صفحه خبر لوگوبالا تابناک

از «مختارنامه» تا «دلدادگان»؛ تلویزیون چرا در گذشته مخاطب بیشتری دارد؟

فهرست پنج اثر پربیننده تلویزیون در تیرماه ۱۴۰۵، بیش از آنکه صرفاً جدول موفقیت چند سریال باشد، تصویری قابل تأمل از سلیقه امروز مخاطب ارائه می‌کند؛ جایی که «دلدادگان»، «گیل‌دخت»، «مختارنامه» و «زمانه» چهار رتبه نخست را در اختیار گرفته‌اند و تنها نماینده تولیدات دهه ۱۴۰۰، «تانک‌خورها»ست.
کد خبر: ۱۳۹۰۱۴۶
| |
4599 بازدید
|
۹
فهرست پنج اثر پربیننده تلویزیون در تیرماه ۱۴۰۵، بیش از آنکه صرفاً جدول موفقیت چند سریال باشد، تصویری قابل تأمل از سلیقه امروز مخاطب ارائه می‌کند؛ جایی که «دلدادگان»، «گیل‌دخت»، «مختارنامه» و «زمانه» چهار رتبه نخست را در اختیار گرفته‌اند و تنها نماینده تول
 
 
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ فهرست پنج اثر پربیننده تلویزیون در تیرماه ۱۴۰۵، بیش از آنکه صرفاً جدول موفقیت چند سریال باشد، تصویری قابل تأمل از سلیقه امروز مخاطب ارائه می‌کند؛ جایی که «دلدادگان»، «گیل‌دخت»، «مختارنامه» و «زمانه» چهار رتبه نخست را در اختیار گرفته‌اند و تنها نماینده تولیدات دهه ۱۴۰۰، «تانک‌خورها»ست. این آمار یک پرسش جدی را پیش روی تلویزیون قرار می‌دهد: چرا مخاطب حاضر است یک سریال قدیمی را برای چندمین بار تماشا کند، اما در برابر بسیاری از تولیدات تازه، همان اشتیاق را نشان نمی‌دهد؟
 
یک جدول که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد
 
بر اساس آمار منتشرشده از سوی مرکز متا، «دلدادگان» با ۲۸.۵ درصد مخاطب در رتبه نخست قرار گرفته است. پس از آن «گیل‌دخت» با ۲۶ درصد، «مختارنامه» با ۲۵ درصد و «زمانه» با ۲۲ درصد قرار دارند. «تانک‌خورها» نیز با ۱۴ درصد مخاطب در جایگاه پنجم ایستاده است.
 
نکته مهم اینجاست که «گیل‌دخت» اگرچه محصول اواخر دهه ۱۳۹۰ است، پخش نخست آن در سال ۱۴۰۱ انجام شد؛ بنابراین حتی با در نظر گرفتن این تفاوت، همچنان وزن آثار سال‌های گذشته در این جدول بسیار بیشتر از تولیدات تازه است.
 
چهار اثر قدیمی‌تر حاضر در این فهرست به‌طور میانگین حدود ۲۵.۴ درصد مخاطب داشته‌اند؛ یعنی نزدیک به ۱.۸ برابر مخاطب «تانک‌خورها». حتی کم‌مخاطب‌ترین اثر قدیمی جدول، یعنی «زمانه»، با ۲۲ درصد، هشت واحد درصد بالاتر از تنها نماینده دهه ۱۴۰۰ قرار گرفته است.
 
این فاصله را نمی‌توان صرفاً به «نوستالژی» نسبت داد. پشت این اعداد، مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، روانی و حتی رسانه‌ای قرار دارد.
 
مخاطب، قصه‌ای را انتخاب می‌کند که به آن اعتماد دارد
 
یکی از مهم‌ترین دلایل بازگشت مخاطب به سریال‌های قدیمی، اعتماد است. وقتی مخاطب برای اولین بار با یک سریال جدید مواجه می‌شود، نمی‌داند قرار است با چه کیفیتی روبه‌رو شود؛ آیا داستان در قسمت‌های بعدی جذاب باقی می‌ماند؟ شخصیت‌ها باورپذیر هستند؟ پایان‌بندی قابل قبول خواهد بود؟ آیا سریال نیمه‌کاره رها می‌شود یا قصه به سرانجام می‌رسد؟
 
اما درباره سریالی مثل «مختارنامه» یا «دلدادگان»، مخاطب این مرحله از آزمون و خطا را پشت سر گذاشته است. قصه را می‌شناسد، شخصیت‌ها را می‌شناسد و حتی می‌داند در قسمت‌های بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد.
 
