خودروهایی که انرژی ایران را میبلعند!

تابناک: اگر خودروهای ایرانی فقط به اندازه خودروهای اقتصادی جهان بنزین مصرف میکردند، ایران میتوانست سالانه حدود سه میلیارد لیتر بنزین کمتر بسوزاند؛ معادل میلیاردها دلار صرفهجویی و کاهش قابل توجه فشار بر بودجه، پالایشگاهها و واردات سوخت اما نرود میخ آهنین در سنگ!
به گزارش سرویس انرژی تابناک، هر روز بیش از ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین در ایران مصرف میشود؛ رقمی که نه فقط پالایشگاهها را زیر فشار قرار داده بلکه دولت را ناچار کرده برای جبران کسری تولید به واردات بنزین روی بیاورد. در نگاه نخست بسیاری این بحران را نتیجه قیمت پایین سوخت میدانند اما واقعیت تلختر از آن است که بتوان همه تقصیر را بر گردن بنزین ۱۵۰۰ تومانی انداخت. پشت این مصرف افسارگسیخته، ناوگانی قرار دارد که بخش مهمی از آن هنوز با استانداردهای چند دهه قبل حرکت میکند؛ خودروهایی که هر کیلومتر حرکتشان، سهم بیشتری از منابع ملی را میبلعد.
بحران بنزین ایران بیش از آنکه ناشی از قیمت سوخت باشد، محصول سالها تعلل در اصلاح صنعت خودرو، ضعف سیاستگذاری انرژی و بیتوجهی به بهرهوری است. تا زمانی که خودروهای پرمصرف با فناوری قدیمی همچنان از خطوط تولید خارج میشوند، هر لیتر بنزینی که در جایگاهها توزیع میشود، بخشی از هزینه ناکارآمدی ساختاری را به بودجه کشور تحمیل خواهد کرد.
یک باک بیشتر از همه!
ایران امروز یکی از معدود کشورهایی است که همچنان بخش قابل توجهی از تولید خودروهایش بر پایه پلتفرمهای قدیمی و موتورهایی با فناوری محدود انجام میشود. نتیجه این عقبماندگی، مصرف سوختی است که فاصله معناداری با استانداردهای جهانی دارد. بررسیهای منتشر شده درباره بازار خودروی ایران نشان میدهد مصرف ترکیبی خودروهایی مانند سمند و پژو ۴۰۵ و ... در مقایسه با خودروهای هیبریدی همرده در بازار جهانی تقریباً دو برابر سوخت میسوزانند.
شاید اختلاف دو یا سه لیتر در هر صد کیلومتر در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما وقتی این اختلاف را در مقیاس میلیونها خودرو و میلیاردها کیلومتر تردد سالانه محاسبه کنیم، ابعاد واقعی بحران آشکار میشود. اگر هر خودرو فقط ۳ لیتر بیشتر از یک خودروی کممصرف بنزین بسوزاند و سالانه ۲۰ هزار کیلومتر پیمایش داشته باشد، سالانه حدود ۶۰۰ لیتر بنزین اضافه مصرف میکند. حالا این عدد را در میلیونها خودروی فعال کشور ضرب کنید؛ نتیجه، صدها میلیون لیتر بنزین اضافی است که نه به دلیل نیاز مردم بلکه به دلیل فناوری قدیمی خودروها از باکها به هوا میرود.
این بنزین اضافه تنها یک عدد روی کاغذ نیست؛ هر لیتر آن یارانهای است که از بودجه عمومی پرداخت میشود، ارزی است که برای واردات بنزین مصرف میشود و آلودگی بیشتری است که به شهرهای ایران تحمیل میکند. در واقع بخشی از یارانهای که دولت برای بنزین پرداخت میکند، نه صرف حمایت از مردم بلکه صرف جبران ناکارآمدی خودروهایی میشود که هنوز با استانداردهای مصرف سوخت روز دنیا فاصله دارند.
خودروسازان در بسیاری از کشورهای جهان موظفاند هر سال میانگین مصرف سوخت محصولات خود را کاهش دهند و اگر از استانداردها عقب بمانند با جریمههای سنگین روبهرو میشوند اما در ایران چرا باید مصرف بالای بنزین با منابع ملی جبران شود در حالیکه بخش مهمی از این مصرف، محصول خودروهایی است که سالها از فناوری روز دنیا عقب ماندهاند؟ اگر پاسخ روشنی برای آن پیدا نشود، حتی گرانترین یا ارزانترین بنزین نیز نمیتواند بحران انرژی ایران را حل کند.
