صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
شورای آتلانتیک بررسی کرد

چهار سناریوی ژئوپلیتیک برای دوران پس از جنگ ایران؛ «تنگه هرمز» تعیین کننده آینده است

محتمل‌ترین مسیر کوتاه‌مدت برای جنگ اخیر، یک صلح ناآرام و نامشخص است: اقدام محدود آمریکا، موقعیت‌یابی منفعلانه، اما فرصت‌طلبانه چین، و هرمزی که از نظر شکل باز است، اما در عمل مورد مناقشه باقی می‌ماند. 
کد خبر: ۱۳۶۸۰۳۱
| |
2862 بازدید
|
۱

چهار سناریوی ژئوپلیتیک برای دوران پس از جنگ ایران؛ «تنگه هرمز» تعیین کننده آینده است

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در مقاله‌ای به بررسی سناریو‌های مختلف درباره تنگه هرمز پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

پس از بیش از یک ماه جنگ و در میان آتش‌بس شکننده، ایران روز جمعه اعلام کرد که تنگه هرمز را برای کشتی‌هایی که از مسیر از پیش تعیین شده عبور می‌کنند، بازخواهد گشود، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تداوم محاصره دریایی کشتی‌های ایرانی را تعهد کرد. دو طرف همچنان در حال مذاکره بر سر توافقی برای پایان دادن به این درگیری هستند.

بخش عمده بحث‌ها پیرامون این درگیری به درستی بر این موضوع متمرکز شده است که چگونه خاورمیانه را بازتعریف خواهد کرد، اما بعد مهم دیگری نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: اینکه جنگ چگونه بر رقابت آمریکا با چین تأثیر خواهد گذاشت.

برای بررسی این پیامد‌های ژئوپلیتیک – و به ویژه اینکه درگیری چه معنایی برای رقابت آمریکا و چین در پس‌زمینه آن می‌تواند داشته باشد – ما مجموعه‌ای از سناریو‌ها را بر اساس تلاقی دو عامل ارائه می‌دهیم: میزان تعهد نظامی آینده آمریکا در خلیج فارس (محدود و متمرکز بر تضعیف توانایی‌های ایران، یا پایدار و قاطع) و اینکه چین چگونه موضع خود را در روز‌ها و هفته‌های آینده انتخاب می‌کند (منفعل و فرصت‌طلب اقتصادی، یا فعال و درگیر استراتژیک در بازسازی ایران). 

این دو متغیر کاملاً مستقل از یکدیگر نیستند – انتخاب‌های آمریکا محاسبات پکن را شکل خواهد داد و بالعکس –، اما در نظر گرفتن تحلیلی آنها به عنوان محور‌های متمایز به ما امکان می‌دهد تا طیف نتایج محتمل را ترسیم کنیم.

در تمام چهار حالت، متغیر سومی وجود دارد که ممکن است مهم‌ترین باشد: اینکه آیا اختلال در مسیر کشتیرانی تنگه هرمز مهارشده و کوتاه‌مدت باقی می‌ماند، یا اینکه به گونه‌ای گسترش می‌یابد که بازار‌های جهانی انرژی و اقتصاد جهانی را به طور ساختاری تغییر می‌دهد.

سناریو ۱: فرسایش مدیریت‌شده برتری آمریکا
آمریکا: محدود، چین: منفعل

در محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، آتش‌بس به اندازه‌ای دوام می‌آورد تا به یک درک مذاکره‌شده یا تلویحی منجر شود که بسیار کمتر از یک توافق جامع است. ایالات متحده حملات محدود، اما مؤثری انجام داده است که زیرساخت‌های هواپیما‌های بدون سرنشین، موشکی، دریایی و هسته‌ای ایران را تضعیف کرده است، اما تغییر رژیم رخ نداده و ایران همچنان توانایی ایجاد دردسر برای همسایگان خود را حفظ کرده است. 

چین از کنار نظاره‌گر است و روابط اقتصادی خود را با تهران تضعیف‌شده توسط تحریم‌ها با نرخ‌های تخفیف‌خورده عمیق‌تر می‌کند، اما از هرگونه حمایت مادی یا دیپلماتیکی که تشکیل یک اتحاد واقعی را تشکیل دهد، خودداری می‌کند.

