ایران با هدف قرار دادن گزینشی اعراب میخواهد مانع اتحاد آنها شود/ ایران و آمریکا در چرخه خطرناک خصومت قرار گرفتهاند
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیو عرب» (العرب الجدید) در مقالهای به بررسی رویکرد اعراب خلیج فارس متعاقب جنگ ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
پادشاهیهای عرب حاشیه خلیجفارس که میان ایالات متحدهای بهطور فزاینده تقابلی و ایرانِ جسورِ ناخواهانِ تسلیم، گرفتار شدهاند، با چالشهای امنیتی فزایندهای روبهرو هستند.
همچنان که واشنگتن و تهران در چرخهای خطرناک از خصومتهای رو به تشدید گرفتار میشوند، چارچوب امنیت منطقهای که بر اساس «تفاهمنامه اسلامآباد» ایجاد شده بود، بهتدریج فرسوده شده است.
با بنبست رسیدن درگیریها بر سر تنگه هرمز، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از روزها حمله به اهداف در اهواز، بندرعباس، بوشهر، چابهار و دیگر نقاط مناطق جنوبی و غربی کشور، تهدید کرده است که به نیروگاههای ایران حمله خواهد کرد.
این تحولات همزمان با محاصره مجدد تنگه هرمز از سوی آمریکا، پس از بستهشدن این آبراه توسط تهران در پاسخ به حملات نظامی ایالات متحده، رخ میدهد.
حملات موشکی و پهپادی ایران و حوثیها به هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس در روزهای اخیر، تنها آسیبپذیری عمیق منطقه را در برابر پویاییهای درگیریهایی که کنترلی بر آن ندارد، بیشتر آشکار ساخته است.
کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بهجای شکلدهی به روند رویدادها، بهطور فزایندهای در حال تحمل پیامدهای تقابل آمریکا و ایران به نظر میرسند. پرسش اصلی فراروی پادشاهیهای عرب حاشیه خلیجفارس این است که چگونه در محیطی خطرناک حرکت کنند که منافع امنیتیشان مستقیماً توسط جنگی که نفوذ محدودی بر آن دارند، تهدید میشود.
عمدتاً به دلیل موقعیت جغرافیایی در معرض خطر و ابهام موجود در مورد تعهدات مندرج در تفاهمنامه اسلامآباد، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس خود را در موقعیتی استراتژیک بهشدت محدود یافتهاند.
این پادشاهیهای عرب که در مجاورت ایران و در برد موشکها و پهپادهای ایران و حوثیها قرار دارند، نمیتوانند خود را از این خصومتهایی که مستقیماً بر امنیت ملی، اقتصاد و زیرساختهای حیاتیشان تأثیر میگذارد، دور نگه دارند.
در عین حال، ابهام تضمینهای امنیتی خارجی، آنها را بدون چارچوبی روشن برای بازدارندگی از حملات آینده یا مدیریت تشدید تنش رها کرده است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس اکنون باید اهداف متعدد و اغلب متضادی را دنبال کنند: تقویت بازدارندگی در برابر ایران و همپیمانانش، حفاظت از زیرساختهای حیاتی انرژی و دریایی، حفظ اعتماد اقتصادی و پرهیز از اقداماتی که میتواند به درگیری منطقهای گستردهتری دامن بزند.
بنابراین، معضل آنها هم فوری است و هم ساختاری، زیرا هر تلاشی برای نشان دادن قاطعیت، خطر تشدید بیشتر را دارد، در حالی که تلاش برای خویشتنداری ممکن است بهعنوان ضعف تعبیر شود.
پادشاهیهای عرب حاشیه خلیجفارس که میان نیاز به امنیت بیشتر و الزام ثبات منطقهای گرفتار شدهاند، در لحظهای که هزینه اشتباهمحاسبه به ندرت تا این حد بالا بوده است، با مجموعه رو به محدودی از گزینهها روبهرو هستند.
