جزئیات جدید مذاکرات؛ ۵۰ درصد منابع مسدود باید همزمان با تفاهم آزاد شود

در شرایطی که منطقه در ماههای اخیر شاهد تنشهای همزمان در چند جبهه بوده است؛ از جنگ ۴۰ روزه و پیامدهای آن گرفته تا درگیریهای پیشین و تحولات مرتبط با لبنان، همزمان پروندههای پیچیده دیپلماتیک و حقوقی نیز در جریان است. در این میان، مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده درباره یک پیشنویس تفاهم احتمالی، در کنار مباحث حساس مربوط به رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و آینده پرونده هستهای، به یکی از محورهای اصلی تحولات سیاسی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، موضوعات راهبردی منطقهای همچون وضعیت تنگه هرمز و چارچوب حقوقی حاکم بر آن نیز بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ جایی که ایران بر حق حاکمیت خود در آبهای سرزمینی تأکید دارد و در عین حال بر اصل «عبور ایمن و مدیریت مشترک مسئولانه» در شرایط صلح پافشاری میکند، همزمان بحثهایی درباره نقش کشورهای منطقه و فشارهای فرامنطقهای در این حوزه نیز مطرح شده است.
در این چارچوب، گفتوگوی تفصیلی با کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه، در تاریخ ۱۲ خرداد ماه انجام شد؛ گفتوگویی که در آن ابعاد مختلف این تحولات از مذاکرات هستهای تا معادلات امنیتی منطقه، از تنگه هرمز تا پیگیریهای حقوقی در مجامع بینالمللی، و از سازوکارهای آزادسازی داراییها تا چشمانداز توافقات احتمالی، بهصورت جامع مورد بررسی قرار گرفت.
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
شب گذشته شاهد تحولاتی بودیم که از نگاه بسیاری از ناظران قابل توجه بود. در حالی که اسرائیل هشدار تخلیه مناطقی از ضاحیه جنوبی بیروت را صادر کرد، همزمان قرارگاه خاتمالانبیا نیز به ساکنان برخی مناطق در شمال اسرائیل هشدار تخلیه داد. پس از این هشدارهای متقابل، به نظر رسید که اسرائیل از برخی اقدامات خود عقبنشینی کرده یا دستکم در محاسباتش تجدیدنظر داشته است. تحلیل شما از این تحولات چیست؟ آیا میتوان این رفتار را نشانهای از تأثیرگذاری بازدارندگی متقابل و تغییر موازنه در میدان دانست؟ همچنین با توجه به اینکه حدود دو هفته از درگیریهای گسترده در لبنان میگذرد، چرا ایران در این مقطع وارد فاز هشدارهای متقابل شد و این اقدام زودتر انجام نشد؟
غریب آبادی: اقداماتی که رژیم صهیونیستی در لبنان انجام دهد طبیعتاً نقض آتش بس است، البته جمهوری اسلامی دیر وارد نشد و هشدارهای لازم را در این چند روز به طرفهای مقابل داده بود، ولی آن اتفاقی که دیروز افتاد هشدار نبود، در واقع قصد ایران برای اقدام بود؛ این مهم است؛ پس تاخیری در کار نبود؛ یعنی اگر دیروز دستور توقف این حملات صادر نمیشد، قطعاً جمهوری اسلامی ایران دست به اقدام میزد، به ویژه با توجه به بیانیهای که قرارگاه خاتم الانبیا صادر کرد و پیامهای دیگری که وزارت خارجه از کانالهای دیگر برای طرفهای ذیربط ارسال کرد.
این نکته اول، پس اقدام آنها نقض آتش بس بوده و جمهوری اسلامی ایران هم اعلام کرد که باید متوقف شود، وگرنه ما هم اقدام متناسب و متقابل اتخاذ خواهیم کرد. چرا اقدام متقابل و متناسب، برای اینکه آتشبسی که الان برقرار هست بعد از جنگ ۴۰ روزه، این آتش بس شامل لبنان هم هست و این تفاهمی بود که صورت گرفته و اگر قرار است که در بخشی از این جغرافیای مورد توافق این آتش بس نقض شود، طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران واکنش نشان میدهد.
