صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
تابناک گزارش می‌دهد؛

دغل‌بازی با افزایش دکل‌های نفتی!/ چرا آمریکایی‌ها حفاری‌ می‌کنند؟!

تجربه بازار جهانی نفت نشان داده تعداد دکل‌های فعال، بسیار فراتر از یک شاخص عملیاتی است و در بسیاری مواقع می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای زودهنگام از تغییر جهت اقتصاد انرژی جهان خوانده شود.
کد خبر: ۱۳۸۰۶۱۷
| |
1675 بازدید
|
۱

دغل‌بازی با افزایش دکل‌های نفتی!/ آمریکایی‌ها چرا حفاری‌ می‌کنند؟!

به گزارش سرویس انرژی تابناک، انتشار گزارش هفتگی بیکر هیوز یکی از بزرگترین شرکت‌های خدمات نفتی جهان درباره افزایش تعداد دکل‌های فعال نفت و گاز آمریکا برای هشتمین بار طی نه هفته گذشته، در نگاه نخست شاید صرفاً یک داده فنی در صنعت نفت به نظر برسد؛ عددی که در میان انبوه شاخص‌های بازار انرژی منتشر می‌شود و معمولاً توجهی فراتر از حلقه‌های تخصصی به خود جلب نمی‌کند. اما تجربه بازار جهانی نفت نشان داده تعداد دکل‌های فعال، بسیار فراتر از یک شاخص عملیاتی است و در بسیاری مواقع می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای زودهنگام از تغییر جهت اقتصاد انرژی جهان خوانده شود.

هر تغییر در رفتار تولیدکنندگان آمریکایی می‌تواند بر توازن بازار جهانی، تصمیم اوپک، نرخ تورم، سیاست پولی بانک‌های مرکزی و حتی مسیر رشد اقتصاد کشور‌های واردکننده انرژی اثر بگذارد.

دلیل اهمیت این شاخص آن است که دکل‌ها درباره آینده تصمیم می‌گیرند، نه گذشته. افزایش حفاری به این معنا نیست که نفت بیشتری امروز وارد بازار شده، بلکه نشان می‌دهد تولیدکنندگان انتظار دارند در ماه‌ها و فصل‌های آینده شرایط اقتصادی، سطح قیمت‌ها و فضای سرمایه‌گذاری به شکلی باشد که توسعه تولید را توجیه کند.

به همین دلیل افزایش اخیر دکل‌ها این پرسش را دوباره به مرکز تحلیل‌های بازار بازگردانده که آیا آمریکا وارد موج تازه‌ای از توسعه نفت شده یا صنعت شیل صرفاً در حال واکنش کوتاه‌مدت به تغییرات قیمت است؟ پاسخ به این سؤال فقط برای شرکت‌های نفتی اهمیت ندارد. هر تغییر در رفتار تولیدکنندگان آمریکایی می‌تواند بر توازن بازار جهانی، تصمیم اوپک، نرخ تورم، سیاست پولی بانک‌های مرکزی و حتی مسیر رشد اقتصاد کشور‌های واردکننده انرژی اثر بگذارد.

دکل‌ها؛ شاخصی برای سنجش انتظارات بازار

در ادبیات کلاسیک انرژی، رابطه‌ای نسبتاً روشن میان قیمت نفت و سرمایه‌گذاری وجود داشت؛ هرچه قیمت افزایش پیدا می‌کرد، تولیدکنندگان ظرفیت بیشتری به بازار اضافه می‌کردند و پس از مدتی عرضه اضافی قیمت را تعدیل می‌کرد اما صنعت نفت آمریکا در یک دهه گذشته این الگو را تغییر داده است. رشد فناوری شیل باعث شد زمان واکنش تولیدکنندگان به تغییرات قیمت کوتاه‌تر شود. برخلاف پروژه‌های عظیم نفتی که سال‌ها زمان نیاز دارند، بخش بزرگی از تولید آمریکا می‌تواند سریع‌تر به سیگنال‌های بازار پاسخ دهد. با این حال اتفاق مهم‌تر در سال‌های اخیر نه رشد فناوری، بلکه تغییر رفتار مالی شرکت‌های آمریکایی بوده است.