دکتر جوزف آ. کِچیچیان، همکار ارشد مرکز ملک فیصل در ریاض، سه نگرانی عمده مشترک کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را برشمرد. نخست، موضوع تردد امن در خلیجفارس و بهویژه از طریق تنگه هرمز است. او به «العرب الجدید» گفت: «بستهشدنها، و در روزها و هفتههای آینده بیشتر هم خواهند شد، تجارت جهانی را محدود میکند. این به نفع کشورهای شورای همکاری خلیجفارس نیست.»
دوم، مسائل جدی پیرامون موضوع هزینه خدمات برای همه کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است. دکتر کِچیچیان خاطرنشان کرد: «اکنون روشن است که نوعی پرداخت هزینه اعمال خواهد شد، که نشاندهنده شکست بزرگ آمریکا خواهد بود، چراکه واشنگتن خواهان هیچ هزینهای نیست.»
سوم، موقعیتیابی بلندمدت ایران در منطقه بهعنوان «همسایهای هژمون که به جایی نمیرود و پادشاهیهای عرب حاشیه خلیجفارس باید پس از آخرین جنگ، یاد بگیرند که چگونه با او زندگی کنند»، اشاره کرد.
راهبردهای واگرا در قبال ایران
کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس به آخرین تشدید تنش با ایران بهگونههای قابلتوجهی متفاوت پاسخ دادهاند که نشاندهنده نبود یک راهبرد منطقهای واحد در قبال تهران است.
در یک سوی طیف، امارات متحده عربی، بحرین و کویت - سه عضو شورای همکاری خلیجفارس که بیشترین هدف حملات ایران در این درگیری بودهاند - عمدتاً رویکردهای امنیتیمحور را برای برخورد با جمهوری اسلامی اتخاذ کردهاند.
در سوی دیگر، قطر و عمان به تعامل دیپلماتیک متعهد ماندهاند و با وجود اینکه خود هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، به تلاشهای میانجیگری خود ادامه میدهند. عربستان سعودی نیز راهبرد «پوشش استراتژیک» را در پیش گرفته است و سعی دارد میان بازدارندگی و انعطافپذیری دیپلماتیک تعادل برقرار کند.
گوردون گری، سفیر پیشین آمریکا در تونس، در مصاحبهای با «العرب الجدید» توضیح داد: «مراسم تشییع آیتالله خامنهای نشاندهنده روشهای متفاوتی است که کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در پی فروپاشی ظاهری آتشبس آمریکا و ایران، خود را در قبال ایران جایگیری میکنند. عربستان، عمان و قطر اوایل این ماه نمایندگانی به این مراسم فرستادند، در حالی که کویت، بحرین و امارات دوری گزیدند.»
این پاسخهای متفاوت، شورای همکاری خلیجفارس را بدون یک راهبرد منسجم و علنی در قبال ایران رها کرده است، حتی اگر برخی تحلیلگران معتقدند هماهنگی ممکن است پشت پرده ادامه یابد. تهران مشتاق بهرهبرداری از این عدم وحدت میان پادشاهیهای عرب حاشیه خلیجفارس است.
تا زمانی که کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در رویکردهای خود تقسیمبندی دارند، ایران میتواند به تطبیق سیاستهای خود با اعضای جداگانه به گونهای که منافع خود را پیش ببرد، ادامه دهد.
پیش از آتشبس میانجیگریشده توسط پاکستان در تاریخ ۷-۸ آوریل، ایران حملات موشکی و پهپادی خود را بر امارات متمرکز کرده بود؛ به میزانی بسیار بیشتر از هر کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس دیگر و در واقع، بیشتر از هر کشور دیگری در خاورمیانه، از جمله اسرائیل.
این راهبرد به دنبال بیشینهسازی اختلال اقتصادی و تجاری با هدف قرار دادن قطب اصلی مالی، لجستیکی و تجاری خلیجفارس بود و همزمان ابوظبی را بهخاطر عادیسازی روابط با اسرائیل مجازات میکرد و میکوشید تا تنشهای امارات و عربستان را که در اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ تشدید شده بود، بیشتر دامن بزند. با این حال، این حملات بر امارات، تنها مشارکت ابوظبی با تلآویو را تقویت کرد.
