اروپا دوباره به کارخانه مهمات نیاز دارد
اروپا مهمات میسازد؛ بازگشت کارخانههای جنگ به قلب ناتو
جنگ اوکراین یک واقعیت قدیمی را دوباره زنده کرد؛ ارتش بدون مهمات دوام نمیآورد.
کد خبر: ۱۳۹۶۲۳۱
| | 605 بازدید
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، وقتی درباره قدرت نظامی یک کشور صحبت میشود معمولا تصویر تانک، جنگنده، ناو یا موشک در ذهن میآید، اما پشت هرکدام از این تجهیزات یک مسئله کمتر دیدهشده وجود دارد که در جنگ واقعی خودش را نشان میدهد: مهمات. یک ارتش ممکن است صدها توپخانه مدرن، دهها سامانه پدافندی و تعداد زیادی خودروی زرهی داشته باشد، اما اگر زنجیره تولید گلوله، خرج پرتاب، مواد منفجره و قطعات مصرفی آن نتواند با سرعت مصرف میدان نبرد حرکت کند، بخشی از قدرت نظامی روی کاغذ باقی میماند. جنگ اوکراین این مسئله را برای کشورهای اروپایی به شکلی ملموستر از چند دهه گذشته آشکار کرده و حالا دولتهای عضو ناتو در حال ساخت کارخانههای جدید، انتقال فناوری و ایجاد خطوط تولید مهمات در داخل اروپا هستند. لهستان در این میان یکی از جدیترین نمونههاست؛ کشوری که افزایش ظرفیت صنعتی دفاعی را فقط یک پروژه اقتصادی نمیبیند و آن را به مسئله تداوم تأمین نیروهای مسلح خود و کاهش وابستگی به زنجیرههای دوردست گره زده است. رویترز گزارش داده که هزینه خرید دفاعی لهستان از شرکتهای داخلی و شرکتهای اروپای مرکزی از سال ۲۰۲۲ تقریبا چهار برابر شده و به ۳۰.۴ میلیارد زلوتی در سال گذشته رسیده است؛ ورشو نیز در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۳ میلیارد یورو برای دفاع اصلی خود در نظر گرفته است.
گلوله ۱۵۵ میلیمتری دوباره به مسئله صنعتی تبدیل شده است
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، تمرکز اروپا روی مهمات توپخانهای ۱۵۵ میلیمتری است؛ کالیبری که در بسیاری از ارتشهای عضو ناتو استفاده میشود و در جنگ اوکراین به یکی از مهمترین اقلام مصرفی توپخانه تبدیل شده است. مسئله فقط تولید یک گلوله فلزی نیست. یک گلوله ۱۵۵ میلیمتری حاصل زنجیرهای از تولید فولاد، پوکه، مواد منفجره، خرج پرتاب، چاشنی، مواد پیشران و تجهیزات کنترل کیفیت است و هرکدام از این حلقهها باید بتوانند با ظرفیت بالا و کیفیت یکنواخت کار کنند. ناتو در ژوئیه ۲۰۲۶ پروژهای چندملیتی با عنوان GENIFR را آغاز کرد تا یک نمونه استاندارد و قابلتبادل از مهمات ۱۵۵ میلیمتری ایجاد کند. کانادا، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، یونان، نروژ، اسلواکی، سوئد و ترکیه در این پروژه مشارکت دارند و هدف اعلامشده، افزایش قابلیت همکاری مهمات میان سامانههای توپخانهای مختلف و سادهترکردن تولید در مقیاس بزرگ است. این تصمیم از نظر صنعتی اهمیت زیادی دارد، زیرا استانداردسازی میتواند یکی از مشکلات قدیمی تولید مهمات در اروپا را کاهش دهد؛ کارخانهای که مهمات یک استاندارد مشخص تولید میکند، در صورت ایجاد یک زنجیره مشترک میتواند محصول خود را برای چند ارتش عرضه کند، بدون آنکه مجبور باشد برای هر مشتری خط تولید کاملا متفاوتی داشته باشد.
لهستان نیز در همین مسیر، بهدنبال افزایش شدید ظرفیت تولید مهمات توپخانهای است. گروه لهستانی Niewiadów با همکاری KNDS Ammo France در حال ایجاد ظرفیت تولید مهمات ۱۵۵ میلیمتری است و طبق گزارش رویترز، ظرفیت هدف این مجموعه از سال آینده به حدود ۱۸۰ هزار گلوله در سال خواهد رسید. این پروژه بخشی از روند گستردهتری است که ورشو برای افزایش تولید داخلی مهمات دنبال میکند؛ همکاریهای دیگری نیز با شرکتهای اروپایی و شرکای خارجی در زمینه مواد پیشران، پهپاد، موشک، خودروهای زرهی و سامانههای پدافندی در حال شکلگیری است. عدد ۱۸۰ هزار گلوله در سال به تنهایی تصویری از یک کارخانه جدید میدهد، اما اهمیت واقعی آن زمانی مشخص میشود که بدانیم چنین خطی فقط با نصب چند دستگاه تولیدی ایجاد نمیشود و نیازمند زنجیرهای از مواد اولیه، نیروی متخصص، مواد منفجره، پیشران، کنترل کیفیت، انبارهای ایمن و شبکه حملونقل است.
جنگ اوکراین محاسبات مهمات اروپا را تغییر داد
اروپا برای چند دهه پس از پایان جنگ سرد، بخش بزرگی از صنایع دفاعی خود را بر تولید تجهیزات پیشرفته با تیراژ محدود متمرکز کرده بود. این مدل برای شرایطی مناسب است که جنگ احتمالی کوتاه باشد و مصرف مهمات در سطح محدود باقی بماند، اما جنگ فرسایشی محاسبه متفاوتی دارد. توپخانه در چنین جنگی فقط چند شلیک در روز انجام نمیدهد و سامانههای پدافندی نیز ممکن است طی مدت کوتاهی تعداد قابل توجهی موشک مصرف کنند. پهپادها نیز حجم مصرف مهمات و رهگیرها را افزایش دادهاند، زیرا هر دو طرف تلاش میکنند با استفاده از اهداف ارزانتر، فشار بیشتری بر سامانههای دفاعی طرف مقابل وارد کنند. گزارش رویترز در شهریورماه درباره تغییر رویکرد اروپا به سمت موشکها و رهگیرهای ارزانتر نیز به همین مسئله اشاره میکند: کشورهای اروپایی به این جمعبندی رسیدهاند که ذخایر محدود سلاحهای بسیار گرانقیمت در یک جنگ طولانی بهسرعت کاهش مییابد و تولید انبوه تجهیزات ارزانتر باید در کنار سامانههای پیشرفته ادامه پیدا کند.
این تغییر نگاه فقط به گلوله توپخانه محدود نیست. موشکهای پدافندی، راکتها، مهمات هواپرتاب، مینها، مواد پیشران و حتی قطعات یدکی خودروهای زرهی نیز وارد همین محاسبه شدهاند. ارتش مدرن مجموعهای از تجهیزات گرانقیمت دارد که برای حفظ آمادگی خود به قطعات مصرفی وابستهاند. اگر یک کارخانه تولید پیشران تعطیل باشد، افزایش تعداد لانچرها مشکل را حل نمیکند؛ اگر ظرفیت تولید چاشنی پایین باشد، انبارکردن پوکه و مواد منفجره بهتنهایی ظرفیت رزمی ایجاد نمیکند. قدرت صنعتی دفاعی در حقیقت حاصل اتصال همه این حلقهها به یکدیگر است و به همین علت کشورهای اروپایی حالا فقط درباره خرید سلاح حرف نمیزنند و به سراغ ظرفیت تولید نیز رفتهاند.
ناتو نیز تلاش کرده بخشی از این مسئله را از مسیر پروژههای مشترک حل کند. پروژه GENIFR برای مهمات ۱۵۵ میلیمتری یکی از نمونههاست و در کنار آن، چند کشور عضو در پروژه مشترک توسعه قابلیتهای حمله دقیق زمینی و موشکهای دوربرد مشارکت کردهاند. ناتو اعلام کرده که قراردادهای چارچوبی جدیدی برای خرید مهمات ۱۵۵ میلیمتری و مهمات سرگردان نیز منعقد شده است. تفاوت مهم این مدل با خرید سنتی این است که کشورهای عضو تلاش میکنند بخشی از ریسک توسعه و تولید را مشترک تحمل کنند و از یک بازار بزرگتر برای افزایش تیراژ استفاده کنند.
لهستان برای این مدل یک نمونه قابلتوجه است، زیرا همزمان با خرید گسترده تجهیزات نظامی، روی ایجاد زنجیره تولید داخلی نیز تمرکز کرده است. بر اساس گزارش رویترز، همکاری شرکتهای لهستانی با شرکتهای جمهوری چک، استونی، فرانسه، بریتانیا و دیگر شرکای اروپایی به حوزههایی مانند مهمات، مواد پیشران، پهپاد و پدافند هوایی کشیده شده است. این رویکرد یک تفاوت مهم با خرید مستقیم تجهیزات خارجی دارد: در قرارداد خرید، ارتش در درجه اول محصول دریافت میکند، اما در قرارداد صنعتی بلندمدت، کشور تلاش میکند بخشی از توان تولید، دانش فنی و زنجیره تأمین را نیز در داخل یا در منطقه نزدیک خود مستقر کند.
این موضوع برای ارتشهای اروپایی که نگران اختلال در تجارت جهانی هستند اهمیت ویژهای دارد. یک جنگ طولانی، بحران دریایی، تحریم، بستهشدن مسیرهای حملونقل یا حتی افزایش ناگهانی تقاضای جهانی میتواند زنجیره تأمین یک سلاح را تحت فشار قرار دهد. اگر چند کشور همزمان به یک تولیدکننده خارجی وابسته باشند، ظرفیت آن شرکت ممکن است برای تأمین همه سفارشها کافی نباشد. ایجاد خطوط تولید در چند کشور اروپایی، بخشی از این ریسک را میان چند نقطه تقسیم میکند و زمان انتقال مواد و محصول را نیز کاهش میدهد.
بازگشت کارخانههای مهمات به قلب اروپا
آنچه امروز در لهستان، جمهوری چک، آلمان، رومانی، کشورهای بالتیک و دیگر نقاط اروپا دیده میشود، در حقیقت بازگشت صنعت دفاعی به مفهومی است که پس از جنگ سرد برای بسیاری از کشورهای اروپایی اهمیت خود را از دست داده بود: ظرفیت تولید در زمان بحران. شرکتهای دفاعی اروپایی در سالهای اخیر به سمت ایجاد خطوط جدید مهمات رفتهاند و بعضی پروژهها نیز با انتقال فناوری از شرکتهای بزرگتر به تولیدکنندگان داخلی اجرا میشوند. در لهستان، همکاری Niewiadów با شرکای آمریکایی و سنگاپوری برای تولید مهمات ۱۵۵ و ۴۰ میلیمتری نیز نمونه دیگری از همین روند است؛ ظرفیت هدف اعلامشده برای کارخانه ۱۵۵ میلیمتری این مجموعه ۱۸۰ هزار گلوله در سال و برای مهمات ۴۰ میلیمتری تا ۴۸۰ هزار گلوله عنوان شده است.
اهمیت این روند را نباید فقط با تعداد گلولههای تولیدشده سنجید. کارخانه مهمات، بهخصوص کارخانهای که قرار است در شرایط بحران نیز تولید خود را ادامه دهد، بخشی از زیرساخت راهبردی یک کشور محسوب میشود. محل کارخانه، ذخیره مواد اولیه، امنیت خطوط تولید، دسترسی به برق و انرژی، مسیرهای حملونقل، انبار مهمات و مواد منفجره و حتی امکان تعمیر سریع ماشینآلات همه در طراحی آن اهمیت دارند. اگر یک کشور فقط ظرفیت مونتاژ داشته باشد، اما مواد اولیه یا پیشران را از خارج دریافت کند، استقلال صنعتی آن کامل نیست؛ به همین علت پروژههای جدید اروپا بهتدریج از تولید خود گلوله به تولید مواد پیشران و اجزای دیگر نیز گسترش پیدا میکنند.
اروپا البته هنوز با یک چالش جدی روبهرو است: افزایش ظرفیت تولید زمان میبرد. ساخت کارخانه، دریافت مجوز، تأمین ماشینآلات، آموزش نیروی متخصص و ایجاد زنجیره تأمین در حوزهای مانند مهمات چند ماهه انجام نمیشود. از طرف دیگر، شرکتهای دفاعی باید مطمئن باشند که سرمایهگذاری آنها فقط برای یک موج کوتاه سفارش نیست و قراردادهای چندساله وجود خواهد داشت. به همین علت دولتها در تلاشاند با قراردادهای چندملیتی و خریدهای بلندمدت، بازار لازم برای ادامه فعالیت این کارخانهها را ایجاد کنند.
تصویری که از اروپا در حال شکلگیری است، بیشتر از آنکه به معنی بازگشت به اقتصاد جنگی باشد، نشاندهنده تغییر محاسبه نظامی درباره مفهوم آمادگی است. ارتشی که صدها توپخانه مدرن در اختیار دارد، برای استفاده از آنها به مهمات نیاز دارد؛ نیروی هوایی که جنگنده پیشرفته دارد، بدون ذخیره مناسب موشک و قطعات یدکی نمیتواند عملیات طولانی انجام دهد و پدافندی که سامانههای پیچیده در اختیار دارد، بدون تولید مداوم رهگیر با مشکل مواجه خواهد شد. جنگ اوکراین این فاصله میان «داشتن سلاح» و «توان ادامه جنگ» را برای اروپا قابل مشاهده کرده است و واکنش فعلی، سرمایهگذاری دوباره روی همان بخش صنعتی است که سالها کمتر دیده میشد.
پروژههای جدید ۱۵۵ میلیمتری، قراردادهای مشترک ناتو و سرمایهگذاری لهستان نشان میدهند که مهمات دوباره به یکی از شاخصهای اصلی قدرت نظامی اروپا تبدیل شدهاند. تفاوت امروز با دوران جنگ سرد این است که این ظرفیت قرار نیست فقط در یک کشور متمرکز شود؛ ناتو به سمت شبکهای از کارخانهها، استانداردهای مشترک و قراردادهای چندملیتی حرکت کرده است تا تولید در صورت بروز بحران بتواند در چند نقطه ادامه پیدا کند. اگر این پروژهها طبق برنامه پیش بروند، نتیجه فقط افزایش تعداد گلولههای موجود در انبارها نخواهد بود؛ اروپا به سمت ایجاد یک زنجیره صنعتی دفاعی میرود که هدف آن کوتاهکردن فاصله میان کارخانه و میدان نبرد و بالا بردن توان جایگزینی مهمات مصرفشده در یک جنگ طولانی است.
گزارش خطا
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