دنیایی که صدای غرش موتور ۱۰ سیلندر ندارد، به درد نمیخورد!
مرثیهای برای غرش ۱۰ سیلندرها؛ چرا با خاموش شدن موتورهای V۱۰، بخشی از روح خودروها هم از بین رفت؟
بعضی صداها فقط شنیده نمیشوند؛ در سینه میپیچند، پوست را به لرزه میاندازند و تا سالها در حافظه میمانند. برای عاشقان واقعی خودرو، غرش یک موتور V۱۰ دقیقاً از همین جنس است. صدایی که نه موسیقی بود و نه صرفاً صدای احتراق بنزین؛ روایتی بود از دورانی که مهندسان برای هیجان راننده خودرو میساختند، نه فقط برای عبور از استانداردهای آلایندگی. حالا، اما یکی پس از دیگری، این موتورهای افسانهای خاموش شدهاند و صنعت خودرو آرامآرام در سکوتی مکانیکی فرو میرود.
کد خبر: ۱۳۸۲۰۷۹
| | 370 بازدید
به گزارش تابناک؛ زمانی نهچندان دور، وقتی یک سوپراسپرت روشن میشد، پیش از آنکه حرکت کند، همه میفهمیدند اتفاقی در حال رخ دادن است. استارت موتور، نخستین ضربه را به سکوت وارد میکرد، دور موتور بالا میرفت و چند ثانیه بعد، صدایی در خیابان میپیچید که نه شبیه یک V۸ آمریکایی بود و نه مانند فریاد یک V۱۲ ایتالیایی. این صدا، امضای موتورهای V۱۰ بود؛ امضایی که امروز دیگر به ندرت شنیده میشود.
شاید برای بسیاری از مردم، تعداد سیلندرها فقط یک عدد باشد، اما برای کسانی که خودرو را فراتر از یک وسیله حملونقل میبینند، هر آرایش موتور شخصیت مخصوص به خود را دارد. چهار سیلندرها اقتصادیاند، شش سیلندرهای خطی نرم و متعادل هستند، V۸ها خشن و عضلانیاند و V۱۲ها نهایت شکوه مهندسی محسوب میشوند. اما جایی میان این دو جهان، موجودی متولد شد که انگار بهترین ویژگیهای هر دو را در خود داشت؛ موتور V۱۰.

V۱۰ها هیچوقت پرشمار نبودند. برخلاف موتورهای چهار یا شش سیلندر که میلیونها دستگاه از آنها تولید شد، این پیشرانهها همیشه خاص باقی ماندند. شاید همین کمیاب بودن بود که به آنها شخصیت میداد. خودروسازان سراغ V۱۰ نمیرفتند، چون ارزان بود یا تولیدش ساده بود؛ آن را انتخاب میکردند، چون میخواستند خودرویی بسازند که راننده هر بار پشت فرمان مینشیند، لبخند بزند.
راز جذابیت V۱۰ فقط در قدرت آن نبود. این موتور تعادلی کمنظیر میان حجم، دور موتور و صدای خروجی ایجاد میکرد. نه آنقدر سنگین بود که چابکی خودرو را از بین ببرد و نه آنقدر کوچک که هیجان را قربانی کند. نتیجه، پیشرانهای بود که عاشق دور موتور بالا بود؛ موتوری که هرچه عقربه دور موتور بیشتر بالا میرفت، انگار تازه جان میگرفت.
اگر کسی تنها یکبار صدای یک موتور V۱۰ تنفس طبیعی را از نزدیک شنیده باشد، بهخوبی میداند چرا هنوز هم بسیاری از علاقهمندان خودرو از آن به عنوان یکی از زیباترین صداهای تاریخ صنعت خودرو یاد میکنند. این صدا فقط از اگزوز خارج نمیشد؛ از دل موتور، از لرزش شاسی، از پدال گاز و حتی از فرمان به راننده منتقل میشد. گویی خودرو با راننده حرف میزد.
شاید به همین دلیل است که هنوز نامهایی مانند لامبورگینی هوراکان، پورشه کاررا GT، لکسوس LFA، آئودی R۸ و حتی بامو M۵ نسل E۶۰، تنها با شنیدن عبارت V۱۰ در ذهن علاقهمندان زنده میشوند. این خودروها فقط سریع نبودند؛ شخصیت داشتند. هر کدام صدایی داشتند که از کیلومترها دورتر قابل تشخیص بود و هر بار استارت میخوردند، نمایش کوچکی از هنر مهندسی را اجرا میکردند.

