صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
جنگ روایت‌ها؛ زمینه فشار و تقابل/

اندیشکده‌های دیگران چگونه تصویر ایران را می‌سازند؟/قدرت سخت بدون ترجمه فرهنگی ناتمام است

رصد متون منتشرشده در مجموعه‌ای از مهم‌ترین اندیشکده‌های آمریکایی نشان می‌دهد که ایران در اغلب این متون نه به‌مثابه یک بازیگر تاریخی و اجتماعی پیچیده، بلکه عمدتاً به‌عنوان یک مسئله دائمی امنیتی بازنمایی می‌شود. محورهای اصلی این بازنمایی نیز معمولاً بر موضوعاتی چون تهدید هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، حمایت از نیروهای نیابتی، بی‌ثبات‌سازی منطقه، اختلال در انرژی، جنگ نامتقارن، تهدید سایبری و مقابله با نظم بین‌المللی استوار است.
کد خبر: ۱۳۷۹۳۵۲
| |
435 بازدید

اندیشکده‌های دیگران چگونه تصویر ایران را می‌سازند؟/قدرت سخت بدون ترجمه فرهنگی ناتمام است

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، در جهان امروز، منازعات بزرگ تنها در میدان نظامی یا در سطح تقابل سیاسی شکل نمی‌گیرند، بلکه پیش از آن، در عرصه ادراک، تصویر، روایت و مشروعیت آغاز می‌شوند. کشورها پیش از آنکه هدف فشار، تحریم یا تقابل قرار گیرند، در ذهن افکار عمومی، رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و محافل تصمیم‌ساز به‌گونه‌ای معرفی می‌شوند که اعمال فشار علیه آنان موجه، ضروری و حتی اخلاقی جلوه کند.

از این رو، مواجهه با این روند صرفا با ابزارهای سیاسی و امنیتی کافی نیست و بدون حضور فعال در میدان فرهنگ، روایت و اقناع عمومی، امکان خنثی سازی آن محدود خواهد بود. به بیان دیگر، دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم دیگر حوزه‌هایی صرفاً نمادین یا تزئینی نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت امنیت ملی به شمار می‌آیند. 

پیروزی سخت، بدون پیروزی روایی ناپایدار است

تحولات اخیر نیز بار دیگر نشان دادند که جنگ‌ها و بحران‌ها صرفاً حاصل محاسبات نظامی یا سیاسی نیستند، بلکه بر بستری از معنا، تصویر و قضاوت عمومی شکل می‌گیرند. جنگ یا تنش اخیر، در عین آنکه نشان داد جمهوری اسلامی ایران از اراده و توان سخت بازدارندگی برخوردار است، هم‌زمان یک «پنجره ادراکی» در نزد افکار عمومی جهان و بخشی از نخبگان گشود.

در غرب، قدرت نظامی ایران در بسیاری از ارزیابی‌ها همچنان تهدیدآمیز تلقی می‌شود، اما در عین حال این واقعیت نیز مورد توجه قرار گرفته که ایران توانسته است در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی اراده نظامی و سیاسی خود را تحمیل کند. در جهان عرب نیز واکنش‌ها یکدست نبوده است: بخشی از افکار عمومی کشورهای عربی از ایستادگی ایران در برابر آمریکا و اسرائیل استقبال کرده‌اند، در حالی‌که بخشی دیگر این تحولات را از دریچه نگرانی نسبت به جاه‌طلبی هسته‌ای ایران می‌نگرند. این وضعیت نشان می‌دهد که فرصت ادراکیِ پدیدآمده، خودبه‌خود به سرمایه‌ای پایدار تبدیل نخواهد شد، مگر آنکه از طریق دیپلماسی عمومی و سرمایه‌گذاری فرهنگی به روایت ماندگار تبدیل شود. به بیان دیگر، هر موفقیت سخت، اگر به پیروزی روایی و فرهنگی ترجمه نشود، بخشی از ظرفیت راهبردی خود را از دست می‌دهد.

