صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
گزارش تابناک از آینده بازار انرژی(۲)؛

از وین تا وال‌استریت؛ فرمان بازار نفت در دستان کیست؟!

شرکت‌های بزرگ نفتی دیگر به یک گزارش یا یک پیش‌بینی تکیه نمی‌کنند بلکه مدیران اکسون، شل، بی‌پی و شورون معمولاً سناریو‌های مختلف مؤسسات بین‌المللی را کنار هم قرار می‌دهند و بر اساس «دامنه احتمالات» تصمیم می‌گیرند.
کد خبر: ۱۳۸۲۴۹۶
| |
426 بازدید
از وین تا وال‌استریت؛ پایان دکل‌های نفتی خاورمیانه؟!
تا همین چند سال پیش، کافی بود وزیران نفت اوپک در وین دور یک میز بنشینند تا بازار جهانی انرژی نفس خود را حبس کند. امروز اما معادله تغییر کرده است. معامله‌گران وال‌استریت، مدیران اکسون و شل، اقتصاد چین، تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا و حتی سیاست‌های بانک‌های مرکزی، همگی به اندازه اوپک در تعیین مسیر قیمت نفت نقش دارند. پرسش اینجاست؛ آیا عصر فرمانروایی مطلق اوپک بر بازار نفت رو به پایان است؟
 
به گزارش سرویس انرژی تابناک، اگر در بازار‌های مالی تنها یک دارایی وجود داشته باشد که درباره آینده آن بتوان ده‌ها پیش‌بینی کاملاً متفاوت پیدا کرد، بدون تردید نفت است. کافی است گزارش‌های ماهانه نهاد‌های معتبر را کنار هم قرار دهیم؛ تصویری شکل می‌گیرد که در آن، هر مؤسسه از زاویه‌ای متفاوت به آینده نگاه می‌کند. آژانس بین‌المللی انرژی از احتمال مازاد عرضه سخن می‌گوید، سازمان کشور‌های صادرکننده نفت همچنان به رشد تقاضای جهانی امیدوار است و بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ نیز با احتیاط برآورد‌های قیمتی خود را بازنگری می‌کنند.
 
این اختلاف بیش از آن‌که نشانه ضعف مدل‌های تحلیلی باشد بازتاب پیچیدگی بی‌سابقه بازار انرژی است. امروز دیگر قیمت نفت فقط تابع میزان تولید عربستان یا مصرف چین نیست؛ نرخ بهره آمریکا، سرعت توسعه خودرو‌های برقی، سیاست‌های اقلیمی اروپا، رشد اقتصادی هند، تولید نفت شیل آمریکا، سرمایه‌گذاری در میادین فراساحلی، امنیت مسیر‌های دریایی و حتی رفتار صندوق‌های سرمایه‌گذاری همگی در تعیین مسیر بازار نقش دارند. در چنین شرایطی، شرکت‌های بزرگ نفتی نیز دیگر به یک گزارش یا یک پیش‌بینی تکیه نمی‌کنند. مدیران اکسون، شل، بی‌پی و شورون معمولاً سناریو‌های مختلف مؤسسات بین‌المللی را کنار هم قرار می‌دهند و بر اساس «دامنه احتمالات» تصمیم می‌گیرند، نه یک عدد مشخص.
 
هشدار برای مازاد عرضه!
در گزارش‌های اخیر، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) بر این نکته تأکید کرده که رشد عرضه نفت به‌ویژه از سوی کشور‌های خارج از اوپک‌پلاس در حال پیشی گرفتن از رشد تقاضاست. از نگاه این نهاد، اگر روند فعلی ادامه یابد و اقتصاد جهانی نیز با شتابی کمتر از انتظار رشد کند بازار ممکن است با مازاد عرضه روبه‌رو شود؛ وضعیتی که معمولاً فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد می‌کند.
 
اگرچه انرژی‌های تجدیدپذیر سهم بیشتری از سبد انرژی جهان به دست خواهند آورد، اما نفت و گاز همچنان برای دهه‌های آینده نقش محوری در اقتصاد جهانی خواهند داشت.
تحلیلگران آژانس معتقدند رشد خودرو‌های برقی، افزایش بهره‌وری مصرف سوخت و سیاست‌های کاهش انتشار کربن، آهنگ رشد تقاضای نفت را نسبت به دهه گذشته کندتر کرده است. این بدان معنا نیست که عصر نفت به پایان رسیده، بلکه بازار دیگر با همان سرعت سابق بزرگ نمی‌شود و تولیدکنندگان باید برای حفظ سهم بازار، رقابت فشرده‌تری را تجربه کنند.
 
