تابناک گزارش می‌دهد

ایران، پاکستان و نردبان تشدید در بحران یمن؛ آزمون جدید موازنه امنیتی منطقه

ریاض از پاکستان انتظار دارد تعهدات دفاعی خود را صرفاً روی کاغذ باقی نگذارد و در صورت افزایش تهدید علیه خاک و زیرساخت‌های سعودی، سطح حمایت خود را افزایش دهد.
کد خبر: ۱۳۹۵۶۸۷
| |
1134 بازدید
پیمان مکه

به گزارش خبرنگار بین الملل تابناک، تشدید اخیر درگیری میان عربستان سعودی و جنبش انصارالله یمن، در حال خروج از چارچوب یک منازعه محدود یمنی و تبدیل‌شدن به بخشی از معادله بازدارندگی و موازنه قوا در خاورمیانه است. 

در مرکز این تحول، سه متغیر به یکدیگر پیوند خورده‌اند: جایگاه ایران در شبکه روابط منطقه‌ای، الزامات امنیتی عربستان سعودی و تعهدات دفاعی جدید پاکستان در قبال ریاض.

بیشتر بخوانید:

اهمیت این تحول برای تهران صرفاً به آینده جنگ یمن محدود نمی‌شود. در صورت عبور پاکستان از نقش میانجی و ورود به حمایت نظامی مستقیم از عربستان، ایران با وضعیتی مواجه خواهد شد که در آن یکی از مهم‌ترین کشور‌های پیرامونی خود، همزمان به شریک امنیتی ریاض تبدیل می‌شود. چنین وضعیتی می‌تواند بر عمق راهبردی، محیط امنیتی پیرامونی و محاسبات بازدارندگی ایران اثر مستقیم بگذارد.

یمن؛ یکی از کانون‌های رقابت راهبردی ایران و عربستان

انصارالله یمن طی سال‌های اخیر به یکی از بازیگران مؤثر در معادلات امنیتی شبه‌جزیره عربستان و دریای سرخ تبدیل شده است. حملات موشکی و پهپادی این گروه علیه اهداف سعودی، در کنار توانایی آن برای ایجاد تهدید علیه خطوط مواصلاتی دریایی در دریای سرخ و باب‌المندب، به این بازیگر ظرفیت قابل‌توجهی برای اعمال فشار نامتقارن داده است.

رابطه تهران و انصارالله برای محاسبات امنیتی عربستان اهمیت اساسی دارد. به همین دلیل، در مرحله فعلی، فشار بر ایران برای استفاده از ظرفیت نفوذ خود با هدف کاهش حملات انصارالله، یکی از ابزار‌های اصلی مدیریت تشدید محسوب می‌شود

رابطه تهران و انصارالله برای محاسبات امنیتی عربستان اهمیت اساسی دارد. به همین دلیل، در مرحله فعلی، فشار بر ایران برای استفاده از ظرفیت نفوذ خود با هدف کاهش حملات انصارالله، یکی از ابزار‌های اصلی مدیریت تشدید محسوب می‌شود.

پاکستان؛ بازیگر میانجی یا طرف درگیر؟

پاکستان در این بحران در موقعیتی دوگانه قرار گرفته است. از یک سو، عربستان یکی از مهم‌ترین شرکای امنیتی و اقتصادی اسلام‌آباد است و توافق‌های دفاعی اخیر از جمله توافق دوگانه دفاع مشترک و پیمان مکه با حضور ریاض، اسلام آباد و آنکارا، سطح این وابستگی امنیتی را افزایش داده است. از سوی دیگر، پاکستان با ایران مرز زمینی دارد و هرگونه تقابل مستقیم با تهران می‌تواند پیامد‌های فوری برای امنیت مرزی، تجارت، انرژی و ثبات داخلی پاکستان داشته باشد.

توافق دفاعی میان عربستان و پاکستان، در این شرایط، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. با این حال، وجود یک پیمان دفاعی لزوماً به معنای ورود خودکار نیرو‌های پاکستانی به عملیات رزمی نیست. فعال‌شدن تعهدات دفاعی باید در چارچوب تصمیم سیاسی، ارزیابی تهدید و سازوکار‌های اجرایی پیمان بررسی شود.