در اغلب کشورهای صنعتی، مصرف سوخت خودرو دیگر تنها یک شاخص فنی نیست بلکه معیاری برای سنجش بهرهوری صنعت خودرو و میزان مسئولیتپذیری خودروسازان در قبال اقتصاد و محیطزیست به شمار میرود. استانداردهای سختگیرانه مصرف سوخت در اروپا، آمریکا و ژاپن، خودروسازان را وادار کرده که هر نسل از محصولات خود را کممصرفتر از نسل قبل تولید کنند در غیر این صورت با جریمههای سنگین و محدودیتهای قانونی روبهرو میشوند. اما در ایران معادله برعکس است. هرچه خودرو پرمصرفتر باشد، هزینه آن نه از جیب تولیدکننده بلکه از منابع عمومی کشور پرداخت میشود.
دولت برای تأمین بنزین یارانه میدهد، پالایشگاهها تحت فشار تولید بیشتر قرار میگیرند، واردات بنزین افزایش مییابد و در نهایت بار مالی این چرخه بر دوش اقتصاد ملی میافتد؛ در حالیکه انگیزه کافی برای کاهش مصرف سوخت در بخش تولید خودرو ایجاد نشده است.
خودروسازی که محصولی با مصرف بالاتر از استاندارد جهانی تولید میکند چرا مسئولیتی در قبال هزینهای که به کشور تحمیل میشود، ندارد؟ اگر هر خودروی داخلی سالانه صدها لیتر بنزین بیشتر از یک خودروی کممصرف بسوزاند، آیا نباید بخشی از هزینه یارانه سوخت یا خسارت ناشی از اتلاف انرژی متوجه همان تولیدکننده باشد؟ تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نشود، بحران بنزین صرفاً با تغییر قیمت یا سهمیهبندی حل نخواهد شد؛ زیرا ریشه بخشی از این بحران، در خطوط تولید خودرو نهفته، نه فقط در جایگاههای سوخت.

صنعت خودرو همه جای دنیا بخشی از راهحل بحران انرژی است اما در ایران سالهاست به بخشی از خود بحران تبدیل شده چراکه خودروسازان داخلی همچنان محصولاتی را روانه بازار میکنند که مصرف سوخت آنها فاصله محسوسی با استانداردهای جهانی دارد، اما هزینه این عقبماندگی را نه تولیدکننده بلکه دولت و مردم پرداخت میکنند.
دولت برای کنترل ناترازی انرژی از مردم میخواهد صرفهجویی کنند و حتی احتمال اصلاح قیمت بنزین را مطرح میکند اما از هیچ خودروسازی درباره سهمشان در رشد مصرف بنزین سؤال نمیکند؟ اگر صنعت خودرو نتواند محصولات کممصرف و رقابتپذیر تولید کند، هر سیاستی برای کنترل مصرف سوخت تنها درمانی موقت خواهد بود.
واقعیت این است که بحران بنزین ایران با ساخت پالایشگاههای بیشتر یا افزایش واردات پایان نمییابد؛ تا زمانیکه خودروهای پرمصرف از خطوط تولید خارج نشوند، هر لیتر بنزین ارزان به یارانهای برای ناکارآمدی صنعت خودرو تبدیل خواهد شد. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای متهم کردن مردم به پرمصرفی، سیاستگذاران از خودروسازان بخواهند پاسخ دهند چرا در قرن بیستویکم هنوز محصولاتی تولید میکنند که هر خودرو سالانه صدها لیتر بنزین بیشتر از استانداردهای جهانی میسوزاند. این پرسشی است که پاسخ آن، آینده امنیت انرژی ایران را رقم خواهد زد.
دولتها سالهای اخیر بارها از اصلاح الگوی مصرف، مدیریت انرژی و حتی احتمال اصلاح قیمت بنزین سخن گفتهاند اما کمتر دیده شده که همان جدیت در مطالبه از خودروسازان برای کاهش مصرف سوخت وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم در مصرف انرژی صرفهجویی کنند، صنعت خودرو نیز باید سهم خود را در این مسئولیت ملی بپذیرد. نمیتوان از یک سو مردم را به کاهش مصرف دعوت کرد و از سوی دیگر، خودروهایی تولید کرد که چند لیتر بیشتر از استانداردهای روز جهان بنزین میسوزانند.
مساله دیگر این نیست که قیمت بنزین چه خواهد شد بلکه این است که چه زمانی قرار است تولید خودروهای پرمصرف متوقف شود؟ اگر باز هم به آیندهای نامعلوم موکول شود، بحران بنزین، خاموشیها، واردات سوخت و فشار بر بودجه عمومی نیز همچنان ادامه خواهد داشت. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای متهم کردن مصرفکننده، سیاستگذار، خودروساز و نهادهای نظارتی در برابر افکار عمومی پاسخ دهند که چرا صنعت خودروی ایران هنوز نتوانسته به استانداردهایی برسد. این همان نقطهای است که آینده امنیت انرژی کشور را تعیین خواهد کرد.


