صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حضرت هادی (ع) و مواجهه‌اش با قلدری که باعث تبعید امام شد

وقتی حضرت هادی (ع) روی اسب نشست، این‌سعایت‌کننده آمد و گفت «ببین! تو را می‌برند و از مدینه جدت جدا می‌کنند! همه این‌کارها را من کرده‌ام. حالا هم اگر لب تر کنی و به کسی چیزی بگویی، می‌روم باغات دوستانت را به آتش می‌کشم. چشمه‌هایشان را کور می‌کنم.» رسما دارد تهدید می‌کند.
کد خبر: ۱۳۷۶۱۲۱
| |
1587 بازدید
|
۱

حضرت هادی (ع) و مواجهه‌اش با قلدری که باعث تبعید امام شد

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا (ع) روز ۱۵ ذی‌الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری متولد شد. ایشان به عنوان دهمین امام مسلمانان با القاب هادی و علی النقی شناخته می‌شود و سهم زیادی در مبارزه با انحرافات فرقه‌ای یهود و منافقان که تلاش می‌کردند مسیر دین را از زمان پیامبر (ص) تا آ‌ن‌روز منحرف کنند، ایفا کرد. 

سوم رجب سال ۲۵۴ هجری قمری هم سالروز میلاد امام هادی (ع) است که بنا داریم به این‌مناسبت یکی از روایات مربوط به سیره اخلاقی ایشان را مرور کنیم.

پیش‌تر به‌مناسبت شهادت امام هادی (ع) مطلبی را منتشر کردیم که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:

* «امام هادی (ع) دستور لعن، قتل و بردن آبروی چه‌کسانی را صادر کرد؟»

اما حکایتی که بنا داریم امروز در سالروز میلاد امام علی النقی (ع) مرور کنیم، روایتی است که زنده‌یاد آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا در یکی از منبرهای اخلاقی خود روایت کرده است. این‌روایت را به بیان ایشان می‌خوانیم:

یک‌نفر در مدینه سعایت حضرت هادی (ع) را نزد متوکل کرد. افتراهایی بست و دستگاه خلافت دستور داد حضرت هادی (ع) را از مدینه جدش بیرون کنند و ببرند سامرا. ما می‌شنویم اما خیلی مظلومیت است؛ کسی را از اهل و اولاد و مدینه جدش جدا کنند و ببرند سامرا!

سعایت کرد و سعایتش به ثمر نشست. حضرت هادی (ع) را از منزل بیرون کردند و گفتند باید بروی سامرا! حضرت هم روی اسب نشست و راهی شد. 

این‌حکایت برای شماست! ای عزیز بزرگوار که در منزل سر یک‌چیز جزئی با همسرت می‌جنگی؛ جوانی که زود می‌رنجی و به مادرت جواب مي‌دهی! یادت رفته کوچک بودی و مادرت بغلت می‌کرد. شب‌ها ۱۰ دفعه از خواب بیدارش می‌کردی! مادر و پدر را یادت رفته؟

وقتی حضرت هادی (ع) روی اسب نشست، این‌سعایت‌کننده آمد و گفت «ببین! تو را می‌برند و از مدینه جدت جدا می‌کنند! همه این‌کارها را من کرده‌ام. حالا هم اگر لب تر کنی و به کسی چیزی بگویی، می‌روم باغات دوستانت را به آتش می‌کشم. چشمه‌هایشان را کور می‌کنم.» رسما دارد تهدید می‌کند. حضرت فرمود لازم نیست به کسی بگویم. دیشب به بالاترین شخص - کسی که لازم بود - (خدا) گفتم.

این‌پلید ناگهان به خودش لرزید و گفت «من چه کرده‌ام!»

ببینید، یک‌وقت هست می‌گوییم طرف پیشمان شد و رفت پیش متوکل که آقا من دروغ گفتم و جلوی تبعید حضرت را می‌گیرد. اما نه! آب از آب تکان نمی‌خورد و چیزی عوض نمی‌شود. دارند آقا را می‌برند.

وقتی آقا گفت دیشب به بالاترین شخص گفتم، لرزید و گفت مرا عفو کن! چه عفوی؟ آقا روی اسب است و دارد می‌رود سامرا و چیزی عوض نمی‌شود.

اما آقایی را ببین! کَرَم را ببین! حضرت در همان‌حال روی اسب گفت «عفو ات کردم!»

بی‌جهت نیست این‌ها (اهل بیت) این‌همه دوست‌داشتنی هستند. 

تعداد بازدید : 445
کد ویدیو
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱
سلام بر امام هادی و سلام بر امامان هدایت
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