اخبار ویژه

خیابان جمهوری؛ فقدان پایان‌بندی خوب!

«خیابان جمهوری» فیلم خوبی است البته تا فراز پایانی و فصل آخرش! چون پایان‌بندی نامناسب آه افسوس مخاطب را بلند می‌کند و حسرت جمع‌شدن دامنه یک‌قصه خوب را به دلش می‌گذارد. واکنش بهت‌زده مخاطبان نسبت به پایان‌بندی فیلم و بالاآمدن تیتراژ، گواه این بود که ساختار فیلم و گذاشتن نقطه پایان در این‌لحظات فیلم، اصلا مناسب نبوده است.

سوژه فیلم: سوزاندن‌ آیشمن/بهتر بود کار را به آمریکایی می‌سپردید!

اگر حساب کنیم، اصل و اساس فیلم «June Zero» هم مثل کلیت موجودی اسرائیل بر پایه دروغ بنا شده است. کلیت فیلم هم – اگر از حاشیه‌هایش مثل دزدی‌کردن پسربچه و مجله‌های اسرائیلی که در دست دانش‌آموزان مدرسه‌ای نوجوان است و روی جلد و درون‌شان عکس زنان برهنه چاپ شده بگذریم – درباره ساخت یک‌کوره خیلی پیشرفته آدم‌سوزی توسط یهودی‌ها برای سوزاندن یک‌جسد است.

چرا زن مو بور از زن مومشکی برتر است؟

زن مو بور، گرچه بی‌نمک و نازیبا، باز بر زن مو مشکی برتری می‌یابد. کالایی که استعمارگر تولید می‌کند، یا قولی که او می‌دهد، با اعتماد بیشتری روبرو می‌گردد. آداب و رسوم و لباس و غذا و معماری استعمارگر، حتی اگر با محیط سازگار نباشد، باز به‌شدت تقلید می‌شود و حد نهایی این‌تقلید، نزد جسورترین افراد، زناشویی با زن فرنگی است.

تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی

از اواخر برج سنبله، یعنی ماه شهریور، آرد کمتر به نانواها داده شد و طبعا جلوی دکان‌های نانوایی ازدحام به راه افتاد. از همه‌جا خبر از وضع بد نان و ازدحام در دکان‌های نانوایی و احیانا زیر دست و پا رفتن زنان و کودکان می‌رسید. البته هیچ‌کس چنین‌چیزی به چشم ندیده بود ولی همه شنیده بودند که مثلا چندنفر از گرسنگی مرده‌اند. این‌تحریکات در جنوب شهر شایع‌تر و گسترده‌تر بود و آن‌روزها شاید کمتر کسی می‌دانست که این‌شایعات از کجا سرچشمه می‌گیرد ولی امروز می‌دانیم.

دکتر شریعتی زمین کمیته مشترک را تی می‌کشید/بروشور نمایش داریوش ارجمند در منزلمان بود

سیدحسن خامنه‌ای می‌گوید گاهی اوقات که آخر شب به دستشویی می‌رفته، دکتر شریعتی را می‌دیده که زمین را تی می‌کشد و البته این‌کار خود امتیاز محسوب می‌شد و به هر زندانی اجازه تحرک و بیرون‌آمدن از سلول نمی‌دادند. 

«گیس»؛ فیلمی پلیسی و میهن‌پرستانه/با فرمول بسازی موفق می‌شوی!

حرف دیگر این‌که زحمات و ایثارگری‌های این‌گونه شهدا و خادمان مملکت، در سایه مافیابازی‌های آدم‌های کت‌شلوارپوشی (علیرضا آرا) که فکر می‌کنند خیلی مهم‌اند و با مقامات بالا و پشت پرده در تماس، لگدمال می‌شود اما نیروهای از جان گذشته دیگری (حامد بهداد) هم هستند که به آ‌ن‌ها مامور مخفی یا اطلاعاتی می‌گوییم و بناست مو را از ماست بیرون بکشند و مشخص کنند دست معاون وزیر و مافیای او در وارد کردن قطعات خراب پتروشیمی و شکست پروژه وطنی در کار است.

قصه زندگی آن عضو گارد شاهنشاهی که نخواست به مردم شلیک کند

با اصابت ۲ گلوله به پای قاسم دهقان، او خود را به حیاط انداخت و سپس به آب‌انبار منزل در زیرزمین. دوست دیگرش به‌نام محمدی مورد اصابت گلوله از ناحیه سینه قرار گرفت و شهید شد. دوست دیگر هم با نام غفوری مورد اصابت گلوله‌ای به دست قرار گرفت. چند ثانیه بعد هم گلوله‌ای دیگر به سرش اصابت کرد که موجب بیهوشی‌اش شد و به حالت اغما رفت.

سخنان مهدویان در نشست خبری، مکمل فیلمش بود/حضور در جبهه فرهنگی هم مثل خنثی‌کردن بمب کاری ملی است

کسی که چند روایت یا حتی یک‌روایت از ایثار و فداکاری همه مردم ایران، از امنیتی‌ترین مقام تا عادی‌ترین مردم حتی یک‌معتاد طرده‌شده از خانواده را در آن‌ ۱۲ روز حماسی خوانده باشد، دلش نمی‌آید جشنواره فجر را با پز های روشنفکری و الگوهایی که شبکه‌های معاند آموزش می‌دهند، لوث و به‌قولی تحریم کند!

چنگیز سپهر گفت اگر برنمی‌گشتم جوابی برای پسرم نداشتم/مختصات هدف را که ثبت کردم هواپیما را زدند

پرسیدم «چنگیز چه شد برگشتی؟» خیلی با ابهت صحبت می‌کرد. گفت «بهنام! حساب کردم نادرم (پسرش) بزرگ می‌شود و خوزستان از ایران سوا شده است! اگر نباشم که هیچ! اما اگر در خط پرواز باشم و ماموریت بروم، می‌گویم بابا بودم و جنگیدم و موفق نشدم! اما اگر قرار باشد بیرون (از نیروی هوایی) باشم، نمی‌توانم جوابی به پسرم بدهم!»

سلاح موثر سلطنت‌طلبان از دیروز تا امروز؛ فحش ناموسی و الفاظ رکیک/وقتی آش خیلی خیلی شور می‌شود!

ادامه صحبت‌های شادی امین هم جالب بود که گفت زنانی که در تظاهرات‌ها به این‌شعارها و این‌گونه تجاوز جنسی لبیک می‌گویند، خودشان را با این‌توجیه که این‌تظاهرات‌ها به نفع مردم ایران هستند، فریب می‌دهند و باید بدانند چه‌چیزی را تقویت می‌کنند! آن‌ها خشونت و تجاوز به زنان را تقویت می‌کنند؛ وقتی حامد فَرد مشغول فحش‌‌دادن است. 

ایران با موشک‌ دیپلماسی را هدایت می‌کند/دکترین صبر، واشنگتن را به میز مذاکره ‌کشاند

طبق گزارش نیوئیورک تایمز، برنامه موشکی ایران با وجود خسارات ناشی از حملات اسرائیل در «جنگ ۱۲ روزه»، همچنان سالم و فعال است. ایران نه‌تنها توانسته پرتابگرها و سیستم‌های تولیدی خود را بازسازی کند، بلکه تولید موشک‌های کوتاه‌برد را دو برابر کرده است. استقرار بخشی از سامانه‌های پرتاب در مناطق کوهستانی نیز نوعی بازدارندگی ژئو‌استراتژیک ایجاد کرده و حمله پیش‌دستانه دشمن را دشوار ساخته است.

مرغ همسایه غاز است/اخباری که نباید فراموش شوند!

شاید باور چنین‌اخباری برای غربگرایان یا بهتر بگوییم غربگدایان داخلی سخت باشد. اما واقعیت این است که از حقیقت آگاه‌اند ولی در قالب پروژه‌های مختلفی که به عهده‌شان گذاشته می‌شود، موظف‌اند این‌معنا را جاگیر ذهن ایرانیان کنند که چنین‌حوادث و به‌تبع آن‌ها تلفاتی فقط در کشور خودمان رخ می‌دهند

مقایسه تامل‌برانگیز بین زندگی امام خمینی و شاه/بودجه مذکور را تعدیل نمایید!

در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب که انقلابیون در مدرسه علوی بودند، روزی آشپز شاه به این‌محل منتقل و سپس آزاد شد. اما در سوال و جواب‌هایی که انقلابیون با این‌فرد داشتند، روایت‌های جالبی از خورد و خوراک محمدرضا پهلوی ارائه کرد. او گفت: «هر روز صبح یک‌هواپیما از دانمارک، مواد غذایی شاه و افراد خانواده‌اش را می‌آورد. مخارجی که برای یک‌روز غذای شاه هزینه می‌شد، شاید هزار خانواده را سیر می‌کرد.»

نزدیک بود رکورد شاه در فرار به ۳مرتبه برسد/درخواست سفیر مصدق در عراق: محمدرضا را تحویل دهید!

اینگه بیهان نویسنده و خبرنگار آلمانی روایت کرده محمد مصدق در سال ۱۳۳۱ فشار زیادی به محمدرضا پهلوی وارد کرد تا از کشور خارج شود و او نیز در پی این‌فشارها اعلام کرد از کشور خارج می‌شود اما تظاهراتی ساختگی در مخالفت با این‌کار مانع از شکل‌گیری این‌رکورد تاریخی شد.

آمریکایی‌‌ها بیدار و بیدار می‌شوند/«به دختر ۱۳ ساله تجاوز می‌کنند و برای ایران از حقوق زنان می‌گویند»

رابرت دنیرو هم که دیگر نیاز به معرفی ندارد و فقط مانده فحش خواهرمادر به ترامپ بدهد. او که از دوره اول روی کار آمدن ترامپ، او را به بدترین و تندترین الفاظ مورد خطاب قرار می‌داد، به‌تازگی در یک‌عکس، تی‌شرتی را به دست گرفته که یک‌پلیس آمریکایی، ترامپ را دست‌بند زده و بازداشت کرده است. 

اندرزگو گفت خوب شد سران اولیه مجاهدین خلق شهید شدند/سازمان و جدایی بین زن و شوهر مسلمان

جمله دوم هم توسط خود اندرزگو بیان شد و درباره سرنوشت سران اولیه مجاهدین خلق است که گاهی گفته می‌شود بر صراط مستقیم بودند و با نسل‌های بعدی سازمان تفاوت داشتند. اندرزگو در گفتگو با احمد، در این‌باره گفته است: «احمد! خوب شد آن‌ها شهید شدند و رفتند. اگر زنده می‌ماندند معلوم نبود از این‌ها بدتر نشوند!»