آغاز و پایان یک جنگ؛ غولهای نفتی روی چه قیمتی شرط بستهاند؟

آنچه پشت پرده نوسانهای نفتی پرشتاب رخ میدهد، تصمیمهایی است که در اتاقهای شیشهای هیئتمدیره شرکتهایی مانند اکسونموبیل، شل، بیپی، شورون، توتال گرفته میشود؛ تصمیمهایی که نه بر مبنای هیجان بازار بلکه بر پایه محاسباتی چند ده میلیارد دلاری درباره آینده نفت اتخاذ میشوند.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، امروز، درست در زمانی که بخشی از «پرمیوم جنگ» از بازار نفت تخلیه شده و چشمانداز عرضه جهانی در حال تغییر است، پرسش اصلی این نیست که قیمت نفت فردا چند دلار خواهد بود؛ بلکه این است که غولهای انرژی جهان، آینده نفت را چگونه میبینند و سرمایههای خود را روی چه سناریویی شرطبندی کردهاند؟
در حافظه بازار جهانی انرژی، سالهای اخیر با یک واژه بیش از هر چیز دیگری گره خورده؛ «بی اعتمادی». از همهگیری کووید-۱۹ گرفته تا جنگ اوکراین، بحران دریای سرخ، تنشهای خاورمیانه و نگرانیهای مداوم درباره امنیت تنگه هرمز همگی نشان دادند که قیمت نفت دیگر تنها محصول عرضه و تقاضا نیست بلکه بازتابی از برداشت بازار نسبت به آینده ژئوپلیتیک جهان است. در چنین شرایطی شرکتهای بزرگ نفتی مجبور شدند مدلهای سرمایهگذاری خود را بازنویسی کنند زیرا دیگر نمیشد پروژهای با عمر ۳۰ سال را بر اساس شوکهای چندماهه مدیریت کرد.
اگر یک دهه پیش مدیران شرکتهای بزرگ نفتی بیشترین وقت خود را صرف پیدا کردن میدانهای جدید نفتی میکردند، امروز بخش قابل توجهی از جلسات هیئتمدیره آنها به موضوعی متفاوت اختصاص دارد؛ «مدیریت ریسک». ریسکی که دیگر فقط به قیمت نفت مربوط نمیشود بلکه از تغییرات اقلیمی، سیاستهای کربنی، جنگهای منطقهای، رقابت فناوری، رشد خودروهای برقی و حتی سیاستهای بانکهای مرکزی جهان تأثیر میپذیرد.
در نگاه نخست شاید تصور شود که شرکتهایی مانند اکسون، شل، بیپی و ... بیش از هر چیز دنبال نفت گران هستند اما واقعیت پیچیدهتر از این تصور است. آنچه مدیران این شرکتها دنبال آن هستند، نه نفت ۱۰۰ دلاری و نه نفت ۵۰ دلاری بلکه «ثبات» است. برای پروژهای که قرار است ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کند و سه دهه تولید داشته باشد مهمتر از قیمت لحظهای نفت، قابلیت پیشبینی بازار است.
تحلیل صورتهای مالی پنج غول بزرگ انرژی جهان نشان میدهد که پس از شوکهای قیمتی سالهای گذشته، این شرکتها دیگر برنامههای توسعهای خود را بر مبنای نفت بسیار گران تنظیم نمیکنند. آنها به جای آنکه امیدوار باشند بازار همیشه در سطوح ۹۰ یا ۱۰۰ دلار باقی بماند، پروژههایی را انتخاب میکنند که حتی در سناریوهای محافظهکارانه نیز سودآور باشند. همین تغییر نگرش، شاید مهمترین تحول صنعت انرژی در دهه اخیر باشد.
در گزارشهای سالانه این شرکتها عبارتی بارها تکرار میشود: «تابآوری». این واژه امروز به مهمترین شاخص ارزیابی پروژههای نفتی تبدیل شده است. پروژهای که تنها با نفت ۹۵ دلاری سود بدهد دیگر جذاب نیست اما پروژهای که با نفت ۶۰ یا ۶۵ دلاری نیز بازدهی مناسبی داشته باشد شانس بیشتری برای دریافت سرمایه خواهد داشت.

دلیل این تغییر، فقط نگرانی از افت قیمتها نیست. بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحلهای است که بسیاری از مؤسسات بینالمللی آن را «دوره رقابت بر سر سهم بازار» مینامند. در حالیکه کشورهای عضو اوپکپلاس تلاش میکنند میان قیمت و حجم تولید تعادل برقرار کنند، تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا نیز انعطافپذیرتر از گذشته شدهاند.
