی که بخشی از آنها جزو تبعات جنگ است و باعث شده دایره کمبودها برای اغلب مردم و قشرهای مختلف، بیشتر از قبل هم بشود. در واقع، جنگ روی خیلی از مسائل تاثیر گذاشت اما مواردی وجود دارد که بهرغم تمام فشارها و محدودیتها، دست نخورده باقی ماند و تنها کمی تغییر شکل در آن ایجاد شد.
یکی از همین موارد به سفره همیشه پهن و چرب و نرم دلالها مربوط میشود. سفرهای که موشک جنگ وسط آن فرود آمد و باعث شد بازیکنان و مربیان خارجی مسیر خود را به سمت فوتبال ایران تغییر ندهند. در واقع، شرایط پرتنش خاورمیانه از یکسو و از سوی دیگر جهش افسارگسیخته قیمت ارز، سبب شد تمایل از هر دو سمت برای همکاری کاهش یابد. بدین ترتیب یکی از گزینههای پرسود دلالها و مدیران و مربیانی که با آنها همکاری داشتند، حذف شد. در سالهای گذشته شاهد موارد پرشماری بودیم که بازیکن خارجی با رقم آنچنانی و چندین برابر ارزش واقعیاش وارد فوتبالمان میشد و بعد از مدتی بدون هیچ تأثیرگذاری، و حتی بعضاً بدون یک دقیقه بازی، چمدانهایش را میبست و میرفت.
اما این تمام ماجرا نیست؛ دلالها بیکار ننشستند و اجازه ندادند سفرهشان کوچکتر شود. گرچه لقمههای خارجی از سفره پر کشید اما بشقابهای دورچین داخلی که همچنان موجود است. در این راستا، قیمتهای بازیکنان داخلی، مثل تورم، جهش کرد و بنابر اعلام تعدادی از افراد نزدیک به چند باشگاه، ضریب قابل توجهی خورد. الگو هم چندان تازه و نوآورانه نبود؛ بازیکنانی که در پستهای مختلف جا افتاده و اسم و رسمی برای خود دارند، با همین استدلال و نداشتن آلترناتیوهای خارجی، خواهان دریافت ارقام بیشتری شدند و در سمت دیگر، تعدادی از بازیکنان جوان و آیندهدار به یکباره در سطح ستارههای شناخته شده و امتحان پسداده اروپا(!)، با صفی از مشتریان دست به نقد روبهرو شدند.

این اتفاقی در حالی افتاد که دلالها یا مدیربرنامهها با بهره بردن از ترفندهای همیشگی، نقش و سهم زیادی در شکلگیری آن داشته و دارند. در این میان نکته مهمی هم وجود دارد که به باشگاهها، مخصوصاً چند باشگاهی که در سالهای گذشته هم در صدر هزینههای نجومی بودهاند، مربوط میشود. به نظر میرسید به دلیل جنگ و آسیب دیدن هولدینگها یا کارخانههایی که باشگاههای متمول به آنها متصل هستند، قرار است امسال، سال ریاضت اقتصادی آنها باشد اما برخلاف پیشبینیها بودجه آنها نسبت به سال گذشته حتی افزایش هم یافت.
این در حالی است که مهدی تاج سه سال پیش در دفاع از قانون سقف قراردادها که منتقدان زیادی داشت، گفت: «وقتی درآمد نیست و کم است همه اقتصاددانها میگویند باید هزینه را کنترل کرد. وقتی هزینه اندازه منابع نیست باید هزینه را کنترل کرد و ما این کار را کردیم. میگوییم بازیکن خارجی نیاورید که بازی نمیدهید. مثلاً آپشن قرارداد بازیکن ۱۰ برابر مبلغش است. ما تعیین تکلیف کردیم چرا که میدانستیم یک ایجنت ۴۴ بازیکن دارد. ایجنتی هست که سال گذشته ۱۲۷ میلیارد تومان از لیگ برتر سود برده است.»
اما نه قانون سقف قرارداد مشکلی را حل کرد و نه انتقادات و حتی افشاگری رسانهها. دلیلش هم مشخص است؛ قانونی خوب است که قابل اجرا و نظارت دقیق باشد. قانونی که دهها راه دور زدن برایش وجود دارد و به واقع هیچ نظارت و مکانیزم دقیقی برای بررسی آن وجود ندارد، منجر به شرایطی میشود که در آن قرار داریم و تنها فضا را برای ابهام و اتهامزنی آماده میکند. چهبسا در چند فصل اخیر هم وضعیت همین بوده و بارها شاهد کشمکش و جنگ رسانههای باشگاهها درباره همین موضوعات بودهایم.

کافی است کلمات فوتبال ایران و دلال را در کنار هم در گوگل سرچ کنید؛ انواع و اقسام مطالبی را مشاهده خواهید کرد که از مدیر تا مربی و بازیکن و پیشکسوت درباره لزوم مقابله با چرخه گسترده و مضر دلالی و مافیایی که تشکیل شده، صحبت کردهاند. یکی گفته دلالها همه کاره فوتبال ایران هستند و رسانه دیگری تیتر زده که چند دلال مشهور زیر ذرهبین نهادهای نظارتی هستند. اما همه اینها تاریخ انقضا دارد؛ معمولاً هر سال در زمان نقل و انتقالات، موجی از چنین اظهارنظرها و خبرهایی منتشر میشود و بعد از مدتی آبها از آسیاب میافتد و پروندهاش بسته میشود تا سال بعد و فصلی دیگر.
پس از شکست پروژه سقف قرارداد و رواج بیشتر فساد و زیرمیزی، پیش از آغاز نقلوانتقالات فصل جاری برخی منابع غیررسمی مدعی شدند میان تعدادی از مدیران باشگاهها هماهنگیهایی صورت گرفته که مقابل زیادهخواهی بازیکنان و مدیربرنامههای آنها بایستند و بیشتر از عددی مشخص (رقمی حدود ۳۰ میلیارد تومان)، با هیچ بازیکنی قرارداد نبندند، اما در عمل هیچگاه چنین اتفاقی نیفتاد. در واقع یکبار دیگر مدیران برای حفظ صندلی خود و راضی نگه داشتن هوادار، به تعهد نانوشته خود پشت کردند و براساس گفته تعدادی از افراد آگاه، بازهم قراردادهای آنچنانی به امضای بازیکنان مزین شد!

واقعیت آن است که فوتبال ایران سالهاست، حداقل از این حیث، رها شده و هیچ سازوکار عملیاتی و واقعبینانهای برای مقابله با دلالیسم وجود ندارد. مسئله پیچیده و پوشیدهای نیست که تا شفافیتِ واقعی، نه ظاهری، در فوتبالمان جاری نشود، راه برای سوءاستفادهگران هموار است و هر سال اوضاع نهتنها بهتر نمیشود بلکه همپای ورزشگاهها و چمن آن، بدتر خواهد شد. این مهم باید از دایره شعار خارج شود و ارکان فوتبال که فدراسیون در رأس آن قرار دارد، یکبار برای همیشه از پراکنده شدن بیشتر این سَم در کالبد فوتبال، جلوگیری کنند.
اعتماد مردم کم ارزش نیست !!!