از زمان اجراییشدن آتشبس، ایران فشار نظامی خود را تا حد زیادی به سوی بحرین و کویت معطوف کرده است. در مورد بحرین، هدفگیری تهران تا حد قابل توجهی ناشی از وضعیت منامه بهعنوان دومین امضاکننده شورای همکاری خلیجفارس در «توافقات ابراهیم» است.
با این حال، بهطور کلیتر، به نظر میرسد اتحادهای نظامی نزدیک بحرین و کویت با ایالات متحده، همراه با نزدیکی جغرافیایی آنها به ایران و آسیبپذیریهای داخلی، شدت حملات اخیر تهران به این دو کشور عرب حاشیه خلیجفارس را توضیح میدهد.
در مقابل، عمان و قطر، با وجود اینکه آنها نیز هدف حملات ایران قرار گرفتهاند (اگرچه مقامات ایرانی پیش از ۱۱ ژوئیه مسئولیت حملات به عمان را رد کردند)، به تلاشهای میانجیگری متعهد ماندهاند.
به گفته دکتر مهران حقیریان، مدیر اجرایی پژوهش و برنامههای بنیاد «بورس و بازار»، این دو کشور نقشهای دیپلماتیک مکملی را بر عهده گرفتهاند و در مصاحبهای با «العرب الجدید» توضیح داد: «قطر ... از منافع خلیجفارس پشت میز مذاکره محافظت میکند و عمان ... در مورد هرمز پیشرو است و منافع شورای همکاری خلیجفارس را حمل میکند.»
همانطور که گری اشاره کرد، عربستان سعودی به «رویکرد پوشش استراتژیک» که پس از تجاوز نظامی اسرائیل به قطر در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ شتاب گرفت، ادامه داده است و ضمن پرهیز از همراستایی کامل با هیچیک از طرفین، فضا را برای تعامل دیپلماتیک حفظ کرده است.
دکتر راب گایست پینفولد، که روابط بینالملل و امنیت را در کالج کینگ لندن تدریس میکند، به «العرب الجدید» گفت: «وحدت بسیار مورد انتظار خلیجفارس در نتیجه این جنگ هنوز محقق نشده است. در عوض، حتی شایعات تأییدنشدهای وجود دارد که چند کشور خلیجفارس، معاملات محرمانه و فردی خود را با ایران انجام دادهاند. در این مرحله مدرکی برای این موضوع وجود ندارد، اما آنچه غیرقابل انکار است این است که بیشتر کشورهای خلیجفارس به تعامل با تهران در سطح دولت-به-دولت بازگشتهاند، بدون هیچ راهبرد روشن یا منسجمی از سوی شورای همکاری خلیجفارس، حداقل راهبردی که بهطور علنی بیان شده باشد.»
او افزود: «این یک رویه خطرناک است که میتواند زمینهساز بیثباتی و درگیری بیشتر شود. اینکه بسیاری از آنها این کار را در حالی انجام دادهاند که ایران همچنان بحرین و کویت را هدف قرار میدهد، نشان میدهد که در زمانی که کشورهای خلیجفارس بیشترین نیاز را به دفاع از حاکمیت جمعی خود دارند، وحدت منطقهای وجود ندارد.»
با این حال، دکتر حقیریان نسبت به برابر دانستن رویکردهای عمومی متفاوت با یک گسست واقعی در درون شورای همکاری خلیجفارس هشدار میدهد. او در عین تأیید اینکه کشورهای عضو بهروشهای مختلفی با ایران تعامل دارند، استدلال میکند که این رویکردها ممکن است در عوض نشاندهنده توزیع غیررسمی نقشهای دیپلماتیک باشد.
