محاصره دریایی ایران مؤثر است؟/ «سلاح ضدایرانی» یا «بمب ساعتی» برای اقتصاد جهانی!

الجزیره معتقد است محاصره دریایی، به جای اینکه یک «سلاح ضدایرانی» باشد، تبدیل به یک «بمب ساعتی اقتصادی» برای کل جهان شده است.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، کارشناسان و رسانههای بین المللی تبعات محاصره دریایی ایران را اقدامی غیر موثر در جهت تحقق اهداف آمریکا با تبعات بسیار ناگوار برای اقتصادی جهانی ارزیابی میکنند
شبکه خبری الجزیره در تحلیلی، محاصره دریایی آمریکا علیه ایران را اقدامی «بازی با آتش» توصیف کرده است.
مهمترین محور تحلیل الجزیره، هشدار درباره سناریوی «تشدید همزمان» در دو تنگه راهبردی هرمز و بابالمندب است.
بر اساس این گزارش، اگر گروههای یمنی (حوثیها) همسو با ایران، تنگه بابالمندب را به طور کامل مسدود کنند، شوک عرضه نفت به سطح بیسابقهای خواهد رسید و قیمت هر بشکه نفت میتواند به بالای ۱۵۰ دلار جهش کند.
الجزیره همچنین به تأثیر غیرمستقیم محاصره بر هزینههای لجستیک جهانی اشاره میکند: افزایش حق بیمه کشتیهایی که از خلیج فارس عبور میکنند تا ۵۰۰ درصد رشد داشته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی، مسیرهای جایگزین طولانی (مثلاً از طریق دماغه امید نیک) را انتخاب کردهاند که هزینه حمل کالاهای اساسی مانند گندم و دارو را به شدت افزایش داده است.
الجزیره معتقد است محاصره دریایی، به جای اینکه یک «سلاح ضدایرانی» باشد، تبدیل به یک «بمب ساعتی اقتصادی» برای کل جهان شده است.
رسانه هندی Times Now با تمرکز بر محور چین، وابستگی شدید پکن به نفت عبوری از هرمز را تحلیل کرده است.
این گزارش تأکید میکند که چین یک سوم کل نفت عبوری از تنگه هرمز را وارد میکند و با قطع نفت ایران (که حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز از آنِ چین بود)، پکن با یک شکاف بزرگ عرضه مواجه شده است.
نکته پارادوکسیکال این گزارش این است: برای جبران کمبود نفت ایران، پالایشگران چینی مجبور شدهاند خرید نفت از آمریکا را افزایش دهند. در نتیجه، تنش بین واشنگتن و تهران، در کوتاهمدت وابستگی انرژی چین به آمریکا را بیشتر کرده است.
همچنین این رسانه به راهبرد دور زدن تنگه هرمز توسط عربستان و امارات اشاره میکند: ساخت خطوط لوله جدید که به جای هرمز از دریای عمان نفت صادر میکنند. این روند، قدرت بلندمدت ایران در هرمز را کاهش میدهد، اما در کوتاهمدت، چین هزینه این انتقال را پرداخت میکند.
خبرگزاری رسمی تایوان، تأثیر محاصره بر اقتصاد داخلی چین را در قالب مفهوم «تورم وارداتی» بررسی کرده است. بر این اساس، افزایش قیمت نفت مستقیماً هزینه تولید محصولات پتروشیمی، پلاستیک، الیاف مصنوعی و کودهای شیمیایی در چین را افزایش میدهد.
از آنجایی که چین «کارخانه جهان» است، افزایش هزینه تولید به معنای گران شدن کالاهای «Made in China» برای خریداران جهانی است. در نتیجه، محاصره دریایی ایران نه تنها تورم را به چین وارد میکند، بلکه قدرت رقابت صادراتی چین را نیز نابود میسازد.
همچنین این گزارش اشاره میکند که صنایع پاییندستی پتروشیمی چین که به خوراک ارزانقیمت نفت ایران وابسته بودند، با کاهش ۴۰ درصدی سوددهی مواجه شدهاند.
شبکه محافظهکار آمریکایی Newsmax در گفتوگو با الیوت آبرامز (مقام اسبق وزارت خارجه آمریکا)، محاصره دریایی را «هوشمندانه از نظر تاکتیکی؛ اما بسیار خطرناک از نظر استراتژیک» ارزیابی کرده است.
آبرامز معتقد است که هدف اصلی محاصره، نه فقط توقف صادرات نفت ایران، بلکه فرستادن یک پیام مستقیم به چین است: آمریکا میتواند مسیرهای حیاتی تأمین انرژی چین را تهدید کند.
خطر اصلی از نظر آبرامز، رویارویی مستقیم با نفتکشهای چینی در آبهای بینالمللی است. اگر آمریکا بخواهد یک نفتکش حامل نفت ایران را متوقف کند که به مقصد چین در حرکت است، عملاً با نیروی دریایی چین درگیر خواهد شد.
آبرامز هشدار میدهد: ترامپ ممکن است محاصره را اعلام کرده باشد، اما پیامدهای آن میتواند یک درگیری مستقیم آمریکا-چین در خلیج فارس باشد؛ سناریویی که هیچکس در واشنگتن آماده آن نیست.
مؤسسه اقتصاد کلان Capital Economics نیز با رویکردی کمی، اثر محاصره بر اقتصاد غرب را تحلیل کرده است.
این مؤسسه هشدار میدهد که بستن کامل تنگه هرمز (حذف ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان) باعث میشود تورم به سطحی برسد که بانکهای مرکزی (فدرال رزرو آمریکا و بانک مرکزی اروپا) چارهای جز افزایش شدید نرخ بهره نداشته باشند. نتیجه این سیاست، رکود اقتصادی عمیق در آمریکا و اروپا تا پایان سال ۲۰۲۶ خواهد بود.
به عبارت دیگر، داروی محاصره برای فشار بر ایران، برای خود غرب کشندهتر است. این موسسه پیشبینی میکند که نرخ بیکاری در آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۷.۵ درصد برسد و رشد اقتصادی منطقه یورو به منفی ۱.۲ درصد سقوط کند.
بر این اساس، محاصره دریایی، یک «خودزنی استراتژیک» برای اقتصاد غرب محسوب میشود.