دیپلماسی فرهنگیِ غایب و امنیتی‌شدن تدریجی تصویر ایران

نکته اساسی آن است که کم‌توجهی به فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی فقط به ضعف در عرصه تصویر منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز آسیب‌پذیری امنیتی شود. در جهان معاصر، هیچ خلأ روایی برای مدت طولانی خالی نمی‌ماند. اگر کشوری روایت خود را تولید نکند، دیگران آن را به‌جای او تعریف می‌کنند. این تعریف بیرونی به‌تدریج کشور را در قالب بحران، تهدید و ابهام، تثبیت می‌کند و پیامد آن تنها به حوزه رسانه محدود نمی‌ماند، بلکه بر سیاست، اقتصاد، علم، گردشگری، همکاری‌های منطقه‌ای، مناسبات فرهنگی و حتی بر نوع مواجهه با شهروندان آن کشور-افکار عمومی- در خارج از مرزها اثر می‌گذارد. به همین دلیل، غفلت از دیپلماسی فرهنگی در نهایت فقط یک نقصان فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به خطایی راهبردی با نتایج امنیتی تبدیل شود.

چرا سرمایه تمدنی ایران به قدرت نرم تبدیل نمی‌شود؟

در مورد ایران، این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. ایران کشوری با عمق تمدنی، حافظه تاریخی، سرمایه انسانی، میراث فرهنگی، ظرفیت علمی و تنوع اجتماعی گسترده است؛ با این حال، در بخش بزرگی از محیط نخبگانی و افکار عمومی بویژه در غرب، بیش از آنکه به‌عنوان یک واقعیت تمدنی و اجتماعی متکثر دیده شود، در قالب یک «پرونده امنیتی» فهم می‌شود. این شکاف میان «واقعیت ایران» و «تصویر ایران» یکی از مهم‌ترین خلأهای راهبردی کشور است. هنگامی که یک کشور عمدتاً از دریچه تهدید، بی‌ثباتی و بحران بازنمایی شود، هزینه اعمال فشار علیه آن کاهش می‌یابد و در مقابل، امکان دیده‌شدن وجوه فرهنگی، علمی، تاریخی و اجتماعی آن تضعیف می‌شود.

از تحلیل تا تصمیم: چگونه اندیشکده‌ها تصویر ایران را می‌سازند؟

در این میان، اندیشکده‌های جهانی نقشی مهم در صورت‌بندی این تصویر ایفا می‌کنند. اندیشکده‌ها صرفاً مراکز پژوهشی منفصل از واقعیت سیاسی نیستند، بلکه بخشی از زنجیره تصمیم‌سازی، گفتمان‌سازی و جهت‌دهی به سیاست خارجی کشورها را تشکیل می‌دهند. رصد متون منتشرشده در مجموعه‌ای از مهم‌ترین اندیشکده‌های آمریکایی نشان می‌دهد که ایران در اغلب این متون نه به‌مثابه یک بازیگر تاریخی و اجتماعی پیچیده، بلکه عمدتاً به‌عنوان یک مسئله دائمی امنیتی بازنمایی می‌شود. محورهای اصلی این بازنمایی نیز معمولاً بر موضوعاتی چون تهدید هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، حمایت از نیروهای نیابتی، بی‌ثبات‌سازی منطقه، اختلال در انرژی، جنگ نامتقارن، تهدید سایبری و مقابله با نظم بین‌المللی استوار است.

