صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
فارن افرز تحلیل کرد

ایران و آمریکا نیازی به دوست شدن ندارند/ بن بست کنونی می‌تواند فرصت هم ایجاد کند

ایران و آمریکا نیازی به دوست شدن ندارند آنها به بستری نیاز دارند که با هر تغییر سیاسی فرو نریزد.
کد خبر: ۱۳۸۴۴۸۰
| |
11051 بازدید
|
۷

ایران و آمریکا نیازی به دوست شدن ندارند/ بن بست کنونی می‌تواند فرصت هم ایجاد کند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، علی واعظ مدیر پروژه ایران در گروه بین المللی بحران در مقاله‌ای در فارن افرز به بررسی وضعیت کنونی مذاکرات ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

روابط آمریکا و ایران بدتر از همیشه است. در طول چهار ماه گذشته، نیرو‌های نظامی آمریکا و اسرائیل جنگ تمام‌عرضه‌ای علیه جمهوری اسلامی به راه انداخته‌اند که شامل ترور بخش بزرگی از رهبری سیاسی و نظامی آن می‌شود. 

ایران نیز با حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا، زیرساخت‌های کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل تلافی کرده است. دو طرف در اوایل آوریل بر سر آتش‌بس توافق کردند و در ژوئن تفاهم‌نامه‌ای را با هدف پایان دادن به درگیری امضا نمودند. اما این توافق‌ها تاکنون شکست خورده‌اند و ایران و آمریکا به تبادل آتش ادامه داده‌اند. 

آنها بر سر مسائل اصلی از جمله برنامه هسته‌ای ایران، تنگه هرمز و لغو تحریم‌ها همچنان فاصله زیادی دارند. در نتیجه، بسیاری از تحلیلگران نسبت به امکان دستیابی طرفین به یک توافق دائمی در نهایت بدبین هستند.

خصومت‌های به طور فزاینده شدید از زمان اجرایی شدن تفاهم‌نامه نشان می‌دهد که این بدبینی بی‌اساس نیست. به جای آنکه نشان‌دهنده فصل جدیدی در روابط آمریکا و ایران باشد، دو طرف همچنان در وضعیت قبلی گرفتار هستند. 

آنها همدیگر را به بدعهدی متهم می‌کنند و ادعا دارند که طرف مقابل توافق آوریل را نقض کرده است. آنها دیالوگی نامنظم و عمدتاً از طریق کشور‌های ثالث انجام می‌دهند، نه گفتگوی مستقیم؛ و ادامه استفاده از زور نظامی ثابت می‌کند که آنها مایل به افزایش تنش هستند. در روز‌های اخیر بیش از ۳۰۰ حمله آمریکا علیه ایران انجام شده است. تهران نیز دستکم به پنج کشور منطقه و همچنین چندین کشتی عبوری از تنگه هرمز تلافی کرده است.

با این حال، به طرز متناقضی، جنگ ممکن است لحظه‌ای از فرصت را برای ایران و آمریکا ایجاد کرده باشد تا رابطه شکسته خود را ترمیم کنند. دلیل آن این است که درگیری به بن‌بستی ناراضی‌کننده برای هر دو طرف تبدیل شده است. واشنگتن به وضوح قادر به سرنگونی جمهوری اسلامی، مجبور کردن آن به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، وادار کردن آن به توقف حمایت از متحدان منطقه‌ای‌اش یا گرفتن کنترل تنگه هرمز از آن نیست. 

تهران نیز قادر نیست آمریکا را مجبور به ترک حیاط خلوت خود یا کنار گذاشتن استفاده از ابزار‌های اقتصادی و نظامی اجباری کند. به عبارت دیگر، جنگ به وضوح نشان داده است که هیچ‌یک از دو دولت نمی‌تواند با هزینه‌ای قابل قبول، ضربه‌ای نهایی به طرف دیگر وارد کند و اینکه خصومت مدیریت‌نشده بسیار پرهزینه و پرخطر شده است.

در هر دو پایتخت، بسیاری از مقامات حتی در حالی که جنگ ادامه دارد، شروع به درک این واقعیت کرده‌اند. در نتیجه، برخی از تصمیم‌گیرندگان در هر دو طرف به دنبال راه‌هایی برای همزیستی هستند. 

برای اولین بار در نزدیک به یک دهه، مقامات ارشد آمریکایی و ایرانی مستقیماً به عنوان بخشی از مذاکرات با یکدیگر ملاقات کرده‌اند. آنها در مورد مصالحه‌های معنادار بحث می‌کنند؛ و دو طرف ممکن است توافق کنند که یک خط تلفن مستقیم بین ارتش‌های خود برقرار کنند تا به مدیریت درگیری قبل از خارج شدن از کنترل کمک کند. اگر آنها به این تعهد آزمایشی عمل کنند، این اولین کانال ارتباطی آمریکا و ایران از زمان هجوم انقلابیون به سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ خواهد بود.

این تلاش‌ها ممکن است به راحتی شکست بخورند. به هر حال، تفاهم‌نامه در آستانه فروپاشی است. در هر کشور نیرو‌های قدرتمندی وجود دارند که مخالف دیپلماسی و طرفدار رویارویی هستند. مطمئناً برای اینکه این دو دشمن تا چه حد می‌توانند از طریق تعامل به نتیجه برسند، محدودیت‌هایی وجود خواهد داشت. اما هر دو طرف ممکن است در نهایت، صرفاً از روی فرسودگی، به این نتیجه‌گیری اکراه‌آمیز برسند که روش قبلی شکست خورده است. تغییر همچنان دشوار خواهد بود، اما قابل تصور است.

شکست حداکثری

برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) در سال ۲۰۱۵ آخرین تلاش جدی برای تثبیت و بازنشانی روابط آمریکا و ایران بود. به طور رسمی، یک توافق محدود بود. ایران متعهد شد برنامه هسته‌ای خود را محدود کرده و بازرسی‌های بین‌المللی را افزایش دهد. 

در ازای آن، ایالات متحده تسهیلات تحریمی محدودی ارائه داد. اما از نظر سیاسی، برجام شرط‌بندی بزرگ‌تری بود. اگر وضعیت برنامه هسته‌ای ایران حل می‌شد، مقامات فکر می‌کردند، شاید تهران و واشنگتن بتوانند به مسائل دیگر مانند حمایت ایران از شبه‌نظامیان منطقه‌ای مانند حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن بپردازند. در نهایت، حتی ممکن است دو طرف بتوانند یک رابطه دیپلماتیک عادی برقرار کنند.

اما این فرضیه هرگز به درستی آزمایش نشد. تا زمان اجرای برجام در ژانویه ۲۰۱۶، مذاکره‌کنندگان هر دو طرف به حد توان خود رسیده بودند. تقریباً بلافاصله پس از اجرایی شدن توافق، در هر دو کشور تحت فشار شدید داخلی قرار گرفت. 

در ایالات متحده، جمهوری‌خواهان و همچنین برخی دموکرات‌ها آن را به دلیل سازش بیش از حد با ایران به کلی رد کردند. در تهران، رئیس‌جمهور حسن روحانی و وزیر خارجه محمدجواد ظریف مجبور بودند از توافق در برابر منتقدانی دفاع کنند که سازش با آمریکا را در بهترین حالت بسیار ساده‌لوحانه و در بدترین حالت خیانت آشکار می‌دانستند. 

هیچ‌یک از این گروه‌ها توانایی دیپلماتیک یا فضای سیاسی لازم برای پرداختن به سایر نقاط تنش در رابطه دوجانبه را نداشتند؛ و زمانی که دونالد ترامپ در اواخر سال ۲۰۱۶ به قدرت رسید، هر گونه فرصت باقیمانده از بین رفت. ترامپ برجام را «بدترین توافق مذاکره‌شده» تحقیر کرده بود و در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. او قول داد که ایران را از طریق کارزار «فشار حداکثری» مجبور به تغییر کند.