اگر اختلال در هرمز مهار شود – از طریق انتشار هماهنگ ذخایر استراتژیک و مسیریابی جایگزین انرژی خلیج فارس – سیستم پایدار می‌ماند. مشارکت‌های امنیتی آمریکا و خلیج فارس عمیق‌تر می‌شود. شوک انرژی دردناک، اما محدود است. 

نتیجه حاشیه‌ای است: فرسایش اندک اتحاد‌های آمریکا، به ویژه در اروپا، که با استفاده قابل اثبات، هرچند ناقص، از نیرو جبران می‌شود. چین به تدریج سود می‌برد، حداقل به این معنا که شریک استراتژیک آن از هجوم آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده است.

با این حال، اگر اختلال در هرمز گسترش یابد – چه از طریق ایران، مین‌گذاری، یا ادامه پویایی «عوارض‌گیری» که در آن ایران از اهرم باقی‌مانده خود برای دریافت هزینه‌های قابل توجه از کشتیرانی استفاده می‌کند – وضعیت به طور قابل توجهی تیره‌تر می‌شود. 

ژاپن و کره جنوبی که از قبل تنش شدید انرژی را تحمل می‌کنند، با انتخاب‌های سیاسی دشواری در مورد تداوم هزینه‌های همسویی با آمریکا رو‌به‌رو هستند. بازار‌های گاز طبیعی مایع اروپا با فشار قابل توجهی رو‌به‌رو خواهند شد. بدون یک راه حل قطعی‌تر، انسجام اتحاد به طور پیوسته متلاشی می‌شود و چین به شیوه‌ای اساسی‌تر سود می‌برد.

سناریو ۲: سود استراتژیک برای پکن
آمریکا: محدود، چین: فعال

در یک نوع خطرناک‌تر، پکن نتیجه می‌گیرد که رویکرد محدود واشنگتن نشان دهنده عدم تمایل یا ناتوانی در حفظ نیروی قاطع است و تصمیم می‌گیرد تا نتیجه را به طور فعال شکل دهد. 

مشابه سناریوی اول، آتش‌بس قادر به تولید یک توافق جامع نیست. حمایت چین از ایران از فرصت‌طلبی اقتصادی منفعلانه به چیزی اساسی‌تر تغییر می‌کند: کمک مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیکی، و پوشش دیپلماتیک در مجامع چندجانبه که تهران را از انزوای بیشتر محافظت می‌کند، آن را قادر می‌سازد تا با استفاده از ابزار‌های اجباری باقی‌مانده خود، درد بیشتری ایجاد کند، و به بستن ارتش آمریکا در خاورمیانه کمک می‌کند. اتحاد چین-روسیه-ایران عمیق‌تر می‌شود و تهران سریع‌تر از آنچه از هزینه‌های تحمیل شده توسط حملات آمریکا و اسرائیل انتظار می‌رفت، بهبود می‌یابد.

اگر ایران همچنان عبور و مرور از طریق هرمز را محدود کند و در عین حال برای پکن استثنا قائل شود، پیامد‌ها سیستمی می‌شوند. رژیم‌های تحریم با اولویت‌بندی امنیت انرژی داخلی توسط متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا بر همبستگی ژئوپلیتیک، متلاشی می‌شوند. 

قرار گرفتن محدودیت‌های قدرت اجباری آمریکا – نه تنها در منطقه، بلکه در چشم هر بازیگری که از تایپه تا ویلنیوس نظاره می‌کند – مهم‌ترین پیامد است، مخرب‌تر از هر نتیجه میدان نبرد. اتحاد‌های آمریکا با درگیر شدن متحدان در پوشش‌های عمده، آسیب می‌بینند.

سناریو ۳: بازتأکید بر برتری آمریکا
آمریکا: پایدار، چین: منفعل

آتش‌بس فعلی ممکن است ثابت شود که یک نقطه پایانی نیست، بلکه مکثی قبل از تشدید است. اگر مذاکرات با شکست مواجه شود، واشنگتن با یک انتخاب روبروست: پذیرش یک نتیجه نامشخص یا متعهد شدن دوباره به یک کارزار قاطع. 

