اما تعدادی از جماعت مورد نظر حالا همگی رخت و لباس مهندسین برق را به تن کردهاند و از آلبانی و تلآویو (البته اگر تا چندی دیگر ساختمان واحد ۸۲۰۰ باقی بماند) برای ایرانیها توییت میزنند که «بهعنوان یکمهندس برق دلسوز میگویم که ...»
روایت لحظاتی که بر مردم میگذرد همراه با جزئیات میتواند هم در روزگار کنونی تاثیر گذار باشد و هم اقتدار همراه با مظلومیت هموطنان را به آیندگان این مرز و بوم نشان دهد.
اینخبر را روزنامه معاریو که از منابع صهیونیستی است اعلام کرد و در خبر و گزارش خود نوشت: بزرگترین مشکل حال حاضر صهیونیستهای حاضر در پناهگاههای زیرزمینی، سرویس بهداشتی است! چون صهیونیستها باید مدت زیادی در صف بمانند تا نوبتشان بشود!
در گوش هر زمینی که با زمین آشناست آوای این سرو پر طنین و آشناست گاه می رسید توفانی از راه دور تا بشکند غرور سرو با خشمی از غرور
امیر مومنان علی(ع) نیز روانه خیبر شده و پس از اتمام حجت با آنان، نبرد آغاز گردید و حارث برادر مرحب جلو آمد تا با لشکر اسلام مبارزه نماید. او به دست امام علی(ع) کشته شد و پیکر بی جانش بر زمین افتاد. مرحب که مرگ برادر او را خیلی آشفته ساخت، در حالی که غرق در سلاح بود، آمد
وقتی غروب میشود، هوا رو به تاریکی میرود و روایتگری روایان جنگ به پایان میرسد، دانشجوها برای اقامه نماز مغرب و عشا در حسینیه اینیادمان آماده میشوند. اما یکمنظره که داغ شهدای کربلای ۴ را برایشان زنده میکند، روشنشدن چراغهای آنسوی اروند و پتروشیمی بصره است که منظره دلگیری را برایشان میسازد.
نگران نباشید! آمریکاییها و صهیونیستها خیلی بیش از آنچه فکرش را میکنید تلفات و کشته دادهاند. زمان اعلام رقم واقعیاش هم یا بعد از پایان جنگ است و یا هیچوقت! اگر بعد از پایان جنگ گفتند و راستیآزمایی کردیم و فهمیدیم درست است که هیچ اما اگر نگفتند، باز هم اتفاق تازهای نیافتاده! باید رقم نزدیک به واقعیت ماجرا را چهلپنجاه سال دیگر در کتابهای نویسندگان و خبرنگارانشان جویا شوید؛ البته اگر تا چهلپنجاه سال دیگر صهیونیستها و جایی بهنام اسرائیل وجود داشته باشد!
یکی از نکات مهمی که حاجقاسم در آنمصاحبه به آن اشاره کرد و به کار اینروزهای ما در جنگ مستقیم با آمریکا و اسراییل میآید، این بود که «اگر نیروهای بعثی، از پل ایستگاه ۷ عبور میکردند آبادان سقوط میکرد و تا الان جنگ بود. هیچکس نمیداند ولی اگر آبادان میرفت تا امروز جنگ داشتیم»
مسلم است که با وجود برخورداری ما از اینهمه پول و ثروت خواهیم توانست ثابت کنیم که بدیهایی که در چندینقرن مرتکب شدهایم، در نهایت کمکی بوده است به ایجاد نظم در کارها و در نتیجه پیدایش رفاه و برکت. ما انکار نمیکنیم که در خلال اینحرکت، گاه به پارهای خشونتها و بیرحمیها متوسل شدهایم، اما به هر حال نتیجه یکچیز بوده است.
اینها و در کنار عوامل مختلف دیگری از عوامل شکست دشمن است و ما معتقدیم شکست دشمن در درون خود دشمن است و عوامل موفقیت ما در ذات ما قرار دارد، در منطق ما قرار دارد.
اینقوم باید قاتلان بیپروا و ستیزهجوی پیامبران و دشمنان کلام خدا نامیده شوند. هرکس کتاب مقدس را بخواند، نمیتواند به نتیجهای جز این دست پیدا کند. خداوند در کتاب مزامیر میگوید: اسرائیل از من امتناع کرد، پس من آنها را به دلهای سرسختشان سپردم تا از مشورتهای خود پیروی کنند.
بحث از بیوطنی سلبریتیها و وطنپرستی ما ایرانیها گذشته! اینجا بحث علمداری دشمن و پیادهنظامبودن در لشکرش مطرح است. نباید معطل روزهای بعد از جنگ شد! اینسربازان دشمن باید در همینروزها که مشغول جنگ و مبارزه هستیم، دستگیر و پای میز محاکمه وجدان عمومی مردم ایران کشیده شوند؛ نه وقتی که به اصطلاح فلنگ را بستهاند و با گرفتن سیس عقاب روی صندلی مصاحبه یکی از شبکههای معاند نشستهاند و به مردم ایران توهین میکنند!
پرورش نسلی آگاه، مسئول و میهندوست مستلزم پیوند میان دانش مدرن و میراث فرهنگی است. کتابخوانی میتواند این پیوند را برقرار سازد: پلی میان گذشته و آینده، میان سنت و نوآوری، و میان هویت ملی و جهان معاصر. در نهایت، آینده فرهنگی هر جامعه در ذهن کودکان آن شکل میگیرد.
و حالا برسیم به بیانات و سخنان گوهربار کارشناس اینترنشنال در تحلیل تیترهای روزنامههای ایران درباره راهپیمایی روز قدس! خودمان میدانیم که تهیهکننده و کارگردان برنامه و بالاییها (مدیران موساد) گفتهاند شجاعت ایرانیها را بزنید! این که مشخص است. واقعا از دشمن هم شانس و اقبال نداشتیم که دشمنانمان اینهمه نادان و کودن هستند. مگر میشود شجاعت را زد؟
وقتی عراق از سال ۱۳۶۴ شروع به شهر زنی کرد و موشکهایش بهطور کور ساختمانهای مسکونی تهران و شهرهای مختلف را میزدند، امام خمینی (ره) هم مجوز شهر زنی را صادر کرد؛ هرچند که تا پیش از آن بارها و بارها به نیروهای مسلح تاکید کرده بود اگر جایی را بمباران میکنید یا اگر منطقهای را میکوبید، مواظب باشید آسیبی به مردم عراق نرسد!
ما موفق شدهایم به گوییم بقبولانیم که اطلاعات نظری و تئوریک آنها محصول ناب علم است. تا زمانیکه اینهدف ماست، باید از طریق مطبوعات خود اعتقاد به درستی نظریات و آرایشان را در آنها تحکیم بخشیم. دانشمندان آنها به دانشی که دارند مغرور میشوند و بدون آنکه سعی کنند، برای اثبات درستی آنتجربیات و دانشها از محک منطق کمک بگیرند، نظریههای خود را به مرحله اجرا در میآورند.