در صورت شکلگیری آتشبس، این توافق چه محدودهای را در بر میگیرد؟ آیا صرفاً شامل بیروت و ضاحیه جنوبی است یا کل خاک لبنان را پوشش میدهد؟ و از منظر جمهوری اسلامی ایران، چه اقداماتی میتواند مصداق نقض آتش بس باشد؟
آن چیزی که ما گفتیم، لبنان هست، یعنی گفتیم آتش بس شامل لبنان هم هست، حتی در زمینه خاتمه جنگ هم که مطرح است، خاتمه در تمام جبههها از جمله لبنان؛ نگفتیم مثلاً در کجای لبنان، البته محل منازعه مشخص است کدام بخشهای لبنان را شامل میشود.
نکته دیگر در واقع اینکه به نظر من آمریکاییها و صهیونیستها بعد از پیامی که دیروز جمهوری اسلامی ایران صادر کرد، به این نتیجه رسیدند که این درگیریها میتواند مجددا آغاز شود.
مقصر این اتفاقات خود صهیونیستها هستند و آمریکا. ایالات متحده به خاطر اینکه باید ضامن جلوگیری از نقض آتش بس توسط رژیم صهیونیستی باشد، یعنی هر دو تا مسئولیت دارند. در این زمینه هم خطر از سرگیری درگیریها وجود داشت و هم در واقع دور شدن از یک تفاهم در حوزه مذاکراتی و سیاسی. حالا این دو دلیل را میشود ذکرکرد.
قطعاً دلایل دیگری هم از منظر جامعه داخلی آمریکا و رژیم اسرائیل و فرایندهای تصمیم گیری داخلیشان هم دارد که منجر شد اقدام توقف صورت بگیرد. جمهوری اسلامی نشان داد که در خصوص حمایت از متحدان خودش بسیار مصمم و جدی است و ما متحدان خودمان را قطعا تنها نخواهیم گذاشت.
تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار گرفته و برابر حقوق بین الملل و حقوق بین الملل دریاها، کشورهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر محدوده آبهای سرزمینی خودشان را دارند
آقای غریبآبادی، شما اخیراً در عمان حضور داشتید و درباره موضوع تنگه هرمز و همکاریهای مرتبط با آن با مقامات عمانی گفتوگو کردید. بر اساس اخبار منتشرشده، طرف عمانی از گسترش همکاریهای حقوقی و فنی در این حوزه استقبال کرده است. با این حال، همزمان گزارشهایی نیز درباره افزایش فشارهای آمریکا بر عمان و تلاش واشنگتن برای محدود کردن همکاریهای این کشور با ایران مطرح میشود. با توجه به روابط تاریخی و راهبردی تهران و مسقط، ارزیابی شما از رویکرد عمان در برابر این فشارها چیست؟ آیا عمان همچنان به سیاست متوازن و مستقل خود در قبال ایران ادامه خواهد داد؟ همچنین با در نظر گرفتن تحولات اخیر منطقه، چشمانداز شما از آینده تنگه هرمز و همکاریهای ایران و عمان در زمینه امنیت و مدیریت این آبراه راهبردی چیست؟
غریب آبادی: جمهوری اسلامی ایران و حتی عمان به عنوان دولتهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز دارند، حالا اینکه برخیها میگویند تنگه هرمز یک آبراه بین المللی هست و تابع حقوق بینالملل دریاها، بله نفس این موضوع که تنگههایی که آب راه بین المللی حساب میشوند بالاخره یک نظام حقوقی خاصی بر آنها مترتب هست کسی منکر این نیست؛ اما واقع موضوع این هست که تنگه هرمز کلاً در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار گرفته و برابر حقوق بین الملل و حقوق بین الملل دریاها، کشورهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر محدوده آبهای سرزمینی خودشان را دارند. حالا آبهای داخلی که آبهای خود کشورهاست و بخشی از سرزمین آنها حساب میشود. حتی دیوان بین المللی دادگستری در رایی هم که سالیان قبل صادر کرده، تاکید کرده که دولتهای ساحلی حق اعمال حاکمیت بر آبهای سرزمینی دارند.
تنگه هرمز در محدوده سرزمینی ایران عمان قرار دارد، این اعمال حاکمیت البته نمیتواند همین طوری خود به خود صورت بگیرد یا سلیقهای باشد یا برای محدود کردن عبور و مرور کشتیهای تجاری و یا شناورها باشد موقعی این اعمال حاکمیت میتواند صورت بگیرد که خوف برهم زدن نظم و امنیت دولتهای ساحلی توسط شناورها وجود داشته باشد در چنین حالتی، دولتهای سالی میتوانند حاکمیت خودشان را اعمال کنند.