در این سناریو، ایالات متحده تعهد مجدد را انتخاب می‌کند: نابودی سیستماتیک شبکه‌های توزیع‌شده پهپادی و موشکی ایران، تعقیب و ضبط تهاجمی مواد هسته‌ای، یک حمله نظامی تمام‌عیار برای پاکسازی خط ساحلی مجاور تنگه، و فشار کافی برای ایجاد فروپاشی یا تسلیم رژیم.

اگر این کارزار موفقیت‌آمیز باشد و چین منفعل بماند و تنگه از طریق اقدام نظامی مؤثر دوباره باز شود، این سناریو نتیجه مطلوب‌تری برای آمریکا ایجاد می‌کند: بازسازی برتری قابل اثبات آمریکا و یک عقب‌نشینی استراتژیک قابل توجه برای پکن، زیرا یک شریک استراتژیک را از دست می‌دهد. 

بازیگران منطقه‌ای با واشنگتن همسو می‌شوند. پیامد‌ها برای بازدارندگی آمریکا همچنان مبهم‌تر باقی می‌ماند. در حالی که ایالات متحده اراده خود را نشان داده است، جایگزینی سیستم‌های تسلیحاتی کلیدی مصرف‌شده که برای سایر موارد احتمالی، مانند تایوان، ضروری هستند، سال‌ها طول خواهد کشید.

علاوه بر این، یک کارزار قاطع احتمالاً زمان می‌برد تا تهدیدات توزیع‌شده را خنثی کند. یک اختلال طولانی مدت در هرمز – حتی در طول یک کارزار پیروزمندانه آمریکا – هزینه‌های قابل مشاهده‌ای را بر ایالات متحده تحمیل می‌کند. 

متحدان آن را جذب می‌کنند اگر یک وضعیت نهایی معتبر، قطعی و پایدار در افق دیده شود. چین که از درگیری مستقیم کنار گذاشته شده است، در پاسخ، نوسازی نظامی بلندمدت را تسریع می‌بخشد. پیروزی برای ایالات متحده واقعی است، اما با هزینه بیشتر برای آمادگی آمریکا برای مقابله با درگیری احتمالی در سایر تئاترها.

سناریو ۴: نقطه عطف قدرت‌های بزرگ
آمریکا: پایدار، چین: فعال

سناریوی چهارم به طور قطع خطرناک‌ترین است. ایالات متحده یک نتیجه نظامی قاطع را دنبال می‌کند. چین با انفعال پاسخ نمی‌دهد، بلکه با مداخله غیرمستقیم، اما قابل توجه پاسخ می‌دهد: پشتیبانی پیشرفته اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی، اقدامات متقابل، کمک لجستیکی برای نیرو‌های ایرانی، و فشار هماهنگ و تشدید شده در تئاتر‌های موازی، که مهم‌ترین آنها تنگه تایوان و دریای چین جنوبی است. واشنگتن با یک چالش دو جبهه روبروست که از زمان جنگ سرد مجبور به مدیریت آن نبوده است.

اگر ایالات متحده به سرعت حرکت کند و محدودیت‌های تنگه برداشته شود، از مداخله چین پیشی می‌گیرد. اما رقابت استراتژیک به رویارویی آشکار سخت‌تر و شدیدتر می‌شود. رابطه پس از آتش‌بس بین واشنگتن و پکن متفاوت و تندتر خواهد بود: از رقابت مدیریت‌شده به چیزی نزدیک به یک پویایی جنگ سرد با لبه‌های داغ تبدیل می‌شود.

با حمایت چین از ایران و تمدید انسداد هرمز، پیامد‌ها ساختاری و نسلی هستند. یک جبهه سوم در کنار اوکراین و تایوان در رقابتی جهانی بر سر نظم عصر جدید ایجاد می‌شود. 

شوک‌های طولانی مدت انرژی باعث رکود جهانی می‌شود و اصطکاک بیشتر آمریکا و چین را در مسابقه مستمر برای هوش مصنوعی پیشرفته ایجاد می‌کند. همسویی چین و روسیه به چیزی نزدیک به یک اتحاد رسمی تقویت می‌شود. همکاری رسمی بین مسکو، تهران، پکن و پیونگ‌یانگ در یک ائتلاف تجدیدنظرطلب با وزن سیستمی واقعی هماهنگ می‌شود. 

