از شکار تا مهار؛ چگونه فناوری ضدپهپاد در حال بازنویسی معماری دفاعی جهان است؟
در سالهای اخیر، گسترش پهپادهای کوچک و سامانههای بدونسرنشین ارزانقیمت، یکی از عمیقترین تغییرات تاریخ جنگهای مدرن را رقم زده است. اگر در دهههای گذشته برتری هوایی عمدتاً با جنگندههای پیشرفته، سامانههای موشکی و شبکههای راداری تعریف میشد، امروز بخش مهمی از این معادله به ابزارهایی منتقل شده که گاهی قیمت آنها از یک خودرو کمتر است، اما میتوانند مأموریتهای شناسایی، اخلال یا حتی حملهٔ دقیق انجام دهند.
کد خبر: ۱۳۷۹۲۵۱
| | 2128 بازدید

به گزارش تابناک، تجربهٔ جنگهای اخیر، بهویژه در اوکراین، این مسئله را بهروشنی آشکار کرد که سامانههای دفاع هوایی کلاسیک الزاماً برای مقابله با تهدیدهای کوچک، ارزان و پرتعداد طراحی نشدهاند. در بسیاری موارد، هزینهٔ شلیک یک موشک رهگیر چندین برابر هزینهٔ پهپادی است که باید منهدم شود. همین عدم توازن اقتصادی باعث شد مفهوم تازهای وارد ادبیات دفاعی شود: دفاع مؤثر تنها دفاع قدرتمند نیست؛ دفاعی موفق است که از نظر هزینه نیز پایدار باشد.
در چنین فضایی، فناوری مقابله با پهپادها به یکی از سریعترین حوزههای تحول نظامی تبدیل شده است. اما برخلاف تصور عمومی، مقابله با پهپاد صرفاً به معنای ساقط کردن آن نیست. معماری جدید ضدپهپاد معمولاً بر دو منطق متفاوت استوار است: نخست «شکار» که هدف آن نابودی فیزیکی تهدید است و دوم «مهار» که تلاش میکند بدون انهدام، پهپاد را از چرخهٔ مأموریت خارج کند.
فناوریهای شکار یا آنچه در ادبیات نظامی Hard Kill نامیده میشود، همچنان مستقیمترین و ملموسترین روش مقابله با پهپادها به شمار میروند. در این رویکرد، اصل ماجرا حذف فیزیکی هدف است؛ یعنی پهپاد باید سقوط کند، متلاشی شود یا توان ادامهٔ مأموریت را از دست بدهد. با این حال، شکل اجرای این ایده در سالهای اخیر بهطور چشمگیری تغییر کرده است.
برخلاف تصور عمومی، مقابله با پهپاد صرفاً به معنای ساقط کردن آن نیست. معماری جدید ضدپهپاد معمولاً بر دو منطق متفاوت استوار است: نخست «شکار» که هدف آن نابودی فیزیکی تهدید است و دوم «مهار»
یکی از مهمترین روندهای جدید، توسعهٔ رهگیرهای سینتیکی یا برخوردی است. در این روش، بهجای استفاده از موشکهای سنتی، از رهگیرهای کوچک، سریع و نسبتاً ارزان استفاده میشود که مستقیماً به هدف برخورد میکنند. این رهگیرها ممکن است خود یک پهپاد باشند یا پرتابهای هدایت شونده که انرژی جنبشی آن برای نابودی هدف کافی است. جذابیت این فناوری در آن است که هزینهٔ هر رهگیری به شدت کاهش پیدا میکند و امکان مقابله با تعداد بیشتری هدف فراهم میشود.
نمونهٔ شناخته شده در این حوزه، سامانهٔ DroneHunter® – Fortem Technologies است؛ سامانهای که ترکیبی از رادار، هدایت خودکار و رهگیر پرنده را بهکار میگیرد. این سامانه برای شناسایی و رهگیری پهپادهای متخاصم طراحی شده و در برخی نسخهها حتی هدف را پس از رهگیری به نقطهٔ امن منتقل میکند. شرکت سازنده در سال ۲۰۲۶ همچنین نمایش رهگیری همزمان چندپهپادی را منتشر کرد

در کنار رهگیری برخوردی، فناوری دیگری که دوباره مورد توجه قرار گرفته، استفاده از تور برای شکار پهپاد است. هرچند این روش در نگاه اول ساده بهنظر میرسد، اما در محیطهای شهری یا اطراف زیرساختهای حساس مزیت مهمی دارد: هدف را بدون انفجار و با حداقل خطر جانبی از کار میاندازد. در برخی نمونهها، پهپاد رهگیر به هدف نزدیک میشود و در لحظهٔ مناسب شبکهای سبک را رها میکند تا ملخها یا بدنهٔ هدف درگیر شوند. این فناوری بیشتر برای حفاظت از فرودگاهها، مراکز شهری یا تأسیسات صنعتی توسعه یافته است.
سامانهٔ DroneHunter Net Capture System – Fortem Technologies از شناختهشدهترین نمونههاست. این سامانه از تورهای متفاوت برای اهداف سبک و سنگین استفاده میکند و فلسفهٔ آن کاهش خسارت جانبی است.
در سطحی پیشرفتهتر، سامانههای انرژی هدایتشده—بهویژه لیزر—بهعنوان یکی از جاهطلبانهترین ابزارهای شکار مطرح شدهاند.
لیزر از دههها پیش در ادبیات نظامی حضور داشت، اما موج جدید پهپادها دوباره آن را به مرکز توجه آورده است.
منطق ساده است: بهجای شلیک مهمات، انرژی روی نقطهای از هدف متمرکز میشود تا حسگر، سازه یا سامانهٔ هدایت از کار بیفتد.
یکی از نمونههای شناختهشده، سامانهٔ DE M-SHORAD ارتش آمریکا است که روی خودروی زرهی نصب شده و برای مقابله با پهپادها و برخی تهدیدهای هوایی کوتاهبرد توسعه یافته است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهند این سامانه از رهگیری مبتنی بر انرژی هدایتشده و حسگرهای چندگانه استفاده میکند.
نمونهٔ دیگر، سامانهٔ لیزری ضدپهپاد اوکراینی «Tryzub» است که هنوز در مرحلهٔ آزمون قرار دارد و بهعنوان نمونهای از حرکت جهانی به سمت دفاع انرژیمحور مطرح شده است.

در کنار این فناوریها، برخی ارتشها دوباره به سراغ توپخانهٔ ضدهوایی بازگشتهاند؛ البته نه به شکل سنتی. توپهای مدرن ضدپهپاد از مهمات برنامهپذیر و سامانههای کنترل آتش دقیق استفاده میکنند تا بتوانند در فاصلهٔ کوتاه، حجم بالایی از اهداف کوچک را پوشش دهند. این رویکرد بهویژه در برابر حملات ازدحامی اهمیت پیدا میکند؛ جایی که استفاده از موشک اقتصادی نیست.
برخی ارتشها به این نتیجه رسیدهاند که توپخانهٔ مدرن هنوز یکی از اقتصادیترین راههای مقابله با حملات پرتعداد است.
نمونههایی مانند معماری MSHORAD – Saab نشان میدهند که سامانههای امروزی دیگر صرفاً توپ ضدهوایی نیستند؛ بلکه رادار، فرماندهی، رهگیری و درگیری را در یک زنجیرهٔ یکپارچه ترکیب میکنند.
اما همهٔ راهکارها به نابودی ختم نمیشوند. بخش مهمی از تحول امروز در حوزهٔ «مهار» رخ داده است؛ یعنی خارجکردن پهپاد از مأموریت بدون لزوماً انهدام آن.
مؤثرترین ابزار در این حوزه تاکنون جنگ الکترونیک بوده است. بسیاری از پهپادها برای دریافت فرمان، ارسال تصویر یا تعیین موقعیت به ارتباطات رادیویی وابستهاند. در نتیجه، اگر این زنجیره مختل شود، ممکن است پهپاد ارتباط خود را از دست بدهد، بازگردد یا کنترلناپذیر شود. روشهای مهار الکترونیکی فقط به ایجاد پارازیت محدود نیستند؛ در برخی موارد، سامانهٔ دفاعی تلاش میکند اطلاعات جعلی به پهپاد ارسال کند و آن را به مسیر اشتباه هدایت کند.
در سطح پیچیدهتر، سامانههای اختلال ناوبری ظاهر شدهاند. این فناوریها بهجای حمله به ارتباط، موقعیتیابی هدف را مختل میکنند. هنگامی که پهپاد نتواند موقعیت خود را تشخیص دهد، عملاً بخشی از قابلیت عملیاتی خود را از دست میدهد. البته توسعهٔ سامانههای خودمختار و ناوبری ترکیبی باعث شده این رقابت دائماً پیچیدهتر شود.
پیشرفتهترین سطح مهار را میتوان در تلاش برای تصرف سایبری پهپاد مشاهده کرد؛ جایی که هدف صرفاً اخلال نیست، بلکه گرفتن کنترل سامانه و وادار کردن آن به فرود یا تغییر مأموریت است. هرچند چنین عملیاتهایی از نظر رسانهای جذاب هستند، اما در عمل به دانش فنی عمیق و شناخت دقیق معماری هدف نیاز دارند و کاربرد آنها محدودتر از چیزی است که معمولاً تصور میشود.
در نهایت، مهمترین تحول شاید نه در خود ابزارها، بلکه در نحوهٔ ترکیب آنها رخ داده باشد. معماری مدرن ضدپهپاد دیگر بر یک سامانهٔ واحد متکی نیست. روند فعلی به سمت شبکههایی حرکت میکند که در آن حسگرها، سامانههای شناسایی، ابزارهای مهار و رهگیرهای فیزیکی بهصورت یکپارچه عمل میکنند. ابتدا هدف کشف میشود، سپس نوع تهدید تشخیص داده میشود، در ادامه تلاش برای مهار انجام میشود و تنها در صورت نیاز مرحلهٔ شکار آغاز میشود.
به همین دلیل، رقابت آینده احتمالاً میان بزرگترین موشکها نخواهد بود؛ بلکه میان کشورها و سازمانهایی شکل میگیرد که بتوانند هوشمندترین و اقتصادیترین زنجیرهٔ کشف، مهار و شکار را ایجاد کنند.
مجتبی کدخدایی
مجتبی کدخدایی
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