همین «دانستن» برخلاف تصور، الزاماً جذابیت را از بین نمی‌برد؛ گاهی برعکس، تماشای دوباره را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند.مخاطب دیگر برای فهمیدن قصه مجبور نیست با تمام تمرکز پای تلویزیون بنشیند. می‌تواند سریالی را ببیند که دوستش دارد، بخشی از آن را از دست بدهد، هنگام کار یا استراحت گوشه‌ای از دیالوگ‌ها را بشنود و همچنان احساس کند در یک فضای آشنا قرار دارد.
 
تلویزیون قدیمی فقط سریال نیست؛ بخشی از خاطرات است
 
سریال‌های قدیمی برای بخش بزرگی از مخاطبان فقط یک محصول تصویری نیستند؛ بخشی از زندگی روزمره آنها هستند.تیتراژ یک سریال می‌تواند مخاطب را به سال‌هایی ببرد که هنوز تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی جای بخش بزرگی از زندگی را نگرفته بودند. یک موسیقی، یک دیالوگ یا حتی چهره یک بازیگر می‌تواند خاطره یک خانه، یک خانواده یا یک دوره از زندگی را زنده کند.
 
خود شبکه آی‌فیلم نیز پیش‌تر در توضیح دلایل استقبال از آثار قدیمی، نوستالژی و خاطره‌بازی را یکی از عوامل مهم موفقیت خود دانسته و تأکید کرده بود که بازپخش آثار قدیمی علاوه بر مخاطبان قدیمی، فرصتی برای نسل جدید فراهم می‌کند تا آثاری را که در زمان پخش نخست ندیده‌اند، کشف کنند. بنابراین یک اتفاق جالب رخ می‌دهد: سریالی که برای نسل قدیم «خاطره» است، برای نسل جدید می‌تواند «کشف» باشد. به همین دلیل است که عمر یک سریال خوب الزاماً با پایان پخش نخست آن تمام نمی‌شود.
 
نسل جدید هم به گذشته برگشته است
 
شاید در نگاه اول تصور شود علاقه به سریال‌های قدیمی فقط متعلق به نسل‌های میانسال و قدیمی‌تر است؛ اما واقعیت فضای رسانه‌ای امروز پیچیده‌تر است. در شبکه‌های اجتماعی، صفحات و کانال‌هایی با محوریت فیلم‌ها و سریال‌های قدیمی همچنان فعال‌اند و مخاطب خود را دارند. برای نمونه، کانال «نوستالژیک تی‌وی» که محتوای مرتبط با فیلم‌ها، سریال‌ها و کارتون‌های قدیمی منتشر می‌کند، ده‌ها هزار دنبال‌کننده و هزاران محتوای آرشیوی دارد و برخی ویدئوهای آن در هفته‌های اخیر نیز هزاران بازدید ثبت کرده‌اند. 
 
این موضوع نشان می‌دهد نوستالژی دیگر فقط خاطره نسل‌های قدیمی نیست؛ در فضای مجازی به یک شکل جدید از مصرف محتوا تبدیل شده است. کاربری که شاید زمان پخش اولیه یک سریال کودک بوده یا اصلاً به دنیا نیامده، امروز می‌تواند همان سریال را از طریق کلیپ‌های اینستاگرامی، کانال‌های تلگرامی، صفحات آرشیوی و بازپخش تلویزیونی کشف کند.
 
فضای مجازی هم به بازگشت سریال‌های قدیمی کمک می‌کند
 
امروز یک سریال فقط از طریق آنتن تلویزیون دیده نمی‌شود. یک سکانس قدیمی می‌تواند در اینستاگرام منتشر شود، در تلگرام دست‌به‌دست شود، بخشی از یک دیالوگ به شکل ویدئوی کوتاه بازنشر شود و دوباره نام یک سریال بر سر زبان‌ها بیفتد.
 
بازخوردهای منتشرشده در صفحات مرتبط با آی‌فیلم نیز نشان می‌دهد مخاطبان بارها درخواست پخش سریال‌های قدیمی و خاطره‌انگیز را مطرح کرده‌اند؛ از «یوسف پیامبر» و «در قلب من» گرفته تا «در پناه تو»، «لحظه گرگ و میش» و دیگر آثار محبوب. در عین حال، بخشی از مخاطبان نیز خواستار تولید و پخش آثار جدید و متنوع هستند. 
 
یعنی مسئله این نیست که مخاطب اصلاً سریال جدید نمی‌خواهد؛ مسئله این است که اثر جدید باید بتواند همان چیزی را ایجاد کند که آثار قدیمی ایجاد کرده‌اند: ارتباط عاطفی، شخصیت ماندگار و قصه‌ای که ارزش دنبال کردن داشته باشد.
 