از منظر عملیاتی، اسلام‌آباد با یک طیف گزینه مواجه است: ۱- میانجیگری و فشار دیپلماتیک بر تهران و انصارالله؛ ۲- ارائه اطلاعات و پشتیبانی اطلاعاتی به عربستان؛ ۲- تقویت پدافند هوایی و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی سعودی؛ ۴- استقرار نیرو‌های حفاظتی و دفاعی؛ ۵- مشارکت محدود در عملیات نظامی؛ و ۶- و در نهایت ورود مستقیم به عملیات رزمی علیه انصارالله.

تا زمانی که پاکستان در سطوح نخست این طیف باقی بماند، می‌توان از نقش میانجی و بازدارنده آن سخن گفت؛ اما عبور به سطوح بالاتر، ماهیت بحران را تغییر خواهد داد.

«نردبان تشدید» و فشار تدریجی بر تهران

تحولات جاری را می‌توان با مفهوم نردبان تشدید تحلیل کرد. در این چارچوب، بازیگران معمولاً مستقیماً از وضعیت عادی به جنگ تمام‌عیار عبور نمی‌کنند؛ بلکه مجموعه‌ای از اقدامات مرحله‌ای را انجام می‌دهند که هر مرحله، آستانه مرحله بعدی را کاهش می‌دهد.

این نردبان می‌تواند با هشدار دیپلماتیک شروع شود و با میانجیگری دنبال شود و به دنبال آن فشار سیاسی بر ایران اعمال شود. همچنین در ادامه این روند تقویت پدافند عربستان و پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی و استقرار نیرو‌های دفاعی می‌تواند مد نظر باشد. در ادامه روند که نشان از تشدید تنش خواهد بود، عملیات محدود و حمله مستقیم و نهایتا ورود رسمی به مخاصمه را می‌توان انتظار داشت.

اهمیت وضعیت کنونی در این است که پاکستان هنوز در بخش میانی این نردبان قرار دارد.

اسلام‌آباد از یک سو بر تعهد امنیتی خود در قبال عربستان تأکید می‌کند و از سوی دیگر بر ماهیت دفاعی همکاری با ریاض و ضرورت حل سیاسی بحران تأکید دارد. این وضعیت به پاکستان اجازه می‌دهد بازدارندگی را تقویت کند بدون آنکه الزاماً وارد مخاصمه مستقیم شود

اسلام‌آباد از یک سو بر تعهد امنیتی خود در قبال عربستان تأکید می‌کند و از سوی دیگر بر ماهیت دفاعی همکاری با ریاض و ضرورت حل سیاسی بحران تأکید دارد. این وضعیت به پاکستان اجازه می‌دهد بازدارندگی را تقویت کند بدون آنکه الزاماً وارد مخاصمه مستقیم شود.

اما تداوم حملات انصارالله می‌تواند این تعادل را به‌تدریج تغییر دهد. هر حمله جدید علیه تأسیسات حیاتی یا زیرساخت‌های انرژی عربستان، هزینه سیاسی عدم مداخله برای اسلام‌آباد را افزایش می‌دهد و می‌تواند آستانه تصمیم‌گیری پاکستان برای ورود به سطوح بالاتر نردبان تشدید را کاهش دهد.

محاسبه امنیتی ایران

از منظر تهران، مسئله اصلی صرفاً جلوگیری از ورود پاکستان به جنگ نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل پاکستان به جزئی از معماری بازدارندگی عربستان علیه ایران است.

در صورت ورود نظامی پاکستان، سه پیامد عمده برای ایران قابل تصور خواهد بود.

نخست، کاهش عمق راهبردی ایران در جبهه جنوبی شبه‌جزیره عربستان. یمن برای تهران تنها یک پرونده سیاسی نیست؛ این کشور به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در مجاورت باب‌المندب و دریای سرخ، بخشی از معادله امنیت خطوط مواصلاتی دریایی منطقه است.

دوم، افزایش فشار بر محیط امنیتی پیرامونی ایران. تهران در غرب با مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی در خلیج فارس، عراق و حوزه شام مواجه است و در شرق نیز افغانستان و پاکستان اهمیت ویژه دارند. ورود پاکستان به یک آرایش نظامی ضد انصارالله می‌تواند فشار امنیتی در دو سوی محیط پیرامونی ایران را افزایش دهد.

ایران و پاکستان، علی‌رغم اختلافات امنیتی، دارای منافع مشترک قابل‌توجهی در حوزه امنیت مرزی، تجارت، انرژی و کنترل تهدید‌های فرامرزی هستند؛ بنابراین تهران انگیزه بالایی دارد که رابطه با پاکستان را از منازعه یمن مصون نگه دارد

سوم، دشوارتر شدن مدیریت روابط دوجانبه تهران و اسلام‌آباد. ایران و پاکستان، علی‌رغم اختلافات امنیتی، دارای منافع مشترک قابل‌توجهی در حوزه امنیت مرزی، تجارت، انرژی و کنترل تهدید‌های فرامرزی هستند؛ بنابراین تهران انگیزه بالایی دارد که رابطه با پاکستان را از منازعه یمن مصون نگه دارد.

چرا تهران به کانال اسلام‌آباد نیاز دارد؟

اگر اسلام‌آباد بتواند همزمان با حفظ تعهدات دفاعی خود در قبال عربستان، کانال ارتباطی با تهران را حفظ کند، امکان مدیریت بحران افزایش می‌یابد. در این سناریو، پاکستان می‌تواند پیام‌های ریاض را به تهران و پیام‌های تهران را به ریاض منتقل کند و از عبور بحران از سطح جنگ نیابتی به تقابل مستقیم دولت‌ها جلوگیری کند.

در مقابل، اگر اسلام‌آباد تحت فشار تحولات میدانی از نقش میانجی فاصله بگیرد، یکی از مهم‌ترین کانال‌های تنش‌زدایی منطقه‌ای تضعیف خواهد شد.

برای تهران، بنابراین یک محاسبه کلیدی شکل می‌گیرد: حفظ روابط با پاکستان و جلوگیری از امنیتی‌شدن مناسبات دوجانبه، می‌تواند به اندازه مدیریت روابط با انصارالله اهمیت داشته باشد.

هرمز و باب‌المندب؛ دو گلوگاه در یک معادله امنیتی

اهمیت بحران یمن را نمی‌توان بدون توجه به امنیت خطوط مواصلاتی دریایی درک کرد. در یک سوی منطقه، تنگه هرمز قرار دارد و در سوی دیگر، باب‌المندب.

این دو گلوگاه برای انتقال انرژی و تجارت بین‌المللی اهمیت حیاتی دارند. هرگونه اختلال پایدار در آنها می‌تواند هزینه بیمه، حمل‌ونقل دریایی، قیمت انرژی و ریسک زنجیره تأمین جهانی را افزایش دهد.

برای ایران، این وضعیت یک ظرفیت و همزمان یک ریسک راهبردی ایجاد می‌کند. توانایی اثرگذاری بر امنیت دریایی منطقه می‌تواند در مذاکرات، اهرم فشار و قدرت چانه‌زنی ایجاد کند؛ اما استفاده بیش از حد از این اهرم می‌تواند به شکل‌گیری ائتلاف‌های گسترده‌تر علیه ایران منجر شود؛ بنابراین مسئله اصلی برای تهران، صرفاً ایجاد هزینه برای طرف مقابل نیست؛ بلکه مدیریت سطح تشدید و جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف ضدایرانی پایدار است.

آیا پاکستان وارد جنگ خواهد شد؟

در شرایط فعلی، ورود مستقیم پاکستان به جنگ یمن را نمی‌توان قطعی تلقی کرد. عوامل بازدارنده مهمی در برابر چنین تصمیمی وجود دارد: حساسیت افکار عمومی پاکستان نسبت به جنگ یمن، تجربه مخالفت پارلمان این کشور با مشارکت در جنگ سال ۲۰۱۵، هزینه‌های اقتصادی عملیات برون‌مرزی و مهم‌تر از همه، پیامد‌های امنیتی احتمالی در مرز ایران و پاکستان.

ریاض از پاکستان انتظار دارد تعهدات دفاعی خود را صرفاً روی کاغذ باقی نگذارد و در صورت افزایش تهدید علیه خاک و زیرساخت‌های سعودی، سطح حمایت خود را افزایش دهد

از سوی دیگر، فشار عربستان بر اسلام‌آباد نیز واقعی است. ریاض از پاکستان انتظار دارد تعهدات دفاعی خود را صرفاً روی کاغذ باقی نگذارد و در صورت افزایش تهدید علیه خاک و زیرساخت‌های سعودی، سطح حمایت خود را افزایش دهد.

به همین دلیل، محتمل‌ترین نقطه تمرکز در کوتاه‌مدت، افزایش ظرفیت دفاعی عربستان بدون عبور فوری پاکستان به عملیات تهاجمی خواهد بود؛ هرچند تحول در میدان می‌تواند این محاسبه را تغییر دهد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