پس از دوره‌ای که تولیدکنندگان آمریکایی برای افزایش سهم بازار با بدهی و سرمایه‌گذاری تهاجمی رشد می‌کردند، اکنون نظم مالی جایگزین رشد بدون محدودیت شده است. سهامداران سود می‌خواهند، بانک‌ها محتاط‌تر شده‌اند و نرخ‌های بهره بالاتر هزینه توسعه را افزایش داده است. در چنین فضایی، افزایش تعداد دکل‌ها الزاماً نشانه آغاز یک دوره توسعه شتابان نیست؛ بلکه می‌تواند نشان دهد صنعت نفت آمریکا به مدلی رسیده که در قیمت‌های میانه نیز توان ادامه فعالیت سودآور را پیدا کرده است.

سال‌های اخیر آمریکا به سمت سیاستی حرکت کرده که می‌توان آن را «مدیریت دامنه قیمت» نامید؛ یعنی تلاش برای حفظ بازاری که نه آن‌قدر داغ شود که تورم بسازد، نه آن‌قدر سرد شود که سرمایه‌گذاری را از بین ببرد.

سیاست نفتی آمریکا؛ مدیریت قیمت به جای حداکثرسازی تولید

برای درک معنای افزایش حفاری، باید یک واقعیت مهم را در نظر گرفت: آمریکا دیگر مانند دهه‌های گذشته فقط مصرف‌کننده بزرگ نفت نیست. آمریکا امروز هم‌زمان بزرگ‌ترین تولیدکننده و یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان نفت جهان است و همین موقعیت، سیاست انرژی این کشور را پیچیده‌تر کرده است. برخلاف تصور رایج، هدف واشنگتن نه افزایش دائمی قیمت نفت است و نه کاهش آن. اقتصاد آمریکا با نفت بسیار گران دچار تورم می‌شود. هزینه حمل‌ونقل، تولید و مصرف بالا می‌رود و فشار اجتماعی افزایش پیدا می‌کند.

نفت بسیار ارزان نیز برای آمریکا مطلوب نیست؛ زیرا سرمایه‌گذاری داخلی کاهش پیدا می‌کند، تولیدکنندگان شیل تحت فشار قرار می‌گیرند و بخشی از ظرفیت تولید از بازار خارج می‌شود. به همین دلیل طی سال‌های اخیر آمریکا به سمت سیاستی حرکت کرده که می‌توان آن را «مدیریت دامنه قیمت» نامید؛ یعنی تلاش برای حفظ بازاری که نه آن‌قدر داغ شود که تورم بسازد و نه آن‌قدر سرد شود که سرمایه‌گذاری را از بین ببرد.

در این چارچوب، ابزار‌های مختلفی به کار گرفته شده‌اند؛ از آزادسازی ذخایر استراتژیک گرفته تا تشویق تولید داخلی، اعمال فشار دیپلماتیک بر بازار و تلاش برای کاهش شوک‌های عرضه. به بیان دیگر، نفت در سیاست اقتصادی آمریکا دیگر فقط یک کالا نیست؛ بخشی از ابزار مدیریت اقتصاد کلان است.

دغل‌بازی با افزایش دکل‌های نفتی!/ آمریکایی‌ها چرا حفاری‌ می‌کنند؟!

نفت گران؛ فرصت یا تهدید؟

هر بار که قیمت نفت افزایش پیدا می‌کند، تحلیل‌ها معمولاً به سمت برندگان و بازندگان حرکت می‌کند. اما تجربه نشان داده اثر نفت گران بسیار پیچیده‌تر از افزایش درآمد صادرکنندگان است. برای کشور‌های صادرکننده، رشد قیمت در کوتاه‌مدت درآمد‌های ارزی و منابع بودجه‌ای را تقویت می‌کند اما همین افزایش درآمد می‌تواند به وابستگی بیشتر اقتصاد، افزایش هزینه‌های دولت و کاهش انگیزه اصلاحات ساختاری منجر شود.