آی‌فیلم؛ آزمایشگاه بزرگ سلیقه مخاطب
 
شاید یکی از بهترین نمونه‌ها برای فهم این اتفاق، خود شبکه آی‌فیلم باشد. این شبکه بخش مهمی از کنداکتور خود را به بازپخش سریال‌ها اختصاص داده و با وجود اینکه بخش قابل توجهی از محتوای آن تکراری است، توانسته مخاطب خود را حفظ کند. حتی در تیرماه امسال نیز «دلدادگان»، «گیل‌دخت» و «مختارنامه» در ساعات اصلی شب روی آنتن این شبکه قرار داشتند. 
 
در چنین شرایطی، اتفاقی جالب رخ داده است: مخاطب برای دیدن سریالی که پایان آن را می‌داند، دوباره پای تلویزیون می‌نشیند. این رفتار نشان می‌دهد تماشای سریال فقط برای دانستن «چه اتفاقی می‌افتد» نیست؛ گاهی برای تجربه دوباره «حسی است که هنگام دیدن آن سریال داشته‌ایم».
 
چرا «تانک‌خورها» نتوانسته با قدیمی‌ها رقابت کند؟
 
قرار گرفتن «تانک‌خورها» در رتبه پنجم را نباید الزاماً به معنای شکست این سریال دانست. این مجموعه اساساً در شرایطی متفاوت وارد جدول شده و در تیرماه جایگزین «گیل‌دخت» در شبکه آی‌فیلم شده است. این سریال از ۱۶ تیرماه روی آنتن رفت و ساعت ۲۲ پخش شد و بازپخش آن نیز در ساعات ۶ و ۱۴ روز بعد قرار گرفت. 
 
بنابراین مقایسه آن با آثاری که سال‌ها فرصت پیدا کرده‌اند در ذهن مخاطب جا بیفتند، کاملاً یکسان نیست. اما همین رتبه پنجم یک هشدار مهم دارد: تولید جدید صرفاً به دلیل جدید بودن نمی‌تواند مخاطب را تضمین کند.
 
مخاطب امروز انتخاب‌های بسیار بیشتری دارد. اگر قصه‌ای نتواند او را درگیر کند، چند کلیک کافی است تا سراغ فیلم، سریال یا محتوای دیگری برود.
 
مشکل فقط قصه نیست؛ «خاطره جمعی» هم مهم است
 
بسیاری از سریال‌های موفق گذشته در دوره‌ای ساخته شدند که تلویزیون سهم بسیار بزرگ‌تری از زندگی رسانه‌ای مردم داشت. خانواده‌ها در ساعت مشخصی پای تلویزیون می‌نشستند. سریال فقط یک سرگرمی شخصی نبود؛ موضوع گفت‌وگوی روز بعد خانواده، محل کار، مدرسه و جمع دوستان بود. امروز این تجربه جمعی تا حد زیادی پراکنده شده است.
 
مخاطب می‌تواند یک سریال را به تنهایی و در هر ساعت از شبانه‌روز ببیند. می‌تواند چند قسمت را پشت سر هم تماشا کند یا اصلاً تلویزیون را کنار بگذارد و سراغ پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی برود. بنابراین تولید یک «سریال پرمخاطب» دیگر فقط به کیفیت فنی و بازی بازیگران وابسته نیست؛ سریال باید بتواند در حافظه جمعی جامعه جا باز کند و این دقیقاً همان کاری است که بسیاری از آثار قدیمی انجام داده‌اند.
 
مخاطب از سریال‌های قدیمی چه می‌خواهد؟
 
پاسخ را می‌توان در چند کلمه خلاصه کرد: قصه، شخصیت، خاطره و اطمینان.
 
مخاطب می‌خواهد داستانی ببیند که برایش اهمیت داشته باشد. شخصیتی می‌خواهد که بعد از پایان قسمت، او را فراموش نکند. دیالوگی می‌خواهد که قابلیت ماندن در ذهن داشته باشد و در نهایت، اثری می‌خواهد که احساس کند چیزی از تماشای آن به دست آورده است.
 
اگر یک سریال قدیمی پس از ۱۰ یا ۲۰ سال هنوز دیده می‌شود، لزوماً به این دلیل نیست که مخاطب با گذشته زندگی می‌کند؛ شاید بخشی از دلیلش این باشد که آن اثر هنوز چیزی برای گفتن دارد.
 
این آمار بیش از آنکه ستایش گذشته باشد، یک هشدار برای آینده است
 
جدول تیرماه مرکز متا را می‌توان از زاویه دیگری نیز خواند. اینکه چهار اثر قدیمی در صدر فهرست قرار گرفته‌اند، الزاماً به این معنا نیست که تلویزیون باید همیشه به گذشته برگردد و آرشیو را جایگزین تولید تازه کند. برعکس؛ شاید مهم‌ترین پیام این جدول برای تلویزیون این باشد که تولید جدید باید بتواند به «آرشیو آینده» تبدیل شود.
 
امروز «مختارنامه»، «دلدادگان» و «زمانه» برای تلویزیون سرمایه‌های آرشیوی هستند. آثاری که هر بار بازپخش می‌شوند، دوباره مخاطب پیدا می‌کنند. اما پرسش اینجاست که از میان تولیدات سال‌های اخیر، چند اثر می‌توانند ۱۰ یا ۱۵ سال بعد همین وضعیت را داشته باشند؟ این همان نقطه‌ای است که بحث از «نوستالژی» عبور می‌کند و به مسئله ماندگاری می‌رسد.
 
تلویزیون اگر می‌خواهد مخاطب را از بازپخش‌های محبوب به سمت تولیدات تازه ببرد، شاید بیش از هر چیز باید دوباره روی قصه‌هایی سرمایه‌گذاری کند که امکان ماندگار شدن دارند؛ نه صرفاً آثاری که بتوانند چند ماه آنتن را پر کنند.
 
مردم از گذشته فرار نمی‌کنند؛ دنبال حس خوب می‌گردند
 
شاید ساده‌ترین توضیح برای تمام این ماجرا این باشد که مخاطب امروز در میان انبوهی از محتوا، بیش از همیشه به دنبال چیزی است که بتواند به آن اعتماد کند. سریال قدیمی برای او امتحانش را پس داده است.
 
می‌داند «مختارنامه» چه کیفیتی دارد، «دلدادگان» چه فضایی دارد و با «زمانه» چه حسی پیدا می‌کند. می‌داند قرار نیست در پایان قسمت بیست‌وچندم با داستانی مواجه شود که دیگر نمی‌داند چرا آن را دنبال کرده است. به همین دلیل، بازگشت مخاطب به سریال‌های قدیمی را نباید صرفاً «علاقه به گذشته» دانست. این رفتار شاید بیش از هر چیز، رأی مخاطب به قصه‌هایی باشد که زمانی توانسته‌اند او را جدی بگیرند.
 
و شاید سؤال اصلی برای تلویزیون این نباشد که «چرا مردم هنوز سریال‌های قدیمی را می‌بینند؟»
 
سؤال مهم‌تر این باشد: چه چیزی در سریال‌های قدیمی وجود داشت که باعث شد مردم هنوز، بعد از سال‌ها، حاضر باشند دوباره برای دیدنش پای تلویزیون بنشینند؟
 
پاسخ به همین سؤال می‌تواند مسیر تولید سریال‌های ماندگار فردا را هم مشخص کند.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۹
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
پایداری هارو هم از صدا و سیما اخراج کنید دیگه مخاطبا برنمیگردن
پاسخ ها
دکتر باقری
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
خیلیا هنوز هم صداوسیما تماشا میکنن فقط زبانشون درازه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
قسمتیش طبیعیه تنوع رسانه در حال حاضر بیشتر از گذشته است. مخاطبین توزیع شده اند. یک زمانی یادمه رادیو پادشاه دنیای رسانه بود اما الان فکر کنم مخاطبینش به تعداد محدودی راننده کاهش پیدا کرده. الان با وجود گوشی های هوشمند و اینترنت فکر کنم پادشاهی رسانه به اینترنت و علی الخصوص شبکه های اجتماعی رسیده
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۹:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
شما نصف سریال های نمایش خانگی رو بیار توی صدا و سیما ببین بیننده چطوری دوباره برمیگرده !

مسئله اینه که صدا و سیما الان دوس داره به مجری های نورچشمی میلیاردی پول بده و قید بیننده رو بزنه ! تا اینکه یه سریال بخره و بیننده جذب کنه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
علت تو خبر خودتون واضح و مشخصه! شما در یک خبر حاضر نشدید به سریال های بسیار پر بیننده مهران مدیری اشاره کنید! وقتی اشخاص مورد علاقه مردم که نیاز به اسم بردن نیست برکنار شوند قطعاً مخاطبی باقی نمی ماند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
حداقل خبر رو درست بخون
فهرست چند اثر پر بیننده در تیر ماه 1405
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
11:17
شما هم درست دقت بفرمایید، این سریالها تولید و پخش جدید نیستند، چرا مهران مدیری دیگه پخش نمیشه ولی اونها پخش میشن؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
شکست مفتضحانه «جلیلی-جبلی» در مجلس؛ از ۲۸۵ نماینده فقط ۷۴ نفر، آن هم پس از ۳ هفته تماس و فشار، حاضر به امضای بیانیه به سود صداوسیما شدند!
کوروش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
مهران مدیری هم دیگه مثل گذشته نیست سریال شش ماهه
ش این حقیقت رو خوب نشون داد
خدا کنه سریال مرد سه هزار چهره ش خوب از آب در بیاد
وب گردی