اما دنیای بی انصاف تغییر کرد.
به همین دلیل، آرامآرام یکی پس از دیگری کنار رفتند. ابتدا برخی برندها تولید آنها را متوقف کردند، بعد مدلهای افسانهای بازنشسته شدند و سرانجام با پایان تولید هوراکان، یکی از آخرین سنگرهای V۱۰ نیز سقوط کرد. بدون هیاهو، بدون مراسم خداحافظی بزرگ؛ فقط سکوت.
شاید از نظر مهندسی، این تصمیم منطقی باشد. امروز یک موتور شش سیلندر توربوشارژ میتواند قدرتی بیشتر از بسیاری از V۱۰های قدیمی تولید کند، سوخت کمتری مصرف کند و آلایندگی پایینتری داشته باشد. خودروهای برقی هم شتابی دارند که تا چند سال پیش فقط در رویا قابل تصور بود.

اما آیا همه چیز فقط به اعداد خلاصه میشود؟
موتورهای V۱۰ بخشی از همین ارتباط بودند. وقتی پدال گاز را فشار میدادی، خودرو تنها سرعت نمیگرفت؛ صدای موتور نیز تغییر میکرد، اگزوز فریاد میکشید، عقربه دور موتور با اشتیاق بالا میرفت و راننده احساس میکرد بخشی از یک ارکستر مکانیکی شده است. این تجربه را نمیتوان با نمودار گشتاور یا عدد شتاب صفر تا صد اندازه گرفت.
حتی مسابقات فرمول یک نیز زمانی با موتورهای V۱۰ شناخته میشدند. بسیاری از علاقهمندان قدیمی هنوز معتقدند صدای خودروهای آن دوران، هیجان مسابقه را دوچندان میکرد. کافی بود خودروها از مقابل سکوها عبور کنند تا صدای موتور در تمام بدن تماشاگران طنین بیندازد. آن صدا، بخشی از هویت مسابقات بود.
امروز، اما سکوت، جای غرش را گرفته است. خودروهای مدرن سریعتر شدهاند، هوشمندتر شدهاند و از همیشه ایمنتر هستند، اما بسیاری از آنها هنگام عبور، تنها یک صدای خفیف تولید میکنند. شاید این همان بهایی باشد که صنعت خودرو برای آینده پرداخته است.
البته هیچکس نمیتواند منکر پیشرفت فناوری شود. موتورهای کوچک توربوشارژ، سامانههای هیبریدی و خودروهای برقی هر کدام مزایای غیرقابل انکاری دارند. مصرف سوخت کمتر، آلایندگی پایینتر و عملکرد بهتر، دستاوردهایی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.

اما گاهی پیشرفت، چیزی را نیز از ما میگیرد.
شاید دنیا از نظر فناوری هر روز پیشرفتهتر شود، اما بعضی خاطرهها را نمیتوان با هیچ فناوری جایگزین کرد. غرش یک V۱۰، بوی بنزین پس از استارت سرد، بالا رفتن عقربه دور موتور تا نزدیکی خط قرمز و لرزشی که از دل موتور به دستهای راننده منتقل میشد، یادگار دورانی بود که خودروها فقط برای رسیدن به مقصد ساخته نمیشدند؛ برای عاشق شدن ساخته میشدند؛ و شاید به همین دلیل است که با خاموش شدن آخرین موتورهای V۱۰، فقط یک پیشرانه از خط تولید خارج نشد؛ بخشی از موسیقی صنعت خودرو برای همیشه خاموش شد.
گزارش خطا