از سوی دیگر، رشد انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه خودروهای برقی و افزایش بهرهوری مصرف سوخت، آینده تقاضای نفت را پیچیدهتر کرده است. در چنین فضایی، شرکتهای نفتی دیگر نمیتوانند مانند دهه ۲۰۰۰ صرفاً بر رشد مداوم تقاضا تکیه کنند. آنها باید همزمان برای چند سناریوی متفاوت آماده باشند؛ سناریوی نفت ۶۰ دلاری، نفت ۷۵ دلاری و حتی بازگشت مقطعی نفت به کانالهای بالاتر در صورت وقوع شوکهای ژئوپلیتیک.
همین موضوع باعث شده که نگاه مدیران صنعت انرژی به مفهوم «سود» نیز تغییر کند. اگر تا چند سال پیش افزایش تولید مهمترین معیار موفقیت بود، امروز بازدهی سرمایه، جریان آزاد نقدی، سود تقسیمی به سهامداران و کاهش هزینههای عملیاتی، جایگاه مهمتری پیدا کردهاند. شرکتهای بزرگ به این نتیجه رسیدهاند که سرمایهگذاران دیگر صرفاً دنبال رشد تولید نیستند؛ آنها ثبات سودآوری میخواهند. این تغییر رویکرد در عملکرد بازار سرمایه نیز بازتاب یافته است.
در سالهای اخیر ارزش سهام شرکتهایی که انضباط مالی بیشتری داشتهاند، نسبت به شرکتهایی که صرفاً بر توسعه پرشتاب تولید تمرکز کردهاند، عملکرد بهتری ثبت کرده است. سرمایهگذاران نهادی اکنون از مدیران نفتی میخواهند پیش از آغاز هر پروژه جدید نشان دهند که آن پروژه حتی در شرایط افت قیمت نفت نیز توانایی خلق ارزش برای سهامداران را دارد.
در چنین شرایطی کاهش تنشهای ژئوپلیتیک و خروج بخشی از «حق بیمه جنگ» از قیمت نفت، برای غولهای انرژی بیش از آنکه یک تهدید باشد فرصتی برای بازتعریف استراتژیهای بلندمدت محسوب میشود. آنها بهخوبی میدانند که بازار نفت دیر یا زود از شوکهای مقطعی عبور میکند اما آنچه باقی میماند رقابت بر سر هزینه تولید، بهرهوری، فناوری و دسترسی به بازارهای مصرف است.

نکته پایانی اینکه امروز مدیران شرکتهای بزرگ انرژی کمتر درباره اینکه «قیمت نفت هفته آینده چه خواهد شد» صحبت میکنند و بیشتر درباره این پرسش بحث میکنند که «جهان در سال ۲۰۳۵ به چه نوع شرکتی نیاز خواهد داشت؟» این تغییر زاویه نگاه، همان نقطهای است که آینده صنعت نفت را از گذشته آن جدا میکند؛ آیندهای که در آن، برنده الزاماً شرکتی نیست که بیشترین نفت را تولید میکند بلکه شرکتی است که بتواند در هر سناریوی قیمتی، سودآور، انعطافپذیر و قابل اعتماد باقی بماند.
پشت درهای بسته اکسون، شل و بیپی!
در بازار نفت، آنچه روی تابلوهای معاملاتی دیده میشود فقط سطح آب است؛ جریان اصلی در عمق اتاقهای هیئتمدیره حرکت میکند. جایی که مدیران اکسونموبیل، شل، بیپی، شورون و توتالانرژیز باید تصمیم بگیرند میلیاردها دلار سرمایه را به کدام میدان، کدام فناوری و کدام کشور اختصاص دهند. در ظاهر، همه درباره قیمت روز نفت حرف میزنند؛ اما در عمل، هیچ شرکت بزرگی پروژهای ۲۰ یا ۳۰ ساله را بر اساس نوسانهای چندماهه طراحی نمیکند. آنچه برای این غولها اهمیت دارد، قیمت مرجع بلندمدت است؛ قیمتی که اگر نفت سالها حول آن نوسان کند، پروژه همچنان سودآور بماند.
اکسونموبیل؛ امپراتوری نفت ۶۰ دلاری
اکسونموبیل امروز بیش از هر زمان دیگری خود را برای دنیایی با نفت نهچندان گران آماده کرده است. این شرکت پس از خرید بزرگ Pioneer Natural Resources و گسترش حضور در گویان بر پروژههایی تمرکز کرده که هزینه تولید بسیار پایینی دارند. مدیران اکسون در گزارشهای اخیر خود بارها تأکید کردهاند که بسیاری از پروژههای جدید این شرکت حتی با نفت حدود ۶۰ دلار نیز بازده مناسبی ایجاد میکنند. این یعنی اکسون دیگر روی سناریوی نفت ۱۰۰ دلاری شرط نبسته؛ بلکه میخواهد در بازاری با قیمتهای متوسط هم سودآور باقی بماند.
استراتژی اکسون؛ تمرکز بر هزینه پایین
آنها در بازار امروز چند نکته کلیدی دارند که تمرکز بر میدانهای کمهزینه گویان و پرمین، اولویت دادن به جریان نقدی آزاد و پرداخت سود سهام و بازخرید سهام شاخص ترین مولفه های آنها محسوب می شود.
شل؛ میان نفت و گذار انرژی
شرکت شل شاید پیچیدهترین استراتژی را در میان غولهای نفتی داشته باشد. این شرکت در سالهای گذشته تلاش کرد خود را به یک شرکت «انرژی» تبدیل کند، نه صرفاً یک شرکت نفتی. اما تجربه بازار نشان داد که سرمایهگذاران هنوز از شل انتظار سودآوری نفتی دارند. به همین دلیل، شل در سالهای اخیر بخشی از سرمایهگذاریهای کمبازده در انرژیهای تجدیدپذیر را کاهش داد و دوباره بر LNG، نفت و پروژههای سودآورتر تمرکز کرد. تحلیل بودجه سرمایهای شل نشان میدهد این شرکت نیز پروژههایی را ترجیح میدهد که در محدوده ۶۰ تا ۶۵ دلار برای هر بشکه سودده باشند.

بیپی؛ عقبنشینی از رویاهای سبز؟
BP یکی از جالبترین تغییر مسیرها را تجربه کرده است. این شرکت چند سال پیش وعده داده بود تولید نفت خود را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد و به سمت انرژیهای پاک حرکت کند. اما فشار سهامداران و سود بالای نفت باعث شد بیپی بخشی از آن برنامهها را تعدیل کند. اکنون این شرکت دوباره بر پروژههای نفت و گاز با بازده بالا تمرکز کرده است. پیام غیررسمی بازار به بیپی روشن بود: «گذار انرژی مهم است، اما سودآوری فوری هم مهم است.»
شورون و توتال؛ دو مسیر متفاوت، یک هدف مشترک
Chevron همچنان بر نفت شیل آمریکا و پروژههای کمهزینه تمرکز دارد، در حالیکه TotalEnergies ترکیبی از نفت، گاز، LNG و انرژیهای تجدیدپذیر را دنبال میکند. با وجود تفاوتها، هر دو شرکت یک معیار مشترک دارند: پروژه باید در سناریوی نفت متوسط هم سودآور باشد.
غولهای نفتی روی چه قیمتی حساب باز کردهاند؟
|
شرکت |
بازه قیمتی مطلوب |
استراتژی اصلی |
|---|---|---|
|
Exxon |
حدود ۶۰ دلار |
میدانهای کمهزینه و جریان نقدی |
|
Shell |
۶۰ تا ۶۵ دلار |
LNG و پروژههای سودآور |
|
BP |
۶۰ تا ۷۰ دلار |
تعادل میان نفت و انرژی پاک |
|
Chevron |
حدود ۶۰ دلار |
نفت شیل و پروژههای کمهزینه |
|
Total |
۶۰ تا ۶۵ دلار |
ترکیب نفت، گاز و تجدیدپذیر |
چرا نفت ۱۰۰ دلاری دیگر رؤیای اصلی نیست؟
شاید مهمترین نکته این باشد که مدیران بزرگ نفتی امروز از نفت بسیار گران هم میترسند. چرا؟ چون تجربه نشان داده هر جهش شدید قیمت، دولتها را به سمت سیاستهای ضدتورمی، مصرفکنندگان را به سمت صرفهجویی و سرمایهگذاران را به سمت انرژیهای جایگزین سوق میدهد. از نگاه بسیاری از غولهای نفتی، نفت ۷۰ تا ۸۰ دلاری از نفت ۱۲۰ دلاری جذابتر است چون هم سودآور است و هم تقاضا را نابود نمیکند.
آنچه امروز در اتاقهای هیئتمدیره اکسون، شل، بیپی، شورون و توتالانرژیز میگذرد، یک تغییر پارادایم است. این شرکتها دیگر آینده را بر پایه نفت بسیار گران طراحی نمیکنند؛ آنها به دنبال تابآوری هستند. تابآوری یعنی شرکتی که در نفت ۶۰ دلاری زنده بماند، در نفت ۷۵ دلاری رشد کند و در نفت ۹۰ دلاری سود فوقالعاده بسازد. به همین دلیل، جنگ واقعی آینده نه بر سر کشف نفت بیشتر، بلکه بر سر تولید ارزانتر، فناوری بهتر و دسترسی مطمئنتر به بازارها خواهد بود.
ادامه دارد...