در سوی دیگر، کشور‌های واردکننده نفت بلافاصله با فشار تورمی مواجه می‌شوند. افزایش قیمت نفت تنها قیمت بنزین را تغییر نمی‌دهد؛ هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی، قیمت مواد غذایی و حتی سیاست پولی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در بسیاری از اقتصادها، نفت گران به معنای نرخ بهره بالاتر، کاهش مصرف و کند شدن رشد اقتصادی است. چرا کشور‌های در حال توسعه بیشتر آسیب می‌بینند؟

کشور‌هایی که منابع انرژی محدودی داشته‌اند، ناچار شده‌اند بهره‌وری انرژی را افزایش دهند، فناوری را توسعه دهند و وابستگی به سوخت وارداتی را کاهش دهند. به همین دلیل نفت گران در برخی موارد نه عامل رکود، بلکه محرک تغییر ساختار اقتصادی بوده است.

شوک نفتی برای همه یکسان نیست

اقتصاد‌های در حال توسعه معمولاً وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارند، ذخایر ارزی محدودتری دارند و انعطاف مالی کمتری برای جذب شوک‌ها در اختیارشان است. به همین دلیل افزایش قیمت نفت می‌تواند از کانال نرخ ارز، تورم و هزینه بودجه به بحران گسترده‌تر تبدیل شود. در چنین شرایطی دولت‌ها معمولاً بین دو گزینه دشوار قرار می‌گیرند: یا یارانه را حفظ کنند و فشار مالی را بپذیرند، یا قیمت‌ها را آزاد کنند و هزینه اجتماعی بپردازند. همین مسئله باعث شده بسیاری از بحران‌های مالی در اقتصاد‌های نوظهور، در مقاطعی با جهش قیمت انرژی هم‌زمان شوند.

سوالی که اینجا مطرح می‌شود اینکه چرا کشور‌های صنعتی بدون نفت؛ همیشه بازنده نیستند بلکه برخی اقتصاد‌های بزرگ واردکننده نفت توانسته‌اند از شوک‌های نفتی به‌عنوان محرک تحول استفاده کنند. کشور‌هایی که منابع انرژی محدودی داشته‌اند، ناچار شده‌اند بهره‌وری انرژی را افزایش دهند، فناوری را توسعه دهند و وابستگی به سوخت وارداتی را کاهش دهند. به همین دلیل نفت گران در برخی موارد نه عامل رکود، بلکه محرک تغییر ساختار اقتصادی بوده است. این تجربه نشان می‌دهد مسئله اصلی قیمت نفت نیست؛ توان اقتصاد‌ها برای سازگاری با نوسان قیمت‌هاست.

دغل‌بازی یا آغاز یک موج تازه حفاری؟!

افزایش تعداد دکل‌های نفت و گاز آمریکا را نمی‌توان هنوز به‌عنوان آغاز قطعی یک موج تازه حفاری تفسیر کرد، اما می‌توان آن را یا می توان نوعی دغل‌بازی امریکایی برای کنترل قیمت نفت نامید یا اینکه شاید حتی نشانه‌ای از بازگشت تدریجی اعتماد به بازار باشد. آنچه بیش از خود تعداد دکل‌ها اهمیت دارد، تغییر مدل تصمیم‌گیری صنعت نفت آمریکاست؛ صنعتی که امروز به جای تولید حداکثری، به دنبال حفظ سودآوری، انعطاف و کنترل ریسک است. در همین حال، سیاست نفتی آمریکا نیز به‌نظر می‌رسد بیش از هر زمان دیگری بر مدیریت نوسان متمرکز شده است. در جهانی که امنیت انرژی دوباره به اولویت دولت‌ها تبدیل شده، شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که قیمت نفت به کدام سمت حرکت می‌کند؛ بلکه این باشد که کدام کشور توان بیشتری برای مدیریت چرخه بعدی بازار نفت خواهد داشت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۱
گرونه
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا