
به گزارش تابناک، اگر کارنامه چند سال اخیر آیتالله سبحانی را ورق بزنیم، نکتهای جلب توجه میکند: او در عمل به «امام نماز بزرگان قم» بدل شده است. هرگاه یکی از چهرههای شاخص حوزه علمیه قم از دنیا رفته، این آیت الله سبحانی بوده که در آستان حرم حضرت معصومه (س) بر پیکرشان نماز خوانده است؛ از آیتالله محمد مؤمن، عضو فقهای شورای نگهبان و نماینده مردم قم در مجلس خبرگان رهبری، تا آیتالله ابراهیم جناتی، آیتالله شیخ عباس محفوظی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، همسر مرجع عالیقدر آیتالله شبیری زنجانی، و پیشتر آیتالله علیپناه اشتهاردی. این روند نشان میدهد که در سالهای اخیر، نوعی عرف نانوشته در حوزه علمیه قم شکل گرفته که اقامه نماز بر پیکر بزرگان این شهر را به ایشان واگذار میکند؛ جایگاهی که ریشه در سابقه هفتادساله تدریس، اقدمیت در میان مراجع تقلید مقیم قم و احترامی دارد که نزد بدنه حوزه و مردم از آن برخوردار است.
طبیعی است که با شهادت رهبر انقلاب و برگزاری مراسم تشییع، همین سابقه باعث شده نام او در صدر گمانهزنیها قرار بگیرد. با این همه، تا لحظه نگارش این گزارش، نام قطعی امام جماعت این نماز از سوی ستاد ملی برگزاری مراسم اعلام نشده و باید منتظر اطلاعرسانی رسمی ماند.
یک مقایسه تاریخی: نماز میت امام خمینی را چه کسی خواند؟
نگاهی به تاریخ معاصر حوزه نشان میدهد که اقامه نماز بر پیکر بنیانگذاران و رهبران نظام، همواره به یکی از مراجع تقلید ارشد سپرده شده است. در خرداد ۱۳۶۸، نماز بر پیکر امام خمینی (ره) را آیتالله سیدمحمدرضا گلپایگانی، از مراجع بزرگ آن دوران، در مصلای تهران اقامه کرد؛ انتخابی که با هماهنگی نزدیکان امام و با توجه به جایگاه علمی گلپایگانی صورت گرفت. این الگو، یعنی واگذاری چنین مسئولیتی به ارشدترین و باسابقهترین مرجع در دسترس، همان سنتی است که امروز نام آیت الله سبحانی را در کانون توجه قرار داده است.
از تبریز تا حجرههای قم؛ آغاز یک مسیر هفتاد ساله
آیت الله جعفر سبحانی تبریزی در ۲۰ فروردین ۱۳۰۸ در خانوادهای روحانی در تبریز به دنیا آمد. پدرش آیتالله محمدحسین سبحانی خیابانی از علمای تبریز و شاگرد سید محمدکاظم یزدی، صاحب کتاب عروةالوثقی، و شیخالشریعه اصفهانی بود. آیت الله سبحانی تحصیلات نخستین خود را در مکتبخانه و سپس مدرسه طالبیه تبریز گذراند و در مهر ۱۳۲۵ راهی قم شد. در آنجا در درس آیتالله بروجردی و امام خمینی حاضر شد و تقریرات هفتساله او از درس اصول امام خمینی، با تقریظی ستایشآمیز از خود امام، منتشر شد.
امروز او یکی از مراجع تقلید، اصولیان، متکلمان و مفسران برجسته حوزه علمیه قم است و بیش از هفتاد سال سابقه تدریس خارج فقه و اصول دارد. درس او یکی از پرجمعیتترین دروس حوزه، با بیش از ۶۰۰ شاگرد، به شمار میرود؛ هرچند بهدلیل حضور گسترده طلاب و روحانیون در صحنههای اجتماعی این روزها، این درس موقتاً تعطیل شده است.
در نقطه تلاقی سه جریان فکری
نگاهی به مسیر فکری و فعالیتهای آیت الله سبحانی نشان میدهد او را میتوان در محل تلاقی سه جریان قرار داد. نخست، جریان روحانیت مبارز سنتی پیش از انقلاب: او از اعضای حلقه مدرسان و فضلای حوزه قم بود که از سال ۱۳۴۲ در کنار امام خمینی به مخالفت با رژیم پهلوی برخاستند. دوم، جریان کلامی-تبلیغی نواندیش حوزوی دهههای سی و چهل: آیت الله سبحانی از بنیانگذاران «دارالتبلیغ اسلامی» و مجله «مکتب اسلام» -که بعدها به «درسهایی از مکتب اسلام» تغییر نام داد- بود، در کنار چهرههایی، چون ناصر مکارم شیرازی، سیدهادی خسروشاهی و علی حجتی کرمانی؛ تلاشی که او آن را پاسخی به خلأ فکری دهه سی در میان جوانان توصیف کرده است. سوم و مهمتر در سالهای اخیر، جریان کلام اصولگرای ضدوهابی معاصر: او مؤسس «مرکز تخصصی کلام اسلامی» و رشته تخصصی «وهابیتشناسی» در مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی امام صادق (ع) است و شاید شاخصترین چهره علمی-حوزوی در نقد نظاممند وهابیت و سلفیگری در دهههای اخیر باشد.
در یک جمعبندی میتوان آیت الله سبحانی را نماینده اصولگرایی کلامی-فقهی سنتی، نزدیک به نهاد روحانیت رسمی و انقلاب، دانست؛ کسی که محور اصلی فعالیتش دفاع از کلام امامیه در برابر جریانهای رقیب، از وهابیت و بهائیت تا فرقههای نوظهور، و نیز در برابر قرائتهای نواندیشانه دینی بوده است.
در روزهای مبارزه با رژیم پهلوی
آیت الله سبحانی در دوران مبارزه با حکومت پهلوی، حضوری فعال داشت. او پس از واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و دستگیری امام خمینی، نامه اعتراضی فضلای قم را امضا کرد. در اسفند همان سال نیز نامه اعتراضی به حسنعلی منصور، نخستوزیر وقت، درباره ادامه بازداشت امام و علما را امضا کرد. هنگام انتقال امام از ترکیه به نجف نیز تلگرام حمایتی فضلا را امضا کرد و نامش بهطور مستمر در ذیل اعلامیههای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم علیه رژیم پهلوی دیده میشد.
نامههایی که یک مناظره شدند؛ ماجرای آیت الله سبحانی و سروش
یکی از مهمترین رویاروییهای فکری روحانیت سنتی-اصولی با روشنفکری دینی معاصر ایران، مکاتبه آیت الله سبحانی با عبدالکریم سروش بود. پس از مصاحبه سروش با عنوان «کلام محمد» درباره وحی قرآنی در آذر ۱۳۸۶، سبحانی نامهای انتقادی برای او نوشت. این مکاتبات دوسویه -که از سوی سروش با عناوینی، چون «بشر و بشیر» و «طوطی و زنبور» و از سوی آیت الله سبحانی با عنوان «دکتر سروش به آغوش اسلام بازگردد» ادامه یافت- بعدها در سال ۱۳۹۱ در کتابی با عنوان «مسئله وحی» گردآوری شد.
دشمن امروز؛ یک عمر رزم علمی با وهابیت
آیت الله سبحانی بارها وهابیت را «دشمن امروز» جهان تشیع خوانده و بر ضرورت آموزش ائمه جمعه درباره مبانی فکری وهابیت، سلفیگری و داعش تأکید کرده است. به باور او، وهابیت با سوءاستفاده از مفاهیمی، چون «توحید» در برابر آنچه «شرک» مینامد، متدینان را میفریبد؛ از همین رو خواستار راهاندازی دورههای فشرده آموزشی و تشکیل شورای سیاستگذاری رسانهای در رد وهابیت شده است. آثار متعددی از جمله «درسنامه نقد وهابیت» و «آیین وهابیت» حاصل همین رویکرد است.
مواضع اجتماعی و معیشتی در سالهای اخیر
در کنار فعالیتهای علمی و کلامی، آیت الله سبحانی در سالهای اخیر چند موضع اجتماعی نیز گرفته که بازتاب رسانهای داشته است: مخالفت علنی با تصویب تعطیلی روزهای شنبه در مجلس شورای اسلامی، اهدای مبلغ فروش خانه شخصیاش به سیلزدگان، و صدور استفتائات فقهی روزمره، از جمله در پاسخ به استفتائی درباره موتورسواری زنان که آن را فینفسه فاقد حرمت شرعی دانسته و ملاک را رعایت موازین شرعی و اخلاقی اعلام کرده است.
از «مکتب اسلام» تا «وهابیتشناسی»؛ کارنامه حوزوی و علمی
فهرست فعالیتهای نهادی و علمی آیت الله سبحانی طولانی است. او مجله «درسهایی از مکتب اسلام» را تأسیس و مدیریت کرد؛ نشریهای که در روزگار خود تیراژی گاه بیش از صد هزار نسخه داشت و یکی از مهمترین رسانههای مکتوب تبلیغ دینی نسل پیش از انقلاب به شمار میرفت. او دارالتبلیغ اسلامی قم را در کنار دیگر فضلای همفکر مدیریت کرد و در سال ۱۳۷۰ «مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی امام صادق (ع)» را بهعنوان مرکز تخصصی کلام اسلامی، با گرایشهای کلام اسلامی و وهابیتشناسی در مقاطع کارشناسی تا دکتری حوزوی، بنیان گذاشت. او همچنین از بنیانگذاران رویکرد «تفسیر موضوعی قرآن» در حوزه است؛ رویکردی که نمونه برجسته آن کتاب «منشور جاوید» است.
کارنامه نگارشی او نیز چشمگیر است: بیش از ۳۳۶ عنوان کتاب در ۵۷۳ جلد، به فارسی و عربی، در حوزههای فقه، اصول، کلام، تفسیر، تاریخ اسلام، رجال، درایه، فلسفه، ملل و نحل و نقد وهابیت. از میان این آثار میتوان به «فروغ ابدیت» در سیره پیامبر اکرم (ص)، «منشور عقاید امامیه»، «الموجز» و «المحصول فی علم الاصول» اشاره کرد.
در کنار این، او نماینده مردم آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب بود و امروز با شبکه گستردهای از مقلدان و دفاتر استفتاء، از مراجع تقلید شیعه به شمار میرود.
در نهایت اگر بخواهیم آنچه از کارنامه نزدیک به یک قرن فعالیت آیتالله سبحانی برمیآید را در چند خط خلاصه کنیم، باید به چند نکته تکرارشونده اشاره کرد: نخست، مرزبندی هویتی شیعی در برابر جریانهای مذهبی رقیب -وهابیت، بهائیت، فرق منحرف- که محور اصلی پروژه فکری او در چهار دهه اخیر بوده است؛ دوم، پیوند پیوسته با نهاد روحانیت و انقلاب، از همراهی با امام خمینی در دهه چهل تا حضور در نهادهای رسمی پس از انقلاب؛ سوم، رویکردی که در آن دفاع از کلام امامیه با ابزار استدلال عقلی و رجوع تطبیقی به متون مخالفان همراه است؛ و چهارم، مواجههای انتقادی، اما مکتوب و مناظرهای با روشنفکری دینی، نه با لحن قهری بلکه در قالب نامهنگاری علمی.
همین مجموعه ویژگیهاست که او را در زمره مرجعیت سنتی-اصولگرای نزدیک به ساختار رسمی نظام قرار میدهد؛ مرجعی که اکنون، در کنار میراث علمی هفتاد سالهاش، روایت دیگری هم به کارنامهاش افزوده شده است: کسی که در سالهای اخیر، عادتاً بر پیکر بزرگان حوزه علمیه قم نماز خوانده، و حالا نامش در کنار نام احتمالی امام نماز میت رهبر شهید انقلاب نیز شنیده میشود.