اما در نهایت، نابودی برجام به سود هیچ‌یک از طرفین نبود. در واشنگتن، طرفداران فشار حداکثری ممکن است اعتقاد داشته باشند که تحریم‌ها و انزوای بیشتر، جمهوری اسلامی را مجبور به پذیرش توافقی بهتر یا شکستن زیر فشار خواهد کرد. 

در عوض، نظام ایران تاب آورد. برنامه هسته‌ای خود را گسترش داد و در داخل و در منطقه جسورتر شد. روحانی با ابراهیم رئیسی جنگ‌طلب جایگزین شد که بسیاری از جناح‌هایی را که برجام را محکوم کرده بودند، توانمند ساخت. اما تندرو‌های ایرانی نیز موفق نبودند. 

این کشور از تحریم‌های آمریکا آسیب اقتصادی عظیمی دید که امواجی از اعتراضات بی‌ثبات‌کننده را دامن زد؛ و پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، پاسخ نظامی اسرائیل و آمریکا متحدان منطقه‌ای ایران را به شدت تضعیف کرد.

با این حال، نه تهران و نه واشنگتن موضع خود را تغییر ندادند. در واقع، هر دو جسورتر شدند و این موضوع به جنگی که در فوریه آغاز شد انجامید. اما بن‌بست حاصل ممکن است به تغییر مفروضات در هر دو پایتخت منجر شود. 

به نظر می‌رسد حداقل برخی از مقامات آمریکایی درک می‌کنند که واشنگتن با وجود به کارگیری تقریباً همه ابزار‌های اجباری موجود، نتوانسته تغییری ایجاد کند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ممکن است از جنگ جان سالم به در برده باشد، اما اگر بهبود نیابد و شکوفا نشود، ممکن است در صلح دوام نیاورد.

گذشته و پیشینه

واشنگتن قبلاً با دشمنان خود صلح کرده است. پس از به قدرت رسیدن حزب کمونیست در چین، به مدت ۲۰ سال سعی در منزوی کردن این کشور داشت. اما در اوایل دهه ۱۹۷۰، پس از اینکه ایالات متحده در کره و ویتنام به طور غیرمستقیم به چین باخت، برخی از مقامات آمریکایی تشخیص دادند که بیگانگی نمی‌تواند انقلاب چین را خنثی کند و منافع ایالات متحده با بهره‌برداری از نیرو‌های ژئوپلیتیکی که پکن را از اتحاد جماهیر شوروی جدا می‌کرد، بهتر تأمین می‌شود.

بنابراین واشنگتن روند آهسته عادی‌سازی روابط با چین را آغاز کرد. در این مسیر، ایالات متحده هرگز از حمایت خود از تایوان دست نکشید. در عوض، مسئله حاکمیت این جزیره را به کناری نهاد تا پکن و واشنگتن بتوانند راه‌هایی برای همکاری در زمینه‌های مورد علاقه مشترک بیابند. درس نهایی این نبود که خصومت از بین رفته است، بلکه این بود که دیپلماسی می‌تواند قبل از حل اختلافات اساسی آغاز شود.

ویتنام موردی حتی چشمگیرتر است. ایالات متحده سال‌ها تلاش کرد تا از پیروزی کمونیست‌ها در این کشور جلوگیری کند، از جمله جنگی ویرانگر که ده‌ها هزار غیرنظامی و سرباز ویتنامی را کشت. آمریکا شکست خورد و سپس سال‌ها تلاش کرد هانوی را منزوی کند. با این حال، تا اواسط دهه ۱۹۹۰، واشنگتن به این نتیجه رسید که عادی‌سازی روابط می‌تواند بهتر از بیگانگی دائمی به منافع آمریکا کمک کند، زیرا عادی‌سازی تجارت را گسترش می‌دهد، ثبات منطقه‌ای را ارتقا می‌دهد و نفوذ بیشتری در آسیای جنوب شرقی به آمریکا می‌دهد؛ بنابراین دو کشور روند عادی‌سازی تدریجی را آغاز کردند: واشنگتن انزوای اقتصادی بین‌المللی ویتنام را کاهش داد، تحریم تجاری خود را لغو کرد و یک موافقتنامه کنسولی امضا کرد. در سال ۱۹۹۵، ایالات متحده و ویتنام روابط دیپلماتیک را احیا و سفارت‌ها را افتتاح کردند. این روند هرگز به معنای فراموش کردن جنگ، چه رسد به رسیدن به درک مشترک از آن، نبود. 

اما دولت‌ها مکانیسم‌هایی را برای پرداختن به دردناک‌ترین میراث آن ایجاد کردند، از جمله تلاش مشترک برای یافتن سرنوشت سربازان گمشده آمریکایی از طریق دسترسی به آرشیوها، تحقیقات میدانی و کاوش‌ها. این روند به ایجاد زمینه‌ای کمک کرد تا ویتنام به شریک مهم ایالات متحده در دهه‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ تبدیل شود، زمانی که واشنگتن برخی از زنجیره‌های تأمین خود را از چین خارج کرد.

هر تلاش آمریکا برای آشتی به خیر خاتمه نیافته است. در سال ۲۰۱۴، باراک اوباما، رئیس‌جمهور، روابط با کوبا را عادی کرد و استدلال نمود که دهه‌ها انزوا نتوانسته به منافع آمریکا کمک کند یا این جزیره را دموکراتیک کند. اما اقدامات اوباما عمدتاً بر اساس اقدامات اجرایی بود، فاقد حمایت عمیق دوحزبی بود و با مخالفت شدید و ریشه‌داری (از جمله از سوی دیاسپورای کوبایی) رو‌به‌رو شد - بسیار شبیه به توافق هسته‌ای او با ایران. در نتیجه، آن نیز به سرعت توسط ترامپ خنثی شد.

اما تلاش‌های کنونی کاخ سفید با ایران نیازی به تقلید از تلاش‌های اوباما با کوبا یا جمهوری اسلامی ندارد. این روند از نقطه‌ای متفاوت آغاز می‌شود: جنگی که هر دو طرف به تازگی متحمل شده‌اند. شباهت زیادی به تلاش‌های ایالات متحده برای احیای روابط با پکن و هانوی دارد. 

ایران درگیر درگیری‌های منطقه‌ای فعال‌تری نسبت به هر یک از آن دولت‌ها در زمان آغاز روابطشان است و برنامه هسته‌ای آن همچنان منبع تنش بزرگی است. با این حال، ایران و آمریکا هر دو ممکن است شروع به درک این موضوع کرده باشند که نمی‌توانند این مسائل را از طریق زور حل کنند. دیپلماسی با دشمنان به ندرت با وضوح اخلاقی آغاز می‌شود. زمانی آغاز می‌شود که هزینه‌های توهم از ناراحتی واقعیت فراتر رود.

یک راه خروج

هیچ‌یک از اینها به این معنا نیست که یک معامله بزرگ در دسترس است. چنین نیست. در واقع، وظیفه فوری صرفاً اطمینان از این است که تفاهم‌نامه با هزاران ضربه کوچک و عمیق‌تر از هم نپاشد. تنگه هرمز باید باز بماند، مذاکرات بعدی باید جدی گرفته شده و بیشتر از یک ناهار یکشنبه معمولی طول بکشد. کانال کاهش تنش بین سپاه پاسداران و فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا باید به نتایج برسد.

هر دو طرف همچنین باید یک درس کلیدی از گذشته بیاموزند: برجام به این دلیل آسیب‌پذیر نشد که از نظر فنی ضعیف بود، بلکه به این دلیل که از نظر سیاسی یتیم بود. مخالفان آن صبور، سازمان‌یافته و بی‌امان بودند. مدافعان آن به اشتباه تصور کردند که اجرا به خودی خود هوادارانی ایجاد خواهد کرد. هر ترتیبات جدید با ایران باید با این فرض مخالف ساخته شود که اخلال‌گران سریع‌تر از ذینفعان حرکت خواهند کرد.

ابتدا، آزمون دشوار داخلی ایران را در نظر بگیرید. جمهوری اسلامی اکنون توسط رهبری جدید و آزمایش‌نشده و نخبگان سیاسی رهبری می‌شود که وحدت آنها در زمان جنگ تقریباً به طور قطع اختلافات عمیقی را بر سر آینده پنهان می‌کند. 

برخی سازش با واشنگتن را تنها راه تثبیت نظام پس از یک جنگ ویرانگر خواهند دید. برخی دیگر آن را فرسایش ایدئولوژیک در پوشش عمل‌گرایی خواهند دانست. اما اگرچه نخبگان ایران ممکن است چشم‌انداز‌های متفاوتی برای آینده داشته باشند، آنها در ضرورت فوری تأمین دستاورد‌های ادراک‌شده زمان جنگ - از جمله کنترل بر تنگه هرمز - مشترک هستند. تعادل بین این اردوگاه‌ها با سخنرانی‌ها تعیین نمی‌شود. با این موضوع تعیین می‌شود که آیا دیپلماسی منجر به تسهیلات اقتصادی قابل لمسی برای مردم عادی ایران می‌شود یا خیر.

برای دولت ترامپ، سؤال این است که آیا او عظمت تغییر مسیر خود را درک می‌کند یا خیر. اگر تسهیلات تحریمی سخاوتمندانه‌ای که در تفاهم‌نامه ژوئن ذکر شده، نهایتاً اجرایی شود، نتیجه چیزی بیش از یک مشوق صرف خواهد بود. 

این نشان‌دهنده این خواهد بود که پس از چهار دهه تلاش برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم یا بحران، واشنگتن ممکن است سرانجام مایل به کنار گذاشتن سیاست مهار باشد. این به آن معنا نیست که واشنگتن باید از تلاش برای تغییر سیاست‌های ایران در داخل و خارج از کشور که آنها را مشکل‌زا می‌داند، دست بکشد. 

اما نشان می‌دهد که ایالات متحده آگاه است که فشار در غیاب تعامل چقدر ضعیف عمل کرده است و بنابراین تصمیم گرفته است تا نحوه تعادل بین دیپلماسی و فشار را دوباره تنظیم کند. این اقرار سختی برای هر رئیس‌جمهور آمریکایی است. به ویژه برای کسی که برند سیاسی‌اش بر هرگز اعتراف به شکست استوار است، دشوارتر است.

ایران و آمریکا نیازی به دوست شدن ندارند

چالش‌های فوری آشکار هستند. تفاسیر متضاد از تفاهم‌نامه به این معناست که این سند کمتر از یک ماه پس از امضا، در وضعیت بحرانی قرار دارد. به جای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، دو طرف همچنان بر سر کنترل این آبراه با یکدیگر درگیر هستند و تبادل تلافی‌جویانه شدیدی را برانگیخته‌اند. 

اسرائیل همچنان اصرار دارد که در لبنان آزادی عمل دارد، در حالی که تهران خواستار پایان حملات و خروج کامل اسرائیل است. بنابراین، ممکن است مکانیسم کاهش تنش قبل از بالغ شدن تحت تأثیر قرار گیرد. واشنگتن با انتخابی رو‌به‌رو خواهد شد که مدت‌ها از آن اجتناب کرده است: آیا آماده است نه تنها ایران و شرکای آن، بلکه متحدانی را که اقداماتشان می‌تواند ایالات متحده را به سمت درگیری بازگرداند، مهار کند؟

حتی اگر اخلال‌گران مهار شوند و تهران و واشنگتن به جای میدان نبرد، به میز مذاکره برای بررسی توافقشان بازگردند، هیچ تضمینی وجود ندارد که دو طرف بتوانند همزیستی مسالمت‌آمیزی را تعریف و برقرار کنند. 

پس از سال‌ها ترور، تحریم، گروگان‌گیری، وعده‌های شکسته، جنگ‌های نیابتی و دشمنی ایدئولوژیک، ایران و آمریکا نسبت به یکدیگر عمیقاً بدبین باقی مانده‌اند. برای از هم پاشیدن مذاکرات زیاد لازم نیست. ممکن است آنگاه لحظه کنونی به عنوان فرصتی از دست رفته دیگر به خاطر سپرده شود - وقفه‌ای کوتاه بین دور‌های خشونت.

اما ایران و آمریکا نیازی به دوست شدن ندارند. آنها به بستری نیاز دارند که با هر تغییر سیاسی فرو نریزد؛ و اگر موفق شوند، پیامد‌های آن عظیم است. یک رابطه پایدار آمریکا و ایران یکی از موتور‌های اصلی تشدید تنش در خاورمیانه را از بین می‌برد و خطر تبدیل هر درگیری محلی به جنگ منطقه‌ای را کاهش می‌دهد؛ و ممکن است ایران را به رقابت کمتر از طریق برهم زدن و بیشتر از طریق دیپلماسی و تجارت ترغیب کند. 

با این حال، این امر مستلزم آن است که تهران و واشنگتن از لحظه کنونی به عنوان نقطه شروعی برای خنثی‌سازی سایر بمب‌های ساعتی - مانند مسائل مربوط به لبنان، فلسطینی‌ها و سوریه - استفاده کنند که اسرائیل تلاش ناموفقی برای حل نظامی آنها داشته است. همچنین مستلزم آن است که ایران با همسایگان عرب خلیج‌فارس خود اعتماد را بازسازی کند و راه‌حل‌های فراگیر برای مسائلی مانند آینده تنگه هرمز و حمایت ایران از بازیگران غیردولتی دنبال کند.

آنگاه این مذاکرات به عنوان لحظه‌ای به یاد آورده می‌شود که واشنگتن از پرسیدن چگونگی شکست جمهوری اسلامی دست کشید و تهران تصمیم گرفت که موفقیت ژئوپلیتیکی به چیزی غیر از رویارویی دائمی نیاز دارد. پس از ۴۷ سال دشمنی، این خود به تنهایی انقلابی خواهد بود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۰
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۷
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
سلام اتفاقا ایران وآمریکا به دوست شدن نیازدارید چون به قول حافظ علیه الرحمه:
آسایش دوگیتی تفسیراین دوحرف است بادوستان مروت بادشمنان مدارا
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
تحلیل جالبی هست و مبتنی بر برخی واقعیت ها ، بر خلاف نشریات عمدتا بی محتوا و
محمدرضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
ولی اما اگر چرا
سروش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
این حرفها رو زیاد شنیدیم خانه 10 میلیونی شد 10 میلیارد و،،،،،، بقیه گرانی های افسانه ای از برکت فرصت ها بود
کوروش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
نکته ظریف این مقاله آمریکا با چین که سلاح هسته داشت کنار اومد نه کشور هایی که مسلح به سلاح هسته ای نیستن عملا با اونها مثل مستعمره رفتار میکنه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۲
امريكا بر جه مبنايي مي تواند در اب ازاد بيايد و كشوري را محاصره كند
چه كسي اين حق را به او داده دنياي غرب جرا حق و حقوق را نمي بيند
بايد مانور بدهيد و دنيا را اگاه كنيد كه امريكا حق محاصره در غير ابهاي خود را ندارد زور گوست
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
تابناک

نظرات و کامنتهای کاربران و طنپرست و عاقل را بذار

شرایط خیلی حساس است و شماها مسئولیت دارید.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان