فانتوم؛ شبحی که هنوز بر فراز خاورمیانه نفس میکشد
به گزارش تابناک؛ صدای فانتوم را اگر یکبار از نزدیک شنیده باشی، دیگر فراموش نمیکنی. آن غرش خشک و سنگین موتورهای J۷۹ چیزی نیست که شبیه جنگندههای مدرن امروزی باشد. امروز خیلی از جنگندهها نرمتر و تمیزتر صدا میدهند، انگار کامپیوترها دارند پرواز میکنند. اما فانتوم متعلق به دورانی بود که هواپیماها هنوز وحشی بودند؛ زمانی که قدرت را با دود، آتش و صدای کرکننده نشان میدادند.

در اصل محصول آمریکای دوران جنگ سرد بود؛ جنگندهای که برای یک مأموریت ساخته نشد، برای همهچیز ساخته شد. رهگیری، حمله زمینی، نبرد هوایی، سرکوب پدافند، شناسایی و حتی حمل سلاح هستهای. آمریکاییها در دهه ۶۰ میلادی دنبال هواپیمایی بودند که بتواند هرجا لازم شد وارد عمل شود، و نتیجه شد فانتوم؛ هیولایی دو موتوره که بیشتر شبیه مشت آهنین بود تا یک هواپیمای ظریف.
وقتی ایران در دوران پیش از انقلاب به سراغ خرید این جنگنده رفت، شاید خیلیها تصور نمیکردند دههها بعد همین هواپیما تبدیل شود به ستون فقرات جنگ هوایی ایران. آن زمان ایران یکی از بزرگترین کاربران خارجی فانتوم بود و نسخههای مختلف آن، از جمله F-۴D و F-۴E وارد نیروی هوایی شدند. بعدها نسخههای شناسایی RF-۴ هم اضافه شدند؛ هواپیماهایی که چشم ایران در مأموریتهای عمیق شناسایی بودند.
در آن دوران، فانتوم برای منطقه یک موجود ترسناک بود. سرعت بالا، برد زیاد، توان حمل حجم عظیمی از مهمات و رادار قدرتمند باعث شده بود این جنگنده چیزی فراتر از یک هواپیمای معمولی باشد. فانتوم میتوانست صدها کیلومتر وارد خاک دشمن شود، بمباران کند و برگردد؛ آن هم در دورانی که بسیاری از کشورهای منطقه هنوز جنگندههای نسل قبلی را استفاده میکردند.

با شروع جنگ ایران و عراق، فانتومها تقریباً از اولین ساعات وارد عمل شدند. عملیات مشهور کمان ۹۹ هنوز هم یکی از بزرگترین حملات هوایی تاریخ منطقه محسوب میشود؛ عملیاتی که در آن صدها جنگنده ایرانی به پایگاههای عراق حمله کردند تا توان هوایی این کشور فلج شود. فانتومها در قلب این حمله قرار داشتند.
در آن روزها، خلبانهای ایرانی با همین جنگندهها وارد عمق خاک عراق میشدند؛ گاهی بدون پشتیبانی کافی، گاهی در شرایطی که احتمال بازگشت بسیار کم بود. اما میرفتند. چون آن زمان دیگر مسئله فقط عملیات نبود، مسئله بقا بود.

عباس دوران
است. خلبانی که نامش با حمله معروف به بغداد جاودانه شد. زمانی که عراق تلاش میکرد امنیت بغداد را به جهان نشان دهد و اجلاس عدم تعهد را در این شهر برگزار کند، دوران و کمکخلبانش با فانتوم وارد بغداد شدند؛ در دل پدافند سنگین، در قلب دشمن. آن عملیات فقط یک حمله نظامی نبود؛ یک پیام بود.
اما فانتوم فقط نام عباس دوران را در حافظه ندارد.

محمود اسکندری
یکی از آن خلبانهایی بود که میان نیروهای هوایی منطقه تقریباً حالت افسانه پیدا کرده بود. مردی که بارها وارد خطرناکترین مأموریتها شد و بسیاری او را یکی از بهترین خلبانان تهاجمی تاریخ نیروی هوایی ایران میدانند. روایتهای زیادی درباره پروازهای عمیق او در خاک عراق وجود دارد؛ پروازهایی که بعضیشان بیشتر شبیه عملیات انتحاری بودند تا مأموریت نظامی.
اسکندری از آن خلبانهایی بود که فانتوم را میشناخت، نه فقط بهعنوان یک هواپیما، بلکه مثل بخشی از بدن خودش. در نبردهای هوایی، شناخت خلبان از هواپیما گاهی مهمتر از خود تکنولوژی است، و خلبانان ایرانی این موضوع را بارها ثابت کردند.

نام بزرگ دیگر.
حسین خلعتبری
است؛ خلبانی که در حملات دریایی و عملیاتهای پیچیده علیه اهداف عراق نقش مهمی داشت. خلعتبری را بسیاری به خاطر حملات جسورانه علیه شناورهای عراقی میشناسند. او از آن دسته خلبانهایی بود که مرز میان شجاعت و بیپروایی را محو میکردند.

