بسیاری از سلفی های مصری اعلام کردند که فرزندان ما به راه و آئین مذهب صفوی ها (شیعیان) گرایش پیدا کردند و این گرایش همان دفاع مردم ایران و شیعیان در برابر قدرت بزرگی همچون آمریکا است. در آموزه های جوانان شیعه ایران این موضوع که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند وجود دارد و هر شب جوانان و زنان ایرانی در خیابان ها حضور دارند و اعلام می کنند که جانمان را برای رهبر ایران می دهیم و در برابر اسرائیل و آمریکا می ایستیم و این نشانه تفکر تشیع ایرانیان است که شیطان هرگز پیروز نمی شود و نخواهد شد.
بابا خواهر من! اینقدر فایل نکن هرچیزی را! درست نیست! از نظر روانی با شوهرها صریح صحبت کنید. یکدکتر روانشناس میگفت زن به شوهر زنگ میزند کجایی؟ میگوید فلانجا! زن میگوید بیا شب باهات صحبت دارم! اینمرد تا دم خانه میلرزد!
نکته رسانهای ماجرا آنجاست که پس از وقوع ایناتفاقات، روزنامههای اسرائیلی مستنداتی ارائه کردند که نشان میدادند گزارشاتشان درباره مراحل اولیه انتفاضه – به عنوان یک جنبش غیر خشونتآمیز که با خشونت توسط ارتش اسرائیل سرکوب شده – توسط سردبیرانشان حذف شده تا با روایتهای دولت یهود از انتفاضه همخوانی داشته باشند.
"از کسانی که پیش از شما بودند، عبرت گیرید؛ پیش از آنکه آیندگان از شما عبرت گیرند. دنیای نکوهش شده را رها کنید، چرا که شیفتگان علاقمندتر از شما را رها کرده است".
پسر جوانی از بوسنی به او نوشابه کوکاکولا تعارف میکند و گفتگویی بینشان درباره آیسکیوب (خواننده رپ آمریکایی) شکل میگیرد! به اینترتیب و به همینسادگی گفتگوی تمدنها بین ارتش آمریکا و مردم یوگسلاوی (که آمریکا و ناتو به صربستان و مونته نگرو و مقدونیه و اسلونی و ... تقسیمش کردند) شکل میگیرد.
من و دخترم حدود ۳ سال اسیر بودیم. در دوران اسارت، ظاهرا شکنجه نمیکردند، اما خود ماندن در آنجا برایمان عذاب بود. از ما برای کارهای مختلف مثل نظافت کار میکشیدند. همانجا سه زن دیگر هم اسیر بودند؛ ولی سلولشان با ما فرق داشت. مسلحین به ما میگفتند: «چون علوی هستید تا ابد اینجا میمانید. امیدی به آزادی نداشته باشید.»
شهوتها و خواستههای دل را دور انداز، با هوای نفس مخالفت کن و بدان از دیدِ خداوند پنهان نیستی! پس بنگر تا چگونه و در چه وضعی هستی!
اما آقای فرهادی آدم ناسپاسی نیست! او ضمن پذیرش تشویق مخاطبان بهخاطر فیلمش، یاد و خاطره مرحوم پیسیویچ را گرامی داشت و خطاب به حاضران در کن گفت: «نمیخوام ناراحتتون کنم ولی درست قبل از رد کارپت خبر رسید کشیشتف فوت کرده است!»
آرمین مایر در گفتگویش با ویلیام بور نقل قولی هم از لیندون جانسون رئیسجمهور وقت آمریکا دارد که گفته بود: «اسرائیلیها بسیار نگران اتفاقات ایران هستند؛ اگر ما تجهیزات نظامی به آنها ندهیم.»
او میگوید با ورود به اینکشور دیده استفاده از ماهواره آزاد است و ضمن پرس و جو از یکمرد اماراتی درباره استفاده از ماهواره با اینپاسخ روبرو شده است: «همه خانوادههای اماراتی ماهوارههایشان را روی ایران تنظیم کردهاند. بهترین فیلمها و سریالها در ماهواره ایران است. مگر آدم مرض دارد کانالهای آشغال را تماشا کند؟»
کارگردان سریال مستند «پرونده باز» میگوید اینمجموعه تاریخ مذاکرات ایران و آمریکا را براساس منابع غربی و نه منابع خودی و نگاه ایدئولوژیک مرور میکند.
یکی از ابعاد مهم این پیکار، بُعد تمدنی آن محسوب می شود و در کلام امام شهید امت نیز جلوه گر بوده و با اشاره به نهضت خونین و تمدن ساز سالار شهیدان(ع)، این جمله تاریخی امام حسین(ع) طنین انداز گردید: کسی همچون من با کسی مانند یزید بیعت نکرده...
روزی روزگاری آرمان جنبش صهیونیستی میماسید و باعث میشد چیزی گیر یهودیان مختلف دنیا بیاید؛ زندگی در دهکدههای ساکت و آرامی که روی زمینها و مزارع فلسطینیها بنا شدند! اما حالا وقتی ترس و وحشت سر رسیدن هر لحظهای موشکهای ایرانی جای آنسکوت و آرامش و آبپرتقالخوردن زیر درختان زیتون فلسطینیها را گرفته، دیگر چیزی از صهیونیستم - در فلسطین - نمیماسد!
کریس هجز نویسنده و پژوهشگر آمریکایی درباره قانون فیسا در رسانههای آمریکا میگوید: «ما به درباریانی اعتماد میکنیم که پودر به صورتشان میزنند و به اسم خبرنگار فریبمان میدهند. ما آنچه را درباره این درباریان القا میشود با اطلاعات و آگاهی و دانش حقیقی اشتباه میگیریم.»
اما آنچه سرباز مورد اشاره در هفتهنامه کیبوتصاش نوشته بود، گزارش یکجنایت بود. نکته جالب هم درباره آن این است که چیزی که توجه اورون را به خود جلب کرد، داستان وحشتناکی نبود که سرباز اسرائیلی رقمش زده و کودکان فلسطینی را گرفتار درد و رنج کرده بود؛ بلکه اینواقعیت بود که سربازی که داستان جنایتش را در هفتهنامه منتشر کرده بود، باور داشته روایت جنایت، خود و دوستانش را از اعمالش تبرئه میکند.
با گذشت ۲ ماه از ارسال نامه، شاه هیچپاسخی از سوی کارتر دریافت نکرد. مایر میگوید «من شاه را میشناختم، او میتوانست مثل هملت (شخصیت شناسنامه شکسپیر) نگران و غمگین باشد. میتوانست بنشیند و فکر کند: "چه بر سر رابطه من با واشنگتن آمده است؟ به نظر میرسد کارتر هم کندی دیگری باشد. من به دردسر افتادهام. چرا حتی ادب را رعایت نکرده و پاسخ تبریک مرا نداده است؟"»