البته میان این اندیشکده‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد. مراکزی چون RAND،CSIS  و شورای آتلانتیک معمولاً با زبان حرفه‌ای‌تر، فنی‌تر و تحلیلی‌تر به ایران می‌پردازند و بیش از دیگران بر مفاهیمی چون بازدارندگی، محاسبات امنیتی و منطق ژئوپلیتیکی تأکید دارند. در مقابل، نهادهایی مانند Heritage و FDD با لحن تندتر و امنیتی‌سازانه‌تر، ایران را در قالب تهدیدی حداکثری برای منافع آمریکا و متحدانش ترسیم می‌کنند. مراکزی مانند Crisis Group و Quincy اگرچه به مذاکره، کاهش تنش و پرهیز از تشدید بحران متمایل‌ترند، اما حتی در این رویکردها نیز ایران همچنان عمدتاً در قالب یک پرونده امنیتی فهم می‌شود، نه یک بازیگر چندلایه با وجوه متنوع تمدنی، اجتماعی و انسانی. بنابراین، تفاوت اصلی میان این مراکز نه در اصل امنیتی‌دیدن ایران، بلکه در شیوه مواجهه با این «تهدید» است.

این بازنمایی پیامدهای مهمی دارد. نخست آنکه به فشار و تقابل مشروعیت می‌بخشد و امکان اجماع‌سازی علیه ایران را افزایش می‌دهد. دوم آنکه دامنه انتخاب‌های سیاستیِ طرف‌های مقابل را به‌گونه‌ای محدود می‌کند که گزینه‌های فرهنگی، اجتماعی، علمی و دیپلماتیک به حاشیه می‌روند و الگوهای مهار، فشار و بازدارندگی در مرکز قرار می‌گیرند. سوم آنکه هر بحران جدید، در چارچوب همان تصویر از پیش‌ساخته‌شده تفسیر می‌شود و به تقویت دوباره همان روایت تهدیدمحور می‌انجامد. در نتیجه، تصویر امنیتی ایران به ساختاری خودتقویت‌گر بدل می‌شود که خروج از آن دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد شد.

ایران‌هراسی ساختاری و پیامدهای چندلایه آن

تداوم این تصویر تهدیدمحور، صرفاً هزینه‌های سیاسی و امنیتی به بار نمی آورد، بلکه به‌طور مستقیم به حوزه‌های اعتبار بین‌المللی، فرهنگ، هویت و اقتصاد نیز سرایت می‌کند. در سطح سیاسی ـ امنیتی، چنین بازنمایی‌ای پذیرش تحریم‌ها، فشارهای فزاینده و حتی طرح گزینه‌های تقابلی را برای بازیگران بیرونی ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌سازد. در سطح روایی و اعتباری، ایران را از «کنشگر روایت‌پرداز» به «موضوع روایت دیگران» تقلیل می‌دهد و توان کشور برای توضیح منطق رفتاری و صورت‌بندی منافع مشروع خود را تضعیف می‌کند. در سطح فرهنگی و هویتی، پیامد آن کمرنگ‌شدن «ایران فرهنگی» در ذهن جهانیان، کاهش نفوذ نمادین و حتی مصادره میراث و مفاخر مشترک منطقه‌ای است. در سطح اقتصادی نیز این تصویر، ریسک ادراکی را بالا می‌برد و به کاهش جذابیت گردشگری، تردید سرمایه‌گذاران، دشوارتر شدن همکاری‌های علمی و فناورانه، شکل‌گیری کریدورها و ترتیبات اقتصادی بدون مشارکت ایران، تحریم های بین المللی و نیز اثر منفی بر پذیرش اجتماعی ایرانیان در خارج از کشور می‌انجامد. به بیان دقیق‌تر، آنچه در میدان سخت به نتیجه نرسد، غالباً در میدان نرم و از مسیر فرسایش تصویر، اعتبار و هویت پیگیری می‌شود؛ روندی که در نهایت هزینه همکاری، مشارکت و تعامل سازنده با ایران را برای دیگران افزایش می‌دهد.