فانتوم در جنگ ایران و عراق فقط یک جنگنده نبود؛ کامیون حمله هوایی بود. این هواپیما میتوانست حجم عظیمی از بمبها و موشکها را حمل کند. از بمبهای سقوط آزاد گرفته تا موشکهای AGM-۶۵ Maverick، راکتها و انواع مهمات هوا به زمین. همین توان حمل سلاح باعث شد فانتوم به ستون حملات تهاجمی ایران تبدیل شود.
در مأموریتهای ضدکشتی هم فانتوم نقش مهمی داشت. در جنگ نفتکشها و حملات دریایی، این جنگنده بارها علیه شناورهای دشمن عملیات انجام داد. برد زیادش اجازه میداد از فاصلههای دور وارد عمل شود و سپس با سرعت بالا منطقه را ترک کند.
از نظر فنی، فانتوم هواپیمایی سنگین و بسیار قدرتمند بود. دو موتور توربوجت J۷۹ به آن سرعتی نزدیک به دو برابر سرعت صوت میدادند. سقف پرواز بالا، توان حمل سوخت زیاد و قابلیت سوختگیری هوایی باعث شده بود این جنگنده برای عملیاتهای طولانی مناسب باشد.
البته فانتوم بینقص هم نبود. این جنگنده در نبردهای نزدیک، مخصوصاً در برابر جنگندههای سبکتر، گاهی دچار مشکل میشد. ابعاد بزرگ و وزن زیاد باعث میشد مانورپذیریاش محدودتر از بعضی رقبا باشد. اما آمریکاییها این ضعف را با قدرت موتور، سرعت و تسلیحات جبران کرده بودند.
یکی از ویژگیهای مهم فانتوم، خدمه دو نفره آن بود. خلبان جلو مسئول هدایت هواپیما بود و افسر رهگیر یا کمکخلبان در کابین عقب، مدیریت رادار و تسلیحات را انجام میداد. این تقسیم وظایف در مأموریتهای پیچیده اهمیت زیادی داشت، مخصوصاً در حملات عمیق یا نبردهای شبانه.

در طول جنگ، ایران مجبور شد بسیاری از قطعات فانتوم را تحت تحریم تأمین یا بازسازی کند. اینجا بود که مهندسی ایرانی وارد میدان شد. بسیاری تصور میکردند فانتومهای ایران ظرف چند سال زمینگیر میشوند، اما دههها گذشته و این هواپیما هنوز پرواز میکند.
این مسئله فقط به تعمیر محدود نبود. ایران در طول سالها تلاش کرد سامانههای جدید، رادارهای بهروزتر و حتی تسلیحات بومی را روی فانتوم ادغام کند. نتیجه این شد که بعضی از فانتومهای ایرانی امروز از نظر تجهیزات با نسخههای اولیه تفاوتهای قابل توجهی دارند.
در رزمایشها و عملیاتهای بعدی هم فانتوم همچنان حضور داشت. از حملات علیه گروههای تروریستی گرفته تا مأموریتهای گشت و شناسایی. این هواپیما برخلاف بسیاری از همنسلانش، هنوز کاملاً بازنشسته نشده است؛ و شاید همین موضوع، فانتوم را خاصتر میکند.
چون امروز در دنیایی که همهچیز به سمت نسل پنجم و جنگندههای رادارگریز رفته، هنوز هم دیدن یک F-۴ در آسمان ایران حس عجیبی دارد. انگار بخشی از تاریخ هنوز زنده است.

برای نسل جدید، شاید فانتوم فقط یک هواپیمای قدیمی باشد. اما برای خیلیها، این جنگنده یادآور روزهایی است که خلبانهای ایرانی با امکانات محدود، در برابر یکی از سنگینترین جنگهای منطقه جنگیدند؛ و شاید مهمتر از همه، فانتوم یادآور نسلی از خلبانهاست که اسمشان هنوز با احترام گفته میشود. نسلی که بعضیهایشان برنگشتند، بعضیهایشان اسیر شدند و بعضیهایشان تبدیل شدند به بخشی از حافظه جمعی یک کشور.
داستان فانتوم در ایران فقط داستان یک جنگنده نیست. داستان آدمهایی است که داخل آن نشستند، در تاریکی شب از باند بلند شدند، وارد آسمانی شدند که احتمال برگشت از آن قطعی نبود، اما باز هم پرواز کردند؛ و شاید به همین دلیل است که بعد از این همه سال، هنوز وقتی صدای فانتوم در آسمان شنیده میشود، چیزی درون آدم تکان میخورد؛ چون بعضی پرندهها حتی وقتی پیر میشوند، هنوز ابهتشان را از دست نمیدهند.
و میدانی چه چیزی بیشتر این جنگنده و خلبانانش را جذاب می کند ، اطلاعاتی مبنی بر عملیات این جنگنده و خلبانانش بر علیه سوخت رسان های آمریکایی در پایگاه های عربستان منتشر شده است در جنگ رمضان که باعث می شود یک شعار برای ما تداعی شود . "شجاع و نترس و بدون سلاح " برای گزدان شناسایی و " آغازگر آتش جهمنی " برای گردان های رزمی اف 4 فانتوم .
سیدمحمدآصف


