ردپای انحصار در تصمیم طلایی بانک مرکزی/ پشت پرده تکخزانه شدن بازار آنلاین طلا چیست؟

در حالی که بازار طلای آنلاین ایران در سالهای اخیر به یکی از محبوبترین ابزارهای حفظ ارزش دارایی میلیونها کاربر خرد تبدیل شده، روند تصمیمگیریهای نظارتی به تدریج این بازار را از مدل متنوع و چندخزانهای به سمت تمرکز کامل در یک نهاد واحد هدایت کرده است. کدام بانک یا چه افرادی پشت پرده تکخزانه شدن بازار آنلاین طلا هستند و چه سودی از این انحصار میبرند؟
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ برای مرور ماجرای خزانه طلاهای آنلاین باید برگردیم به نیمه سال گذشته. مصوبه هیئت وزیران در آبان ۱۴۰۴ برای جلوگیری از خالیفروشی، الزامی منطقی بود: پلتفرمها موظف شدند موجودی فیزیکی طلا را در خزانههای مورد تأیید بانک مرکزی نگهداری کنند. اما در عمل، این الزام به انحصار کامل یک خزانه خاص تبدیل شد و تقریباً تمام ذخایر طلای کاربران به آنجا سرازیر گردید.
این تمرکز یکجانبه، که از مدل اولیه چندخزانهای و پراکنده فاصله گرفته، پرسشهای جدی درباره مسیر تصمیمگیری اجرایی ایجاد کرده است. چرا بانک مرکزی با وجود گذشت ماهها از درخواست رسمی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز (سوم اسفند ۱۴۰۴) برای معرفی حداقل پنج خزانه معتبر دیگر، هنوز اقدامی نکرده؟

این تأخیر، در شرایطی رخ میدهد که کارشناسان پدافند غیرعامل و امنیت اقتصادی نسبت به نقطه آسیبپذیر واحد هشدار دادهاند. هرگونه اختلال عملیاتی، مشکل فنی، حادثه یا سناریوی بحرانی در آن خزانه واحد میتواند کل بازار آنلاین طلا را فلج کند و اعتماد میلیونها کاربر را خدشهدار نماید.
بخشی از این روند را میتوان در اکوسیستم یک نهاد بزرگ بانکی جستوجو کرد. این نهاد نه تنها خزانه تخصصی طلا را در اختیار دارد، بلکه از طریق پیامرسان و اپلیکیشنهای خود نیز مستقیماً وارد عرصه فروش و سرمایهگذاری طلای دیجیتال شده است. همزمان، گزارشها و تجربیات کاربران نشان میدهد که تبلیغات پلتفرمهای رقیب در بستر این پیامرسان با محدودیت مواجه شده و عملاً فضا به نفع سرویسهای وابسته به همان گروه بانکی یافته است. این همافزایی، بازار را به سمت انحصار عملی سوق داده: پلتفرمهای مستقل برای رعایت مقررات ناچار به همکاری با همان خزانه واحد هستند، در حالی که سرویسهای وابسته به همان نهاد بانکی از تسهیلات و دسترسی آسانتری برخوردارند.
این الگو، بیش از آنکه صرفاً یک تصمیم فنی برای نظارت باشد، به نظر میرسد ریشه در نگاه اجرایی خاصی دارد که اولویت را به کنترل متمرکز و سادهسازی نظارت داده و رقابت و پراکندهسازی ریسک را در حاشیه قرار میدهد. نتیجه این رویکرد، کندی تحویل فیزیکی طلا، گلایههای گسترده کاربران از کیفیت خدمات و نگرانیهای امنیتی (بهویژه با توجه به سابقه حوادث مشابه در خزانههای بانکی) است.
حالا سؤال اصلی این است: آیا بانک مرکزی قصد دارد با گسترش فهرست خزانههای مورد تأیید، رقابت سالم را بازگرداند و ریسک دارایی میلیونها ایرانی را توزیع کند، یا این تمرکز بخشی از استراتژی بلندمدت برای شکلدهی به بازار تحت سیطره بازیگران خاص است؟ شفافسازی در این زمینه نه تنها برای اعتماد عمومی ضروری است، بلکه میتواند تعیین کند که بازار طلای آنلاین به عنوان یکی از مهمترین پناهگاههای تورمی مردم، به سمت انعطاف پذیری و رقابت حرکت کند یا در دام انحصار و آسیبپذیری بیشتر گرفتار بماند.


