یکحربه رسانهای؛ انتشار دروغ حضور بیماران فلسطینی در بیمارستانهای اسرائیل/آنروش دوگانگی و کتابچهای که جمع شد!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از روز نکبت در سال ۱۹۴۸ و اشغال اراضی زیادی در فلسطین، سرانجام مصادره عظیم زمین فلسطینیها در اورشلیم (بیتالمقدس) شرقی از اواخر سال ۱۹۶۸ بهطور جدی آغاز شد. دسامبر ۱۹۶۷ به دفتر نخست وزیر اسرائیل دستور داده شد تا اطلاعات مثبتی مانند حضور بیماران فلسطینی در بیمارستانهای یهودی منتشر کند تا توجهات مردم دنیا را از اتفاقات مهم و اشغال منحرف کرده و انتقادات را سرکوب کند.
زمانیکه روند صلح اسلو در دهه ۱۹۹۰ کمکم متوقف شد، دولتهای متوالی اسرائیل ادعا کردند هرگونه شهرکسازی جدید در کرانه باختری بهطور کلی و بهویژه در اورشلیم (بیتالمقدس) در تلافی تروریسم فلسطینی (عمدتا حملات شهادتطلبانه) است. اما ایلان پاپه تاریخپژوه اسرائیلی میگوید اینسیاست شهرکسازی، هیچارتباطی با تلافی نداشت و مدتها پیش از شروع هرگونه حمله انتحاری آغاز شد و در طول سالهای اشغال ادامه پیدا کرد. اما اینسیاست صرفا و بهطور کلی برای مصرف داخلی یهودیانِ ساکن در فلسطین اشغالی اینگونه ارائه میشد.
در ایناستدلال هم چیز جدیدی وجود نداشت؛ چون پیشتر از ایناستدلال برای توجیه مراحل اولیه پاکسازی قومی ۱۹۴۸ استفاده شده بود، در آن زمان نه برای مستعمره سازی فلسطین، بلکه برای آواره ساختن مردم.
دوگانگی در صحبت درباره رفتن فلسطینیها
اما بهجز حربه انتشار خبر حضور بیماران فلسطینی در بیمارستانهای یهودی، اسرائیلیها تاکتیک دیگری را هم در روند اشغال فلسطین به کار بستند و آن، دوگانگی در صحبت و موضعگیری درباره عزیمت داوطلبانه فلسطینیهاست.
به اینترتیب، روش دوگانگی در صحبت درباره «عزیمت داوطلبانه/خودخواسته فلسطینیها از اورشلیم»، به مشی و مرام پوشش رسانهای اسرائیل تبدیل شد و تا امروز هم ادامه دارد؛ اینگونه که گزارشگران میدانی یکواقعیت یعنی تخلفات و سوءاستفادهها را روایت میکنند؛ در حالیکه خلاصههای ارائهشده در تحریریه خبر در مورد همانرویدادها، آنها را اقداماتی در جهت دفاع از خود و سیاستهای بیضرر توصیف میکنند. ایلان پاپه میگوید اینروزها و طی چندسال گذشته، اسرائیلیهای خویشتننگر و منتقد، تا حدودی به اینمغلطه ها آگاهتر شدهاند، اما این رویه همچنان ادامه دارد. ایندوگانگی در جریان انتفاضه دوم فلسطین بهشدت متداول بود.
پس از بهکارگیری اینروش اسرائیلی، دیپلماتها و روزنامهنگاران مختلف تا حدودی ابراز نگرانی کردند. اما در نهایت، دروغهای آشکار بدون این که خم به ابرو آورند گفته میشدند و گفتاری نو بهسرعت در رسانهها شکل میگرفت. برای مثال، حییم هرتزوگ فرماندار کل اورشلیم در همانروزها که بعدا رئیسجمهور اسرائیل شد، دروغ جدیدی اختراع کرد و از تمایل فلسطینیان برای پیوستن به خانوادههایشان در اردن صحبت میکرد. همانزمان که هرتزوگ اینگونه دروغ میگفت و کمی قبلتر، روزنامه تایمز لندن و برخی نمایندگان پارلمان بریتانیا در مورد شکلگیری معضل جدید پناهندگان فلسطینی در حال بحث بودند.
طبق گزارش تایمز لندن، زمانیکه فلسطینیها در حال ترک خانههایشان بودند، ارتش یهود تیر هوایی شلیک میکرد تا آنها را بترساند. موشه دایان وزیر جنگ اسرائیل از ارتش دفاع کرد و در دروغی دیگر گفت در اکثر موارد، سربازان اسرائیلی به مردم کمک میکردند از رودخانه اردن به سمت دیگر آن بروند. تذکر ایننکته هم بیلطف نیست که دایان یک مپامی واقعی بود؛ یعنی کسانی که توسط بنگوریون در مورد نحوه فریب افکار عمومی داخلی و بین المللی آموزش دیده بودند.
دروغپراکنیها، اسرائیل را در جهان خارج، از انتقادات مصون کردند و مردم جهان، اینتصور را پیدا کرده بودند که چهاشکال دارد اسرائیل نیازهای مناطق روستایی خود (اشغالشده از فلسطین) را تامین کند؟
در همانحال، وزرای احزاب لیبرال و سوسیالیست (مپام) هنوز مشتاق بودند افسانه عزیمت داوطلبانه فلسطینیها را تبلیغ کنند. اسرائیلیها هم همزمان با فشار و تهدید و کشتار فلسطینیها، به «استفاده از شکنجه در بازجویی»، حق سرویسهای امنیتی برای بهکارگیری فشار معقول میگفتند و همچنان هم با اینروش از آن استفاده میکنند.
آنروزها و همچنین امروز، مطبوعات بینالمللی پر از وعدههای توخالی دیپلماتهای اسرائیلی بودند که با جنجال و غوغا، تمایل خود را برای تشکیل یککنسرسیوم بینالمللی با قدرتهای غربی برای اسکان دوباره پناهندگان فلسطینی اعلام میکردند.
در آگوست ۱۹۸۷ ارتش اسرائیل در کرانه باختری و نوار غزه کتابچهای منتشر و با افتخار در آن اعلام کرد حاکمیتش در ۲۰ سال گذشته تا چهاندازه موفق بوده است. در آنکتابچه، عکسهای رنگی فلسطینیهای خوشحال، کنار عکسهای سیاه و سفید فلسطینیهای غمگین پیش از ژوئن ۱۹۶۷ قرار گرفتند.
دلیل اصلی استفاده از اینحربه و چنین احساس افتخاری، افزایش استانداردهای زندگی در فلسطین اشغالی، در مقایسه با دهه ۱۹۵۰ بود. چهکسی میتوانست بگوید زندگی مردم فلسطین تحت حاکمیت اردن میتوانست چنین رشدی داشته باشد یا نه؟
اما موضوع اصلا این نبود. هنگامی که چهار ماه بعد از انتشار کتابچه، آتش انتفاضه اول شعلهور شد، واضح بود که بهبود استانداردهای زندگی، بخشی از مفهوم زندان بازی است که فلسطینیان علیه آن قیام کرده اند.
با آغاز انتفاضه اینکتابچه باعجله از کتابفروشیها جمعآوری شد.


