در مورد خلبان شهید در ویکی تابناک بیشتر بخوانید

گفتگو با امیر خلبان غلامعلی شیرازی/۳
گفتم درست است ولی من وطن‌فروش نیستم! اشتباه آمدی! گفت «شوخی نداریم ها!» بعد شروع کرد فحش‌دادن به امام (ره). من هم به صدام فحش دادم. محمد هفت‌تیر کشید و گفت «فکر کردی این‌جا کجاست؟» گفتم کراچی! گفت «یک‌بار دیگر (به صدام) فحش بدهی می‌زنم!» گفتم «حیف ایرانی که تو باشی! این کناری‌ات یک عراقی است. ولی تو که ایرانی هستی، واقعا وطن‌فروشی!»
کد خبر: ۱۳۷۸۴۴۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۲۳

گفتگو با امیر خلبان غلامعلی شیرازی/۲
بله. ده پانزده مایل مانده به هدف دیدم، دو سه موشک از کنارم رد شد. قرار بود یک‌کلمه هم حرف نزنیم. اما دیدم فعالیت پدافند زیاد شد. گلوله‌های ضدهوایی را می‌دیدم می‌آیند. نتوانستم خودم را نگه دارم. گفتم «جناب سرگرد مرا بدجوری می‌زنند!» سرش را گرداند طرف من و ناگهان گفت «یا ابوالفضل! بکش پایین!» دو هواپیمای اسکرامبل بلند کرده بودند.
کد خبر: ۱۳۷۵۹۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

معمولا با ۵ ثانیه اختلاف از هم تیک‌آف می‌کنیم تا در جت‌واش جلویی نیافتیم. تا بلند شدم و چرخ‌ها را جمع کردم، صدای شهید بربری آمد: «هواپیمای آکروجت دارند تو را می‌زنند! سه چهارتا پشت سرت هستند.»
کد خبر: ۱۳۷۵۸۸۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۱۰

گفتگو با امیر خلبان غلامعلی شیرازی/۱
معمولا با ۵ ثانیه اختلاف از هم تیک‌آف می‌کنیم تا در جت‌واش جلویی نیافتیم. تا بلند شدم و چرخ‌ها را جمع کردم، صدای شهید بربری آمد: «هواپیمای آکروجت دارند تو را می‌زنند! سه چهارتا پشت سرت هستند.»
کد خبر: ۱۳۷۴۴۷۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۳/۰۴

گفتگو با امیر خلبان احمد مهرنیا/۲
مردم علیه فکوری شعار می‌دادند. به همین‌دلیل در دفتر ایشان ماندیم. (ابراهیم) بیات ماکویی هم جانشین او بود. چهارنفری در دفترش نشسته بودیم. از فکوری خواستیم با تهران تماس بگیرد و کسب تکلیف کند. در همین گیر و دار هفتادهشتاد نفر جلوی ستاد پایگاه جمع شدند و شعار مرگ بر فکوری سر دادند. رفتیم پایین و آرامشان کردیم و موضوع را برایشان جا انداختیم که «فعلا بروید ببینیم چه می‌شود.» تا ساعت ۹ شب با فکوری بودیم. می‌خواست به خانه برود که گفتیم «خواهش می‌کنیم نروید! معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد!» برای حفظ جان خودش بود.
کد خبر: ۱۳۶۹۸۵۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۱۲

گفتگو با امیر خلبان احمد مهرنیا/۱
در آن‌برهه، شرایط از نظر حقوق‌ ماهیانه برای ما خلبان‌ها به‌ویژه شکاری‌ها، عالی بود. اصلا مشکل مالی نداشتیم. شاید بعضی باور نکنند که ۱۴ حقوق در سال می‌گرفتیم و شاید بگویند حتما دیوانه بودی که رفتی جزو انقلابیون! اما مساله این است که ...
کد خبر: ۱۳۶۸۳۴۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۲/۰۲

پیکر مطهر شهید خلبان سرهنگ مهدی فیروزمند، شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴، با حضور گسترده مردم شهیدپرور، خانواده‌های معظم شهدا، مسئولان استانی و جمعی از فرماندهان نظامی در شهر تبریز تشییع و به خاک سپرده شد. شهید فیروزمند شامگاه پنجشنبه هفته گذشته در پی سقوط یک فروند هواپیمای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، هنگام اجرای مأموریت آموزشی شبانه در استان همدان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
کد خبر: ۱۳۵۸۹۲۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۱۲/۰۲

خلجی لحظه به لحظه گزارش می‌داد: «از سمت راست انبوه آتش به سمت‌مان می‌آید. حالا از چپ می‌زنند. مواظب باش.» و چندثانیه بعد، صدای مهیب و ضربه‌ای که هواپیما را به‌شدت تکان داد، بیانگر اصابت موشک به آن‌ و صدمه جدی بود. غفور اعلام کرد: «ما را زدند!» 
کد خبر: ۱۳۳۸۴۱۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۸/۱۷

به روایت همرزمان/
به پست فرماندهی زنگ زدم و گفتم حسین کجاست؟ گفتند «ازش خبری نیست!» گفتم تا الان باید نشسته باشد! گفتند سوخت‌گیری کرده! گفتم چرا؟ گفتند فلانی گفته است. با این‌که شب قبل از شب تا صبح پرواز کرده بودم، به من ماموریت دادند بروم در منطقه‌ای که به نظر می‌رسید سقوط کرده پرواز کنم و محل را پیدا کنم.
کد خبر: ۱۳۳۲۳۲۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۱۳

مرور خاطرات امیر خلبان محمدصدیق قادری/
این‌خلبان آزاده درباره خاطرات آن‌دوره می‌گوید پس از آن‌که متوجه شد عراقی‌ها قصد دارند به‌خاطر کُرد بودنش و اخراج سه‌باره‌اش از ارتش از او سوءاستفاده کنند، پای ثابت خواندن دعای وحدت شد. عراقی‌ها بارها ضمن تهدید، به قادری می‌گفتند رژیم ایران تو را چندبار از ارتش اخراج کرده و تو باز هم از این رژیم دفاع می‌کنی؟
کد خبر: ۱۳۳۱۵۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۸

این‌هواپیما نیز با اصابت تیرهای مسلسل F5 شریفی‌راد سقوط می‌کند. اما خلبان ایرانی متوجه شد دو هواپیمای دیگر دشمن به سمتش هجوم آورده‌اند. او موفق شد یکی از آن‌ها را با چند حرکت تاکتیکی جلو انداخته و به‌سمتش موشکی شلیک کند اما موشک بال چپ عمل نکرده و شلیک نشد و موشک سمت راست هم پس از به‌کارگیری به هدف برخورد نکرد.
کد خبر: ۱۳۳۱۲۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۷

گفتگو با امیر خلبان علیرضا میرزایی/۲
با ایشان در ارومیه بودیم و رو در رو صحبت می‌کردیم. گفتم آقای شیرودی در پرواز دیده‌ام به دشمن پهلو می‌دهی. شما برای نظام مهم هستی و اهمیت داری. پهلو دادن خطا است.
کد خبر: ۱۳۳۰۶۶۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۶

با انفجار موشک در شکم هواپیما، غلامحسینی برای لحظاتی از هوش رفت و سپس در حالی به هوش آمد که هواپیمای آتش گرفته با چرخش شدید در حال سقوط به‌سمت زمین بود. فرامین هواپیما قفل شده و کار نمی‌کرده و هرلحظه نیز امکان انفجارش وجود داشت...
کد خبر: ۱۳۳۰۴۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۴

اول مهر در تقویم تاریخ/
در ساعات صبح تا شب اول مهر ۵۹ که اف‌پنج‌ها و اف‌چهارهای نیروی هوایی مشغول رفت و برگشت به خاک عراق بودند، در هر ۵۰ مایل از آسمان ایران، یک F14 مشغول گشت‌زنی و حمایت از آن‌ها بود.
کد خبر: ۱۳۳۰۰۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۱

گفتگو با امیر خلبان علیرضا میرزایی/۱
می‌دانستم ضرابی رعشه کمر دارد. بعد از زمین‌خوردن هلی‌کوپترش می‌خواست بلند شود ولی نتوانسته بود. خودش را انداخته بود بیرون. دُم هلی‌کوپترش آتش گرفته بود. توی خاک‌ها چنگ می‌زد و جلو می‌آمد. فاصله ما با او حدود ۱۵۰ متر بود. 
کد خبر: ۱۳۳۰۰۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۷/۰۱

خاطره‌بازی با سینمای دفاع مقدس/
پس از شهادت رضا کریمی که صدای‌ آواز غمناکش با نوار کاست در خانه سروان درخشان پخش می‌شود، همسر سروان به گریه می‌افتد و یکی از جملات مهم فیلمنامه توسط سعید راد بیان می‌شود: «خب، ما برای این‌روزها ساخته شدیم دیگه!»
کد خبر: ۱۳۲۹۸۲۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۳۰

گفتگو با امیر خلبان شفیع حسین‌پور/۴
وقتی بمباران کردم، پول‌آپ کردم. در سینه‌کش کوه بودم. احساس مي‌کردم هواپیما جواب نمی‌دهد و سینه‌اش هرلحظه به کوه می‌خورد. به‌همین‌دلیل سنر تانک‌م را پانچ کردم که هواپیما جان گرفت و آمد بالا. همان‌لحظه گفت «شفیع مرا زدند!»
کد خبر: ۱۳۲۷۲۷۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۱۸

گفتگو با امیر خلبان شفیع حسین‌پور/۳
پالایشگاه را زدیم. هرسه در یک خط بودیم. بمب‌ها را هم روی (حالت) ریپل گذاشتیم که با فاصله رها شوند و تخریب بیشتری به جا بگذارند. وقتی بمب‌ها را رها کردیم، شهید توکلی بی‌اراده گشت سمت من. داشتیم برخورد می‌کردیم. یک‌لحظه خودم را کشیدم بالا و او از زیرم رد شد.
کد خبر: ۱۳۲۵۷۰۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۱۱

سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه می‌کرد و می‌گفت من نمی‌گویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید ولی به‌عنوان کودتاچی اعدام نکنید...
کد خبر: ۱۳۲۴۵۴۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۶/۰۳

گفتگو با امیر خلبان شفیع حسین‌پور/۱
هروقت از پله‌های هواپیما بالا می‌رفتم، یک‌شعار داشتم: «مرگ اگر مردی به نزد من بیا/تا در آغوشت بگیرم تنگ تنگ» این‌شعر خیلی به من روحیه می‌داد. سرود «ای ایران!» را هم به یاد بچه‌هایی که مظلومانه با کمترین امکانات شهید شده بودند، می‌خواندم.
کد خبر: ۱۳۲۱۹۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۲۶

مفید صفحه اصلی نسخه موبایل
تابناک ورزشی نسخه موبایل