کلان روایتی از توافق؛ قالیباف معمار عبور از بحران/رهبری به زودی درباره توافق پیام میدهند
ابراهیم متقی ادامه داد: تاریخ روابط بینالملل نشانههای متعددی از جنگ و صلح ناپایدار را تجربه کرده است. از ایران بهاین دلیل به عنوان بازیگر منطقهای یاد میشود که در هارتلند ژئوپلیتیک منطقهای قرار دارد. طبیعی است که چنین کشوری به دلیل مختصات جغرافیایی و فرهنگی با چالشهای بیشتری در سطح منطقهای و نظام بینالملل روبهرو میشود.

وی افزود: ایران وارث امپراتوری بزرگی بوده که نقش محوری در سیاست و امنیت جهانی داشته است. اگرچه دیوارهای امپراتوری فروریخته، اما هنوز روح و مختصات رفتاری آن در ذهنیت و تفکر ایرانی وجود دارد. به همین دلیل است که در زمان جنگ نشانههای از انسجام ملی و همبستگی فراگیر در سطح جامعه و ساخت سیاسی را مشاهده میکنیم؛ بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که ایران از قابلیتهایی برخوردار بوده که اولین نشانه آن را میتوان در مقاومت و دومین مولفه معطوف به همبستگی و انسجام اجتماعی در دوران تهدید خارجی است.
به گفته این استاد دانشگاه: تحریمهای اقتصادی امریکا و کشورهای اروپایی فشارهای بسیاری بر هویت ایرانی وارد آورد. در سالهای گذشته که ایران با فشارهای اقتصادی، رسانهای و ارتباطی گستردهای روبهرو شده بود، دچار گسیختگی و تضاد شد. این گونه از گسیختگی را میتوان در هویت بخشی و انسجام ملاحظه کرد. جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران منجر به بازتولید هویتی جامعه ایرانی شد. به همان گونهای که جامعه ایرانی خود را با روندهای منازعه و جنگ هماهنگ کرد در دوران پس از آتش بس نیز از آمادگی لازم برای توافق برخوردار است.
متقی با اشاره به اینکه اگرچه برخی از گروههای سیاسی و اجتماعی ایران انگارههای انتقادی نسبت به متن توافق و مراحل مربوط به اجرای آن دارند، اما واقعیت آن است که آنان بر اساس تجربه گذشته و الگوی کنش تهاجمی امریکا و اسرائیل به این جمعبندی رسیدهاند. آنان نیز در صدد نیل به صلح پایدار هستند، اما واقعیت آن است که صلح پایدار را باید از طریق کنش مرحلهای، اعتمادسازی، همکاریهای چند جانبه و امید به شکل جدیدی از توافق ساماندهی کرد.
متقی گفت: گروههای مذاکره کننده ایرانی همواره از اراده و اعتماد به نفس لازم برای جنگ، صلح، همکاری و توافق برخوردار بودهاند. من توافق را به عنوان نقطه آغاز جدیدی برای ایرانی میدانم که آینده با ثبات، الهام بخش و همکاری جویانه با اقتصاد و سیاست جهانی داشته باشد. روند تغییر در جهتگیری سیاست خارجی چین در سالهای دهه ۱۹۷۰، همواره برای ایران آموزنده بوده و بر این اساس ایران میتواند فصل جدیدی از روابط را در سطح منطقهای و سیاست بینالملل باز تولید کند.
این پژوهشگر علوم سیاسی اظهار داشت : هر توافقی دارای موافقین و مخالفین خاص خود است، اما تمامی کارگزاران، زمامداران و تصمیم گیران راهبردی باید به این موضوع توجه داشته باشند که توافق تابعی از معادله قدرت است.
متقی گفت: اگر خواسته باشیم برای جامعه، رویاهای مبهم را باز تولید کنیم در آن شرایط قادر نخواهیم بود تا زمینه لازم برای نیل به همکاریهای سازنده و مسئولیت پذیری راهبردی در سطح منطقهای و بین المللی را فراهم آوریم. هم اکنون روسای جمهور ایران و ایالات متحده توافق را در قالب فرآیندهای ساختاری امضا کردهاند.
وی افزود: کاخ سفید اعلام کرده که این امکان شکل گرفته و در نتیجه قابلیت اجرایی خواهد داشت. در چنین شرایطی طبیعی است که نیاز به سفر ژنو وجود ندارد.
وی پیش بینی کرد : در آینده نیز دیدار مقامهای عالیه ایران و امریکا انجام خواهد شد، اما این امر به مفهوم تلاشی سازمان یافته برای عبور از چالشهای گذشته محسوب میشود.
متقی تاکید کرد: که من فکر میکنم این توافق بتواند شکل جدیدی از ذهنیت، انگارههای راهبردی و جهتگیری سیاست خارجی را برای ایران به وجود آورد و همواره نقاط عطف راهبردی و ژئوپلیتیکی از درون خشم، جنگ و بحران شکل گرفته است، این توافق را میتوان نقطه عطف جدیدی در حوزه سیاست خارجی ایران دانست. فضای عمومی سیاست بین الملل و شرایط اجتماعی ایران برای توافق آماده است. البته اسرائیل و برخی از کشورهای اروپایی تلاش دارند تا چالشهایی را در روند تنظیم و اجرای توافق به وجود آورند. پس لرزههای جنگ هنوز وجود دارد، اما اراده برای همکاری و ایجاد دوران جدیدی از سیاست ورزی و حکمرانی نیز اجتناب ناپذیر خواهد بود.
او دریاره نقش محمدباقر قالیباف برای این توافق میگوید: محمد باقر قالیباف دورانهای مختلفی از تلاش پایان ناپذیر در دوران جنگ و صلح را به انجام رسانده است. به لحاظ شخصیتی از انگیزه لازم برای نوسازی و بهینه سازی ساخت اجتماعی برخوردار است.
وی افزود :اگر خواسته باشیم بر اساس انگارههای" آلکس اینکلس" که شخصیت توسعه گرا را تبیین کرده، ویژگیهای رفتاری و انگارههای سیاسی نامبرده در حوزه حکمرانی را مورد سنجش قرار دهیم، بسیاری از ویژگیهای حکمرانی در سطوح عالیه مملکت را دارا است. او در دورانهای مختلف حکمرانی و زمامداری خود از انگیزه لازم برای پیگیری سیاستهای نوآورانه در چارچوب ساختار سیاسی برخوردار بوده است.
این استاد علوم سیاسی گفت: از همه مهمتر اینکه قالیباف قادر است تا شکل جدیدی از همکاری را بین جناحهای مختلف سیاسی، امنیتی و راهبردی به وجود آورد. با طیف متفاوتی از فرماندهان سپاه همکاری داشته و میتواند اعتماد آنان را برای گذار از بحران به دست آورد.
این استاد دانشگاه تاکید میکند: هر چند بخشی از ذهنیت قالیباف با قالبهای رویاگرایی ایرانی پیوند یافته، اما تجربه کنش سازمانی نامبرده بیانگر این واقعیت است که از اراده لازم برای "شیفت پارادایمیک" در درون یک ساختار برخوردار است.
وی با اشاره به اینکه قالیباف به لحاظ شخصیتی از انعطاف پذیری بوروکراتیک، عملگرایی سازمانی و ساختاری برخوردار است. گفت: قالیباف عموماً تلاش میکند تا انگارههای جدید را در قالب ساختار کهن باز تولید کند. به قول "پارتو" از انگیزه لازم برای تجمع و تداوم بین کارگزاران برخورد است. قالیباف فراتر از بسیاری از فرماندهان سپاه که در فضای حکمرانی دوران موجود حضور و نقش دارند، دارای شاخصهای عملگرایی بوروکراتیک بوده و از انگیزه لازم برای گذار مسالمت آمیز از دوران موجود برخوردار است.
او ادامه داد: اگر چه الگوی کنش رفتاری نامبرده مورد پذیرش برخی از اصولگرایان قرار نگرفته، اما در دوران موجود نقش محوری برای گذار از جنگ، برنامه ریزی الگویی و پایه گذاری روند جدیدی برخوردار است. روندی که با انگارههای ذهنی بسیاری از کارگزاران و گروههای اجتماعی حاشیهای شده ایران نیز پیوند دارد. نگاره معطوف به جمع گرایی را میتوان در زمره شخصیت سازمانی قالیباف دانست که زمینه عبور از برخی چالشها را فراهم میآورد. طبعا چنین فردی از قابلیت لازم برای جمع گرایی و توافق سازی برخوردار خواهد بود.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در شرایطی که جنگ و منازعه وجود داشته باشد، طبیعی است که شرایط برای نقشیابی علنی برخی از رهبران و مقامهای سیاسی کشور فراهم نمیشود، گفت: به طور مثال در نظر بگیرید که مجلس شورای اسلامی برای مدتی است که در تعطیلات به سر میبرد. فضای دانشگاهی، ساخت بوروکراتیک و بسیاری از حوزههای فعالیت اقتصادی ایران نیز نشانههایی از رکود، وقفه و ابهام را سپری میکند؛ بنابراین طبیعی است که در چنین شرایطی، رهبری حضوری علنی نداشته باشند. در چارچوب و بر مبنای قانون اساسی هر توافقنامهای باید توسط رئیس جمهور امضا شود. وقتی که موضوعی به لحاظ قانونی ضرورت نداشته باشد، طبیعی است که در شرایط اضطراری نیز در دستور کار قرار نخواهد گرفت.
وی افزود :از سوی دیگر با توجه به اینکه رهبری جدید جمهوری اسلامی شرایط جنگ و بمباران را از نزدیک تجربه کردهاند، که این امر زمینه کنش ارتباطی ایشان را کاهش میدهد؛ بنابراین من بعید میدانم که موضوع توافق به گونهای علنی در دستور کار رهبری قرار گیرد، اما طبعاً ایشان در این ارتباط بیانیهای را در آینده صادر خواهند کرد. هنوز مشخص نیست که در چه شرایط و فضایی آینده توافق شکل خواهد گرفت و مراحل اجرایی خود را سپری میکند.
او تاکید میکند که آنچه قابل پیشبینی است، روندهای مرحلهای در حال گذار است. احتمالا انگاره و رویکرد ایشان درباره توافق و جنگ در مراسم تشییع رهبر شهید بیان خواهد شد، اگرچه هنوز مشخص نخواهد بود که این امر ماهیت حضوری داشته باشد و یا اینکه مبتنی بر پیام باشد.
متقی میافزاید:بر اساس قانون اساسی، تمامی قراردادها میبایست توسط رئیس جمهور به امضا رسیده و بعد از آن، از سوی مجلس شورای اسلامی تایید شود.
توضیح اینکه آنچه در فضای موجود شکل گرفته به منزله تفاهمنامه MOU است و تصویب و اجرای این امر نیازی به نقشیابی مقامات عالی نخواهد داشت. حتی مجلس هم متن توافق را مورد بررسی قرار نخواهد داد
این استاد دانشگاه معتقد است: در روند تنظیم تفاهم نامه و یا موافقتنامههای عمومی درحوزه سیاست عمومی low politics تلقی میشود که میتواند در رده رئیس جمهور یا شورای عالی امنیت ملی حل و فصل شود.