نفت هنوز ستون اقتصاد جهان!
در سوی دیگر، اوپک روایت متفاوتی ارائه می‌دهد. این سازمان همچنان معتقد است که رشد جمعیت، توسعه اقتصادی کشور‌های در حال توسعه و افزایش مصرف انرژی در آسیا، تقاضای جهانی نفت را در میان‌مدت و بلندمدت حفظ خواهد کرد. در چشم‌انداز بلندمدت اوپک، هند، کشور‌های جنوب شرق آسیا و بخش‌هایی از آفریقا، موتور‌های اصلی رشد تقاضای انرژی خواهند بود. از نگاه این سازمان، اگرچه انرژی‌های تجدیدپذیر سهم بیشتری از سبد انرژی جهان به دست خواهند آورد، اما نفت و گاز همچنان برای دهه‌های آینده نقش محوری در اقتصاد جهانی خواهند داشت. همین تفاوت دیدگاه، علت اصلی اختلاف سیاست میان اوپک و بسیاری از کشور‌های مصرف‌کننده است. در حالی‌که کشور‌های صنعتی بر سرعت بخشیدن به گذار انرژی تأکید می‌کنند، تولیدکنندگان نفت معتقدند کاهش سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید، در آینده می‌تواند به کمبود عرضه و جهش دوباره قیمت‌ها منجر شود.
 
از وین تا وال‌استریت؛ هیچ‌کس درباره نفت هم‌نظر نیست!
وال‌استریت محتاط‌تر از گذشته!
اگر تا دو سال پیش بسیاری از بانک‌های سرمایه‌گذاری از نفت ۹۰ تا ۱۰۰ دلاری سخن می‌گفتند، امروز فضای تحلیل تغییر کرده است. مؤسساتی مانند Goldman Sachs ،JPMorgan ،Morgan Stanley و Citi در ماه‌های اخیر پیش‌بینی‌های خود را با احتیاط بیشتری منتشر کرده‌اند. برخی مؤسسات با استناد به افزایش ظرفیت تولید در کشور‌های غیراوپکی و کاهش بخشی از ریسک‌های ژئوپلیتیک برآورد‌های خود از قیمت نفت را پایین آورده‌اند.
 
در مقابل همگی بر یک نکته اتفاق نظر دارند: بازار نفت هنوز به‌شدت نسبت به شوک‌های سیاسی آسیب‌پذیر است و هرگونه اختلال در عرضه می‌تواند ظرف چند روز مسیر قیمت‌ها را تغییر دهد. در واقع بانک‌های بزرگ دیگر دنبال پیش‌بینی یک «قیمت قطعی» نیستند؛ آنها دامنه‌ای از قیمت‌های محتمل را ارائه می‌کنند و سناریو‌های مختلف را براساس شرایط اقتصاد جهانی، سیاست‌های اوپک‌پلاس و وضعیت ژئوپلیتیک تحلیل می‌کنند.
 
چشم همه به متغیرها
اگر قرار باشد تنها یک عامل را به‌عنوان تعیین‌کننده‌ترین متغیر بازار نفت معرفی کنیم، آن عامل احتمالاً اقتصاد چین است. این کشور بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان است و هر تغییر در رشد اقتصادی یا فعالیت صنعتی آن بلافاصله در بازار انرژی منعکس می‌شود. چین با واردات روزانه حدود ۱۱ تا ۱۲ میلیون بشکه نفت، نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان را به خود اختصاص داده است. کاهش رشد بخش مسکن، افت تولید صنعتی یا ضعف تقاضای داخلی چین می‌تواند میلیون‌ها بشکه از تقاضای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل اجرای بسته‌های محرک اقتصادی و افزایش سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی معمولاً به رشد مصرف سوخت و تقویت قیمت نفت منجر می‌شود. به همین دلیل است که امروز تحلیلگران بازار نفت بیش از آن‌که به تعداد دکل‌های حفاری خاورمیانه نگاه کنند، آمار تولید کارخانه‌های چین، شاخص مدیران خرید و داده‌های واردات این کشور را دنبال می‌کنند.
 
رقیبی که اوپک نمی‌تواند نادیده بگیرد؟!
یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده آینده بازار، تولید نفت شیل آمریکاست. برخلاف پروژه‌های عظیم فراساحلی که سال‌ها زمان می‌برد تا به تولید برسند، تولیدکنندگان شیل می‌توانند در مدت کوتاهی به تغییرات قیمت واکنش نشان دهند. همین انعطاف‌پذیری باعث شده هر بار قیمت نفت افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند، بخشی از تولیدکنندگان آمریکایی تولید خود را افزایش دهند و به نوعی نقش تعدیل‌کننده بازار را ایفا کنند. این موضوع کار اوپک‌پلاس را برای مدیریت قیمت‌ها دشوارتر کرده زیرا هر کاهش تولید از سوی این ائتلاف می‌تواند فرصت بیشتری برای رشد تولید آمریکا ایجاد کند. آمریکا اکنون با تولید بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است.
غول‌های انرژی جهان امروز دیگر بر یک سناریوی قطعی شرط‌بندی نمی‌کنند؛ آنها خود را برای چندین آینده متفاوت آماده می‌کنند، زیرا به‌خوبی می‌دانند که در بازار نفت، تنها چیزی که قابل پیش‌بینی است، غیرقابل پیش‌بینی بودن آینده است.
 
تبدیل نوسان به بخشی از ماهیت بازار
شاید مهم‌ترین نتیجه بررسی گزارش‌های نهاد‌های بین‌المللی این باشد که هیچ‌کس انتظار بازگشت بازار به ثبات دهه‌های گذشته را ندارد. نفت وارد دوره‌ای شده که در آن نوسان به بخشی از ماهیت بازار تبدیل شده است. در چنین بازاری، شرکت‌های موفق الزاماً آنهایی نیستند که بیشترین تولید را دارند، بلکه آنهایی هستند که می‌توانند در شرایط مختلف، سریع‌تر تصمیم بگیرند، هزینه‌های خود را کنترل کنند و سرمایه‌گذاری‌هایشان را با تغییرات بازار تطبیق دهند. به همین دلیل، آینده صنعت نفت بیش از هر زمان دیگری به «مدیریت ریسک» وابسته است. غول‌های انرژی جهان امروز دیگر بر یک سناریوی قطعی شرط‌بندی نمی‌کنند؛ آنها خود را برای چندین آینده متفاوت آماده می‌کنند، زیرا به‌خوبی می‌دانند که در بازار نفت، تنها چیزی که قابل پیش‌بینی است، غیرقابل پیش‌بینی بودن آینده است.
 
از وین تا وال‌استریت؛ هیچ‌کس درباره نفت هم‌نظر نیست!
ایران در معادله جدید انرژی
در صنعت نفت، هیچ سرمایه‌گذاری با عجله انجام نمی‌شود. شرکت‌های بزرگ انرژی، پیش از آنکه یک دلار در پروژه‌ای سرمایه‌گذاری کنند، سال‌ها وضعیت سیاسی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی آن کشور را زیر نظر می‌گیرند. در این صنعت، حفاری یک چاه ممکن است چند ماه طول بکشد، اما تصمیم برای حفاری آن، گاهی حاصل چند سال مطالعه و ارزیابی ریسک است. به همین دلیل، هر بار که فضای ژئوپلیتیک خاورمیانه دستخوش تغییر می‌شود، نخستین واکنش در بازار نفت، افزایش یا کاهش قیمت نیست؛ بلکه بازنگری در نقشه سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ انرژی است. مدیران این شرکت‌ها از خود می‌پرسند آیا می‌توان پروژه‌ای را آغاز کرد که ۲۰ یا ۳۰ سال آینده نیز از ثبات نسبی برخوردار باشد؟
 
برای ایران، این پرسش اهمیت دوچندانی دارد. کشوری که با در اختیار داشتن یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، از نظر زمین‌شناسی در زمره جذاب‌ترین مقاصد سرمایه‌گذاری انرژی قرار می‌گیرد، اما طی سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و نااطمینانی‌های سیاسی، بخش بزرگی از این ظرفیت بالفعل نشده است.
 
اگر فضای بین‌المللی برای ایران مساعدتر شود، بازگشت سرمایه‌گذاران خارجی به‌صورت خودکار اتفاق نخواهد افتاد. رقابت امروز رقابت میان پروژه‌هاست، نه کشورها
مزیتی که پابرجاست!
در رقابت جهانی انرژی، همه چیز به حجم ذخایر خلاصه نمی‌شود اما نمی‌توان از کنار مزیت‌های طبیعی ایران نیز به سادگی گذشت. هزینه تولید نفت در بسیاری از میادین ایران همچنان در مقایسه با بسیاری از پروژه‌های فراساحلی یا نفت شیل پایین است. علاوه بر آن، وجود شبکه گسترده پالایشگاهی، دسترسی به آب‌های آزاد، همجواری با بازار‌های بزرگ مصرف و برخورداری از ذخایر عظیم گاز طبیعی، مجموعه‌ای از مزیت‌های کم‌نظیر را ایجاد کرده است. همین ویژگی‌ها سبب شده که نام ایران، حتی در سخت‌ترین سال‌های تحریم نیز از فهرست مطالعات شرکت‌های بزرگ انرژی حذف نشود. بسیاری از مؤسسات بین‌المللی در گزارش‌های خود تأکید کرده‌اند که هرگونه تغییر پایدار در شرایط سیاسی می‌تواند ایران را بار دیگر به یکی از مهم‌ترین مقاصد سرمایه‌گذاری انرژی در جهان تبدیل کند.
 
رقابت میان پروژه‌ها
واقعیت این است که بازار انرژی امروز با بازار دو دهه قبل تفاوت اساسی دارد. اگر در اوایل دهه ۲۰۰۰ شرکت‌های نفتی برای دستیابی به منابع جدید رقابت می‌کردند، امروز سرمایه محدودتر و رقابت میان کشور‌ها برای جذب آن شدیدتر شده است. در همین مدت، عربستان سعودی با توسعه پروژه‌های عظیم بالادستی و پایین‌دستی و تولید روزانه حدود ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت، امارات با تبدیل شدن به یکی از قطب‌های تجارت انرژی و عراق با افزایش ظرفیت تولید، جایگاه خود را در بازار جهانی تثبیت کرده‌اند. حتی کشور‌هایی مانند گویان و برزیل نیز با اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری به بازیگران مهم بازار نفت تبدیل شده‌اند.
 
این بدان معناست که اگر فضای بین‌المللی برای ایران مساعدتر شود، بازگشت سرمایه‌گذاران خارجی به‌صورت خودکار اتفاق نخواهد افتاد. رقابت امروز، رقابت میان پروژه‌هاست؛ نه صرفاً میان کشورها. سرمایه به سمتی می‌رود که علاوه بر منابع غنی، چارچوب حقوقی شفاف، ثبات مقررات، امکان انتقال فناوری، امنیت سرمایه و قابلیت پیش‌بینی اقتصادی نیز وجود داشته باشد.
 
غول‌های نفتی دنبال چه هستند؟
بررسی راهبرد‌های اخیر شرکت‌هایی مانند اکسون‌موبیل، شل، بی‌پی، شورون و توتال‌انرژیز نشان می‌دهد که اولویت آنها نسبت به گذشته تغییر کرده است. این شرکت‌ها دیگر صرفاً به دنبال میدان‌های بزرگ نیستند؛ آنها پروژه‌هایی را انتخاب می‌کنند که بازدهی بالا، هزینه تولید پایین، ریسک سیاسی قابل مدیریت و امکان توسعه بلندمدت داشته باشند. از این منظر، ایران همچنان مزیت‌های قابل توجهی دارد. اما برای تبدیل این مزیت بالقوه به سرمایه‌گذاری واقعی، علاوه بر کاهش ریسک‌های سیاسی، نیاز به نوسازی قرارداد‌های نفتی، تقویت زیرساخت‌های مالی، دسترسی به فناوری‌های نوین حفاری و توسعه روش‌های افزایش ضریب بازیافت وجود دارد.
 
کارشناسان انرژی معتقدند که یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی صنعت نفت ایران در دهه آینده، نه کشف میدان‌های جدید، بلکه افزایش بهره‌وری از میادین موجود است. بسیاری از مخازن نفتی کشور وارد نیمه دوم عمر خود شده‌اند و بدون استفاده از فناوری‌های پیشرفته، حفظ سطح تولید با دشواری بیشتری همراه خواهد بود.
 
بازار آینده و تغییر قواعد بازی!
یکی از برداشت‌های نادرست درباره گذار انرژی این است که تصور می‌شود جهان در آستانه خداحافظی با نفت قرار دارد. اما بررسی گزارش‌های شرکت‌های بزرگ انرژی، آژانس بین‌المللی انرژی و اوپک نشان می‌دهد که چنین برداشتی با واقعیت فاصله دارد. آنچه در حال تغییر است، جایگاه نفت نیست؛ بلکه شیوه تولید، مصرف و سرمایه‌گذاری در این صنعت است. نفت همچنان یکی از ارکان اصلی اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند، اما سرمایه‌گذاری‌ها به سمت پروژه‌هایی حرکت می‌کند که کم‌هزینه‌تر، کم‌کربن‌تر و از نظر اقتصادی مقاوم‌تر باشند.
 
در کنار آن، گاز طبیعی مایع (LNG)، پتروشیمی، هیدروژن و فناوری‌های جذب و ذخیره کربن، به تدریج به بخش جدایی‌ناپذیر راهبرد شرکت‌های بزرگ انرژی تبدیل شده‌اند. به بیان دیگر، غول‌های نفتی در حال تبدیل شدن به «شرکت‌های جامع انرژی» هستند؛ شرکت‌هایی که همچنان نفت تولید می‌کنند، اما آینده خود را تنها بر پایه نفت بنا نمی‌کنند.
 
از وین تا وال‌استریت؛ هیچ‌کس درباره نفت هم‌نظر نیست!
برنده واقعی چه کسی خواهد بود؟
در سال‌های گذشته، موفقیت شرکت‌های نفتی معمولاً با میزان تولید سنجیده می‌شد. هر شرکتی که بشکه‌های بیشتری تولید می‌کرد، قدرتمندتر تلقی می‌شد. اما امروز معیار‌ها تغییر کرده‌اند. سرمایه‌گذاران اکنون به دنبال شرکت‌هایی هستند که بتوانند در هر شرایطی سودآور باقی بمانند، بدهی خود را مدیریت کنند، جریان نقدی پایداری داشته باشند و همزمان برای گذار تدریجی انرژی نیز برنامه روشنی ارائه دهند. این تغییر نگاه، معادلات بازار را نیز دگرگون کرده است. دیگر نفت ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی ضامن موفقیت نیست و نفت ۶۰ دلاری نیز الزاماً به معنای بحران نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی شرکت‌ها و کشور‌ها در سازگار شدن با شرایط جدید است.
 
رقابت بر سر «اعتماد»
بازار جهانی انرژی در آستانه ورود به فصل تازه‌ای از تاریخ خود قرار دارد. فصلی که در آن، جنگ‌ها شاید همچنان بر قیمت نفت اثر بگذارند، اما سرنوشت صنعت انرژی بیش از هر زمان دیگری در اتاق‌های فکر، مراکز مالی و هیئت‌مدیره شرکت‌های بزرگ رقم خواهد خورد. اکسون، شل، بی‌پی، شورون و توتال‌انرژیز امروز بیش از آن‌که روی یک قیمت مشخص برای نفت شرط‌بندی کنند، روی انعطاف‌پذیری سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها دریافته‌اند که آینده، نه متعلق به بالاترین قیمت نفت، بلکه متعلق به پایین‌ترین هزینه تولید، بهترین فناوری، پایدارترین جریان نقدی و بیشترین اعتماد بازار است.
 
برای ایران نیز پیام این تحولات روشن است. اگر قرار باشد صنعت نفت کشور در دهه آینده جایگاه شایسته خود را بازیابد، اتکا به ذخایر عظیم هیدروکربوری کافی نخواهد بود. آینده این صنعت، در گروی ترکیب هوشمندانه‌ای از دیپلماسی اقتصادی، جذب سرمایه، نوسازی فناوری، اصلاح ساختار‌های قراردادی و ایجاد محیطی قابل پیش‌بینی برای سرمایه‌گذاران است.
 
در نهایت شاید مهم‌ترین درس تحولات اخیر این باشد که بازار نفت دیگر میدان رقابت صرفِ چاه‌های نفت نیست؛ میدان رقابت «اعتماد» است. کشوری که بتواند این اعتماد را جلب کند، نه‌تنها نفت بیشتری خواهد فروخت، بلکه سهم بزرگ‌تری از آینده اقتصاد انرژی جهان را نیز در اختیار خواهد گرفت.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار