پای یک زنجیره بههمپیوسته ناترازی در میان است/ زمستان، آزمون سخت وزرای حوزه انرژی

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، ذخیره سوخت مایع برای نیروگاهها یکی از محورهای اصلی وزارت نفت شده؛ اقدامی که قرار است در صورت کاهش گازرسانی، مانع از اختلال در تولید برق شود، با این حال افزایش ذخایر گازوئیل و نفتکوره تنها یک طرف ماجراست؛ طرف دیگر ناترازی گاز است که همچنان پابرجاست و با کاهش ظرفیت فرآورش گاز، ابعاد تازهای پیدا کرده است.
وزیر نفت میگوید برای نیروگاهها و صنایع در فصل سرد، سوخت مایع کافی ذخیره شده تا اگر گاز کم آمد، چراغ نیروگاهها خاموش نشود. در ظاهر خبر امیدوارکننده است اما چرا اصلاً باید برای تأمین برق زمستان، روی سوخت جایگزین گاز حساب باز کنیم؟
بیشتر بدانیم:
ناترازی برق کم شد یا جابجا کردند؟!
هزینه پنهان بحران انرژی چقدر است؟
ماجرا وقتی جدیتر میشود که محسن پاکنژاد از خروج چهار پالایشگاه گازی از مدار، از دست رفتن حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت فرآورش و باقی ماندن بیش از ۱۲۰ میلیون مترمکعب کسری سخن میگوید؛ بنابراین مسئله فقط ذخیرهسازی چند میلیون لیتر سوخت نیست؛ پای یک زنجیره بههمپیوسته از ناترازی گاز، برق و سوخت در میان است.
۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز کجا رفت؟
وزیر نفت یک عدد بزرگ روی میز گذاشته؛ حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآورش گاز به دلیل خروج چهار پالایشگاه گازی از مدار از دست رفته است. به گفته او، صنعت نفت توانسته با استفاده از ظرفیت خالی پالایشگاههای دیگر، نزدیک به ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت را بازیابی کند، اما همچنان بیش از ۱۲۰ میلیون مترمکعب کسری باقی مانده است.
عددی که کوچک نیست
وقتی درباره چنین حجمی صحبت میکنیم دیگر با یک مشکل مقطعی و کوچک طرف نیستیم. این کسری به طور مستقیم میتواند روی نحوه توزیع گاز میان بخش خانگی، نیروگاهها و صنایع اثر بگذارد. البته ظرفیت فرآورش با تولید واقعی گاز یکی نیست و نباید این دو را یکی گرفت اما همین عدد رسمی نشان میدهد شبکه گاز کشور برای عبور از زمستان با حاشیه اطمینان بالایی روبهرو نیست. اگر گاز کافی نباشد چه چیزی باید جای آن را بگیرد؟
نوبت به نفتگاز میرسد
وزیر نفت میگوید ذخایر سوخت مایع نیروگاهها افزایش یافته و برای صنایع نیز نفتکوره و گازوئیل ذخیره شده تا در روزهای اوج مصرف گاز، کمبود تحویلی با سوخت جایگزین جبران شود. یعنی فعلاً چراغ نیروگاه خاموش نمیشود؟ ممکن است همینطور باشد و اتفاقاً ذخیرهسازی سوخت جایگزین میتواند یک اقدام احتیاطی منطقی برای جلوگیری از اختلال در تولید برق باشد اما مشکل زمانی شروع میشود که «راهکار اضطراری» آرامآرام جای «راهحل اصلی» را بگیرد.
نیروگاه حرارتی برای تولید برق به سوخت نیاز دارد؛ حالا اگر گاز نباشد، باید سراغ گازوئیل یا نفتکوره برود. یعنی بحران گاز الزاماً از بین نمیرود؛ فقط محل بروز آن تغییر میکند. پس باید دید این سوخت مایع برای چند روز ذخیره شده و در صورت طولانی شدن سرمای زمستان، چه اتفاقی خواهد افتاد.
ذخیره کافی یعنی دقیقاً چقدر؟
عبارت «سوخت مایع کافی ذخیره شده» در خبر بسیار امیدوارکننده است اما از نظر تحلیلی یک جای خالی بزرگ دارد: کافی برای چه مدت؟ چند روز تابآوری؟ این همان عددی است که باید از وزارت نفت پرسید. اگر نیروگاهها در شرایط عادی روزانه حجم مشخصی گاز مصرف میکنند و قرار باشد بخشی از این مصرف با گازوئیل یا نفتکوره جایگزین شود، ذخایر فعلی چند روز پاسخگوست؟
اگر موج سرمای شدید فقط چند روز طول بکشد، ذخایر میتوانند نقش ضربهگیر را بازی کنند. اما اگر سرما طولانی شود و مصرف خانگی و تجاری گاز بالا بماند، مسئله پیچیدهتر خواهد شد. اینجاست که «کافی بودن» باید به یک عدد قابل سنجش تبدیل شود. وزارت نفت اگر میگوید ذخایر کافی است، بهتر است صریح بگوید این ذخایر با فرض چه میزان مصرف و برای چه بازهای محاسبه شدهاند.
گاز کم میشود، برق چه میشود؟
ماجرا از وزارت نفت فراتر میرود و مستقیم به وزارت نیرو و ناترازی برق وصل میشود. بخش قابل توجهی از برق ایران در نیروگاههای حرارتی تولید میشود و این نیروگاهها برای ادامه فعالیت به سوخت نیاز دارند بنابراین هر اختلال جدی در تأمین گاز میتواند مستقیم معادله تولید برق را تحت فشار قرار دهد.
تابستان تمام، مسئله برق ناتمام!
زمستان همیشه داستانهای جذاب و گاهی ترسناک برای تعریف کردن دارد. اگر نیروگاهها نتوانند گاز مورد نیاز خود را دریافت کنند باید با سوخت مایع کار کنند و اگر آن هم با محدودیت مواجه شود، فشار دوباره به شبکه برق برمیگردد؛ بنابراین نمیتوان ناترازی گاز و ناترازی برق را دو پرونده جداگانه دید. آیا زیرساخت انرژی کشور به اندازه مصرف امروز و فردای ایران توسعه پیدا کرده؟
هزینه پنهان نفتکوره را چه کسی میدهد؟
ذخیره نفتکوره و گازوئیل میتواند مانع خاموشی نیروگاهها شود، اما این سوختها مجانی نیستند. وقتی نیروگاه از گاز طبیعی به سوخت مایع تغییر میکند، موضوع حمل، ذخیرهسازی، انتقال، مصرف و پیامدهای زیستمحیطی همه وارد معادله میشوند. بخصوص نفتکوره از منظر آلودگی هوا حساسیت بیشتری دارد و استفاده گسترده از آن میتواند هزینههای دیگری به جامعه تحمیل کند بنابراین اگر قرار است سوخت مایع نقش ضربهگیر زمستان را داشته باشد باید هزینه واقعی آن نیز در ارزیابی عملکرد دیده شود. ممکن است در پایان زمستان بگوییم «برق قطع نشد»، اما برای قطع نشدن برق چه مقدار هزینه اقتصادی و زیستمحیطی پرداخت شد؟
تفاوت مدیریت با حل بحران!
ذخیره سوخت، مدیریت مصرف، استفاده از ظرفیت پالایشگاههای دیگر و جایگزینی سوخت مایع همگی ابزارهای مهم مدیریت بحران هستند اما هیچکدام بهتنهایی به معنای حل ناترازی ساختاری انرژی نیستند. اگر هر سال با نزدیک شدن زمستان، کشور وارد مرحله ذخیرهسازی اضطراری شود، بخشی از گاز نیروگاهها محدود شود و صنایع برای دریافت سوخت جایگزین آماده شوند، ریشه مشکل کجاست؟ تولید گاز عقب مانده؟ مصرف بیش از ظرفیت رشد کرده؟ سرمایهگذاری کافی انجام نشده؟ یا زیرساخت فرآورش و انتقال نیاز به توسعه دارد؟ هرچه باشد یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت؛ ذخیره سوخت میتواند زمستان را مدیریت کند، اما بهتنهایی ناترازی را درمان نمیکند. این همان مرزی است که باید میان «مدیریت موفق بحران» و «حل موفق بحران» کشید.
زمستان میگذرد اما بحران کجا میرود؟
اینکه دولت برای روزهای سخت زمستان دست روی دست نگذاشته و ذخایر سوخت مایع را افزایش داده نکته مثبت ماجراست اما اگر این ذخایر بتوانند از توقف نیروگاهها و صنایع جلوگیری کنند، یک اقدام عملیاتی مهم انجام شده اما وقتی همزمان از ۲۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت ازدسترفته، جبران حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب و باقی ماندن بیش از ۱۲۰ میلیون مترمکعب کسری صحبت میشود، جامعه حق دارد بداند برنامه عبور از این شکاف چیست. اگر زمستان طولانیتر از پیشبینیها باشد، ذخایر تا کجا جواب میدهند؟ بالاخره چه زمانی قرار است خود ناترازی انرژی درمان شود؟ شاید امروز چراغها خاموش نشوند اما مسئله فردا این است که کشور برای روشن نگه داشتن همین چراغها تا کجا باید هزینه بدهد؟
مجلس نگران سوخت زمستان!
نگرانی درباره سوخت زمستانی فقط در وزارت نفت مطرح نیست؛ نمایندگان مجلس نیز در هفتههای اخیر تأمین سوخت نیروگاهها را یکی از نقاط حساس فصل سرد دانستهاند. رمضانعلی سنگدوینی، رئیس قرارگاه رفع ناترازی انرژی مجلس، از افزایش ذخایر گازوئیل به حدود ۳.۲ میلیارد لیتر خبر داده، اما همزمان گفته است با اولویت تأمین گاز بخش خانگی و تجاری، نیروگاهها در زمستان در اولویت دوم قرار میگیرند و بخشی از نیاز آنها باید با گازوئیل و نفتکوره تأمین شود.
ناترازی همچنان معضلی جدی!
مسئله فقط میزان سوخت ذخیرهشده نیست؛ مسئله این است که چرا از همین حالا برای جایگزینی گاز نیروگاهها برنامهریزی میشود؟ وقتی قرار است در ماههای سرد، بخشی از بار نیروگاهها از گاز طبیعی به سوخت مایع منتقل شود، یعنی ناترازی گاز همچنان آنقدر جدی است که نمیتوان تأمین پایدار سوخت نیروگاهها را بدیهی فرض کرد.
ذخیرهسازی گازوئیل و نفتکوره میتواند از منظر مدیریت بحران اقدامی ضروری باشد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: ذخیره سوخت، ناترازی گاز را حل نمیکند؛ فقط اجازه میدهد اثر آن فعلاً به شبکه برق منتقل نشود. به همین دلیل زمستان پیشرو فقط آزمون وزارت نفت نیست؛ آزمونی برای وزارتخانهها و تمام سازمان یا نهادهایی است که درگیر در حوزه انرژی هستند تا مشخص شود آیا میتوان بدون انتقال هزینه بحران از گاز به برق، صنعت و محیط زیست، فصل سرد را پشت سر گذاشت یا نه؟!