حاکمیت اعمال کردن اینجا به منزله وضع برخی مقررات و محدودیتها است که در چنین شرایطی میتوانند محدودیت وضع کنند. این کاریست که دقیقا جمهوری اسلامی ایران در زمان جنگ انجام داده و تنگه هرمز طبیعتاً میتوانست مورد سوء استفاده دشمنان ما و حامیان دشمنان ما قرار گیرد برای اینکه امنیت ملی ما را به مخاطره بیندازند و از این منظر، ایران تصمیمات لازم را اتخاذ کرد و محدودیتهای لازم را هم وضع کرد.
برای شرایط صلح هم آن چیزی که ما داریم الان صحبت میکنیم، این نیست که بگوییم همانند زمان جنگ میخواهیم جلوی عبور شناورها را بگیریم، همه را متوقف کنیم، مورد به مورد باید بیایند با ما مذاکره کنند؛ نه اینگونه نیست، بلکه در شرایط صلح آن چیزی که مدنظر ما قرار دارد، عبور ایمن کشتیها است.
عبور ایمن چند تفسیر و تعریف دارد: یکی اینکه بالاخره کشتیهای تجاری بتوانند سهل و روان از تنگه عبور کنند. دوم اینکه دولتهای ساحلی مسئول در این زمینه یعنی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت عبور ایمن و امن کشتیها را هم بر عهده دارد و حتی عمان بعنوان کشور ساحلی دوم؛ و نکته سوم اینکه باید این هم تضمین شود وقتیکه کشتیها عبور میکنند، ایمنی و امنیت را به مخاطره نیندازند، یعنی اگر ما ادله داشته باشیم که شناوری قصد ایجاد اخلال در نظم و یا امنیت ما را دارد طبیعتا میتوانیم اقدامات محدود کننده را وضع کنیم. این اقدام مغایر حقوق بین الملل دریاها نیست، هرچند ما عضو کمیسیون ۱۹۸۲ حقوق بین الملل در یاها نیستیم، ولی با این وجود، این اقدامات حتی در زمان صلح هم مغایر نیست.
اخذ هزینهها در ازای خدمات دریایی نیز مخالف حقوق بینالملل دریاها نیست. در خود کنوانسیون ۱۹۸۲ مقرر شده که دولتهای ساحلی میتوانند در ازای ارائه خدمات خاص هزینههای آن را دریافت کنند. حالا خدمات خاص، مفهومش این هست که شما دیگر نمیتوانید عوارض عبور بگیرید، یعنی بدون اینکه خدماتی ارائه شود هر کشتی عبور کند و مثلا بگویید اینقدر باید پول بدهد، نه این ممنوع است. جمهوری اسلامی هم دنبال این نیست که ما هزینه یا عوارض عبور یا حق ترانزیت بخواهد دریافت کند، نه بلکه ما به دنبال این هستیم که در ازای خدماتی که در آنجا به همراه عمان ارائه میدهیم، هزینهها را دریافت کنیم. حالا این خدمات شامل خدمات ناوبری، خدمات امداد و نجات، خدمات امنیتی و خدمات ایمنی است و یا خدماتی که اگر محیط در واقع آلوده شود از لحاظ زیست محیطی رفع آلودگی باید شود. بنابراین، این اقدامات مخالف حقوق بینالملل دریاها نیست.
اگر برخی کشورها دارند حرفی میزنند، طبیعی است بیش از ۴ دهه رایگان از اینجا داشتند استفاده میکردند و جمهوری اسلامی ایران هم هیچ ممانعتی در عبور شناورها انجام نمیداد، حتی کشتیهای نظامی عبور و مرورو داشتند.
برخی از اینها ما را تهدید میکردند و از این تنگه عبور میکردند. حالا طبیعی است که وقتی الان ما مقرراتی را میخواهیم وضع کنیم یا محدودیتهایی را اعمال کنیم یا حتی میگوییم هزینهای را اخذ کنیم، خوشایند آنها نیست و سروصدا ایجاد کنند، اما این نمیتواند سبب شود که ما از پیگیری این مواضع و حقوق خودمان دست برداریم، چراکه این اقدامات مخالف حقوق بین الملل هم نیست. مهم هست در رابطه با تنگههایی که دو دریا را به هم وصل میکنند، حق عبور و مرور شناورها در شرایط عادی وجود داشته باشد، حالا الان شرایط جنگی است، بعد از شرایط عادی باید وجود داشته باشد و ما به این وقوف داریم، یعنی ترتیباتی را هم که داریم مینویسیم و قطعاً هم اعلام خواهیم کرد، اینها مغایر با حقوق بین الملل نخواهد بود، ولی طبیعتا صد درصد خوشایند برخی از کشورها هم نخواهد بود.