قدرت نرم به‌عنوان بازدارندگی ادراکی

از همین‌جا ضرورت بازتعریف دیپلماسی فرهنگی روشن می‌شود. دیپلماسی فرهنگی نباید به مجموعه‌ای از فعالیت‌های پراکنده، مناسبتی یا تشریفاتی تقلیل یابد. این حوزه، در معنای راهبردی خود، بخشی از سازوکار پیشگیری از تهدید، کاهش ایران‌هراسی، افزایش قدرت مانور دیپلماتیک و ایجاد بازدارندگی ادراکی است. هر میزان که تصویر ایران در جهان، متکثر، انسانی‌، واقعی و متوازن‌ شود، هزینه مشروعیت‌بخشی به فشار و تقابل علیه آن نیز افزایش خواهد یافت. از این رو، دیپلماسی فرهنگی باید از حاشیه به متن سیاست خارجی و حتی به بخشی از معماری امنیت ملی منتقل شود.

در این چارچوب، نخستین ضرورت آن است که «تصویر ایران» به‌عنوان یک متغیر امنیتی شناخته شود، نه صرفاً یک موضوع تبلیغاتی یا فرهنگی. تصویر بین‌المللی کشور بر ظرفیت اجماع‌سازی، بر میزان پذیرش‌پذیری تحریم‌ها و فشارها، بر ریسک ادراکی اقتصاد و بر دامنه مانور دیپلماسی رسمی تأثیر مستقیم دارد. دوم آنکه رویکرد کشور در این حوزه باید از حالت واکنشی خارج شود. فعالیت فرهنگی زمانی که بحران آغاز شده و روایت رقیب تثبیت شده است، دیرهنگام و کم‌اثر خواهد بود. دیپلماسی فرهنگی زمانی مؤثر است که پیش‌دستانه، مستمر و مخاطب‌محور طراحی شود و پیش از بحران، شبکه‌های ارتباطی، اعتبار نخبگانی و زیرساخت‌های روایی لازم را ایجاد کند.

ترجمه ایران به زبان جهانی: از پیام داخلی به روایت قابل فهم

ضرورت دیگر، ترجمه ایران به زبان جهانی است. یکی از مشکلات اصلی آن است که ایران، با همه عمق تاریخی و تمدنی خود، هنوز در بسیاری از ساحت‌های جهانی به زبانی قابل فهم، ساده‌سازی‌شده اما دقیق و متناسب با مخاطب جهانی عرضه نشده است. منظور از ترجمه ایران، تبلیغات سطحی نیست، بلکه تبدیل پیچیدگی‌های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و عقلانیت راهبردی ایران به روایت‌هایی است که برای دانشگاهیان، رسانه‌ها، افکار عمومی و تصمیم‌گیران خارجی قابل درک باشد. ایران باید نه فقط به‌عنوان یک قدرت سیاسی، بلکه به‌عنوان یک تمدن تاریخی، جامعه‌ای زنده و متنوع و بازیگری دارای منافع مشروع و منطق قابل فهم معرفی شود.

برای رسیدن به این هدف، باید تمرکز را از اقدامات مقطعی و تشریفاتی به «زیرساخت‌های واقعی اثرگذاری» منتقل کرد؛ یعنی جاهایی که معنا و تصویر ایران در آن ساخته می‌شود: دانشگاه، رسانه، هنر و صنایع خلاق، همکاری‌های علمی، ایرانیان خارج از کشور، دیپلماسی شهری، ارتباطات مردم‌با‌مردم و گفت‌وگوهای فرهنگی و دینی میان نخبگان. 

بدون حضور فعال و مستمر در این شبکه‌ها، حتی پیام‌های رسمی هم معمولاً در فضای بین‌المللی شنیده نمی‌شود و ماندگار نمی‌گردد. بنابراین، سرمایه‌گذاری در کرسی‌های ایران‌شناسی، زبان فارسی، پروژه‌های مشترک دانشگاهی، تولید محتوای چندزبانه و باکیفیت، روایت‌های فرهنگی از جامعه ایران، شبکه‌سازی با نخبگان و رسانه‌ها و استفاده هوشمندانه از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور باید به محورهای اصلی راهبرد جدید تبدیل شود.

سیاست‌های پیشنهادی برای مدیریت تصویر ایران

در سطح اجرایی، هرگونه تحول در دیپلماسی فرهنگی مستلزم آن است که ابتدا کاستی‌های نهادی و سیاستی موجود به‌صورت واقع‌بینانه شناسایی و اصلاح شوند. اگرچه برای فعالیت فرهنگی در خارج از کشور نهاد تخصصی مشخصی وجود دارد، اما واقعیت آن است که منابع مالی، سازوکارهای پشتیبان و ظرفیت‌های اجرایی آن، نه با گستره مأموریت تعریف‌شده‌اش تناسب دارد و نه با نیازهای پیچیده و فزاینده امروز. این ضعف در شرایطی تشدید می‌شود که در سیاستگذاری مربوط به فعالیت‌های فرهنگی خارج از کشور، «کار فرهنگی» عملاً اغلب در قالب «کار دینی» فهم و تعریف می‌شود. در نتیجه، با وجود اهمیت و جایگاه مؤلفه‌های دینی در هویت فرهنگی ایران، سایر ابعاد فرهنگ ایرانی ـ از جمله وجوه تمدنی، تاریخی، هنری، زبانی و اجتماعی ـ کمتر مجال بروز و عرضه متناسب می‌یابند و ظرفیت‌های متنوع فرهنگ ملی در تعامل با مخاطب خارجی به‌طور کامل به کار گرفته نمی‌شود. حال آنکه کار دینی، اگرچه بخشی مهم از کار فرهنگی است، اما تمام آن نیست؛ به‌ویژه در عرصه خارج از کشور که منطق ارتباط با مخاطب، اقتضائات خاص خود را دارد. از این منظر، سیاستگذاری فرهنگی خارج از کشور باید با تمایزگذاری روشن میان نیازها و الزامات فضای داخلی و خارجی و با توجه به ذائقه، زمینه ذهنی و اولویت‌های مخاطب بین‌المللی، به‌گونه‌ای تنظیم شود که همه ظرفیت‌های فرهنگی ایران در خدمت تقویت قدرت ملی و افزایش اثرگذاری خارجی کشور قرار گیرد. از این رو با ادامه روند فعلی، نه دیپلماسی فرهنگی به معنای واقعی آن شکل می‌گیرد و نه ظرفیت‌های فرهنگی، دینی و تمدنی کشور به‌درستی در خدمت منافع ملی قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، وجود نهادهای متعدد و موازی که هر یک به دلایل مختلف در پی ایفای نقش در عرصه خارج از کشور هستند، به‌جای آنکه به ارتقاء سطح برند ملی بینجامد، غالباً موجب پراکندگی، تداخل مأموریت، اتلاف منابع و ارسال پیام‌های غیرهمسو می‌شود. این موازی‌کاری، به‌ویژه در حوزه‌ای که نیازمند انسجام روایی، تمرکز نهادی و تقسیم کار روشن است، یکی از موانع اصلی شکل‌گیری یک دیپلماسی فرهنگی مؤثر به شمار می‌آید. مسئله مهم‌تر آن است که در بسیاری از موارد، منافع ملی به‌عنوان معیار اصلی تنظیم اولویت‌های فرهنگی در خارج از کشور به‌قدر کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و گاه ملاحظات بخشی، سازمانی یا نگاه‌های محدود ایدئولوژیک جای آن را می‌گیرد. افزون بر این، غلبه نگاه امنیتی بر مسائل فرهنگی نیز سبب شده است که فرهنگ نه به‌عنوان یک ظرفیت تولید اعتماد، نفوذ و اقناع، بلکه بیشتر به‌عنوان حوزه‌ای پرریسک و نیازمند کنترل دیده شود؛ رویکردی که خود به محدود شدن ابتکار عمل، کاهش ارتباطات طبیعی و تضعیف اثرگذاری فرهنگی ایران در خارج از کشور انجامیده است.

