دروغ بزرگی که در روز عاشورا به جوش میآید! +فیلم

یادم هست اولین بار در کودکی، در روز عاشورا در دشت مغان، این داستان را از زبان یک جوان شنیدم که از روستایی در مرز اردبیل و گیلان آمده بود؛ جایی که کوه و رود، دو سوی خط مرزی را به هم پیوند میزنند و آداب و رسومشان مثل رگهای پنهان، در هم جریان دارند. آن روزها فقط از سه روستای نزدیک به هم حرف میزدند که «علم جوش» در آنها برگزار میشود. اما ظاهرا ماجرا پیچیده تر از روایت آن جوان بوده است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، این گزارشی است از رسم عجیبی به نام "علم جوش". بذر آن خیلی وقت ها پیش کاشته شد اما سالها بعد، این رسم مثل دانهای که در خاک مستعد افتاده، رشد کرد و پخش شد.
حالا در تعداد بیشتری از روستاهای گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و حتی جاهای دیگر، در روزهای تاسوعا، عاشورا، سوم محرم یا اربعین، شاهد آن هستیم. ظاهرا ریشهاش به فرهنگ قدیمی مردم تالش در شمال گیلان برمیگردد؛ این را از جستجوهای اینترنتی و مقالات موجود می شود دریافت کرد.
علم جوش چه شکلی است؟ امکان امتحان کردن وجود دارد؟
علم، چوب یا فلز بلند یا کوتاهی است که فقط یک روسری، شال یا پرچم رنگی روی سرش گره زدهاند. ناگهان در میان جمعیت، یکی از جوانان یا علمدارها وارد میدان میشود. علم را برمیدارد و شروع میکند به چرخیدن و تکان خوردن شدید. حرکتها گاهی خیلی نمایشی و ساختگی به نظر میرسد. بعد از مدتی علمدار «غش» میکند و میافتد، سپس نفر بعدی میآید.
مردم میگویند علم صاحب خودش را میشناسد و فقط به افراد خاصی از یک طایفه یا خانواده خاص «جوش» میآورد. هرگز آن را به دست هرکسی نمیدهند. می گویند شما لیاقتش را نداری! و قطعا علم در دست شما به جوش نخواهد آمد! جالبتر اینکه گاهی علم آرام روی شانه یکی از تماشاچیها —معمولاً کسانی که از شهرهای دیگر برای دیدن آمدهاند و غریبهاند— مینشیند. در این لحظه، صاحب شانه باید نذری بدهد؛ پول بچسباند به روسری یا شال علم، یا هدیهای بگذارد. و اینجاست که علم گردانان به خواسته خود می رسند.
این رسم ابتدا محدود به چند روستا بود، اما با درآمد خوبی که از نذرها داشت و اعتقادی که بین مردم شکل گرفت، به جاهای بیشتری رسید.
چرا این رسم هنوز ادامه دارد؟
در دنیای امروز، با همه دوربینها، اطلاعات و شواهد روشن، هنوز در ملأ عام برگزار میشود. برخی علما و پژوهشگران محلی، مثل کسانی که درباره آیینهای مذهبی نوشتهاند، آن را ریشه در باورهای قدیمی تالش میدانند که در دوران صفویه با سوگواری شیعی آمیخته شد. اما بسیاری از مردم آن را خرافه، بدعت و سوءاستفاده از احساسات پاک دینداران میبینند.
عاشورا قصهای از شجاعت، عدالت و عقل است. امام حسین (ع) برای حقیقت قیام کرد، نه برای نمایش دروغ و گردآوری پول. وقتی احساسات خالص مردم به ابزاری برای نمایش و درآمد تبدیل شود، عزاداری از معنایش دور میافتد و بهانهای به دست کسانی میدهد که میخواهند آیین های مذهبی را به کل زیر سئوال ببرند.
نهادهای محترم فرهنگی، لطفا جمع اش کنید
شور و عشق به امام حسین (ع) ارزشمند است و مایه تفاخر، اما باید با شعور و عقل همراه باشد. محفلهای عزاداری جای خلوص نیت، اندیشه و اخلاق است؛ نه جایی برای حرکات تصنعی و جمعآوری نذرهای مشکوک. این بزرگ ترین گناه در حق دین و امام حسین (ع) است و بی توجهی به تداوم آن، گناهی نابخشودنی تر به نظر می رسد.
حفظ آداب محلی و میراث فرهنگی خوب است اما به قیمت هتگ حرمت و کلاهبرداری چند نفر از احساسات مردم. وقت آن رسیده که با زبانی ساده و قلبی بیدار، عزاداری را از این سایهها پاک کنیم. عاشورای واقعی، جایی است که احساس و عقل دست در دست هم، راه مقاومت در برابر ظلم را به ما نشان میدهند. این همان چیزی است که امروز بیش از همیشه به آن نیاز داریم.
یادمان نرفته که رهبر شهید انقلاب بسیار در زمینه خرافه زدایی از مراسم عاشورا و دیگر برنامه های مذهبی جدی و پیش رو بودند و نمونه برخورد ایشان با آیین قمه زنی در عاشورا بود که این خرافه را به پستوی تاریخ برد.