طرحی را مجلس تحت عنوان طرح حقوقی تنگه هرمز مطرح کرده این طرح چقدر میتواند مکمل این اقدامات باشد؟
غریب آبادی: مجلس باید خودشان توضیح بدهند، چون من در جریان طرح مجلس نیستم که چه اقداماتی میکنند.
یعنی وزارت خارجه در جریان طرح مجلس قرار ندارد؟ اصلا در اینباره همکاری بین مجلس و وزارت خارجه وجود دارد؟
غریب آبادی: یک بار از وزارت خارجه در یکی از جلسات دعوت کردند، ولی طرح را برای اعلام نظر به وزارت خارجه به صورت رسمی هنوز ارسال نکردند و فکر میکنم برای دولت هم ارسال نکردند؛ ولی در هر صورت بالاخره اگر مجلس هر قانونی را وضع کند، همه دستگاهها آن قانون رو اجرا میکنند. ولی طبیعتاً توصیه ما این هست که اقدامات دستگاهها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص تنگه هرمزباید با هماهنگی هم پیش برود و دستگاهها هر کدام جداگانه نباید اقدامی را در این زمینه انجام دهند چرا که این یک موضوع ملی است. اگر دولت میخواهد اقدامی کند، حتما نظر نیروهای مسلح و نهادهای انقلابی و همچنین مجلس را اخذ کند و اگرمجلس میخواهد کاری انجام دهد، حتما باید نظر نهادهای انقلابی و نظامی و همچنین دولت را اخذ کند. این هم افزایی باید وجود داشته باشد چرا که یک موضوع ملی و مهم و حساسی است.
در روزهای اخیر بحثهایی درباره پیشنویس یک تفاهم یا توافق احتمالی میان ایران و ایالات متحده مطرح شده است. از سوی دیگر، ترامپ نیز در اظهارات و پیامهای خود به اعمال برخی اصلاحات و بررسی جزئیات این پیشنویس اشاره کرده است. با توجه به حساسیت این موضوع برای افکار عمومی، بفرمایید مذاکرات و رایزنیها در حال حاضر در چه مرحلهای قرار دارد؟ مهمترین محورهای اختلاف یا مذاکره میان دو طرف چیست و اصلاحات مورد بحث عمدتاً ناظر بر چه موضوعاتی است؟ همچنین با توجه به تحولات اخیر منطقه، آیا میتوان از شکلگیری یک توافق سیاسی گستردهتر یا حتی توافقی برای پایان دادن به تنشها و درگیریها سخن گفت؟ از نگاه شما چشمانداز این گفتوگوها چیست؟
غریب آبادی: طبیعتاً هر زمانی که متن نهایی شود، میتواند مورد تفاهم قرار گیرد، اما چند نکته مهم است. ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران زمانی یک متن را پایان یافته و نهایی تلقی میکنیم که ملاحظات و منافع ما به صورت کامل در آن لحاظ شده باشد. یکی از این ملاحظات، خاتمه دائمی و فوری جنگ در همه جبههها از جمله لبنان است که این یک نقطه کلیدی و اساسی هست.
نکته دوم در خصوص لغو محاصره دریایی است. اگر ایران قرار هست اقداماتی را در ازای تنگه هرمز برای آزادی کشتیرانی انجام دهد، طبیعتاً لغو محاصره دریایی باید صورت گیرد و این تنها اقدام در برابر اقدام تنگه هرمز نیست، حالا موضوعات دیگری هم هست، چون من دیدم برخی از رسانهها مینویسند که آیا این برابری میکند که آمریکا لغو محاصره کند و ایران هم تنگه هرمز را باز کند، نه اینگونه نیست یک اقدام در برابر یک اقدام نیست. گامی که ما در هرمز برداریم، اقدامات متفاوتی برای آن متصور هست.
نکته دیگری که در جهت منافع ما هست که باید صورت بگیرد، آزادسازی پولهای مسدود شده ایران است. اینها پولهای خود ما هست، یعنی پول کشورهای غربی و آمریکا نیست که بخواهیم حالا مذاکره کنیم به ما بخواهند مثلاً مقداری کمک کنند یا پول بدهند. پول خود ماست، اینها را آمریکا به صورت غیرقانونی مسدود کرده و اجازه هزینه کرد و یا در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دادن را به کشورهای مربوطه نداده است. این موجودیها در آن کشورها و بانکهایشان وجود دارد. این هم یکی از موضوعات مهم و کلیدی است؛ حالا اینکه چه میزان از این پول ابتدا باید اختصاص پیدا کند و چه میزان بعد از یک مدت گفتوگو، این موضوعی است که قابل مذاکره است؛ اما حداقل اصرار جمهوری اسلامی ایران این هست که ۵۰ درصد از این وجوه بلافاصله با امضای یادداشت تفاهم، در اختیار ایران قرار گیرد و مابقی آن هم باید بعد از طی یک مدت معقولی که از نظر ما بیشتر از یک یا دو ماه نخواهد بود، در اختیار ایران قرار گیرد.
هر زمان متن تفاهم، منافع ما را برآورده کند و از همه مهمتر خاتمه جنگ اعلام شود و ما در معرض دوباره یک جنگ قرار نگیریم، این تفاهم از نظر ایران میتواند نهایی تلقی شود و مراتب موافقت ایران به طرف مقابل اعلام شود
آقای دکتر، یکی از مطالبات جدی افکار عمومی پس از خسارات انسانی، اقتصادی و زیرساختی ناشی از جنگ، موضوع جبران خسارتهاست. با توجه به قواعد حقوق بینالملل، آیا جمهوری اسلامی ایران برنامه مشخصی برای پیگیری حقوقی و مطالبه غرامت از طرف یا طرفهای مسئول این خسارات دارد؟ این روند از چه مجاری حقوقی و بینالمللی دنبال خواهد شد و تا چه اندازه امکان دستیابی به نتایج عملی و دریافت غرامت وجود دارد؟
غریب آبادی: خسارات ناشی از جنگ موضوعیست که برای ما مهم است. این یک اقدام تجاوزکارانه غیرقانونی بود که علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و این کشورها از لحاظ حقوق بین الملل مسئول هستند، هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی.
اصرار و تاکید ما این است که در هر متنی، خسارت ناشی از جنگ باید مشخص شود و در اختیار ایران قرار گیرد. این مهم باید در متن پیشبینی شود، حالا اینکه با چه سیاقی خواهد بود و چه میزانی خواهد بود و با چه روشهای فنی و مالی پول در اختیار ایران قرار میگیرد اینها منوط به مذاکرات خواهد بود، البته در مذاکرات ۶۰ روزه بعد از امضای یادداشت تفاهم.
نکته دیگری که برای ما مهم است و باید حتما در متن باشد، در خصوص رفع تمامی تحریمهای یک جانبه، چه تحریمهای اولیه و چه تحریمهای ثانویه یا فرا سرزمینی است که باید تمام این تحریمها خاتمه یابند. این یکی از اصول اساسی و کلیدی خواهد بود. همچنین عادی شدن وضعیت در شورای حکام و شورای امنیت از دیگر موضوعاتی است که باید برآورده شود.
اگر در حال حاضر بررسیهایی انجام میشود، برای حصول اطمینان صد درصدی از این است که ملاحظات ما و منافع ما در متن تأمین شود. حالا در این میان در طول این بررسیها که بالاخره الان به طول انجامیده، ممکن است آمریکا پیامهایی را هم ارسال کند و خواهان اصلاحاتی در متن باشد که خود همین در خواست اصلاحات نیز میتواند به مدت زمان بررسیها بیافزاید. از سوی دیگر، ما هم در قسمتهایی خواستار اصلاح متن شدیم.
بنابراین، هر زمان مسئولین ذیربط به این جمع بندی برسند که این متن منافع ما را برآورده میکند و از همه مهمتر خاتمه جنگ اعلام میشود و ما در معرض دوباره یک جنگ قرار نمیگیریم، هرچند آماده برای دفاع هستیم، این تفاهم از نظر ایران میتواند نهایی تلقی شود و مراتب موافقت ایران به طرف مقابل اعلام شود. حالا این فرایند چقدر زمان میبرد، من نمیتوانم برای آن زمانی تعیین کنم و بگویم امروز، فردا یا یک هفته دیگر.
