بازخوانی تاریخ/ایرانی ها چطور با تریاک آشنا شدند؟
به گزارش تابناک، داستان مدرن تریاک در ایران را باید از میانههای سلطنت ناصرالدینشاه آغاز کرد، از همان سالهایی که میرزا تقیخان امیرکبیر دستور کاشت خشخاش در حومهٔ تهران را برای صدور به بازارهای خارجی صادر کرد.
این تصمیم که در آغاز صرفاً یک راهکار اقتصادی برای جبران کسری خزانه بود، ده سال بعد به موجی همهگیر بدل شد؛ از دههٔ ۱۲۳۹ خورشیدی صادرات گستردهٔ تریاک آغاز شد و تا اواخر سلطنت ناصرالدینشاه در اوج ماند.
ابریشم که تا آنزمان صادرات نخست ایران بود، با فاصلهٔ زیادی به رتبهٔ دوم عقب رفت، چه رسد به مخمل و شال و دیگر دستبافتههایی که دیگر به صرفه نبودند.

گزارشهای کنسولی بریتانیا از جمله گزارش آقای بیرینگ در سال ۱۸۸۱ دربارهٔ تجارت و کشت تریاک، و یادداشتهای کنسول آبوت دربارهٔ اقتصاد و جامعهٔ ایران در سالهای ۱۸۴۷ تا ۱۸۶۶، بهروشنی نشان میدهند که چگونه شبکههای تجاری ایرانی، در رقابت با سیاستهای انحصارطلبانهٔ بریتانیا در هند، تریاک ایرانی را از راه آسیای میانه به بازار داخلی چین میرساندند؛ مسیری که سالها پیش از رسمیتیافتن مفهوم اقتصاد جهانی، ایران را به یکی از قطبهای تجارت افیون در اقیانوس هند بدل کرده بود. کیفیت بالای تریاک ایرانی، بهویژه در بازار چین، یکی از عوامل اصلی موفقیت این تجارت بود؛ نکتهای که در بیشتر روایتهای داخلی کمتر به آن پرداخته شده است.
با گسترش صادرات، مصرف داخلی نیز افزایش یافت و اعتیاد دامنگیر بخش بزرگی از جامعه شد. سفرنامهنویسان و دیپلماتهای غربی که در این دوره به ایران آمدند، از جمله همسران کنسولها و وزرای مختار بریتانیا مانند لیدی شیل که سالهای ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۳ را در ایران گذراند، یا ایزابلا برد که در سفر زمستانی خود از بغداد به تهران چهرهٔ اجتماعی ایران را ثبت کرد،
بارها به شیوع مصرف تریاک در میان طبقات میانی و مسن جامعه اشاره کردهاند. جرج ناتانیل کرزن نیز در کتاب مشهور خود دربارهٔ ایران و مسئلهٔ ایران، بخش قابل توجهی را به همین موضوع اختصاص داده است.

پیش از این دوره نیز، در عصر صفوی، جهانگردانی مانند جملی کارری از قهوهخانهها و مکانهای ویژهٔ «کوکنارکشی» یاد کرده و نوشته بود که مردم پس از چند پیمانه، به مزاح و شوخی روی میآوردند بیآنکه این خوشگذرانی هرگز به نزاع بینجامد.
وافور، شیرهکشخانه و فرهنگ مصرف
آنچه امروز بهعنوان مصرف تریاک با وافور شناخته میشود، پدیدهای به نسبت متأخر است. باستانشناسان با کشف حقهای چهارهزارساله در دشت گرگان، مزین به نقش گل خشخاش، نشان دادند که مصرف این ماده در فلات ایران ریشهای بسیار کهنتر از دورهٔ قاجار دارد، اما شیوهٔ رایج دود کردن تریاک با ابزاری به نام وافور و نگاری، ساخته و پرداختهٔ چین بود که از راه هند به ایران رسید و از آغاز سلطنت ناصرالدینشاه در میان ایرانیان باب شد.
شیرهکشخانهها که از سدهٔ شانزدهم میلادی در ایران فعالیت داشتند، به تدریج به مکانهایی برای گردهمایی اجتماعی بدل شدند؛ خاطرهنویسانی از دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ حتی از حضور بساط تریاک و وافور در مجالس روضهخوانی یاد کردهاند، جایی که میزبان به همین وسیله از مستمعان خود پذیرایی میکرد. این تصویر از تنیدگی تریاک در بافت اجتماعی روزمره، از مجالس عزاداری تا دیدارهای خانوادگی، بخشی است که در گزارشهای رسمی دولتی کمتر بازتاب مییابد، اما در خاطرات مردمی و مردمنگاریهای محلی بهوفور دیده میشود.
مشروطهخواهان در برابر تریاک
با پیروزی جنبش مشروطه و ورود مشروطهخواهان به تهران، برای نخستین بار اعتیاد به تریاک از منظر سیاسی و اجتماعی بهعنوان یکی از علل بیماری کشور مطرح شد. حسین کوهی کرمانی، شاعر و روشنفکر اصلاحطلب آن دوران، در خاطرات خود مینویسد که مشروطهخواهان پس از تصرف تهران دست به یک مبارزهٔ جدی با تریاک و «تریاکیها» زدند و مأموران و داوطلبانی را برای شناسایی و تعطیلی مراکز مصرف در جنوب تهران گسیل داشتند؛ همان مناطقی که یک قرن بعد نیز صحنهٔ برخوردهای مشابه شهرداری تهران با معضل اعتیاد بودند. این مبارزه، اما در چارچوب قانونی مدون نبود و بیشتر جنبهٔ نمایشی و موضعی داشت.
نخستین گامهای قانونی جدی از دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی برداشته شد. در سال ۱۳۰۱ قانون منع واردات مواد مخدر به ایران به تصویب رسید و نظارت بر اجرای آن به عهدهٔ مأموران گمرک و شهربانی گذاشته شد. سه سال بعد، در سال ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی در دورهٔ پنجم برای نخستینبار استعمال علنی تریاک، الکل و دیگر مواد مخدر را جرمانگاری کرد.
اما تناقضی آشکار در همان سالها رخ نمود: در سال ۱۳۰۵، هشت درصد از درآمد دولت از راه فروش شیرهٔ تریاک به معتادان و مصرفکنندگان تأمین میشد، چرا که وزارت دارایی وقت، تریاک را یک منبع درآمد تازه میدید نه صرفاً یک معضل اجتماعی.
قانون انحصار دولتی تریاک و کارت سوخته
نقطهٔ عطف این سیاست دوگانه، تصویب قانون «انحصار دولتی تریاک» در تیرماه ۱۳۰۷ بود. بر اساس مذاکرات مجلس شورای ملی در جلسات ۲۶۱ و ۲۶۴ آن دوره، دولت کلیهٔ معاملات، نگهداری، فرآوری، حملونقل و صدور تریاک را در داخل و خارج کشور در انحصار خود گرفت.

سال ۱۳۳۲ خرید تریاک توسط بنی خان منوچهری، رئیس کمیسیون خرید تریاک در سرپل ذهاب
از آن پس کشت خشخاش تنها با مجوز ادارهٔ مالیه ممکن بود و کشاورز موظف بود محصول برداشتشدهٔ خود را منحصراً به همین اداره بفروشد
. نکتهٔ کمتر شناختهشدهٔ این قانون، مادهٔ دومش بود که عملاً دولت را در ترویج مصرف تریاک شریک میکرد: بر اساس این ماده، دولت سوختهٔ تریاک را از دودکنندگان به قیمتی مشخص، هر مثقال سه عباسی، بازخرید میکرد. به این ترتیب همان نهادی که قرار بود کشت و توزیع تریاک را محدود کند، عملاً با تضمین بازخرید سوخته، شمار معتادان را افزایش داد و ادارهٔ انحصارات را در سراسر کشور با شعبهها و پاسگاههای متعدد گسترش داد.
همزمان، فشار بینالمللی نیز رو به افزایش بود. در اسفند ۱۳۰۵ (مارس ۱۹۲۷) جامعهٔ ملل بحث محدودسازی جهانی کشت خشخاش و تولید تریاک را در دستور کار خود قرار داد. انتشار خبر این نشستها در ایران نگرانیهای اقتصادی جدی برانگیخت، چرا که بخش مهمی از اقتصاد کشور به صادرات تریاک وابسته بود. دولت ایران دستور صریحی به نمایندهٔ خود در مقر جامعهٔ ملل داد که هیچ تعهد یا قولی بدون تصویب مجلس شورای ملی نپذیرد؛ رویکردی که نشان میدهد حاکمیت ایران، حتی در برابر فشار نهادهای بینالمللی، حساسیت ویژهای به حفظ استقلال تصمیمگیری اقتصادی خود داشت.
جالب آنکه بنیانگذار سلسلهٔ پهلوی، رضاشاه، خود از مصرفکنندگان تریاک بود، حسین فردوست، دوست و ندیم نزدیک محمدرضا پهلوی، در خاطرات خود اشاره میکند که رضاخان تریاک میکشید، اما این کار را بیشتر با هدف معالجه توجیه میکرد. محمدرضا پهلوی نیز در روایتی که بعدها نقل شده، از عادت پدرش به کشیدن مقداری تریاک پیش از سان دیدن سخن گفته و این عادت را عاملی برای مقاومت بدنی او در برابر سرماخوردگی دانسته است؛ گزارشی که در کتاب گفتوگوهای من با شاه به قلم اسدالله علم ثبت شده. باورهای نادرست دربارهٔ خواص طبی تریاک، از دربار تا خانههای عادی مردم رواج داشت و همین باور غلط، یکی از عوامل مهم تداوم و گسترش اعتیاد در دهههای بعد بود.
با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تولید و قاچاق تریاک نهتنها متوقف نشد بلکه در ابعادی گسترده ادامه یافت. حضور نیروهای متفقین، بهویژه سربازان و ملوانان آمریکایی، نگرانی دولت ایالات متحده را دربارهٔ سلامت نیروهایش برانگیخت. در مردادماه ۱۳۲۳ (اوت ۱۹۴۴)، دولت آمریکا یادداشتی رسمی به وزارت امور خارجهٔ ایران ارسال کرد و با ارجاع به قانون عمومی شمارهٔ ۴۰۰ کنگرهٔ آمریکا، خواستار محدودسازی فوری کشت خشخاش در ایران تنها به میزان نیازهای پزشکی و علمی شد.
این یادداشت همچنین پیشنهاد کرد که در یک کنفرانس بینالمللی محدودسازی خشخاش، سهم منصفانهای برای ایران در بازار جهانی تریاک در نظر گرفته شود و کارشناسان کشاورزی آمریکایی نیز برای کمک به گذار از کشت خشخاش به محصولات دیگر در اختیار دولت ایران قرار گیرند.
نتیجهٔ این فشارها، در دهم فروردین ۱۳۲۵ (۱۰ آوریل ۱۹۴۶) به صدور فرمانی برای ممنوعیت کشت خشخاش پس از برداشت محصول همان سال انجامید. دولت ایران در ۲۶ خرداد همان سال مصرف تریاک را غیرقانونی اعلام کرد و از اول آذرماه فروش آن به عموم مردم را نیز ممنوع کرد.
نخستوزیر وقت ایران در گفتوگویی با یکی از مقامات سفارت آمریکا در آبان ۱۳۲۷ تأکید کرد که از آن پس ایران تریاک را تنها برای مصارف دارویی صادر خواهد کرد و صدور آن به خاور دور را بهکلی متوقف میسازد. اما این ممنوعیت مطلق دیری نپایید؛ در ۲۸ اسفند ۱۳۲۷ (۱۹ مارس ۱۹۴۹) هیئت وزیران ایران فرمان ممنوعیت سال ۱۳۲۵ را لغو کرد، هرچند تولید تریاک را به میزان نیازهای علمی و پزشکی داخلی و بینالمللی محدود ساخت.
سرانجام در ۱۵ مهر ۱۳۳۴ (۷ اکتبر ۱۹۵۵) مجلس شورای ملی قانونی را به تصویب رساند که بر اساس آن کشت خشخاش بهطور کامل ممنوع شد؛ تصمیمی که در مذاکرات جلسات ۹۲ و ۹۶ دورهٔ دوم مجلس سنا نیز بازتاب گستردهای یافت.
آمارهای موجود از دههٔ ۱۳۳۰ تصویر گویایی از دامنهٔ این معضل به دست میدهند: تا سال ۱۳۳۴ ایران نزدیک به یکونیممیلیون معتاد تریاک داشت، رقمی معادل حدود هشت درصد جمعیت کشور، و صادرات قانونی تریاک ایران به تنهایی یکششم بازار جهانی تریاک مجاز را تشکیل میداد، بیآنکه صادرات غیرقانونی آن به حساب آید.
با اجرای ممنوعیت ۱۳۳۴، بازار سیاهی پرشتاب شکل گرفت که ترکیه، افغانستان و پاکستان را به شرکای اصلی تجارت غیرقانونی تریاک با ایران بدل کرد. تلاش برای مهار مرزها موفقیت محدودی داشت و برخی قاچاقچیان، بهجای تریاک که بهآسانی کشف میشد، به هروئین که در بستههای کوچکتر و پنهانتر جابهجا میشد روی آوردند.
جمعیت معتادان تریاک در همین دوره به حدود سیصدوپنجاههزار نفر کاهش یافت، اما گروه تازهای از پنجاههزار معتاد به هروئین و مصرفکنندگان مواد سبکتر بر آن افزوده شد.
فقدان همکاری متقابل ترکیه و افغانستان در کنترل کشت خشخاش، همراه با زیانهای ارزی ناشی از تجارت غیرقانونی، سرانجام محمدرضا پهلوی را در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) به تصمیمی متناقض با سیاست دو دهه پیشین واداشت: از سرگیری کشت داخلی تریاک، آنهم با این توجیه که ایران کنترل شدیدی بر تولید اعمال خواهد کرد و تنها در صورت پذیرش ممنوعیت مشابه از سوی ترکیه و افغانستان، تولید را متوقف خواهد ساخت.
دو دهه پیش از این چرخش، سازمان ملل متحد نیز در سال ۱۳۲۸ نشستی برگزار کرده بود که بر اساس آن سهمیهٔ کشت خشخاش و تولید تریاک میان کشورهای تولیدکننده از جمله لائوس، برمه، پاکستان، هند، ترکیه، افغانستان و ایران تقسیم شد؛ سهم ایران از این توافق بینالمللی بیستوپنج درصد تعیین شده بود، رقمی که ایران پس از انقلاب اسلامی دیگر از آن استفاده نکرد.
عصر کوپن؛ تریاک دولتی برای «بیماران معتاد»
بازگشت کشت خشخاش، نظام تازهای از مدیریت اعتیاد را نیز به همراه آورد. در سال ۱۳۴۹، تحت شرایط خاص، تولید و فروش تریاک به معتادانی که بهرسمیت «بیمار» شناخته میشدند از سر گرفته شد؛ کسانی که واجد شرایط بودند کارت سهمیهٔ تریاک دریافت میکردند. معتادان در این طرح به دو گروه ثبتنامشده یا کوپندار، و معتادان غیرقانونی تقسیم شدند؛ گروه نخست را عمدتاً کسانی تشکیل میدادند که سن بالای شصت سال داشتند،
هرچند برخی گزارشها این سقف سنی را پنجاه سال ذکر کردهاند. تا خرداد ۱۳۵۴، رقم ثبتنامکنندگان برای دریافت تریاک به ۱۶۹ هزار و ۵۱۲ نفر رسید که مصرف سالانهٔ آنان را تا ۱۸۰ تن افیون بالا میبرد.
در همین سالها، اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی شاه، ریاست یکی از کنفرانسهای بینالمللی مبارزه با مواد مخدر را بر عهده گرفت و ژاندارمری کشور بارها کشف و امحای هزاران تن تریاک را در رسانهها اعلام کرد. با این حال، این اقدامات نمایشی نتوانست از حجم واقعی ترانزیت مواد مخدر از خاک ایران به سوی اروپا بکاهد و ایران همچنان یکی از امنترین مسیرهای این تجارت به شمار میرفت.
پروندهٔ رسوایی یکی از نزدیکان دربار در سوئیس، که به بازداشت او در ژنو به اتهام قاچاق تریاک انجامید و به دخالت شخصی شاه برای آزادی فوری او نیاز پیدا کرد، یکی از نمونههای آشکار این تناقض میان تبلیغات رسمی و واقعیت پشتپرده بود.
قانون سال ۱۳۴۷ که اجازهٔ کشت محدود خشخاش و صدور تریاک را میداد، در سالهای پس از انقلاب اسلامی هرگز رسماً لغو نشد، اما اجرای آن متوقف ماند. قوانین مصوب سال ۱۳۶۷ و اصلاحات پس از آن، کشت خشخاش را جز با مجوز ویژه برای اهداف علمی و دارویی ممنوع کردند و ایران به کنوانسیون بینالمللی مواد مخدر مصوب ۱۹۶۱ سازمان ملل نیز پیوست.
با اینهمه، بحث دربارهٔ بازگشت احتمالی کشت محدود خشخاش، بهویژه در مواجهه با موج بیسابقهٔ اعتیاد به مواد صنعتی، هنوز میان موافقان و مخالفان در جریان است؛ نشانهای از اینکه سایهٔ طولانی این محصول بر اقتصاد و جامعهٔ ایران، حتی یک قرن پس از نخستین قانون انحصار دولتی آن، هنوز بهطور کامل کنار نرفته است.