بر این اساس، اصلاح این وضعیت بیش از آنکه صرفاً به افزایش برنامه‌ها نیاز داشته باشد، محتاج بازآرایی حکمرانی فرهنگی در خارج از کشور است: تقویت واقعی نهاد تخصصی متولی از حیث بودجه، اختیار و نیروی انسانی؛ پایان دادن به موازی‌کاری از طریق تقسیم کار ملی و سازوکار هماهنگی مؤثر؛ بازتعریف نسبت فرهنگ، دین و منافع ملی در سیاستگذاری خارجی؛ و نیز تعدیل نگاه امنیتی به حوزه فرهنگ به نفع رویکردی حرفه‌ای، اعتمادساز و اثرمحور. در همین چارچوب، «راه اندازی مرکز رصد تصویر ایران و ارزیابی فعالیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور» نیز ضرورتی اساسی دارد؛ مرکزی که بتواند به‌صورت مستمر، علمی و داده‌محور، هم تصویر ایران در افکار عمومی، رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و نهادهای نخبگانی خارج از کشور را پایش کند و هم اثربخشی برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی ایران در خارج را ارزیابی نماید. بدون چنین سازوکاری، سیاستگذاری فرهنگی همچنان از ضعف در شناخت محیط، ناتوانی در سنجش نتیجه و فقدان بازخورد عملیاتی رنج خواهد برد. 

تنها بر پایه چنین اصلاحاتی است که می‌توان در کوتاه‌مدت سازوکار رصد و پاسخ‌گویی روایی ایجاد کرد، پیام مرکزی و منسجم برای بازنمایی ایران ساخت، فعالیت نمایندگی‌ها را از تشریفات به دیپلماسی عمومی سنجش‌پذیر سوق داد و در میان‌مدت و بلندمدت نیز از مسیر توسعه کرسی‌های ایران‌شناسی، شبکه‌سازی نخبگانی، تولید محتوای چندزبانه و استقرار نظام بودجه‌ریزی عملکردمحور، به یک دیپلماسی فرهنگی منسجم، حرفه‌ای و همسو با الزامات امنیت ملی دست یافت.

فرجام سخن: قدرت سخت بدون ترجمه فرهنگی ناتمام است

جمع‌بندی این بحث آن است که جمهوری اسلامی ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن است که میان قدرت سخت و قدرت نرم خود پیوندی راهبردی برقرار کند. کشوری که نتواند ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و انسانی خود را به زبان جهانی ترجمه کند، ناگزیر خواهد بود هزینه بیشتری برای دفاع از منافع ملی خود در عرصه‌های سیاسی و امنیتی بپردازد. همان‌گونه که رقبا می‌کوشند ناکامی در میدان سخت را در میدان روایت، عملیات روانی و نفوذ فرهنگی جبران کنند، ایران نیز ناگزیر است پیروزی‌ها و ظرفیت‌های خود را به دستاوردهای ادراکی، فرهنگی و روایی تبدیل کند.

در نهایت، هشدار اصلی آن است که غفلت از فرهنگ، تنها غفلت از یک حوزه نرم و فرعی نیست، بلکه می‌تواند به بازتولید ناامنی، افزایش هزینه‌های تقابل، فرسایش اعتبار بین‌المللی و تضعیف قدرت ملی منجر شود. در مقابل، سرمایه‌گذاری حرفه‌ای، مستمر و هدفمند در دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم، نه اقدامی تزئینی، بلکه بخشی از سیاست پیشگیرانه امنیتی کشور است.

قدرت سخت، بدون ترجمه فرهنگی و روایی، ناتمام می‌ماند و امنیت ملی، بدون دیپلماسی فرهنگی، پرهزینه‌تر، آسیب‌پذیرتر و ناپایدارتر خواهد شد.

رضا عزیزیان؛ محقق و پژوهشگر فرهنگی

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار