ترور خمینی هم چیزی را عوض نمیکرد!/افتضاح کشتارهای پهپادی و شباهت ترور به فیلم مستهجن

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، رابرت بائر که اینروزها بهعنوان کارشناس و جاسوس کهنهکار در شبکههای تلویزیونی و مصاحبهها ظاهر میشود، روزگاری در بیروت و شهرهای مختلف جنوب غرب آسیا در پی ترور شهید عماد مغنیه بوده است. او مامور سابق CIA بوده و سالهای زیادی را برای تعقیب و دسترسی به «حاجرضوان» پشت سر گذاشته و تجربیات برگرفته از آنسالها را در کتاب «The Perfect Kill» (یکقتل تمیز) ثبت کرده که البته کتابش دربرگیرنده راست و دروغ و مطالب صحیح و گاهی اغراقآمیز است.
چندروز پیش قسمت اول بررسی گفتهها و نوشتههای رابرت بائر را درباره ترور شهید مغنیه و علل چگونه مخفیبودن و شگردهای شبحگون بودن اینمبارز حزباللهی را منتشر کردیم که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:
* قوانین حاجرضوان هنوز هم جاری هستند
در قسمت دوم و پایانی این نقد و بررسی بنا داریم آموزههای ترور و تروریستبودن را از زبان جاسوس قدیمی آمریکایی مرور کنیم. اینمطالب نشان میدهند چرا آمریکاییها و اسرائیلیها در زمینه ترور استاد هستند؛ چون عمر و زندگی خود را روی مطالعه روشهای مختلف آدمکشی متمرکز کرده و در اینزمینه دکترا گرفتهاند. رابرت بائر هم در اینزمینه مطالبی دارد که گویی مشغول نوشتن تز دکترای خود در زمینه ترور و آدمکشی است.
اینجاسوس آمریکایی با وجود اینکه میگوید همه مدتی را که در پی حاجرضوان بوده، در دنیای او زندگی کرده و در آنحال و هوا به سر برده، در نهایت پس از آنکه به شهادت عماد مغنیه و حذف ظاهری او توسط مواد اشاره میکند، واقعیت مهمی را هم سالها پس از شهادت حاجرضوان، تذکر میدهد؛ اینکه «قوانین حاجرضوان هنوز هم جاری هستند.»

* چرا آمریکا از ایران شکست میخورد؟
پپش از مرور آموزههای تروریستی و مشی و مرام تروریستهای یهودی در جهان، بد نیست به فرازی از کتاب «یکقتل تمیز» بپردازیم که رابرت بائر در آن بهطور تلویحی پاسخ اینسوال را میدهد که چرا آمریکاییها از ایران شکست میخورند!
جاسوس قدیمی آمریکایی میگوید «معلوم نیست چرا، اما خودمان را فریب دادهایم و باورمان شده پول باعث پیروزی در جنگ میشود، گذر زمان به نفع ماست و نمایش قدرت برای تسلیمکردن دشمن کافی است. از آنجایی که لجوجانه از درک کیستی و چیستی دشمنانمان سر باز میزنیم، اینحقیقت را درک نکردهایم که آنچه را نمیتوانی ببینی، نمیتوانی بکشی.»
او در جای دیگری از نوشتههایش میگوید «آمریکا که حتی درک سطحی از شلم شوربای طوایف و قبایل حاکم بر سرزمینهای ناهموار آنطرف دنیا ندارد، از انجام قتل سیاسی کارآمد عاجز است. اگر نمیتوانیم بلوچ را از پشتو تشخیص بدهیم، چهطور میتوانیم بفهمیم چهکسی حقش است کشته شود و چهکسی حقش نیست؟ یکی از دلایل اینکه قتل صدام، بنلادن و قذافی نتیجهای غیر از خونریزی بیشتر نداشت، همین است.»
بائر در جای دیگری با اشاره به ناو جنگی USS نیوجرسی آمریکا میگوید: «سلاحهای بزرگ باعث پیروزی در جنگ نمیشوند.»
* افتضاح و گندکاری قتلهای پهپادی
حالا اجازه بدهید به شان نزول اینصحبتهای رابرت بائر بپردازیم. او ابتدا از زمانی حرف میزند که ترورهای پهپادی بهعنوان یکپدیده مدرن در ترور به وجود آمدند و تروریستهای آمریکایی را دچار اینتوهم کردند که میتوانند کار ترور اهداف خود را تر و تمیز به انجام برسانند.
بائر میگوید خلاف تصور رایج مردم جهان، ماموران CIA یکدسته تروریست خونسرد نیستند. بلکه بیشترشان مثل او فارغالتحصیلان بیخاصیت رشتههای انسانی هستند که در حین کار، اصول آن را یاد میگیرند. یکی از دلایل مهم اینکه همیشه در روزنامههای آمریکا گزارشی درباره جاسوسهای دست و پا چلفتی اینکشور منتشر میشود، همین است.
اینجاسوس قدیمی ضمن اینکه میگوید تقصیر حملههای پهپادی است که قتل سیاسی به یک ابزار ثابت حکومتداری تبدیل شده، از تصویر ایدهآل رسانهای آمریکا از ترور مدرن در ذهن مخاطبان صحبت میکند. او میگوید:
«تصوری که واشینگتن دوست دارد از ترور مدرن در ذهن ما بسازد، تصور اقدامی با حال، بینقص و با بازدهی عملی بالاست. پهپادهایی ناظر بر همهچیز و متعلق به عصر فضا که مانند پتروداکتیل (پرنده گوشتخوار) بر فراز میدانهای جنگ آمریکا پرسه میزنند و بیامان، دشمنانش را شکار میکنند. عملا به همه ما وعده دادهاند که هیچچیز از دید دوربینها یا موشکهای یکپهپاد در امان نیست. این، یعنی هرکس یک + روی سرش باشد و مرتکب حماقت حضور در فضای باز بشود، زمان زیادی زنده نخواهد ماند. شاید اینها محاسباتی بیرحمانه به نظر بیایند اما نکته اینجاست که به ما میگویند پهپادها، بدون اشتباه، گناهکار را از بیگناه تشخیص میدهند.»

رابرت بائر
* اینبحثها فراتر از درک واشینگتن است
رابرت بائر سپس از خانههایی میگوید که در پاکستان و افغانستان و ...، بهاشتباه منهدم شده و روی سر مردم بیگناه آوار شدند؛ در حالیکه هدف مورد نظر چهارساختمان آنطرفتر بود. همچنین از زن و بچههای زیاد بیگناهی میگوید که آمریکا تحت عنوان حذف اهداف خود در کشورهای مختلف کشت.
او همچنین اجرای قتلهای هدفمند (همانترور)های آمریکا را گردن پنتاگون میاندازد نه CIA که روزی خودش در آن کار میکرده است. ایننکته را هم اضافه میکند که قتل سیاسی پیچیده و ظریف، بهطرزی اجتنابناپذیر، فراتر از درک سران واشینگتن است. راست هم میگوید چون دولتمردان آمریکا همانطور که دیگر همه دنیا فهمیدهاند، کارگزاران گانگسترهای یهودی هستند و اختیاری ندارند. به هرحال رابرت بائر میگوید بیشتر قتلهای هدفمند آمریکا را پنتاگون انجام میدهد نه سی آی ای و خطرات اخلاقی ترورها هم به عهده کاخ سفید بود نه سی آی ای. از ذکر ایننکته هم نمیگذرد که کشتن زن و بچههای بیگناه کشورهای مختلف با دروغهای دولتمردان آمریکا رفع و رجوع میشود چون «امرار معاش سیاستمداران و بروکراتهای واشینگتن از راه دروغگویی است.»
* آموزههای جاسوسِ نویسندهشده درباره ترور/مثل فیلم مستهجن است
رابرت بائر در کتابش نکات آموزشی جالبی درباره ترور دارد و مثل یکمعلم آنها را به مخاطبش آموزش میدهد. مثلا میگوید «ترور مانند فیلمهای مستهجن است، اگر خوب باشد به محض دیدنش خودتان میفهمید!»
نویسنده «یکقتل تمیز» میگوید یکترور موفق به زمین و غافلگیری بستگی دارد اما وقتی قربانی احساس امنیت و راحتی میکند، شانس موفقیت ترور بیشتر هم میشود. این یک واقعیت ابتدایی است که وقتی مردم سرگرم آسایش و عادتهایشان هستند، بیتوجه و قابل پیشبینی میشوند و ناخواسته راه نفوذ به زندگیشان را به دیگران نشان میدهند.
هر روز انجامش بده تا مهارت پیدا کنی!
اما بائر جواب آنسوال ما را هم میدهد که چرا آمریکاییها و اسرائیلیها در کار ترور استاد هستند. او میگوید قتل هدفمند هم مثل ورزش یا تجارت، کاری است که باید هر روز انجامش بدهید تا در آن مهارت پیدا کنید.
جاسوس سابق CIA میگوید هیچراهی برای فهمیدن زمانبندی دقیق ترور وجود ندارد اما ماکیاولی به یک شاهزاده توصیه کرد در فواصل منظم، اعدام فراقانونی (ترور) انجام بدهد.
مرز باریک بین خشونت ابزاری و نوع بیهدفش
او میگوید در فرازهایی از نوشتههایش، بر داشتن نگاه منطقی و نه نگاه احساسی تاکید دارد و میگوید «مرز خشونت ابزاری و خشونت بیهدف، مرز باریکی است.» بنابراین باید خشونت را درست و با هدف مشخص به کار گرفت. ایننکته را هم در جای دیگری از کتابش گفته که «تا وقتی درک نادرستی از دشمن دارید، قتل یک شلیک کور است که به نوبه خود یعنی با اینکار، دشمنانی که برای خودمان درست میکنیم بیشتر از دشمنانی هستند که از بین میبریم.»
درگیر پیچیدهکردن عملیات ترور نشو!
ترور، همانطور که اساتید و بزرگترهای بائر به او آموختهاند، پیشرفتهترین و ظریفترین شکل جنگ است. او معتقد است در اینشیوه جنگیدن، نباید زیاد درگیر کارهای پیچیده و بروکراسی شد و جالب است که هنگام اشاره به نمونه سازمان یهودی لحی در روزهای پیش از روز نکبت و تشکیل رسمی اسرائیل، از لفظ «تروریست» استفاده میکند. این یعنی جاسوس ما خود بر تروریستبودن سازمانهای متبعوش خبر دارد. او میگوید «آنچه لحی و دیگر تروریستهای موفق تاریخ به ما میآموزند این است که بیش از حد پیچیدهکردن عملیات ترور، هرگز کیفیت آن را بالا نمیبرد. هرچه قطعات متحرک اینسیستم کمتر باشند، احتمال شکست آن کمتر میشود و ایناحتمال بالاتر میرود که موجب وحشت دشمن شود.» بائر با ذکر ایننکته میگوید اسرائیلیها قبلا در ترور موفقتر بودند و علتش هم رعایت همانسادگی و دوری از پیچیدگی است. نویسنده «یکقتل تمیز» میگوید ترورهای اسرائیل نهایتا به عملیاتهایی بزرگ و ساختارمند تبدیل شدند و رنگ و بوی لحی را از دست دادند.
نیروی نیابتی را به کار بگیر!
رابرت بائر در جایی از فرازهای آموزگاریاش درباره ترور، استفاده از نیروهای نیابتی را الویت میدهد و میگوید «همانطور که بعضی از حیوانات مثلا کرکس و کفتار، میگذارند حیوانات دیگر برایشان شکار کنند، اگر دستت به یکنیروی نیابتی قابل اعتماد رسید، از او استفاده کن. آنوقت اگر نقشهات لو رفت، یکنفر را داری که قربانی کنی.»
اعتقاد را نمیشود کشت/ ترور خمینی هم چیزی را عوض نمیکرد!
بخشی از آموزههای ترورشناسی رابرت بائر شاید به شعارها و آموزههای مذهبی ما شبیه باشند اما او واقعا ایننکات را در کتابش آورده است؛ اینکه نباید عیسی مسیح را به امید کشتن مسیحیت به قتل برسانی! چون به صلیب کشیدن عیسی دقیقا اثر معکوس داشت. ژوزف استالین هم وقتی به یک قاتل دستور داد یک تبر یخ را در سر تروتسکی فرو کند، مرتکب همیناشتباه شد و ترورتسکیسم بدون پدرش هم بیهیچ مشکلی به حیات خود ادامه داد.
بائر در اینبحث به ماجرای ترور حجتالاسلام سید علیاکبر محتشمیپور سفیر ایران در سوریه اشاره میکند که سال ۱۹۸۴ با ارسال یکبسته پستی به سفارت ترور شد. البته محتشمیپور همانطور که گفته شد توسط موساد ترور شد اما رابرت بائر اینسوءقصد را به عراق نسبت میدهد. محتشمیپور در آنواقعا به شهادت نرسید و زنده ماند. بائر میگوید سفیر ایران در سوریه صرفا یکدنده از چرخدنده انقلاب (امام) خمینی (ره) بود و با ترورش چیزی عوض نمیشد. به علاوه، انقلاب ایران تازه داشت شدت میگرفت و بعید بود در آنمقطع حتی ترور خود (امام) خمینی (ره) هم تاثیری بر انقلاب میگذاشت. چون اعتقاد را نمیشود بهراحتی کشت.
عالیترین رتبه غصب قدرت
نویسنده کتاب «یکقتل تمیز» میگوید قدرت یعنی غصب قدرت و ترور عالیترین رتبه غصب قدرت است. ترور برای تغییر معادله قدرت به سود تو طراحی شده و اگر چنینفایدهای ندارد انجامش نده! او درباره درک چرایی و چگونگی رفتار اهدافی که ترور میشوند، اینجمله را دارد که «اگر میخواهید چیزی را واقعا بفهمید باید مردنش را به نظاره بنشینید!»
نگذار دشمن مقابل خشونت لمس شود!
دیگر آموزه تروریستی رابرت بائر این است: «آنقدر برای اقدام منتظر نمان تا دشمن بیش از حد در پناه قدرت آرام بگیرد یا بیش از حد مقابل خشونت لمس شود. چون آنوقت خیلی راحت شانه بالا میاندازد و بعد با ساطور دنبالت میافتد.»

اندر فواید دروغ بهعنوان یکسلاح
همانطور که بارها گفتهایم دروغ یکی از بزرگترین سلاحهای یهود بینالملل برای مقابله با جبهه حق بوده، هست و خواهد بود. رابرت بائر هم درباره استفاده و بهرهبرداری از دروغ آموزههایی دارد؛ ازجمله اینکه میگوید «دروغ را همیشه به حقیقت ترجیح بده، هرقدر هم که عیرقابل باور به نظر برسد. شک، فرساینده حقیقت است؛ پس کاری کن تا جای ممکن به مذاق همه خوش بیاید.» او اینآموزه را با جملهای از چرچیل همراه کرده که: «دروغ نصف دنیا را طی میکند، پیش از آنکه واقعیت فرصت کند شلوارش را پایش کند.»
دیگر تیر و ترفند جاسوس کهنهکار آمریکایی درباره دروغ که بهصورت یکدستورالعمل در فعالیتهای رسانهای آمریکا و اسرائیل هم دیدهایم، درباره اطلاعرسانی صفر و یا قطرهچکانی است. او میگوید:
«دشمنت را در بیخبری و سردرگمی نگه دار. وقتی حتی بیاهمیتترین و بیخطرترین جزییات موجودیتت را پنهان میکنی، دشمنت درباره تواناییها و نقاط قوت تو قضاوت غلط میکند و به تبع آن، مرتکب اشتباه میشود. همانطور که یکاحضارگر روح خوب هرگز نمیگذارد ترفندهایش لو بروند، تو هم نباید اسلحه داغت را سر صحنه قتل جا بگذاری.»
***
رابرت بائر دسامبر سال ۱۹۹۷ از سازمان CIA بیرون آمد و اینروزها بهعنوان نویسنده و کارشناس شناخته میشود.
صادق وفایی



