تنها خامنهای جوان نشد، بلکه خمینی هم جوان شد

طی چند دهه اخیر گزارههای متعددی را میتوان یاد کرد که یک جریان دلبسته به غرب و با خصوصیات لیبرالی تلاش میکرد تا چرخش در سیاستهای کلان انقلاب و به موزه سپردن اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) را با وارد کردن فشارهای سیاسی، رسانهای و حتی در برهههایی با اغتشاشات خیابانی به امام شهید انقلاب اسلامی تحمیل نماید.
اما از برههای و با عنایت به ناامیدی جریان مذکور از امکان تحمیل انحراف آیتالله شهید خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) از خط و مکتب امام راحل، راهبرد تصاحب ولایت فقیه با ایجاد تجدیدنظر در شکل و سازوکار آن را با تلاش در جهت حذف نیروهای اصیل و دلبسته به انقلاب اسلامی از مجلس خبرگان رهبری در پیش گرفتند و متأسفانه در برههای نیز موفق به این امر گردیدند و افرادی چون آیات عظام یزدی و مصباح یزدی را توانستند با تخریب چهره ایشان از طریق حربههای سیاسی و تبلیغات رسانهای داخلی و خارجی فراهم نمایند تا در فرصتی که به آن سالها چشم دوخته بودند، دگردیسی بنیادین در نظام جمهوری اسلامی را ایجاد کنند.
راهبردی که در روزهای گذشته و پس از به شهادت رساندن امام شهید انقلاب، وارد فاز جدی عملیاتی با پشتیبانی و فشار خارجی شده بود که به لطف پروردگار با اقدام انقلابی و به موقع انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای از سوی خبرگان رهبری، همه این سوداها و طراحیها بر باد رفت. چرا که رهبری سوم انقلاب اسلامی به دلایل متعدد، ادامه مسیر ولی بنیانگذار و ولی شهید است.
ایشان ضمن اینکه تجربههای زیست سیاسیشان در سایه همنشینی و نزدیکی با امام شهید شکل گرفته است و به نوعی به لحاظ ظاهری صورت جوان شده آیتالله سیدعلی خامنهای میباشند، در حقیقت و باطن امروز شاهد ولایت امام خمینی جوان شده میباشیم. چرا که خامنهای شهید نیز پس از انتخاب به عنوان رهبری انقلاب اسلامی بر تداوم گفتمان انقلاب اسلامی بر مبنای اندیشه و سیره سیاسی امام راحل اصرار ورزید و در ارزشها و مقاصد بنیانگذار انقلاب اسلامی تجدیدنظر نکرد. و از اساس تجربه امامت و ولایت در تفکر شیعی حکایت از آن دارد که امر ولایت به مفهوم قطعههای جدا جدا و متمایز از یکدیگر نیستند. و اساساً چنین انتظاری که هر یک از ایشان به صورت منفک از یکدیگر مسیری را برگزینند و جامعه و حاکمیت اسلامی را به سمت و سویی سوق دهند، امری خطاست. بلکه حقیقت این است که امر ولایت دارای یک روند تکاملی و روبه جلو در رسیدن به یک هدف عالی است.
باید بپذیریم که برخی از اندیشههای امامین انقلاب که در طول ۴۷ سال گذشته بیان گردیدند، با موانعی روبرو شده و همچنان در تعلیق به سر میبرند و به لحاظ اجرایی محقق نشدهاند. لذا رهبری سوم انقلاب اسلامی ضمن امتداد مسیر نورانی امامین انقلاب، ظرفیتی نو برای تحقق بخشیدن به آرمانهای معلق مانده در جامعه میباشند. و از آنجایی که انقلاب اسلامی در طول سالهای پر نشیب و فراز گذشته از برههی تأسیس و معماری در دوران امام راحل به سمت تحکیم و بسط آرمانهای خود در دوران امام شهید حرکت کرده است، انشاءالله با عنایت حضرت ولیعصر(عج) در دوران رهبری سوم انقلاب در مسیر اعتلا و غلبه آرمانهای والای انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت.
البته آنچه به نظر میرسد این است که حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای(حفظه الله) در عین حفظ و حرکت در راستای اصول اساسی اندیشههای امامین انقلاب اسلامی، مسیری را که امام شهیدمان پس از صدور بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در جهت یادآوری دستاوردهای بینظیر انقلاب و همچنین تذکر اجتماعی برای جبران برخی عقبماندگیها خصوصاً در موضوع عدالت و همچنین جوانسازی حاکمیت از مسیر چرخش نخبگان صادر و آغاز نمودند، با فضای تنفسی تازهای که از لحاظ کارگزاری در دوره ایشان ایجاد خواهد شد، منطق جوانسازی حاکمیت و به تبع آن حضور جوانان متخصص و با دغدغههای انقلابی با شتاب بیشتری در دستور کار کشور قرار بگیرد و انشاءالله حال و هوای متفاوت و امیدوارکنندهتری به لحاظ حاکمیت ارزشهای والای انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهند کرد.