حتی یک پیروزی نظامی آمریکا در این سناریو عمیقاً پیروزی پی‌آمدی است که به بهای تخلیه مهمات حیاتی، شکست اتحاد و یک محیط بین‌المللی به طرز چشمگیری خصمانه‌تر به دست آمده است.

متغیر‌های تحول‌آفرین

مدت زمان اختلال در تنگه هرمز مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در این است که آیا اثرات درگیری منطقه‌ای باقی می‌ماند یا سیستمی می‌شود. این گلوگاه جغرافیایی واحد نقش حیاتی در بازار‌های جهانی انرژی و اقتصاد جهان به طور کلی ایفا می‌کند. اختلالات کوتاه مدت جذب می‌شوند. اختلالات طولانی مدت اتحاد‌ها و بازار‌ها را به گونه‌ای بازسازی می‌کنند که از هر نتیجه نظامی بیشتر طول می‌کشد.

علاوه بر این، نقش چین متغیر محوری برای رقابت بلندمدت قدرت‌های بزرگ است. یک چین منفعل، مسیر‌های تشدید ایران را محدود می‌کند و به واشنگتن برای شکل دادن به نتایج فضا می‌دهد. 

یک چین فعال، یک جنگ منطقه‌ای را به یک نقطه عطف جهانی تبدیل می‌کند. وضعیت فعلی پکن نشان می‌دهد که با دقت تماشا می‌کند، در حال حاضر به فرصت‌های اقتصادی که ایران تضعیف‌شده ارائه می‌دهد راضی است، اما کاملاً قادر به بازنگری است اگر نتیجه بگیرد که نیرو‌های آمریکایی بیش از حد گسترش یافته‌اند.

در نهایت، انسجام اتحاد، مرکز ثقلی است که دشمنان آمریکا به احتمال زیاد هدف قرار می‌دهند. تنش انرژی، مکانیسم اصلی شکاف است: زمانی که هزینه‌ها به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد و وضعیت نهایی مطلوب آمریکا نامشخص به نظر می‌رسد، واگرایی سیاسی دنبال می‌شود. 

پنجره آتش‌بس فرصتی باریک به واشنگتن ارائه می‌دهد تا یک مسیر قابل اعتماد به سوی یک راه حل ارائه دهد. اگر مذاکرات شکست بخورد یا تنها ابهام ایجاد کند، فشار بر شرکای ائتلاف برای پوشش‌های احتیاطی شتاب می‌گیرد.

آنچه در ادامه می‌آید

محتمل‌ترین مسیر کوتاه‌مدت، یک صلح ناآرام و نامشخص است که بیشتر به سناریوی اول نزدیک است: اقدام محدود آمریکا، موقعیت‌یابی منفعلانه، اما فرصت‌طلبانه چین، و هرمزی که از نظر شکل باز است، اما در عمل مورد مناقشه باقی می‌ماند. 

هیچ یک از طرفین به اهداف حداکثرطلبانه خود دست نیافته است. درگیری زمینه‌ای – بر سر برنامه هسته‌ای ایران، موضع منطقه‌ای آن، و مشروعیت رهبری جدید ایران – حل‌نشده باقی می‌ماند.

این ابهام به خودی خود یک ریسک است. تاریخ نشان می‌دهد که پایان‌های نامشخص برای درگیری‌های این اندازه به ندرت نامشخص باقی می‌مانند. شرایط برای تشدید به سناریو‌های دو یا چهار وجود دارد اگر مذاکرات شکست بخورد و واشنگتن با فشار داخلی برای نشان دادن اینکه چهل روز حملات چیزی پایدار ایجاد کرده است، رو‌به‌رو شود. 

شرایط برای نتیجه مطلوب‌تر سناریوی سه به این بستگی دارد که آیا دولت ترامپ می‌تواند دستاورد‌های نظامی را به یک استراتژی سیاسی منسجم تبدیل کند – کاری که به طور قابل توجهی سخت‌تر از خود حملات بوده است.

آنچه غیرقابل تردید است، بزرگی لحظه استراتژیک است. اسلحه‌ها متوقف شده‌اند. رقابت قدرت‌های بزرگ متوقف نشده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۸
انتشار یافته: ۱
علیرضا مولوی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۱
خیلی خوب بود. ممنون که چنین تحلیل های منتشر می کنید.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار