بیامو M۳ CS دستی؛ وقتی آلمانیها فهمیدند سریعتر بودن همیشه به معنی بهتر بودن نیست
به گزارش تابناک ؛ M۳ CS Handschalter جدید شاید روی کاغذ از نسخه اتوماتیک و چهارچرخ محرک ضعیفتر باشد، اما احتمالاً یکی از آخرین بیاموهای واقعی تاریخ است؛ ماشینی که هنوز از تو میخواهد رانندگی کنی، نه فقط پایت را روی پدال له کنی و بگذاری کامپیوتر بقیه کار را انجام دهد؛ و این وسط، حقیقت تلخی هم وجود دارد؛ شاید داریم به آخرین روزهای ماشینهای آنالوگ واقعی نگاه میکنیم، قبل از اینکه همهچیز تبدیل شود به کراساوورهای برقی ساکت با نمایشگرهای غولپیکر و روحی که انگار در بخش مالی شرکت دفن شده است.
خوب باز هم باید اطلاع بدهم که از نعمت تست و بررسی به صورت شخصی این خودرو محرومم و مجبور هستم روایت گرگ پوتس از تاپ گیر را برایتان بازخوانی کنم .

BMW با معرفی M۳ CS Handschalter کاری کرده که حتی بین طرفداران خودش هم بحث راه افتاده. چون فلسفه مدلهای CS همیشه مشخص بود؛ سبکتر، قویتر، سریعتر و خشنتر. اما این بار ناگهان همهچیز برعکس شده است. ماشین جدید حدود ۷۵ اسببخار ضعیفتر از M۳ CS استاندارد شده، سیستم چهارچرخ محرک xDrive حذف شده و جای آن را یک گیربکس ششسرعته دستی گرفته است. نتیجه؟ شتاب ضعیفتر، اعداد کندتر و احتمالاً لبخند بزرگتر روی صورت راننده؛ و دقیقاً همین نکته مهم است. این خودرو دیگر برای آدمهایی ساخته نشده که فقط میخواهند در اینستاگرام عدد صفر تا صد پست کنند. این ماشین برای کسانی ساخته شده که هنوز میخواهند با خودرو درگیر شوند؛ کسانی که هنوز دوست دارند پای چپشان کاری انجام دهد و هنوز معتقدند تعویض دنده باید حس داشته باشد، نه فقط صدای کلیک پشت فرمان.

Top Gear در گزارشش بهدرستی میگوید این نسخه برای «حداکثر درگیری راننده» ساخته شده است؛ و واقعیت این است که امروز چنین فلسفهای تقریباً دارد منقرض میشود. M۳ CS Handschalter از همان موتور معروف ۳ لیتری شش سیلندر خطی توئینتوربوی S۵۸ استفاده میکند، اما قدرت آن به حدود ۴۶۷ اسببخار کاهش یافته است. دلیلش هم ساده است؛ گیربکس دستی فعلی BMW نمیتواند گشتاور بالاتر نسخه Competition را تحمل کند. حتی مدیران BMW M هم چند ماه پیش اعتراف کرده بودند که آینده گیربکسهای دستی بهشدت مبهم شده، چون توسعه آنها دیگر از نظر اقتصادی و فنی منطقی نیست؛ و همین باعث میشود این ماشین خاصتر شود. چون BMW میتوانست خیلی راحت مثل بقیه خودروسازها بگوید «دوران دستی تمام شده» و همهچیز را به گیربکس اتوماتیک بسپارد. اما ظاهراً هنوز چند مهندس دیوانه در مونیخ باقی ماندهاند که شبها یواشکی به صدای تعویض دنده مکانیکی فکر میکنند و حاضر نیستند کاملاً تسلیم عصر الگوریتمها شوند.

از نظر ظاهری، خودرو همچنان همان M۳ CS عضلانی و عصبی باقی مانده است. جلوپنجره بزرگ هنوز مثل مشت خورده وسط صورت طراحی شده و هنوز هم نصف اینترنت دربارهاش دعوا میکنند. اما حقیقت این است که بعد از مدتی دیگر به آن عادت میکنی. حتی شاید کمکم دوستش هم داشته باشی؛ مثل شخصیت شرور فیلمی که آنقدر کاریزماتیک است که نمیتوانی ازش متنفر بمانی. بدنه با استفاده گسترده از فیبرکربن سبکتر شده، رینگهای فورجکاریشده وزن را پایین آوردهاند و صندلیهای کربنی مسابقهای هنوز آن حس خطرناک همیشگی را دارند. BMW حتی از اگزوز تیتانیومی و پنلهای CFRP استفاده کرده تا وزن خودرو را پایین بیاورد. نتیجه این شده که ماشین حدود ۳۴ کیلوگرم سبکتر از M۳ استاندارد است.

اما نکته جذابتر، تغییر شخصیت خودرو است. وقتی سیستم چهارچرخ محرک حذف میشود و قدرت فقط به چرخهای عقب میرسد، ماشین دوباره زنده میشود. دیگر آن چسبندگی بیرحمانه و بینقص نسخه xDrive را نداری. حالا باید حواست باشد، باید فرمان را حس کنی و باید با ماشین مذاکره کنی. این دقیقاً همان چیزی است که طرفداران قدیمی BMW سالها دنبالش بودند. چون خیلیها معتقد بودند M۳های جدید بیش از حد کامل شدهاند؛ بیش از حد سریع، بیش از حد دقیق و بیش از حد وابسته به کامپیوتر. مثل دانشآموز نابغهای که همه امتحانها را بیست میشود، اما دیگر هیجان ندارد. اما Handschalter دوباره کمی هرجومرج به داستان اضافه کرده است.
تعلیق خودرو هم کاملاً بازتنظیم شده. ارتفاع ماشین حدود ۶ میلیمتر کمتر شده، کمکفنرهای مدل افسانهای M۴ CSL روی آن نصب شدهاند و هندلینگ خودرو تیزتر از قبل شده است. نتیجه این تغییرات، ماشینی است که احتمالاً روی پیست کندتر از نسخه اتوماتیک باشد، اما پشت فرمانش احساس زنده بودن بیشتری میکنی؛ و شاید این همان چیزی باشد که صنعت خودرو داشت فراموش میکرد. این روزها همهچیز تبدیل شده به جنگ اعداد؛ اسببخار بیشتر، شتاب کمتر، رکورد سریعتر نوربرگرینگ. اما وسط این مسابقه دیوانهوار، بعضیها یادشان رفت که ماشین اسپرت فقط برای سریع بودن ساخته نشده؛ برای احساس ساختن ساخته شده است.

گیربکس دستی دقیقاً همین کار را میکند. حتی اگر کندتر باشد. حتی اگر در ترافیک اعصاب خرد کند. حتی اگر روی کاغذ ببازد. چون چیزی به رانندگی اضافه میکند که هیچ الگوریتمی نمیتواند شبیهسازیاش کند؛ حس مشارکت. وقتی دنده عوض میکنی، بخشی از ماشین میشوی. اشتباه میکنی، اصلاح میکنی، دور موتور را تنظیم میکنی و دقیقاً همین تعامل است که رانندگی را انسانی نگه میدارد.
شاید برای همین است که اینترنت بعد از معرفی این ماشین منفجر شد. بعضیها غر میزنند که چرا قدرت کمتر شده. بعضیها میگویند BMW باید دستی را روی نسخه قویتر هم ارائه میکرد. اما بخش بزرگی از طرفداران فقط خوشحالاند که هنوز چنین ماشینی وجود دارد. بسیاری از کاربران و طرفداران قدیمی BMW این مدل را «آخرین BMW واقعی» توصیف کردهاند و معتقدند حذف AWD باعث شده خودرو دوباره شخصیت قدیمی M را پیدا کند.

داخل کابین هم همان فضای آشنای M۳ حفظ شده؛ ترکیبی از خشونت و لوکس بودن. صندلیهای کربنی، تریم آلکانترا، فرمان ضخیم M و آن حس عجیب آلمانی که انگار همهچیز برای حمله به اتوبان طراحی شده است. اما اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد؛ وسط این کابین مدرن هنوز یک دستهدنده دستی ایستاده. مثل بازماندهای از عصر قدیم؛ و شاید همین تکه فلز کوچک از کل نمایشگرهای داخل ماشین ارزشمندتر باشد. چون یادآوری میکند هنوز ماشینهایی وجود دارند که برای راننده ساخته میشوند، نه برای نرمافزار.
BMW این خودرو را فقط برای بازار آمریکای شمالی ساخته است؛ تصمیمی که خودش طنز جالبی دارد. چون آمریکاییها سالها به ماشینهای اتوماتیک معروف بودند، اما حالا یکی از آخرین سنگرهای گیربکس دستی شدهاند. اروپاییها آرامآرام دستی را کنار گذاشتند، اما آمریکاییها هنوز حاضرند برای سه پدال پول بدهند؛ و شاید این آخرین تلاش BMW برای احترام گذاشتن به همان آدمهایی باشد که هنوز رانندگی را هنر میدانند، نه فقط جابهجایی.

M۳ CS Handschalter فقط یک نسخه خاص از M۳ نیست. این ماشین بیشتر شبیه نامه خداحافظی است؛ خداحافظی با دورانی که راننده هنوز مهمترین بخش خودرو بود. دورانی که ماشین اسپرت قرار نبود فقط سریع باشد، قرار بود خطرناک، زنده و کمی غیرمنطقی هم باشد؛ و شاید عجیبترین بخش داستان این باشد که BMW برای ساختن یکی از جذابترین M۳های تاریخ، مجبور شده آن را کندتر کند. چون بعضی وقتها، لذت واقعی دقیقاً همان چیزی است که اعداد نمیتوانند اندازه بگیرند. انسانها البته هنوز هم حاضرند برای ۰.۲ ثانیه شتاب کمتر، کل روح ماشین را قربانی کنند و بعد اسمش را «پیشرفت» بگذارند. خوشبختانه هنوز چند نفر در مونیخ هستند که یادشان مانده ماشین اسپرت باید اول قلبت را درگیر کند، بعد کرنومتر را.


