اسلحهای که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، مذاکرات اخیر بین ایران و آمریکا با وجود صرف حدود ۲۱ ساعت زمان با میانجیگری اسلام اباد در پاکستان به نتیجه مشخصی نرسید. این مذاکرات در فضایی از تنشهای منطقهای و اقتصادی بینالمللی برگزار شد و طرفین بر مواضع خود پافشاری داشتند.
آمریکا و نمایندگانش وقتی به این نتیجه رسیدند که در خواست های غیر واقع و غیر معقول شان ایران را در تنگنا قرار نداد و جمهوری اسلامی ایران تحت فشار این فشارها؛ درخواست های غیر اصولی دولت آمریکا و نمایندگانش را نپذیرفت ،میز مذاکره را ترک کردند.
به نظر میرسد آمریکاییها مذاکره را برای وجهه از دست رفته خود در فضای بینالمللی نیاز داشتند و تمایلی به کاهش انتظارات خود با وجود شکست و بنبست در جنگ با ایران نداشتند. تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران بهعنوان نمایندهٔ مردم دستآوردهای میدان را صیانت کرد.
ایران برنامهای برای دور بعدی مذاکرات ندارد.مذاکرات ایران و آمریکا به پایان رسیده.ایران شروط زیادهخواهانۀ آمریکا دربارۀ تنگۀ هرمز، انرژی صلحآمیز هستهای و چند موضوع دیگر را نپذیرفت.
جمهوری اسلامی ایران از پیش می دانست که به دولت آمریکا اعتمادی نمی توان داشت و مذاکرات برای آنها اهمیتی ندارد و اگر هم داشته باشد برای فرار از شکست میدانی آنهاست .اما ایران برای این که تحت فشار بین المللی قرار نگیرد گفتگو و مذاکره را بر همان اصول گفتگوهای عمان آغاز کرد.
آمریکاییها هر آنچه با جنگ نتوانستند به دست آوردند در مذاکره طلب کردند. مذاکره ایران و آمریکا در مجموع حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید.
طرف آمریکایی از ایران بازگشایی تنگه هرمز و تحویل مواد غنی شده را طلب دارد، چیزی که در میدان نبرد کسب نشده و افتضاح طبس-۲ را برای آمریکا رغم زده در میز دیپلماسی نیز نمیتواند مورد مطالبه قرار بگیرد و تیم مذاکره کننده ایرانی نیز مصرانه بر حفظ دستآوردهای میدان تاکید دارد.
تهدید یا اقدام عملی برای بستن تنگه هرمز میتواند به عنوان یک اهرم فشار بسیار قوی توسط ایران در مذاکرات یا رویاروییهای سیاسی و نظامی با آمریکا و متحدانش مورد استفاده قرار گیرد. این تهدید به طور بالقوه میتواند منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا و متحدانش را به شدت به خطر اندازد.
تنگه هرمز و اهمیت آن در تحولات استراتژیک این روزهای حساس جهانی و ضعف محسوس و ناتوانی دولت آمریکا در کنترل آن می توانم این نکته را بازگو کنم که تنگه هرمز اسلحهای است که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت.
تنگه هرمز برای ایران وجه المصالحه نیست
باز نگه داشتن این مسیر حیاتی برای آمریکا و متحدانش، مستلزم صرف هزینههای نظامی قابل توجهی است. هرگونه اقدام ایران برای بستن تنگه، آمریکا را با یک چالش بزرگ و پرهزینه روبرو خواهد کرد.
“تنگه هرمز برگ برنده ایران در مقابل آمریکا است” یک دیدگاه رایج و قابل تامل است. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند بازارهای جهانی انرژی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز به گونهای است که ایران، با توجه به سواحل طولانی خود در کنار این تنگه و توانمندیهای نظامی دریاییاش (مانند موشکهای ضدکشتی، مینگذاری و تواناییهای نیروی دریایی)، قادر به ایجاد اختلال جدی در تردد کشتیها است.
با این حال، باید به نکات زیر نیز توجه داشت:
ریسک بالای اقدام نظامی: بستن تنگه هرمز توسط ایران میتواند با واکنش نظامی قاطع و گسترده آمریکا و متحدانش روبرو شود که پیامدهای بسیار سنگینی برای ایران خواهد داشت.
تاثیرات اقتصادی بر خود ایران: اختلال در تنگه هرمز نه تنها بر اقتصاد جهانی، بلکه بر اقتصاد ایران نیز که بخشی از صادرات آن از این مسیر انجام میشود، تاثیر منفی خواهد گذاشت.
حضور قدرتهای دیگر: علاوه بر آمریکا، قدرتهای دریایی دیگری نیز در منطقه حضور دارند که ممکن است در صورت بسته شدن تنگه، منافع خود را در خطر ببینند.
بنابراین، در حالی که تنگه هرمز بدون شک یک اهرم فشار مهم برای ایران است، استفاده از آن با ریسکها و پیامدهای قابل توجهی همراه است.
در مورد “برگ برنده” بودن آن، به این نکته اشاره دارد که ایران پتانسیل ایجاد اختلال جدی در منافع جهانی را دارد، اما نحوه استفاده از این پتانسیل نیازمند سنجش دقیق پیامدهاست.
تحلیل دیدگاه آمریکا
نیاز به ترمیم وجهه بینالمللی: به نظر میرسد آمریکا مذاکرات را برای بهبود وجهه از دست رفته خود در عرصه بینالمللی پیگیری میکرد، اما تمایلی به کاهش انتظارات خود با وجود بنبست در جنگ با ایران نداشت.
خواستههای نامتعارف: ایالات متحده خواستههای غیرقابل قبولی در مورد تنگه هرمز، انرژی صلحآمیز هستهای و سایر موضوعات مطرح کرده است. این خواستهها به نوعی تلاش برای دستیابی از طریق مذاکره به امتیازاتی است که در میدان نبرد امکانپذیر نبوده است.
نگرانی از اعلام نتایج غیرواقعی: این نگرانی وجود دارد که ترامپ نتیجه جنگ را خوشبینانه جلوه دهد و نتایجی اعلام کند که با واقعیت تطابق ندارد.
تأثیرات اقتصادی در آمریکا: جنگ با ایران باعث آشفتگی در بازارهای والاستریت شده، هزینه وام مسکن، وام خودرو و کارتهای اعتباری را افزایش داده و زندگی روزمره را برای آمریکاییها دشوارتر کرده است. افزایش نرخ بهره وام مسکن و وابستگی وامها به اوراق خزانه و نرخ فدرال رزرو، نشاندهنده این تأثیرات است.
تحلیل دیدگاه ایران
صیانت از دستاوردهای میدان: تیم مذاکرهکننده ایران به عنوان نماینده مردم، بر حفظ دستاوردهای میدانی تأکید داشته و شروط زیادهخواهانه آمریکا را نپذیرفته است.
عدم برنامه برای دور بعدی: ایران برنامهای برای دور بعدی مذاکرات ندارد و معتقد است خواستههای آمریکا در میز دیپلماسی نیز قابل پیگیری نیست.
حقوق مسلم ملت ایران: ایران مطالبه رفع تحریمها و رفع انسداد داراییهای خود را حق مسلم مردم ایران میداند که پیش از جنگ نیز اساس مذاکرات بود. ایران خواهان توقف تجاوزات و دریافت غرامت از طرف متجاوز (آمریکا) است.
نقض آتشبس توسط متحد آمریکا: در حالی که ایران خواهان حقوق خود است، متحد منطقهای آمریکا (رژیم صهیونیستی) بارها آتشبس را نقض کرده است.
آنچنان که گفته شد، هر توافقی نباید با مستثنیکردن اسرائیل و همپیمانان منطقهای آن همراه باشد. با توجه به اسلحهای که ایران بر شقیقه اقتصاد جهانی گذاشته، میتواند انتظار داشته باشد طرف آمریکایی درباره غنیسازی تا حدودی کوتاه بیاید. اگر هم درباره اخذ عوارض اشتراکی به توافق برسند، میتوان انتظار داشت در عمل ساختار تحریمها بشکند. چون کارت بازی ایران فراتر از وابستگی به واسطههای استراتژیک (یعنی روسیه و چین) خواهد رفت.
در چنین صورتی به طریقی متناقضنما افزایش نفود ایران بر تنگه هرمز اگرچه به ضرر آمریکاست اما مهمتر از آن بندهای واسطهگری روسیه و چین را در مجامع بینالمللی از پای ایران میگسلد.
همین استدلال درباره بمب اتم ایرانی نیز میتوانست وجود داشته باشد، یعنی به لحاظ استراتژیک ماهیت چنین بمبی چشمانداز موازنه چین، روسیه و آمریکا را آنچنان که تصور میشود، کاملا به ضرر آمریکا تغییر نمیداد؛ بلکه دو کشور نخست را نیز در درازمدت آزار میداد.
با توجه به مطالب پیشگفته رهاکردن سقف زمانی در مذاکرات برای ایران مناسب نیست. حتی میتوان به مذاکره بدون آتشبس نیز اندیشید. در برابر حمله اسرائیل به لبنان، ایران میتواند ابتدا با کارت تنگه بازی کند تا این بار اروپا و بلکه جهان را در برابر اسرائیل برانگیزد.
اگر موفق شود این کار را بکند، موفقیتی بزرگ است، چون کارآمدی این ابزار نامتقارن که تاکنون علیه آمریکا جواب داده، میتواند از این به بعد علیه اسرائیل هم به کار گرفته شود. اگر موفق نشد، گزینه پاسخ نظامی همچنان در دسترس است. در هر صورت ایران باید این آمادگی را داشته باشد که اگر توافقی نشود، گزینهای جز بستهشدن تنگه ندارد و البته باید آماده پذیرش ضربه به زیرساختهایش از طرف آمریکا و اسرائیل باشد. همه چیز بستگی به تابآوری دارد.
سناریوهای احتمالی آینده
تجدید نظر در برنامهریزیها: آتشبس ممکن است فرصتی برای آمریکا و اسرائیل جهت تجدیدنظر در برنامهریزیهای خود باشد.
عملیات احتمالی: سناریوی بعدی میتواند شامل آمادگی آمریکا و اسرائیل برای محاصره شهرکهای موشکی ایران، محل ذخایر غنیشده و مراکز تولید نفت باشد. این عملیات با پوشش هوایی کامل آمریکا و اسرائیل ممکن است کارساز باشد، هرچند توان چنین عملیاتی در ایران محل تردید است. استعفا و اخراج در ارتش آمریکا ظاهراً به دلیل مخالفت با چنین اقداماتی بوده است.
نتیجهگیری
مذاکرات ایران و آمریکا نشاندهنده شکاف عمیق در انتظارات و اهداف طرفین است. ایران بر حفظ دستاوردهای خود و پیگیری حقوق مسلمش تأکید دارد، در حالی که آمریکا با رویکردی زیادهخواهانه و با هدف جبران شکستهای میدانی، به دنبال امتیازگیری است. تحولات آینده بستگی به تصمیمات آتی طرفین و همچنین تحولات منطقهای و بینالمللی خواهد داشت.