آیا واقعاً به عنوان یک گزینه عملی در مذاکرات یا رایزنیها مطرح شده است یا صرفاً در حد گمانهزنیهای رسانهای است؟ به طور کلی چه سناریوهایی برای مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران روی میز قرار دارد و موضع قطعی جمهوری اسلامی ایران در این خصوص چیست؟ همچنین با توجه به حساسیت این پرونده، تا چه اندازه میتوان از وجود اجماع و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر در کشور درباره موضوع غنیسازی و نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم سخن گفت؟ آیا در این حوزه یک راهبرد واحد و منسجم میان ارکان مختلف حاکم است؟
غریب آبادی: ببینید، موضوع رفع تحریمها و مباحث مرتبط با مسائل هستهای در مرحله دوم مذاکرات قرار دارد. در واقع در چارچوب همین بازه ۶۰ روزهای که اشاره شد. طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران در این مقطع در رسانهها وارد جزئیات مذاکراتی یا بیان اصول مورد نظر خود نشود.
در صورتی که این تفاهم امضا شود و مذاکرات بهصورت رسمی آغاز گردد، مواضع جمهوری اسلامی ایران نیز بهصورت شفاف در همان چارچوب مذاکرات اعلام خواهد شد. در حال حاضر، برخی اظهارنظرها و گمانهزنیها از سوی افراد یا کشورها مطرح میشود، اما ما نمیتوانیم درباره این گمانهزنیها اظهار نظر کنیم. چه صحبتهایی از سوی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شود، چه برخی کشورها مانند قزاقستان یا دیگران اعلام آمادگی یا ایدههایی را مطرح کنند، این موارد در حد پیشنهاد و دیدگاههای طرفهای مختلف است.
آنچه برای ما ملاک است، موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران است که در زمان مناسب و در چارچوب مذاکرات هستهای بهصورت دقیق بیان میشود.
مستندات اکنون در قالب یک کتاب نیز منتشر شده و بهزودی در اختیار افکار عمومی، پژوهشگران و جامعه حقوقی کشور نیز قرار خواهد گرفت.
همچنین در بخش دیگری از این مستندسازی، تجاوز رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به ایران بهصورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است. در این چارچوب بیش از هزار صفحه گزارش و مکاتبه در چند بخش تهیه شده که شامل بیش از ۲۰۰ مکاتبه رسمی با مجامع بینالمللی درباره اعلام خسارات، نقضهای حقوق بینالملل، نقض حقوق بشر و نقض منشور ملل متحد است.
در برخی از این گزارشها، آثار این تجاوز نیز بهصورت دقیق بررسی شده؛ از جمله حمله به اماکن غیرنظامی مانند منازل مسکونی، بیمارستانها، مراکز امدادی، زیرساختها و مراکز آموزشی. همچنین موضوعات خاصی مانند شهادت مقام معظم رهبری، پرونده کشتی «دنا»، مدرسه میناب، حمله به ذخائر نفتی و سایر موارد مشابه نیز بهطور جداگانه مستندسازی شده است.
در نهایت، یک گزارش حقوقی جامع نیز با بیش از ۱۰۰ صفحه در ۹ بخش تدوین شده که تمامی این اقدامات، جنایات و نقضهای حقوق بینالملل را بهصورت نظاممند ثبت و تحلیل کرده و این گزارش نیز به عنوان سند رسمی در شورای امنیت سازمان ملل به ثبت رسیده است.
در مجموع، وزارت امور خارجه حتی در شرایطی که مأموریت مستقیم بر عهدهاش نباشد، خود را موظف میداند در چارچوب وظیفه ملی و حرفهای از منافع کشور دفاع کند. ما این مسئولیت را یک وظیفه میدانیم، چرا که با جانفشانی نیروهای مسلح و شهادت مردم غیرنظامی، کودکان و زنان و در راس آن شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما نیز وظیفه مستندسازی و پیگیری این جنایات را بدعهده داریم.
به همین دلیل، اعلام آمادگی میکنیم که در هماهنگی با دستگاههای مسئول، در مسیر تکمیل مستندسازیها و تقویت پیگیریهای حقوقی در مجامع بینالملل همکاری میکنیم و این روند ادامه خواهد داشت.


