و به اینترتیب، وقتی آمریکاییهای متحولشده برای نجات قوم آواره آفریقایی، یکدل و همنفس میشوند، شورشیها از راه میرسند و ضرباهنگ فیلم بالا میرود. حالا وقت آن است که جوخه فداکار آمریکایی، یکییکی زخمی و شهید شوند و به پای مردم نیجریه بیافتند! وقتی ردیاب گروه تیر خورده و میافتد، از ستوان قول میگیرد که مردم را به مقصد و کار را به سرانجام برساند!
بسیاری از آنها شب را زیر آسمان سرد گذراندند تا مردم در خانههایشان آرامتر باشند. کسانی که مسیرهای خطرناک را ایمن کردند. کسانی که به مردم در پناهگیری کمک کردند. کسانی که با وجود خستگی، لبخندی کوتاه برای دلگرمی دیگران داشتند. آنها نیز مانند همه، خانواده و نگرانی داشتند. اما اولویتشان امنیت جان دیگران بود.
مساله مهمتر از مرگ و به دوزخ واصلشدن جلادان زن و مرد اسرائیلی، آمار واقعی اینجماعت خودکشیکننده است که با رویهای از یهودیها سراغ داریم، هیچوقت به آمار واقعیاش دست پیدا نخواهیم کرد. حالت خوشبینانهاش این است که به یکرقم حدودی برسیم. اسرائیلیها در جنگ جهانی دوم، ششمیلیونششمیلیون کشته میشدند اما در جنگ اخیر، با وجود شلیک موشکهای مرگبار ایران، ششنفر ششنفر زخمی میشدند!
هر دو گزارش عنوان داشتهاند که روستاییان «۲۲ قبضه اسلحه قدیمی» خود را تحویل داده و خواستار برقراری آتشبس شدند، اما هاگانا اینپیشنهاد آنها را رد و تهدید کرد اگر سایر سلاحهای خودشان را تحویل ندهند، به آنها حمله خواهد کرد. راس ساعت ۵ صبح، هاگانا با خمپاره و مسلسل به سمت روستا آتش گشود.
اینکشور هیچتعهد بینالمللی و هیچمشکل اقتصادی ندارد و در آن مساله صلح وجود خارجی ندارد. باید گامهای خود را متعصبانه محاسبه کند و با اعمال خشونت به حیات خود ادامه دهد. باید خشونت را بهعنوان ابزار اصلی و چه بسا تنها ابزاری بداند که با آن روحیه خود را بالا نگه میدارد و تنش اخلاقی خود را حفظ میکند.
اما آقای تنابنده، ما متوجه اسکیرفتن و هوشمندیات در استوریگذاشتن شدیم! سعی هم میکنیم صدایش را در نیاوریم که ادای سلطنتطلبها و کسانی که خود را ایرانی پارسی میخوانند، درآوردی و به حمله اعراب و خطری که برای زنان ایرانی وجود داشته و به خاطرش خود را به چاه انداختهاند، اشاره کردهای!
براندو آنقدر در اثر هجمه نفرتها و تهدیدات مرعوب گشت که مجبور شد همایشی را به همراه خاخام هایر از مرکز سایمن ویزنتال ترتیب دهد. براندو احتمالا در بهترین بازیگری عمرش، شروع به گریه کرد و در برابر خاخام هایر زانو زد و دستان او را بوسید و به او التماس میکرد که از گناه او در تعرض به الهههای یهودی اعلای دنیای غرب درگذرد.
روانشناس مهربان و جوانمرد آمریکایی حاضر میشود نامه گورینگ را برای همسر و دخترش ببرد. همسر و دختر گورینگ هم متحیر از جوانمردی دشمن، اول مات و مبهوت و بعد با تحسین او را نگاه میکنند. دختر گورینگ هم خود را در بغل مرد آمریکایی انداخته و او را بهعنوان دوست بابا در آغوش میکشد. وقتی هم ماموریت انسانیاش در خانه مخفی همسر گورینگ تمام میشود و میخواهد برود، زن از او میخواهد نامهاش را به شوهرش برساند. ایبابا! حالا روانشناس قصه چه کند؟
تصور کنیم لشکر امام علی(ع) به سخنان حضرت گوش فرا داده و به جای پذیرش حکمیت و سازش با معاویه، صبر و استقامت به خرج داده و جنگ را تا پیروزی بر لشکر معاویه ادامه می دادند، این بحران برای همیشه حل می شد، معاویه و عمرو یا کشته شده و یا اسیر می شدند و فرزند ابی سفیان هرگز فرصت نمی یافت...
آقای ترامپ! مطالعه شما از تاریخ کهن ایران ناچیز یا عقیم است. هفتهزار سال پایداری، اتفاقی نیست؛ حاصل کاروانی از خرد است. این سرزمین، همواره در سختیها دوباره برخاسته است. تاریخ این را بارها شاهد بوده. از یورشها تا فراز و فرودها، ایران هر بار قامت افراشته است.ملتی با چنین حافظهٔ تاریخی، از تهدید نمیهراسد. زیرا ریشههای عمیق، در برابر طوفان پابرجا میمانند.
اشعث بن قیس و جریر بن عبدالله را از کینهتوزان نسبت به امیرالمومنین (ع) میدانند. اشعث چنان رابطه تیرهای با امام علی (ع) داشت که حتی آنحضرت را تهدید هم میکرد. امام (ع) گاهی پاسخ او را داده و میگفت: «مرا به مرگ میترسانی؟ از مرگ باکی ندارم.» سپس دستور داد برای دستگیری او غل و زنجیر بیاورند که با تقاضای دیگران از اشعث گذشت.
ماجرا جایی جالب شد که سردار موسوی صفحه دومی هم در توییتر باز کرد اما اینصفحه، بازنشده بسته شد! شاید سردار موسوی در پستهایش چنان خشن عمل کرده بود که ایلان ماسک صلحطلب اینگونه تشخیص داده که جنگطلبی سردار از صهیونیستهای کودککش و کودکخوار بیشتر است! کسی چه میداند!
بعد از آنکه اسیران کشته شدند، در آستانه بازدید صلیب سرخ از منطقه، او دستور داد دستهای اجساد را باز کنند تا اینحقیقت که قتلها در خونسردی انجام شده را پنهان کند.
حمله سعودیها به بحرین موجب شد حاکم مسقط از دولت مرکزی ایران درخواست کمک کند و فتحعلیشاه قاجار هم نیروهای ایرانی را به مصاف وهابیون فرستاد که به سختی شکست خورده و فرار کردند. امام مسقط هم به شکرانه اینپیروزی هدایای فراوانی برای شاهزاده حسینعلی میرزا حاکم فارس ارسال کرد.
دوست عروسکی من یادت هست گربه نره و روباه مکار با فریب دادن تو پای تورا به جزیره شادی که پر از فریب و نیرنگ بود کشاندند و تو هم بعد از آنکه فهمیدی آنجا چه خبر است ناراحت شدی و از آن جزیره فرار کردی؟
اینواقعیت تلخ جهان ماست. ظاهرا تا معادله قدرت در جهان تغییر نکند قواعد حقوقی و سازکارهای بینالمللی حافظ صلح و امنیت و پیشبرد حقوق همهي ملتها دچار انسداد بوده و امکان اجرا در مواردی که بر خلاف نظر سیطره گران باشد، فراهم نخواهد بود و هر جا که اجرا شود نیز درگیر برخوردهای دوگانه و استفاده ابزاری طرف های صاحب قدرت میشود.