او به «العرب الجدید» گفت: «برخی از کشورهای [شورای همکاری خلیجفارس]بهطور علنی با ایران تعامل دارند، در حالی که برخی دیگر برای حفظ اهرم فشار پیش از مذاکرات احتمالی آینده، از تعامل خودداری میکنند» و افزود که این ممکن است بهعنوان «تقسیم کار غیررسمی، به شرط هماهنگی پشت پرده، که با توجه به فراوانی تماسهای دیپلماتیک و دیدارهای سطح بالا بین کشورهای شورای همکاری خلیجفارس پس از هر دیدار یا حادثه، بسیار محتمل به نظر میرسد» عمل کند.
چالش بازدارندگی ایران بدون تشدید درگیری
از نظر اهرم نظامی، سیاسی و اقتصادی، هیچ عضو واحدی از شورای همکاری خلیجفارس بهتنهایی توانایی بازدارندگی از ایران را ندارد. توانایی تهران در هدفگیری انتخابی کشورهای مختلف عرب حاشیه خلیجفارس، محدودیتهای پاسخهای یکجانبه را آشکار میسازد.
با این حال، با توجه به اینکه ایران صرفنظر از دیدگاه همسایگانش نسبت به جمهوری اسلامی، بهعنوان یک ویژگی مرکزی در محیط استراتژیک خلیجفارس باقی خواهد ماند، دولتهای شورای همکاری خلیجفارس باید بپذیرند که نمیتوانند تنها به بازدارندگی یا دیپلماسی تکیه کنند. در عوض، آنها باید ترکیبی از تواناییهای دفاعی قویتر، بازدارندگی معتبر و تعامل سیاسی مستمر را برای مدیریت یک رقیب منطقهای پایدار دنبال کنند.
در این زمینه، دستیابی به امنیت برای کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس زمانی آسانتر خواهد بود که هماهنگی میان شش عضو شورای همکاری خلیجفارس قویتر باشد. چه از طریق دفاع هوایی و موشکی یکپارچه، همکاری امنیتی نزدیکتر، یا پیامرسانی دیپلماتیک منسجمتر، توانایی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در پاسخ مؤثر به فشارهای آتی ایران، کمتر به تواناییهای اعضای منفرد وابسته خواهد بود تا به تمایل آنها برای اقدام جمعی.
در این برهه، اعضای شورای همکاری خلیجفارس با یک انتخاب استراتژیک تعیینکننده روبهرو هستند. آیا آنها به دنبال رویکردهای عمدتاً ملی در قبال ایران خواهند بود یا راهبردی منطقهای هماهنگتر را توسعه خواهند داد که قادر به ایجاد توازن میان بازدارندگی، دیپلماسی و ثبات بلندمدت باشد؟
هرچند پاسخ به این سؤال زود است، اما اثربخشی پاسخهای اعضای شورای همکاری خلیجفارس به توانایی آنها برای اقدام جمعی در یک محیط منطقهای بهطور فزاینده نامطمئن بستگی خواهد داشت.
دکتر کِچیچیان گفت: «در نهایت، و علیرغم تفاوتها در برداشتها، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس کاملاً در برابر ایران متحد هستند، که اکنون برگههای منطقهای خود را آشکار کرده است - رفتار بهعنوان یک هژمون - چیزی که کاملاً توسط هر شش شریک شورای همکاری خلیجفارس رد میشود.»
او افزود: «در گذشته واگراییهایی در درون شورای همکاری خلیجفارس وجود داشته است، اما بهندرت در مورد مسائل حیاتی. بقا در این دسته قرار میگیرد، و در این مورد اختلافنظری وجود ندارد.»
گری نیز همین دیدگاه را حفظ میکند. «علیرغم اختلافات مکررشان، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس همواره توانستهاند اختلافات خود را کنار بگذارند، زیرا در نهایت درک میکنند که با همکاری بیشتر سود میبرند» سفیر پیشین آمریکا خاطرنشان کرد.
«به تعبیر بنجامین فرانکلین، به نظر میرسد کشورهای شورای همکاری خلیجفارس درک میکنند که یا همه باید با هم بمانند، یا اینکه جداگانه به دار آویخته خواهند شد.»